﻿1
00:01:12,739 --> 00:01:14,115
‫بهم گفته بودن اون مُرده

2
00:01:14,157 --> 00:01:16,451
‫تو «یورک» کشته شده

3
00:01:16,493 --> 00:01:19,287
‫به نظر پسران رگنار با خودشون جنگ دارن

4
00:01:19,329 --> 00:01:21,039
‫هگموند مجبور شد تا در کنارشون بجنگه

5
00:01:21,081 --> 00:01:22,665
‫اون در بین کفار زندگی کرده

6
00:01:22,707 --> 00:01:24,834
‫فکر میکنی تغییر کرده؟

7
00:01:27,420 --> 00:01:28,505
‫بیارینش اینجا

8
00:01:30,298 --> 00:01:31,800
‫اسقف هگموند رو بیارید!

9
00:01:39,432 --> 00:01:41,142
‫بانوی من

10
00:01:41,768 --> 00:01:43,144
سرورم

11
00:01:47,190 --> 00:01:48,942
‫برخیز اسقف هگموند

12
00:01:52,028 --> 00:01:54,030
‫تو رو به اسارت گرفته بودن

13
00:01:54,072 --> 00:01:57,075
‫بله، من در جنگ بزرگ که
‫بین پسران رگنار بود جنگیدم

14
00:01:57,117 --> 00:02:00,578
‫پسرش، آیوار بی‌استخون پیروز جنگ شد

15
00:02:00,912 --> 00:02:02,705
‫آیوار رو می‌شناسم

16
00:02:02,747 --> 00:02:05,208
‫با رگنار لاثبروک اینجا اومد

17
00:02:05,250 --> 00:02:08,753
‫وقتی بچه بودم باهاش بازی می‌کردم

18
00:02:09,003 --> 00:02:11,756
‫و با اینحال، تو با پسرانی که
‫شکست خوردن برگشتی؟

19
00:02:11,798 --> 00:02:13,007
‫بله

20
00:02:13,133 --> 00:02:14,467
‫چرا؟

21
00:02:16,761 --> 00:02:17,887
‫اعلی‌حضرت؟

22
00:02:17,929 --> 00:02:20,223
‫چرا اومدن اینجا؟

23
00:02:25,395 --> 00:02:27,564
‫بهشون مسیر امن پیشنهاد دادم

24
00:02:30,984 --> 00:02:34,362
ساده‌تر از این هم میشه آدما رو گول زد؟ همم؟

25
00:02:36,322 --> 00:02:37,907
‫ما رو ببینین!

26
00:02:37,949 --> 00:02:41,244
‫از مرگ ترسی ندارم. با آغوش باز می‌پذیرمش

27
00:02:41,286 --> 00:02:43,830
‫ولی برای بچه‌هام خیلی زوده که بمیرن

28
00:02:43,872 --> 00:02:46,040
‫وارد یه تله شدیم

29
00:02:46,040 --> 00:02:48,418
‫اسقف هگموند بهمون خیانت کرد

30
00:02:48,459 --> 00:02:49,752
‫باورم نمیشه

31
00:02:49,794 --> 00:02:52,505
‫جور دیگه هم می‌تونست به خونه‌ش برسه؟

32
00:02:52,755 --> 00:02:54,507
‫یه کشتی لازم داشت

33
00:02:54,549 --> 00:02:56,050
‫خدمه لازم داشت

34
00:02:56,593 --> 00:02:58,136
‫ما جفتش رو بهش دادیم

35
00:02:58,178 --> 00:02:59,888
‫تصور کنین شاه آلفرد چقدر مشهور بشه،

36
00:02:59,888 --> 00:03:01,723
‫وقتی سرهای ما رو به ساکسون‌ها نشون بده

37
00:03:01,764 --> 00:03:06,561
‫و بهترین بخشش اینه که
‫خودمون دو دستی تقدیمش کردیم!

38
00:03:06,603 --> 00:03:09,856
‫هنوز باورم نمیشه که بهمون خیانت کرده

39
00:03:09,856 --> 00:03:14,027
‫و باروم نمیشه که لارگتای مشهور
‫گول عشق رو خورده

40
00:03:14,068 --> 00:03:16,696
‫خب، تو هیچوقت گول عشق رو نخوردی،

41
00:03:16,821 --> 00:03:18,198
‫خوردی بیورن؟

42
00:03:19,532 --> 00:03:22,744
‫رگنار همین‌جا زندانی و بهش خیانت شد

43
00:03:23,953 --> 00:03:26,539
‫و الان، همه‌ی ما هم همین‌جا می‌میریم

44
00:03:32,837 --> 00:03:36,466
‫یه پیک به سلامتی اسقف هگموند،

45
00:03:36,466 --> 00:03:40,178
‫وسیله‌ی تنبیه وایکینگ‌ها، و مرد خدا

46
00:03:40,428 --> 00:03:42,138
‫اسقف هگموند

47
00:03:57,195 --> 00:03:58,571
‫ای خدایان،

48
00:03:59,906 --> 00:04:02,575
‫چرا دوباره تصمیم گرفتید از جونم بگذرید؟

49
00:04:03,743 --> 00:04:05,495
‫نمی‌فهمم

50
00:04:06,537 --> 00:04:08,331
‫این یه جوکه؟

51
00:04:08,373 --> 00:04:11,084
‫اینکه زجر کشیدن من رو ببینید
‫باعث سرگرمی‌تون میشه؟

52
00:04:13,836 --> 00:04:16,381
‫من به چه درد این آدما می‌خورم؟

53
00:04:17,507 --> 00:04:20,301
‫خیلی تلاش کردم تا کاری کنم ببینن،

54
00:04:21,094 --> 00:04:22,887
‫ولی اونا نابینا هستن

55
00:04:28,059 --> 00:04:30,103
‫چرا جوابم رو نمیدین؟

56
00:04:31,729 --> 00:04:35,024
‫چرا عین قبلاً خودتون رو نشونم نمیدین؟

57
00:04:37,193 --> 00:04:39,070
‫شاید هیچوقت نشون ندادین

58
00:04:40,905 --> 00:04:42,740
‫شاید هیچوقت نشون ندادین

59
00:05:01,217 --> 00:05:03,011
‫بلند شین!

60
00:05:05,596 --> 00:05:06,973
‫برو!

61
00:05:09,851 --> 00:05:10,852
‫برو!

62
00:05:14,105 --> 00:05:15,565
‫می‌دونم کی هستین

63
00:05:15,565 --> 00:05:19,402
‫اگه قبول کنین در کنار ما،
‫علیه ارتش هموطن‌هاتون بجنگی،

64
00:05:19,444 --> 00:05:23,698
اونقدری احمق نیستم که پتانسیل شما رو
‫برای کشورم درک نکنم.

65
00:05:24,782 --> 00:05:26,492
‫شاید بجنگیم

66
00:05:26,534 --> 00:05:29,287
‫به شرطی که بهمون اجازه بدی تا در

67
00:05:29,329 --> 00:05:32,457
‫بخشی از آنگلیای شرقی که
‫شاه اکبرت بهمون داد ساکن بشیم

68
00:05:32,498 --> 00:05:35,710
‫من کاملاً تعهدات پدربزرگم رو اجرا میکنم

69
00:05:35,752 --> 00:05:40,423
‫ولی اول، شما باید در نبرد، ارزش و وفاداری
‫خودتون رو به آرمان ما نشون بدید

70
00:05:40,465 --> 00:05:42,425
‫اون زمین حق قانونی ماست

71
00:05:42,467 --> 00:05:44,260
‫پیشنهادتون رو قبول می‌کنیم

72
00:05:46,054 --> 00:05:47,347
‫خوشحالم

73
00:05:47,388 --> 00:05:51,517
‫اسقف هگموند بود که این پیشنهاد رو داد،
‫که از نظرم عاقلانه بود

74
00:05:54,354 --> 00:05:56,814
‫پس، تا زمانی که با هم متحد و دوست باشیم،

75
00:05:56,814 --> 00:05:59,025
‫آزادین که هر طور می‌خواین
‫از ویلای سلطنتی استفاده کنین

76
00:05:59,025 --> 00:06:01,402
‫خدمتکاران من خدمتکاران شما نیز خواهند بود

77
00:06:01,444 --> 00:06:04,489
‫آشپزخانه‌ها و انبارهای من
‫برای استفاده‌ی شما مهیا هستن

78
00:06:04,530 --> 00:06:06,491
‫انگار دو بچه‌ی کوچیک هم داری

79
00:06:07,617 --> 00:06:09,452
‫بذار مراقب اون‌ها هم باشیم

80
00:06:09,494 --> 00:06:11,621
‫ممنون لرد پادشاه

81
00:06:17,168 --> 00:06:20,421
‫ما علیه شما جنگیدیم،
‫و الان با همدیگه، در کنارتون می‌جنگیم.

82
00:06:20,463 --> 00:06:22,924
‫می‌دونم که پدربزرگم شاه اکبرت تایید می‌کرد،

83
00:06:22,965 --> 00:06:25,676
‫چون می‌دونم چه محبتی
‫نسبت به شاه رگنار داشت

84
00:06:38,439 --> 00:06:40,066
‫می‌تونم بهشون اعتماد کنم؟

85
00:06:40,066 --> 00:06:42,193
‫می‌تونین به لاگرتا اعتماد کنین

86
00:06:46,280 --> 00:06:49,200
‫اعلی‌حضرت، یه مسئله‌ی کوچیک

87
00:06:49,242 --> 00:06:50,326
‫بله؟

88
00:06:50,368 --> 00:06:52,078
‫مقام اسقفیم رو پس می‌خوام

89
00:06:52,078 --> 00:06:55,790
‫می‌خوام یک بار دیگه اسقف هگموند شربورن باشم

90
00:06:56,624 --> 00:06:59,168
‫اعلی‌حضرت، چون فکر می‌کردیم که شما مُردین،

91
00:06:59,210 --> 00:07:02,630
‫شاه وظیفه دونست تا جایگزینی بعنوان اسقف برگزینه

92
00:07:06,759 --> 00:07:09,679
‫و کی رو منصوب کردید؟

93
00:07:09,679 --> 00:07:12,265
‫دوست شریف‌تون، لُرد کاثرد

94
00:07:17,019 --> 00:07:19,564
‫لرد کاثرد کشیش نیست

95
00:07:19,605 --> 00:07:22,275
‫ولی حامی حکومت ماست

96
00:07:22,316 --> 00:07:24,110
‫بدین سبب، به این مقام ترفیع پیدا کرد!

97
00:07:24,152 --> 00:07:27,738
‫ولی من نمردم!

98
00:07:27,780 --> 00:07:31,909
‫پس، می‌تونین انتصاب‌شون رو بی‌اعتبار اعلام کنین

99
00:07:31,909 --> 00:07:34,328
‫ایکاش یجوری می‌تونستم

100
00:07:34,370 --> 00:07:36,622
‫لرد کاثرد تا کنون اراده‌شون رو برای

101
00:07:36,664 --> 00:07:38,499
‫مبارزه علیه قدرت روحانیون نشون دادن

102
00:07:38,541 --> 00:07:41,169
‫ولی متاسفانه، من هنوز اونقدری قدرتمند نیستم

103
00:07:41,210 --> 00:07:43,546
‫تا برکنارشون کنم، مخصوصاً بخاطر شما.

104
00:07:46,757 --> 00:07:49,135
‫چرا "مخصوصا"؟

105
00:07:49,135 --> 00:07:50,261
‫همه تا الان فهمیدن،

106
00:07:50,303 --> 00:07:52,555
‫که شما در جنگ با کافرها کشته نشدید،

107
00:07:52,597 --> 00:07:53,931
‫بلکه بهشون پیوستید

108
00:07:53,931 --> 00:07:55,349
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

109
00:07:55,391 --> 00:07:57,351
‫مدافع بزرگ جنگ‌های مسیحیت،

110
00:07:57,393 --> 00:08:00,771
‫نه به نام خدای ما، بلکه به نام خدایان کفار.

111
00:08:00,813 --> 00:08:04,734
‫من چیزی هستم که همیشه بودم...

112
00:08:04,734 --> 00:08:07,153
‫جنگجوی مسیح بر روی زمین،

113
00:08:08,613 --> 00:08:10,448
‫و براش می‌جنگم،

114
00:08:10,490 --> 00:08:14,577
‫در هر جا با هر کسی که اون بخواد.

115
00:08:14,577 --> 00:08:15,661
‫حرفت رو باور میکنم

116
00:08:15,703 --> 00:08:18,831
‫ولی متاسفانه، خیلیا هستن که نمی‌کنن

117
00:08:18,873 --> 00:08:20,541
‫و برای اونا، باید خودت رو ثابت کنی،

118
00:08:20,583 --> 00:08:24,295
‫قبل اینکه دوباره تو رو
‫اسقف اعظم کلیسای مقدس‌مون بکنم

119
00:08:52,406 --> 00:08:56,786
‫مردم من! مردم عزیز من!

120
00:08:56,786 --> 00:09:00,998
‫من این زن رو بعنوان همسر جدیدم انتخاب کرده‌ام

121
00:09:01,040 --> 00:09:04,168
‫اسمش فریدیس هست و
‫به زودی همتون اون رو بعنوان

122
00:09:04,210 --> 00:09:07,380
‫ملکه‌ی جدید کتگات خواهید شناخت!

123
00:09:17,765 --> 00:09:19,684
‫سلطنت همش یعنی همین

124
00:09:21,435 --> 00:09:24,021
‫شاه یه زن می‌گیره، وارث تولید میکنه،

125
00:09:25,189 --> 00:09:29,277
‫و بعد، از چشم اون، کتگات تا ابد برا اونه

126
00:09:29,318 --> 00:09:30,736
‫یه نقشه‌ی خوب

127
00:09:30,778 --> 00:09:32,321
‫جز یه چیز

128
00:09:32,363 --> 00:09:33,447
‫چه چیزی؟

129
00:09:36,325 --> 00:09:38,828
‫نمی‌تونه بچه‌ای تولید کنه

130
00:09:39,704 --> 00:09:41,747
‫اون بی‌استخونه

131
00:10:25,082 --> 00:10:26,876
‫می‌دونی چیه؟

132
00:10:26,917 --> 00:10:28,711
‫تو به خدایان توهین میکنی!

133
00:10:29,712 --> 00:10:31,797
‫چی؟

134
00:10:31,839 --> 00:10:34,675
‫خدایان منو دوست دارن! اینو می‌دونی

135
00:11:28,938 --> 00:11:30,481
‫سرورم هگموند

136
00:11:30,523 --> 00:11:32,108
‫برادر مسیحی من

137
00:11:32,149 --> 00:11:35,111
‫بیا بابت برگشتت هم رو در آغوش بگیریم
‫و خدا رو شکر کنیم

138
00:11:38,197 --> 00:11:40,866
‫لرد کاثرد،

139
00:11:40,908 --> 00:11:45,079
‫چقدر عجیبه که تو رو در چنین جایگاه...

140
00:11:48,290 --> 00:11:49,750
‫مقدسی می‌بینم.

141
00:11:50,668 --> 00:11:52,670
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم سودای،

142
00:11:52,712 --> 00:11:55,423
‫کلیسای مقدس‌مون رو داری

143
00:11:55,464 --> 00:11:58,092
‫به راستی که خدایان اسرارآمیز عمل میکنن،

144
00:11:58,134 --> 00:11:59,969
‫هگموند عزیز من

145
00:12:00,010 --> 00:12:02,012
‫ولی، مثل «سینت پائول» در راه دمشق،

146
00:12:02,054 --> 00:12:04,140
،من هم دچار دگرگونی شدم

147
00:12:04,181 --> 00:12:07,017
‫و دیدم که زندگی قبلیم منتهی به پوچی بود،

148
00:12:07,059 --> 00:12:10,146
‫و نیاز به رستگاری و لطف خداوند دارم،

149
00:12:10,187 --> 00:12:11,939
‫قبل اینکه خیلی دیر بشه

150
00:12:12,982 --> 00:12:14,775
‫هنوز برام سواله...

151
00:12:16,026 --> 00:12:18,779
‫که روی تابه‌ی سوزان دراز می‌کشی،

152
00:12:18,821 --> 00:12:22,491
‫یا خودت ،
‫یا چشمانت رو از کاسه در میاری،

153
00:12:22,533 --> 00:12:24,535
‫اگه خداوند بخواد،

154
00:12:25,619 --> 00:12:27,371
‫مثل من

155
00:12:27,413 --> 00:12:28,831
‫همش این فکر رو می‌کنم،

156
00:12:28,873 --> 00:12:31,083
‫که آرزوهای تو بیشتر دنیوی هستن،

157
00:12:31,125 --> 00:12:33,294
‫و کمتر مُقّدس هستند.

158
00:12:33,335 --> 00:12:36,213
‫هگموند، خودت هم همچین قدّیس نیستی

159
00:12:36,213 --> 00:12:38,549
‫خداوند از کشمکش‌های من باخبره

160
00:12:40,384 --> 00:12:44,472
‫مثل سرورمون من هم در بیابان
‫با شیطان در کشمکش بودم،

161
00:12:45,598 --> 00:12:48,309
‫ولی حداقل کشمکش‌های من روحانی هستن.

162
00:12:52,438 --> 00:12:53,856
‫می‌شناسمت

163
00:12:56,108 --> 00:12:58,486
‫تو دوست داری بخاطر این رداهای دوست‌داشتنی،

164
00:12:58,527 --> 00:13:00,821
‫اسقف اعظم بشی،

165
00:13:00,863 --> 00:13:04,116
‫و تجملات مقام والا...

166
00:13:07,077 --> 00:13:08,329
‫و قدرت.

167
00:13:08,370 --> 00:13:10,122
‫و اگه من این قدرت رو دارم،

168
00:13:10,164 --> 00:13:12,249
‫فکر میکنی با میل خودم ازش دست می‌کشم؟

169
00:13:12,291 --> 00:13:14,710
‫اینجا جایگاه منه!

170
00:13:14,752 --> 00:13:18,881
‫من اسقف واقعی شربورن هستم، نه تو

171
00:13:19,840 --> 00:13:22,927
‫تو یه ریاکار هستی،

172
00:13:22,968 --> 00:13:25,679
‫و باید کنار بکشی،

173
00:13:26,847 --> 00:13:29,016
‫قبل اینکه خداوند اینکارو بکنه!

174
00:13:36,190 --> 00:13:38,776
‫برعکس،
‫من معتقدم، من و سایرینی که با من هم‌نظرن،

175
00:13:38,818 --> 00:13:43,197
‫‫در برابر حملات شاه جدیدمون، داریم فرامین خدا رو
اجرا می‌کنیم و از کلیسا محافظت می‌کنیم

176
00:13:43,239 --> 00:13:44,657
‫تو از اینجا دور بودی

177
00:13:44,657 --> 00:13:47,159
‫مرگ شاه اثلولف مصیبت بزرگی برای وسکس بوده،

178
00:13:47,201 --> 00:13:49,578
‫و تاجگذاری پسرش رویداد بسیار خطرناکی‌ست،

179
00:13:49,620 --> 00:13:52,581
‫برای همه‌ی ما که به
‫کلیسای مقدس کاتولیک‌مون باور داریم،

180
00:13:52,623 --> 00:13:54,124
‫و آینده‌ی کشورمون.

181
00:13:55,501 --> 00:14:00,172
‫و پس، تو و این بقیه،

182
00:14:00,214 --> 00:14:02,633
‫دنبال سرنگونی آلفرد هستید؟

183
00:14:02,675 --> 00:14:05,719
‫هگموند، من این رو نگفتم

184
00:14:09,098 --> 00:14:10,891
‫نیاز نبود بگی

185
00:14:12,852 --> 00:14:14,103
‫گفتگوی ما تمومه

186
00:14:14,103 --> 00:14:16,689
‫متاسفم که سفرت به اینجا بی‌فایده بود

187
00:14:16,689 --> 00:14:19,149
‫من اسقف شربورن هستم، و خواهم بود،

188
00:14:19,191 --> 00:14:20,860
‫به فیض و مرحمت خدا!

189
00:14:24,029 --> 00:14:25,614
‫محصولی نداریم

190
00:14:28,826 --> 00:14:30,077
‫غذایی نداریم

191
00:14:32,121 --> 00:14:33,622
‫چیزی برای خوردن نداریم

192
00:14:38,127 --> 00:14:40,337
‫از این زمستون زنده نمی‌مونیم!

193
00:14:44,383 --> 00:14:45,718
‫فرودی!

194
00:14:45,718 --> 00:14:47,511
‫چی میخوای؟

195
00:14:47,553 --> 00:14:49,305
‫هر کسی که اینجاست می‌خواد تظاهر کنه

196
00:14:49,346 --> 00:14:51,140
‫که مرگ ثورگریم یه حادثه بود

197
00:14:51,140 --> 00:14:54,018
‫حادثه نبود! تو کشتیش!

198
00:14:54,059 --> 00:14:55,853
‫تو برادرم رو کشتی!

199
00:14:55,895 --> 00:14:58,772
‫و می‌خوام به جفت‌تون یادآوری کنم
‫که حقیقت رو می‌دونم!

200
00:14:58,814 --> 00:15:01,525
‫ما نکشتیمش

201
00:15:01,567 --> 00:15:03,944
‫اینو تو کله‌ی پوکت فرو کن!

202
00:15:03,986 --> 00:15:05,779
‫فرودی، تو پسر خوبی هستی

203
00:15:07,615 --> 00:15:11,660
‫همونطور که برادرت بود،
‫همونطور که پسرم بول بود

204
00:15:11,702 --> 00:15:14,163
‫ولی اگه یه بار دیگه با من اینطوری صحبت کنی،

205
00:15:14,163 --> 00:15:17,374
‫این جامعه یه پسر خوب دیگه
‫رو هم از دست میده

206
00:15:17,416 --> 00:15:20,502
‫تو به فکر این جامعه نیستی ایویند

207
00:15:20,544 --> 00:15:22,087
‫به فکرم

208
00:15:22,129 --> 00:15:24,924
‫بیشتر از چیزی که می‌دونی به فکرم

209
00:15:24,965 --> 00:15:26,634
‫و بیشتر از اون فلوکی کسخل!

210
00:15:35,768 --> 00:15:38,646
‫همشون فکر میکنن که من دروغ می‌گفتم،

211
00:15:38,687 --> 00:15:43,067
‫که دروغ می‌گفتم تا ‫با دلایل احمقانه‌ی خودم
همتون رو تطمیع کنم که به اینجا بیاید

212
00:15:44,026 --> 00:15:47,154
‫یا اینکه من دیوانه‌ام

213
00:15:49,615 --> 00:15:51,659
‫و شاید حق با اوناست

214
00:15:54,787 --> 00:15:57,039
‫اگه هیچوقت خدایان رو ندیده باشم چی؟

215
00:15:59,291 --> 00:16:01,835
‫اگه همش توهم بوده چی؟

216
00:16:01,877 --> 00:16:04,171
‫اگه حق با اوبه بود چی؟

217
00:16:04,213 --> 00:16:08,425
‫شاید من فقط یه پیرمرد احمق و خنگم!

218
00:16:09,301 --> 00:16:11,720
‫خدایان اینجا نیستن

219
00:16:11,762 --> 00:16:13,639
‫اینجا نیستن!

220
00:16:45,754 --> 00:16:47,756
‫- کجا بودی؟
‫- نه

221
00:16:50,843 --> 00:16:52,761
‫شربورن

222
00:16:52,803 --> 00:16:54,346
‫که قبلاً اسقفش بودم

223
00:16:54,388 --> 00:16:56,181
‫رفتم جانشینم رو ببینم

224
00:17:04,398 --> 00:17:06,150
‫چی شده؟

225
00:17:06,191 --> 00:17:07,818
‫می‌خوان بکشنش

226
00:17:07,860 --> 00:17:10,237
‫کی رو می‌خوان بکشن؟

227
00:17:10,279 --> 00:17:12,948
‫میخوان آلفرد رو بکشن

228
00:17:12,990 --> 00:17:15,075
‫میخوان شاه رو بکشن

229
00:17:36,388 --> 00:17:38,057
‫شاهدخت الثویث

230
00:17:39,099 --> 00:17:40,225
‫بانوی من

231
00:17:41,518 --> 00:17:44,354
‫حتماً سفر دراز و سختی داشتی

232
00:17:44,396 --> 00:17:46,482
‫می‌تونم شما رو به پسر بزرگم،

233
00:17:46,523 --> 00:17:48,317
‫شاهزاده اثلرد معرفی کنم؟

234
00:17:48,358 --> 00:17:50,110
‫سرورم

235
00:17:50,152 --> 00:17:52,112
‫باید بیاید داخل و استراحت کنید

236
00:17:52,154 --> 00:17:54,573
‫و بعد، شاه رو خواهی دید

237
00:17:56,283 --> 00:17:59,828
‫بهمون گفتی که تعهد شاه اکبرت رو اجرا میکنی

238
00:18:01,038 --> 00:18:04,041
‫که زمین‌هایی که حق ما هستن رو بهمون میدی

239
00:18:04,124 --> 00:18:06,043
‫اگه یادتون بیاد، بهتون گفتم اول باید

240
00:18:06,085 --> 00:18:07,753
‫ارزش‌تون رو برای ما ثابت کنید.

241
00:18:07,753 --> 00:18:10,047
‫نیاز نیست هیچی رو ثابت کنیم!

242
00:18:10,089 --> 00:18:11,381
‫این حق قانونی ماست!

243
00:18:11,423 --> 00:18:15,010
‫بیا، در حضور ما شاه اکبرت امضاش کرده!

244
00:18:18,931 --> 00:18:22,017
‫پدربزرگم هیچ اختیاری نداشته
‫که بهتون زمینی بده

245
00:18:22,101 --> 00:18:24,728
‫قبلش تاج و تخت رو به پدرم واگذار کرده بود،

246
00:18:24,770 --> 00:18:27,231
‫که چند روز قبل رسیدن‌تون در اینجا تاجگذاری کرد

247
00:18:28,148 --> 00:18:30,192
‫پس، همش فقط یه دروغ بود؟

248
00:18:34,571 --> 00:18:36,865
‫ولی الان، شما شاه هستید

249
00:18:39,326 --> 00:18:41,286
‫پس، می‌تونید برای ما امضاش کنید

250
00:18:41,328 --> 00:18:43,997
‫و می‌تونید همین الان اون زمین‌ها رو به ما بدید

251
00:18:45,124 --> 00:18:47,376
‫در حرف می‌تونم آره

252
00:18:47,417 --> 00:18:48,794
‫یعنی چی؟

253
00:18:48,836 --> 00:18:52,172
‫اینجا آدم‌های مهمی هستن،
‫که نمی‌خوان من به کسانی زمین بدم،

254
00:18:52,214 --> 00:18:54,675
‫که در گذشته بهمون حمله  کردن.

255
00:18:54,716 --> 00:18:58,053
‫پس، چرا باید براتون بجنگیم،
‫وقتی هر چیزی که میگین فقط یه دروغه؟

256
00:18:58,095 --> 00:19:00,639
‫من دروغ نمیگم

257
00:19:00,681 --> 00:19:04,059
‫خیلی بیشتر از چیزی که حق داشته باشین
‫انتظار داشته باشین باهاتون صداقت دارم!

258
00:19:04,101 --> 00:19:06,603
‫شما خودتون رو در دامن مرحمت من انداختید!

259
00:19:06,603 --> 00:19:09,273
‫پس، انتظار لطف بی‌جا از من نداشته باشید

260
00:19:09,314 --> 00:19:12,067
‫هر وقت بتونم، اون زمین رو بهتون میدم

261
00:19:14,987 --> 00:19:17,739
‫در همین حین، باید برم و همسر آینده‌م رو ببینم

262
00:19:28,000 --> 00:19:30,377
‫نترسین، تا چند لحظه دیگه میاد

263
00:19:34,464 --> 00:19:35,799
‫پادشاه!

264
00:19:39,845 --> 00:19:42,514
‫اومدی

265
00:19:42,556 --> 00:19:46,393
‫مایلم برادرزاده‌م رو بهتون معرفی کنم،
‫شاهدخت الثویث.

266
00:19:46,435 --> 00:19:48,061
‫شاهدخت

267
00:19:48,061 --> 00:19:49,438
‫لطفاً، بنشینید

268
00:20:15,339 --> 00:20:16,798
‫خب، شما دختر «منل» هستید؟

269
00:20:16,840 --> 00:20:18,008
‫بله

270
00:20:18,050 --> 00:20:20,177
‫منل رو در دروازه‌های یورک به یاد دارم

271
00:20:20,219 --> 00:20:22,179
‫مرد بسیار شجاعی بود

272
00:20:22,221 --> 00:20:23,805
‫جونم رو نجات داد

273
00:20:23,847 --> 00:20:26,350
‫اینو نمی‌دونستم

274
00:20:26,391 --> 00:20:29,519
‫فقط شنیدم در نبرد کشته شد

275
00:20:29,561 --> 00:20:31,939
‫شمالی‌ها داشتن ما رو به عقب می‌روندن

276
00:20:31,980 --> 00:20:33,690
‫خودش رو برای ما قربانی کرد

277
00:20:38,070 --> 00:20:40,614
‫ولی این‌ها شمالی نیستن؟

278
00:20:40,656 --> 00:20:42,199
‫که اینجا در دربار شما هستن؟

279
00:20:42,241 --> 00:20:44,284
‫پسران شاه رگنار لاثبروک،

280
00:20:44,326 --> 00:20:45,953
‫مشهورترین انسان شمالی،

281
00:20:45,994 --> 00:20:48,747
‫سمت ما هستن و آماده‌ان برای ما بجنگن

282
00:20:49,498 --> 00:20:50,916
‫اون کیه؟

283
00:20:51,458 --> 00:20:52,793
‫بیورن رویین‌تن

284
00:20:55,212 --> 00:20:56,964
‫داستان‌هاش رو شنیدم

285
00:20:57,005 --> 00:20:58,340
‫آلفرد!

286
00:21:00,050 --> 00:21:01,635
‫باید بدونی،

287
00:21:01,677 --> 00:21:04,012
‫اسقف اعظم «کانتربوری» درخواست
‫تشکیل «شورای کلیسایی» رو کرده

288
00:21:04,054 --> 00:21:05,138
‫برای چی؟

289
00:21:05,138 --> 00:21:07,099
‫تا در برابر حملات‌تون به کلیسا بحث کنن

290
00:21:07,140 --> 00:21:09,226
‫و پناه دادن‌تون به کفار در ویلای سلطنتی

291
00:21:09,268 --> 00:21:11,311
‫باید این موضوع رو جدی بگیری آلفرد

292
00:21:11,311 --> 00:21:13,814
‫اون‌ها تنها صداهایی نیستن
‫که علیهت بلند شدن

293
00:21:28,787 --> 00:21:30,205
‫خیلی آرومی

294
00:21:35,335 --> 00:21:37,546
‫چرا این کفار رو نگاه میکنی؟

295
00:21:37,546 --> 00:21:40,674
‫میخوام جنگیدن یه زن پا به پای یه مرد رو ببینم

296
00:21:43,927 --> 00:21:45,721
‫درباره‌ی این به اصطلاح بانوان جنگجو شنیدم

297
00:21:46,805 --> 00:21:48,724
‫فکر نمی‌کردم واقعاً وجود داشته باشن

298
00:21:48,765 --> 00:21:52,394
‫جنگیدن زنان درست یا شایسته نیست

299
00:21:52,436 --> 00:21:54,021
‫فقط این کفار ترسناک،

300
00:21:54,062 --> 00:21:56,148
‫ستایش‌کنندگان شیطان، همچین اجازه ای میدن

301
00:21:58,567 --> 00:22:01,486
‫باعث شگفتی و ناراحتی من
‫میشه که شاه وسکس،

302
00:22:01,528 --> 00:22:04,323
‫اجازه میده همچین آدمایی
‫آزادانه در ویلاش زندگی کنن

303
00:22:04,364 --> 00:22:07,492
‫پسران رگنار، که با خشونت تمام،

304
00:22:07,534 --> 00:22:09,786
‫هم شاه الا و هم شاه اکبرت رو به قتل رسوندن

305
00:22:09,786 --> 00:22:11,872
‫و الان مثل مهمون‌های محترم
‫باهاشون برخورد میشه

306
00:22:27,596 --> 00:22:29,681
‫باید به اسب‌ها استراحت بدیم

307
00:23:01,713 --> 00:23:03,382
‫خواستی منو ببینی

308
00:23:03,423 --> 00:23:04,466
‫بله

309
00:23:05,300 --> 00:23:06,968
‫لطفاً بنشینید

310
00:23:11,348 --> 00:23:13,350
‫نوشیدنی می‌خواید؟

311
00:23:21,358 --> 00:23:24,277
‫فکر میکنم برادرت بیورن از من خوشش نمیاد

312
00:23:24,319 --> 00:23:25,654
‫حس میکنه...

313
00:23:26,655 --> 00:23:27,948
‫بهش خیانت شده

314
00:23:27,989 --> 00:23:29,616
‫درک میکنم

315
00:23:29,658 --> 00:23:32,411
‫ولی چیکار می‌تونم بکنم؟
‫من اون قول رو نداده بودم

316
00:23:32,411 --> 00:23:34,955
‫و برای الان، برام آسون نیست

317
00:23:34,996 --> 00:23:36,123
‫تا اون زمین‌ها رو دوباره بهتون بدم

318
00:23:36,164 --> 00:23:38,291
‫خیلی‌ها مخالفش هستن

319
00:23:38,333 --> 00:23:40,085
‫پس، چیکار باید بکنیم؟

320
00:23:40,127 --> 00:23:41,753
‫یه شورا

321
00:23:41,795 --> 00:23:44,548
‫می‌تونین بین عده‌ی زیادی
‫خدایان کفار رو انکار کنید،

322
00:23:44,589 --> 00:23:47,384
‫و بعنوان مسیحی غسل تعمید داده بشید.

323
00:23:49,553 --> 00:23:52,097
‫بعید می‌دونم بیورن همچین چیزی رو قبول کنه

324
00:23:52,973 --> 00:23:55,100
‫من درباره‌ی بیورن حرف نمی‌زنم،

325
00:23:56,101 --> 00:23:57,978
‫تو رو میگم

326
00:24:14,911 --> 00:24:17,372
‫اینکارو برای من بکن اوبه،

327
00:24:17,414 --> 00:24:19,958
‫و بخشی از بار از دوش من برداشته میشه

328
00:24:20,000 --> 00:24:22,043
‫وقتی یه پسربچه بودم رگنار باهام صحبت کرد

329
00:24:22,085 --> 00:24:24,546
‫و درباره‌ی مردم تو و من صحبت کرد،

330
00:24:24,588 --> 00:24:27,340
‫که با هم زندگی کنن.

331
00:24:27,382 --> 00:24:29,968
‫و فکر میکنم، در بین همه‌ی پسرهاش،

332
00:24:30,010 --> 00:24:31,928
‫تو از همه بیشتر بهش نزدیکی

333
00:24:32,554 --> 00:24:34,556
‫اون به پدربزرگم گفت،

334
00:24:34,598 --> 00:24:37,309
‫که دیگه به خدایان شما باور نداره

335
00:24:39,144 --> 00:24:40,562
‫این درست نیست

336
00:24:40,604 --> 00:24:43,607
‫پدربزرگم همه چیز رو بهم گفته

337
00:24:43,648 --> 00:24:46,318
‫می‌خواست منو برای چنین روزهایی آماده کنه

338
00:24:46,359 --> 00:24:47,861
‫و پدرت رو دوست داشت

339
00:24:47,903 --> 00:24:49,029
‫می‌دونم

340
00:24:49,070 --> 00:24:51,281
‫مرگ پدرت ضربه‌ی سختی بهش زد

341
00:24:51,281 --> 00:24:52,782
‫نابودش کرد

342
00:25:04,336 --> 00:25:07,923
‫زمان می‌خوام تا درباره‌ی
‫چیزی که به من گفتی فکر کنم

343
00:25:09,799 --> 00:25:11,801
‫تو چه مرگته؟

344
00:25:11,843 --> 00:25:13,428
‫چی شده مادر؟

345
00:25:13,470 --> 00:25:17,516
‫نمیخوای چیزی به همسر آینده‌ت بگی؟

346
00:25:17,557 --> 00:25:21,228
‫خدا شاهده که دختر بیچاره
‫حتما حس تنهایی می‌کنه

347
00:25:21,228 --> 00:25:23,313
‫کاملاً بهش بی‌توجهی میشه

348
00:25:23,897 --> 00:25:24,981
‫متاسفم

349
00:25:25,023 --> 00:25:28,109
‫حداقل تظاهر کن که بهش علاقه‌مندی

350
00:25:29,778 --> 00:25:32,322
‫- مادر، تو نمی‌دونی...
‫- نه

351
00:25:32,364 --> 00:25:35,325
‫خیلی بیشتر از چیزی که فکر کنی می‌دونم

352
00:25:35,367 --> 00:25:39,913
‫و نمی‌ذارم از خودت تاسف بخوری

353
00:25:39,955 --> 00:25:39,996
‫تو یه شاهی!

354
00:25:47,671 --> 00:25:50,799
‫می‌خوای باهاش چیکار کنی، همم؟

355
00:25:51,758 --> 00:25:53,218
‫مارگارت؟

356
00:25:53,760 --> 00:25:55,262
‫اون دیوانه‌ست

357
00:25:56,263 --> 00:25:58,098
‫اون هممون رو میکشه

358
00:25:58,098 --> 00:26:00,141
‫نگران نباش آیوار

359
00:26:00,183 --> 00:26:01,893
‫تو رو نمی‌کشه

360
00:26:05,355 --> 00:26:06,898
‫چرا هنوز اینجایی؟

361
00:26:08,275 --> 00:26:09,317
‫همم؟

362
00:26:10,068 --> 00:26:11,194
‫چی؟

363
00:26:11,236 --> 00:26:14,114
‫هیچ دلیلی نداره که اینجا بمونی

364
00:26:14,155 --> 00:26:17,576
‫مگه اینکه نقشه داشته باشی که منو بکشی،
‫و خودت رو شاه کتگات کنی

365
00:26:17,617 --> 00:26:20,036
‫نه، نمیخوام اینکارو کنم

366
00:26:20,078 --> 00:26:22,122
‫آشوبش رو...

367
00:26:22,163 --> 00:26:23,665
.نمی‌خوام

368
00:26:23,707 --> 00:26:25,542
‫پس چرا موندی؟

369
00:26:27,669 --> 00:26:29,754
‫نمی‌خوام بمونم

370
00:26:29,796 --> 00:26:31,214
‫باور کن

371
00:26:31,256 --> 00:26:33,842
‫نقشه‌های جدیدی برای حمله به انگلستان دارم

372
00:26:33,883 --> 00:26:36,344
‫بقیه همه دارن به اونجا حمله میکنن

373
00:26:36,344 --> 00:26:38,346
‫من نمیخوام این رو از دست بدم

374
00:26:39,848 --> 00:26:43,018
‫خب، خیلی خوبه

375
00:26:43,059 --> 00:26:45,687
‫زنم فریدیس بارداره

376
00:26:50,650 --> 00:26:52,235
‫تبریک میگم

377
00:26:53,528 --> 00:26:57,115
همه‌ی زوج‌ها اینقدر زود بچه‌دار نمیشن

378
00:27:28,855 --> 00:27:30,690
‫مارگارت

379
00:27:49,793 --> 00:27:51,211
‫سلام

380
00:27:53,421 --> 00:27:55,298
‫من دیدمش

381
00:27:55,340 --> 00:27:57,425
‫ملکه‌ی کتگات رو

382
00:27:57,425 --> 00:27:59,010
‫فریدیس. دیدمش

383
00:27:59,969 --> 00:28:01,346
‫میگن بارداره

384
00:28:01,388 --> 00:28:02,430
‫بله

385
00:28:02,430 --> 00:28:04,265
‫من نمی‌تونم بچه‌دار بشم

386
00:28:05,100 --> 00:28:06,476
‫از هیچکس

387
00:28:06,518 --> 00:28:09,062
‫این موضوع دیوونه‌م کرده

388
00:28:09,104 --> 00:28:12,774
‫می‌خواستم ملکه بشم!
‫ولی اوبه یه بُزدل بود!

389
00:28:12,816 --> 00:28:14,150
‫اینطور فکر نمی‌کنم

390
00:28:14,192 --> 00:28:17,070
‫بهش گفتم برای لاگرتا و بیورن نجنگه!

391
00:28:17,112 --> 00:28:21,324
‫بهم بی‌اعتنایی کرد و با اون
‫زنیکه توروی بهم خیانت کرد!

392
00:28:25,995 --> 00:28:27,747
‫ولی تو مهربونی

393
00:28:27,789 --> 00:28:29,332
‫- گوش کن...
‫- تو گوش کن

394
00:28:29,374 --> 00:28:31,459
‫آیوار مهربون نیست

395
00:28:31,459 --> 00:28:33,837
‫با تو مهربون نیست

396
00:28:33,837 --> 00:28:37,090
‫در پایان، تو رو می‌کشه

397
00:28:37,132 --> 00:28:40,677
‫پس، تنها گزینه عشق من،
‫اینه که اول ما بکشیمش

398
00:28:40,719 --> 00:28:43,138
‫تو یه بزدل نیستی، هستی؟

399
00:28:43,179 --> 00:28:44,264
‫نه

400
00:28:47,100 --> 00:28:48,226
‫بخواب

401
00:28:48,268 --> 00:28:51,271
‫بخواب پسرم

402
00:28:51,312 --> 00:28:55,233
‫خوک آبی در دریا خوابیده

403
00:28:55,275 --> 00:28:59,696
‫قو بر روی موج‌های لب ساحل

404
00:28:59,738 --> 00:29:03,575
‫مرغ دریایی بر روی تپه

405
00:29:03,616 --> 00:29:10,165
‫ماهی «کاد» در آب‌های عمیق

406
00:29:34,439 --> 00:29:36,357
‫متاسفم که بهت بی‌توجهی کردم

407
00:29:36,399 --> 00:29:37,859
‫خواهش میکنم اعلی‌حضرت

408
00:29:37,901 --> 00:29:39,652
‫ذهنتون رو درگیر من نکنید

409
00:29:39,694 --> 00:29:42,322
‫تقصیر من بود که فرصت نشد باهاتون صحبت کنم،

410
00:29:42,363 --> 00:29:43,698
‫بتونم بهتر بشناسمتون

411
00:29:44,991 --> 00:29:47,285
‫برنامه‌ی ازدواج ما رو چیدن

412
00:29:47,327 --> 00:29:48,745
‫می‌خواین با من ازدواج کنین؟

413
00:29:48,787 --> 00:29:50,079
‫من...

414
00:29:50,121 --> 00:29:52,207
‫اصلآً نمی‌دونم

415
00:29:52,248 --> 00:29:54,959
‫ببین، قول میدم بهتر بشناسمت

416
00:29:55,001 --> 00:29:57,837
‫- ولی فعلاً...
‫- می‌دونم

417
00:29:57,879 --> 00:30:00,256
‫کارهای بسیار مهم‌تری دارین

418
00:30:02,425 --> 00:30:04,052
‫بعدآً می‌بینمت

419
00:30:05,428 --> 00:30:06,721
‫اعلی‌حضرت

420
00:30:12,101 --> 00:30:13,436
‫اون مهربون نیست!

421
00:30:13,478 --> 00:30:15,230
‫تنهام بذار

422
00:30:15,271 --> 00:30:16,815
‫می‌خوام تنها فکر کنم

423
00:30:17,690 --> 00:30:19,234
‫اگه اینطور می‌خواین

424
00:30:39,087 --> 00:30:40,713
‫تو بیورن رویین‌تن هستی

425
00:30:41,798 --> 00:30:43,466
‫بله

426
00:30:43,466 --> 00:30:45,218
‫برو

427
00:30:45,260 --> 00:30:46,636
‫اگه اینطور می‌خواین

428
00:31:00,942 --> 00:31:03,111
‫هگموند بیچاره

429
00:31:03,152 --> 00:31:05,989
‫اون مردی بود که هیچوقت
‫نمی‌تونست جلوی خودش رو بگیره

430
00:31:05,989 --> 00:31:08,241
‫و الان هوس‌هاش نابودش میکنه

431
00:31:09,909 --> 00:31:12,871
‫ولی اول، بواسطه‌ی عشقی که بهش مدیونم،
‫براش نامه می‌نویسم

432
00:31:13,204 --> 00:31:14,789
‫برای هممون بهتره که بفهمه،

433
00:31:14,789 --> 00:31:18,376
‫که اون دوباره هیچوقت نمی‌تونه اسقف اعظم بشه

434
00:31:28,970 --> 00:31:30,305
‫شما کی هستین؟

435
00:31:33,141 --> 00:31:35,351
‫چرا نمیرین؟

436
00:31:54,996 --> 00:31:56,748
‫منو نکشین

437
00:31:57,165 --> 00:31:58,791
‫من آیوار رو دوست دارم!

438
00:31:59,667 --> 00:32:02,879
‫ارزش نداره منو بکشی!
‫من بی‌خطرم!

439
00:32:03,087 --> 00:32:05,089
‫من دیوونه‌ام! من مارگارت دیوونه‌ام!

440
00:32:16,809 --> 00:32:19,354
‫به سرورم هگموند،
‫برادر مسیحی من،

441
00:32:19,395 --> 00:32:22,732
‫در روزی که قلبی بسیار سنگین دارم می‌نویسم،

442
00:32:22,774 --> 00:32:25,360
‫مدارکی غیرقابل‌انکار دارم که،

443
00:32:25,401 --> 00:32:27,987
‫بجای رعایت سوگند تجردتون،

444
00:32:28,029 --> 00:32:30,448
‫تقریباً هر روز مرتکب زنا می‌شوید

445
00:32:31,449 --> 00:32:33,117
‫و نه با زنان مسیحی،

446
00:32:33,159 --> 00:32:35,870
‫بلکه، اونطور که بنظر می‌رسه، با یک زن کافر،

447
00:32:35,912 --> 00:32:38,456
‫بنابراین، گناه‌های شما چند برابر می‌شوند.

448
00:32:38,498 --> 00:32:42,001
‫و شاه و ارباب شما باید از حقیقت مطلع بشوند

449
00:32:42,043 --> 00:32:43,628
‫کاثرد

450
00:33:04,816 --> 00:33:08,820
‫سرورم هگموند، چه چیز شما را به اینجا آورده؟

451
00:33:14,325 --> 00:33:16,995
‫می‌دونید که باید در این

452
00:33:17,036 --> 00:33:19,414
‫مقدس‌ترین مکان احترام نشون بدید

453
00:33:19,455 --> 00:33:23,334
‫تو منو مجبور کردی لُرد کاثرد

454
00:33:23,376 --> 00:33:26,671
‫با ریاکاری خودت منو مجبور کردی

455
00:33:26,713 --> 00:33:29,716
‫با خطرت برای پادشاهم!

456
00:33:29,757 --> 00:33:32,885
‫با اینحال هگموند، اینکارو نکن

457
00:33:32,927 --> 00:33:35,596
‫در برابر چشمان پروردگار مرتکب گناه نشو

458
00:33:35,638 --> 00:33:36,973
‫خودت رو مورد لعن قرار نده

459
00:33:37,015 --> 00:33:40,685
‫تو کشیش پردردسری هستی

460
00:33:42,895 --> 00:33:45,064
‫یه مرد تُهی

461
00:33:45,064 --> 00:33:47,692
‫و دیگه ایمانی نداری

462
00:33:55,450 --> 00:33:56,701
‫لعنت بهت!

463
00:33:57,326 --> 00:33:58,911
‫بری به جهنم!

464
00:34:17,180 --> 00:34:21,517
‫هگموند، دنیا اینطوری به پایان می‌رسه!

465
00:34:22,727 --> 00:34:24,520
‫نه، فقط دنیای تو

466
00:35:03,101 --> 00:35:04,519
‫آمین
