﻿1
00:01:00,935 --> 00:01:02,353
‫نه!

2
00:01:11,112 --> 00:01:12,363
‫مردم کتگات!

3
00:01:12,363 --> 00:01:14,657
‫ما قربانی بزرگی داریم

4
00:01:15,617 --> 00:01:18,078
‫این لاگرتا ست

5
00:01:22,415 --> 00:01:23,750
‫اون لاگرتا نیست

6
00:01:29,881 --> 00:01:31,466
‫اون لاگرتا نیست!

7
00:01:31,466 --> 00:01:33,551
‫اون لاگرتا نیست!

8
00:01:33,551 --> 00:01:35,220
‫درود بر لاگرتا!

9
00:01:35,220 --> 00:01:36,429
‫درود بر رگنار!

10
00:01:36,429 --> 00:01:37,597
‫درود بر لاگرتا!

11
00:01:37,597 --> 00:01:38,973
‫ببرینش

12
00:01:40,141 --> 00:01:41,226
‫ببرینشون

13
00:01:41,226 --> 00:01:42,894
‫درود بر رگنار!

14
00:01:44,229 --> 00:01:45,939
‫ببرینشون!

15
00:01:48,399 --> 00:01:49,818
‫درود بر رگنار!

16
00:01:50,568 --> 00:01:52,112
‫درود بر لاگرتآ!

17
00:01:52,529 --> 00:01:54,155
‫می‌دونم کی هستی

18
00:01:55,782 --> 00:01:57,283
‫چرا تو جشن نیستی؟

19
00:02:07,377 --> 00:02:09,254
‫درود بر آیوار!

20
00:02:09,254 --> 00:02:10,380
‫اون زنده‌ست!

21
00:02:11,339 --> 00:02:12,632
‫درود بر لاگرتا!

22
00:02:14,050 --> 00:02:18,471
‫این همون ساحره‌ایه که مادر منو با بی‌رحمی کشت

23
00:02:18,721 --> 00:02:20,265
‫این لاگرتا ست!

24
00:02:20,431 --> 00:02:21,516
‫نه!

25
00:02:21,516 --> 00:02:22,725
‫ببند دهنت رو!

26
00:02:23,935 --> 00:02:27,272
‫یه پادشاه دانمارکی اونو داد به ما

27
00:02:27,981 --> 00:02:30,441
‫می‌خواست باهاش یه پیمان ببنده

28
00:02:30,441 --> 00:02:34,946
‫تا قانعش کنه که در حمله به کتگات بهش بپیونده

29
00:02:34,946 --> 00:02:37,031
‫- خائن!
‫- خائن، آره!

30
00:02:37,365 --> 00:02:38,741
‫خائن!

31
00:02:40,201 --> 00:02:43,746
‫برای قدرت هر کاری میکنه!

32
00:02:44,747 --> 00:02:49,127
‫خدایان را شکر که نقشه‌هاش به جایی نرسید

33
00:02:49,294 --> 00:02:50,587
‫نه نه نه نه...

34
00:02:50,587 --> 00:02:52,964
‫حکومت فاسد و آرزوهای کورش اینجا به پایان می‌رسه

35
00:02:52,964 --> 00:02:54,424
‫نه! من لاگرتا نیستم!

36
00:02:54,424 --> 00:02:57,427
‫اونو در راه اودین و در راه

37
00:02:57,427 --> 00:02:59,679
‫خدایان هم‌نشینم قربانی میکنم

38
00:02:59,679 --> 00:03:01,639
‫- نه!
‫- قربانی‌اشم میکنم،

39
00:03:01,639 --> 00:03:05,602
‫تا این قلمرو رو از ارواح شیطانی پاک کنم!

40
00:03:35,840 --> 00:03:36,925
‫اون مرده؟

41
00:04:17,799 --> 00:04:22,470
‫اینم خون ساحره‌ای که مادرمون رو کشت

42
00:04:25,348 --> 00:04:27,558
‫خوب می‌دونی که اون لاگرتا نبود

43
00:04:30,853 --> 00:04:33,439
‫به افتخار مرگ لاگرتا می‌نوشی

44
00:04:34,565 --> 00:04:35,650
‫اون نمرده

45
00:04:35,984 --> 00:04:37,318
‫و تو یه خدا نیستی

46
00:04:40,029 --> 00:04:42,448
‫البته که یه خداست

47
00:04:44,534 --> 00:04:48,663
‫چطور جرئت میکنی که بگی من خدا نیستم، ها؟

48
00:04:51,457 --> 00:04:54,836
‫نمی‌شنوی که ثور داره با چکش قدرتمندش می‌کوبه،

49
00:04:58,172 --> 00:04:59,382
‫نوش

50
00:05:15,148 --> 00:05:16,482
‫برادرم،

51
00:05:17,150 --> 00:05:18,401
‫آیوار خدا

52
00:05:30,038 --> 00:05:31,205
‫چرا اینجا موندی؟

53
00:05:32,165 --> 00:05:33,458
‫چرا نمیری؟

54
00:05:34,417 --> 00:05:36,085
‫بیا با هم بریم

55
00:05:37,253 --> 00:05:38,588
‫نمی‌خوای بری؟

56
00:05:38,588 --> 00:05:40,340
‫میخوام برم، ولی نمی‌تونم

57
00:05:40,715 --> 00:05:42,175
‫خدایان بهم اجازه نمیدن

58
00:05:43,092 --> 00:05:44,927
‫یه دلیلی وجود داره که باید اینجا بمونم

59
00:05:46,012 --> 00:05:47,597
‫عاشق برادرم اوبه هستم،

60
00:05:48,723 --> 00:05:50,266
‫ولی یه روز ترکش کردم

61
00:05:51,225 --> 00:05:52,977
‫از کشتی پیاده شدم و به آیوار پیوستم

62
00:05:55,855 --> 00:05:57,357
‫هنوزم نمی‌دونم چرا

63
00:05:57,357 --> 00:05:59,275
‫ولی یه روز می‌فهمم

64
00:06:00,526 --> 00:06:01,861
‫ثورون!

65
00:06:09,702 --> 00:06:11,454
‫نمی‌تونم پیداش کنم

66
00:06:13,498 --> 00:06:15,124
‫نمی‌تونم زنم رو پیدا کنم

67
00:06:17,627 --> 00:06:19,670
‫- کجاست؟
‫- نه، بس کن

68
00:06:19,670 --> 00:06:21,172
‫باهاش چیکار کردی؟

69
00:06:21,172 --> 00:06:22,757
‫کاری باهاش نکردم

70
00:06:23,883 --> 00:06:25,718
‫نمی‌دونم چی سر زنت اومده. باور کن

71
00:06:26,761 --> 00:06:28,304
‫دروغ میگی

72
00:06:28,888 --> 00:06:30,640
‫تو کشتیش

73
00:06:31,557 --> 00:06:33,309
‫اون نوه‌ی من رو حامله‌ست

74
00:06:34,394 --> 00:06:35,561
‫میخوام زنده باشه

75
00:06:35,561 --> 00:06:37,271
‫میخوام نوه‌م رو ببینم

76
00:06:39,899 --> 00:06:41,484
‫اون کجاست؟

77
00:06:42,402 --> 00:06:44,070
‫باید بهم بگی

78
00:06:44,904 --> 00:06:46,072
‫هلگی، هلگی

79
00:06:46,572 --> 00:06:48,241
‫نمی‌دونیم. داشتیم می‌گشتیم

80
00:06:48,241 --> 00:06:49,784
‫یکی می‌دونه

81
00:06:50,451 --> 00:06:52,829
‫اون بیرون زنده موندن غیرممکنه

82
00:06:53,287 --> 00:06:55,498
‫هیچکس با پای خودش نمیره اونجا

83
00:07:00,420 --> 00:07:01,671
‫حقیقت رو بهمون بگو

84
00:07:03,381 --> 00:07:04,424
‫اگه ثورون رو کشتی،

85
00:07:04,424 --> 00:07:06,134
‫باید بهمون بگی جسدش کجاست

86
00:07:08,094 --> 00:07:09,303
‫دوباره بهت میگم

87
00:07:11,472 --> 00:07:13,015
‫نمی‌دونم چه بلایی سرش اومده

88
00:07:15,268 --> 00:07:16,436
‫من می‌دونم

89
00:07:20,231 --> 00:07:22,608
‫اومد سراغم تا خصوصی صحبت کنه

90
00:07:27,613 --> 00:07:29,740
‫گفت ناراحته

91
00:07:31,617 --> 00:07:33,369
‫که نمیخواد یه بچه رو

92
00:07:34,912 --> 00:07:38,833
‫وارد این دنیای وحشتناک بکنه

93
00:07:41,544 --> 00:07:44,714
‫و اینکه مطمئن میشه این اتفاق نیفته

94
00:07:46,674 --> 00:07:48,509
‫- اینکارو نمی‌کنه
‫- درست نیست

95
00:07:50,136 --> 00:07:51,304
‫درست نیست

96
00:08:40,102 --> 00:08:41,187
‫سلام ثورون

97
00:08:43,022 --> 00:08:44,273
‫کجا بودی؟

98
00:08:45,358 --> 00:08:46,567
‫کنار آبشار

99
00:08:47,151 --> 00:08:48,444
‫آیود یه پیام برام آورد

100
00:08:49,195 --> 00:08:50,404
‫می‌خواست منو ببینه

101
00:08:51,948 --> 00:08:53,324
‫ایود اونجا بود؟

102
00:08:57,328 --> 00:08:58,871
‫کس دیگه‌ای اونجا بود؟

103
00:09:02,583 --> 00:09:03,751
‫کی بود؟

104
00:09:04,710 --> 00:09:06,963
‫کی تو آبشار منتظرت بود؟

105
00:09:08,464 --> 00:09:09,590
‫آزبیورن

106
00:09:09,966 --> 00:09:11,342
‫برادر هلگی؟

107
00:09:11,342 --> 00:09:12,468
‫بله

108
00:09:12,885 --> 00:09:14,220
‫بهم گفت من شیطان بودم

109
00:09:14,470 --> 00:09:16,138
‫که برادرش رو طلسم کردم

110
00:09:16,847 --> 00:09:18,724
‫و اینکه بچه‌م یه موجود شیطانی بود

111
00:09:18,724 --> 00:09:20,643
‫که نباید پا رو زمین بذاره

112
00:09:22,478 --> 00:09:23,896
‫و تو چی گفتی؟

113
00:09:24,564 --> 00:09:26,190
‫گفتم اشتباه میکنه

114
00:09:27,316 --> 00:09:28,693
‫که هلگی رو دوست دارم

115
00:09:29,277 --> 00:09:30,778
‫که همدیگه رو دوست داشتیم

116
00:09:30,778 --> 00:09:32,989
‫و بچه‌مون بی‌گناه بود

117
00:09:35,908 --> 00:09:37,368
‫و بعدش، اون چیکار کرد؟

118
00:09:38,536 --> 00:09:40,871
‫یه سنگ تیز که کنارش آماده بود برداشت

119
00:09:41,956 --> 00:09:44,000
‫و با سنگ زد به سرم

120
00:09:45,918 --> 00:09:48,379
‫اونقدر محکم که سرم رو چاک داد و افتادم

121
00:09:48,879 --> 00:09:50,590
‫و فهمیدم که مُردم

122
00:09:52,592 --> 00:09:54,552
‫از قبل یه جا برام آماده کرده بود

123
00:09:54,552 --> 00:09:56,804
‫و یه گودال کم‌عمق کنده بود

124
00:09:57,805 --> 00:09:59,223
‫منو تو گودال کم‌عمق خوابوند،

125
00:09:59,223 --> 00:10:00,975
‫بعد رو بدنم سنگ گذاشت

126
00:10:08,774 --> 00:10:10,735
‫می‌تونی بهم بگی این گودال کجاست؟

127
00:11:08,709 --> 00:11:10,544
‫دیگه از وسکس چی شنیدی؟

128
00:11:11,420 --> 00:11:12,963
‫یه سری شایعات جالب

129
00:11:14,173 --> 00:11:15,508
‫مثل؟

130
00:11:16,592 --> 00:11:19,595
‫خب، یه خبر غیرمنتظره دریافت کردم که،

131
00:11:20,721 --> 00:11:24,308
‫زن جنگجو لاگرتا، و دو پسر رگنار،

132
00:11:25,101 --> 00:11:27,520
‫بیورن رویین‌تن و اوبه،

133
00:11:27,770 --> 00:11:30,356
‫به ویلای پادشاه پناهنده شدن

134
00:11:31,273 --> 00:11:33,192
‫نمی‌دونم این خبر رو باور کنم یا نه

135
00:11:34,819 --> 00:11:36,362
‫من می‌تونم باورش کنم

136
00:11:36,696 --> 00:11:38,114
‫ما دنبالشون بودیم

137
00:11:39,115 --> 00:11:40,408
‫اونا فرار کردن

138
00:11:41,951 --> 00:11:44,787
‫هر دلیلی داشتن تا بیان اینجا

139
00:11:44,787 --> 00:11:46,122
‫دلایل باستانی

140
00:11:46,747 --> 00:11:48,374
‫ولی خوبه. خیلی خوبه

141
00:11:49,583 --> 00:11:50,751
‫چرا خوبه؟

142
00:11:51,877 --> 00:11:53,546
‫یه کار ناتمام با لاگرتا دارم

143
00:11:55,798 --> 00:11:57,341
‫اون زنم رو کشته

144
00:12:01,095 --> 00:12:02,221
‫واقعآً می‌دونی،

145
00:12:02,471 --> 00:12:04,724
‫یارل اولاوسون، دوست داشتن یه زن چطوریه؟

146
00:12:10,187 --> 00:12:11,355
‫فکر کنم می‌دونم

147
00:12:11,981 --> 00:12:13,232
‫پس نمی‌دونی

148
00:12:13,524 --> 00:12:14,650
‫ربطی به فکر نداره،

149
00:12:14,650 --> 00:12:16,235
‫و ربطی هم به قلب نداره

150
00:12:17,236 --> 00:12:19,238
‫تو دلت هست. تو روده‌هاته

151
00:12:22,491 --> 00:12:23,659
‫نه، مسئله اینجاست که،

152
00:12:23,993 --> 00:12:25,327
‫که خدایان انگار تصمیم گرفتن

153
00:12:25,327 --> 00:12:27,288
‫که هیچوقت ازدواج شادی رو نداشته باشم

154
00:12:28,664 --> 00:12:30,750
‫یک روز خواهی داشت شاه هارالد

155
00:12:34,170 --> 00:12:35,671
‫و از کجا می‌دونی؟

156
00:12:37,006 --> 00:12:38,591
‫تو دلم حس کردمش

157
00:12:39,175 --> 00:12:40,593
‫تو روده‌هام

158
00:13:03,199 --> 00:13:05,075
‫- یه خبری دارم
‫- بهمون بگو

159
00:13:05,075 --> 00:13:09,371
‫یه ارتش بزرگ از وایکینگ‌ها
‫داره به سمت وسکس میاد

160
00:13:09,371 --> 00:13:11,165
‫طبق گزارشاتی که شنیدم،
‫رهبر اون ارتش،

161
00:13:11,165 --> 00:13:14,168
‫شاه هارالد فاینهیر هست،
‫کسی که، همونطور که می‌دونید،

162
00:13:14,335 --> 00:13:18,005
‫قبلآً به اینجا اومده

163
00:13:18,005 --> 00:13:19,715
‫موافقت کردم که در اینجا بهتون پناه بدم،

164
00:13:20,299 --> 00:13:21,509
‫مادامی که در عوضش،

165
00:13:21,509 --> 00:13:25,429
‫شما علیه هموطن‌هاتون بجنگید

166
00:13:25,429 --> 00:13:29,141
‫حالا زمانش رسیده

167
00:13:29,683 --> 00:13:31,644
‫شما با برادرم شاهزاده اثلرد و
‫اسقف هگموند همکاری می‌کنید،

168
00:13:31,644 --> 00:13:34,480
‫تا استراتژی‌ای برای شکست ارتش فاینهیر بچینید

169
00:13:34,480 --> 00:13:35,689
‫اگه قبول نکنید،

170
00:13:36,315 --> 00:13:38,442
‫کشته میشین

171
00:13:44,198 --> 00:13:45,241
‫اینجا آینده‌ای نخواهید داشت

172
00:13:45,407 --> 00:13:46,826
‫زمینی نخواهید داشت

173
00:13:47,409 --> 00:13:48,536
‫هیچی

174
00:13:56,418 --> 00:13:57,878
‫باید بفهمید که،

175
00:13:57,878 --> 00:13:59,547
‫و می‌دونم که می‌فهمید،

176
00:13:59,547 --> 00:14:02,424
‫که خطر بالایی برای محافظت از شما کردم

177
00:14:04,677 --> 00:14:06,720
‫همراه شما علیه شاه هارالد می‌جنگم

178
00:14:25,197 --> 00:14:26,282
‫چی؟

179
00:14:27,950 --> 00:14:29,326
‫موهات رو کوتاه کردی

180
00:14:35,624 --> 00:14:36,959
‫اوبه!

181
00:14:42,631 --> 00:14:44,049
‫می‌خواستم ازت تشکر کنم

182
00:14:46,760 --> 00:14:48,178
‫و یه لطفی ازت بخوام

183
00:15:00,482 --> 00:15:01,734
‫اولین درس،

184
00:15:02,359 --> 00:15:03,569
‫اینه که نترسی

185
00:15:04,528 --> 00:15:06,071
‫خب، برو و کنار درخت بایست

186
00:15:09,658 --> 00:15:10,826
‫چرا؟

187
00:15:11,243 --> 00:15:12,494
‫میخوای چیکار کنی؟

188
00:15:13,412 --> 00:15:15,122
‫ازم خواستی جنگیدن رو بهت یاد بدم

189
00:15:16,665 --> 00:15:20,419
‫و می‌تونم بهت راه‌های جنگیدن با شمشیر و تبر،
یا سپر رو یاد بدم

190
00:15:20,419 --> 00:15:22,004
‫که زنده بمونی

191
00:15:22,796 --> 00:15:24,131
‫ولی اگه می‌ترسی،

192
00:15:24,381 --> 00:15:25,883
‫خودت رو از الان مُرده بدون

193
00:15:28,135 --> 00:15:29,678
‫پس، برو و کنار درخت بایست

194
00:15:48,197 --> 00:15:49,365
‫اوبه!

195
00:15:50,115 --> 00:15:51,450
‫نترس

196
00:16:30,406 --> 00:16:31,991
‫زمین اینجا کنده شده

197
00:16:45,295 --> 00:16:46,422
‫ثورون...

198
00:16:55,556 --> 00:16:56,932
‫از کجا می‌دونستی؟

199
00:16:57,891 --> 00:16:59,101
‫فلوکی

200
00:16:59,727 --> 00:17:01,103
‫از کجا می‌دونستی اینجا بود؟

201
00:17:04,481 --> 00:17:05,607
‫اون بهم گفت

202
00:17:09,028 --> 00:17:11,113
‫بهت اینم گفت که کی کشتش؟

203
00:17:16,368 --> 00:17:18,078
‫باید به جرمت اعتراف کنی

204
00:17:23,000 --> 00:17:25,085
‫من به چیزی اعتراف نمی‌کنم

205
00:17:26,170 --> 00:17:27,504
‫مدرکی وجود نداره

206
00:17:27,713 --> 00:17:29,339
‫من می‌دونم کی کشتش

207
00:17:34,720 --> 00:17:36,180
‫بس کنین!

208
00:17:37,890 --> 00:17:39,183
‫بس کنین!

209
00:17:39,892 --> 00:17:41,852
‫چطوری می‌تونین اینطور با هم بحث و نزاع کنین،

210
00:17:41,977 --> 00:17:45,189
‫وقتی بطور مناسب برای خدایان آماده نشده؟

211
00:17:47,983 --> 00:17:50,360
‫شما والدین غیرطبیعی!

212
00:17:51,403 --> 00:17:54,406
‫شما برادران و خواهران غیرطبیعی!

213
00:17:56,116 --> 00:17:58,702
‫چطور می‌تونین اینطوری رفتار کنین؟

214
00:18:03,165 --> 00:18:04,416
‫نمی‌تونیم ادامه بدیم

215
00:18:06,251 --> 00:18:07,669
‫باید یه تصمیمی بگیریم

216
00:18:14,510 --> 00:18:15,928
‫چطوری زنده موندی؟

217
00:18:16,470 --> 00:18:18,097
‫خشمم منو زنده نگه داشت

218
00:18:19,640 --> 00:18:21,475
‫بعد اینکه اثلولف منو از ویلا طرد کرد،

219
00:18:21,475 --> 00:18:23,685
‫چیزی جز خشم برام نمونده بود

220
00:18:25,312 --> 00:18:27,523
‫به خودم گفتم اگه راهی وجود داشته باشه،

221
00:18:27,523 --> 00:18:29,399
‫که بتونم در آینده انتقامم رو ازشون بگیرم،

222
00:18:30,984 --> 00:18:34,321
‫زندگیم بهرحال ارزش زنده موندن رو داشته

223
00:18:37,241 --> 00:18:38,492
‫برای یه وایکینگ،

224
00:18:38,951 --> 00:18:40,285
‫انتقام مهمترین چیزه

225
00:18:41,995 --> 00:18:43,247
‫درست نیست؟

226
00:18:44,498 --> 00:18:46,041
‫خب، من یه وایکینگم

227
00:18:46,834 --> 00:18:47,918
‫درست مثل تو

228
00:18:48,502 --> 00:18:50,170
‫پدرم رگنار لاثبروک بود،

229
00:18:50,170 --> 00:18:52,214
‫مشهورترین وایکینگ

230
00:18:54,258 --> 00:18:55,634
‫برا من فقط همین مهمه

231
00:18:57,678 --> 00:18:59,263
نظرت درباره‌ی شاه آلفرد چیه؟

232
00:19:01,390 --> 00:19:02,516
‫ازش متنفرم

233
00:19:04,977 --> 00:19:06,770
‫خب، ما قراره از طرف اون بجنگیم

234
00:19:09,690 --> 00:19:10,941
‫مجبور نیستین اینکارو بکنین

235
00:19:13,277 --> 00:19:16,280
‫شنیدم هارالد فاینهیر با یه ارتش بزرگ تو راه اینجاست

236
00:19:31,503 --> 00:19:32,588
‫چی؟

237
00:19:36,133 --> 00:19:37,676
‫تویی

238
00:19:38,051 --> 00:19:40,762
‫نمی‌خوام مزاحمت بشم شوهر

239
00:19:41,263 --> 00:19:42,389
‫نه نه، البته

240
00:19:42,389 --> 00:19:44,474
‫فقط مشغول چیزی بودم

241
00:19:45,350 --> 00:19:46,435
‫ببخشید

242
00:19:46,894 --> 00:19:47,811
‫شاهزاده

243
00:19:48,353 --> 00:19:49,521
‫سرورم کاینهرد

244
00:19:50,022 --> 00:19:51,815
‫ارتشی از وایکینگ‌ها در حال نزدیک شدنه

245
00:19:53,192 --> 00:19:55,194
‫حس می‌کنیم زمان عمل رسیده

246
00:19:56,320 --> 00:19:57,487
‫مطمئنی؟

247
00:19:57,696 --> 00:19:59,114
‫هیچوقت بیش از این مطمئن نبودم

248
00:20:00,574 --> 00:20:02,659
‫برادرت هیچوقت نباید پادشاه میشد

249
00:20:04,203 --> 00:20:06,830
‫این تصمیم تمام کشورمون رو به خطر انداخته

250
00:20:07,539 --> 00:20:09,541
‫اون یه رهبر ضعیف و سست،

251
00:20:10,292 --> 00:20:11,793
‫در زمان جنگه

252
00:20:12,878 --> 00:20:15,714
‫دفاعیات ما رو به گروهی از کفار سپرده

253
00:20:15,714 --> 00:20:17,841
‫ایمانش به اسقف هگمونده،

254
00:20:18,217 --> 00:20:19,760
‫یه مرد بی‌ایمان

255
00:20:23,722 --> 00:20:26,308
‫شاهزاده، باید از این فرصت استفاده کنیم

256
00:20:26,683 --> 00:20:29,728
‫اگه خیلی از عمل کردن بترسیم،
‫وسکس نابود خواهد شد،

257
00:20:29,728 --> 00:20:31,647
‫مثل تمام قلمروهای انگلیس،

258
00:20:31,647 --> 00:20:34,483
‫که توسط حکام سست‌عنصر رهبری میشدن

259
00:20:37,110 --> 00:20:38,237
‫ولی تو،

260
00:20:38,445 --> 00:20:39,738
‫پسر،

261
00:20:40,072 --> 00:20:42,199
‫و وارث حقیقی اثلولف،

262
00:20:42,741 --> 00:20:44,826
‫اعتقاد داریم می‌تونیم همه‌ی اعتماد و ایمانمون رو،

263
00:20:45,160 --> 00:20:46,828
‫به تو بسپاریم.

264
00:20:48,455 --> 00:20:50,123
‫نقشه‌تون چیه سرورم؟

265
00:20:51,500 --> 00:20:53,502
‫تقاضای تشکیل شورای جنگ رو میدیم

266
00:20:53,502 --> 00:20:57,172
‫شاه باید حاضر بشه، ولی همینطور اسقف هگموند

267
00:20:57,506 --> 00:20:59,216
‫و دوستان کافرش هم باید بیان.

268
00:20:59,216 --> 00:21:01,385
‫اونجا بهشون حمله می‌کنیم

269
00:21:02,719 --> 00:21:05,222
‫اونقدری سرباز متعهد به آرمانمون داریم،

270
00:21:05,222 --> 00:21:07,349
‫که درها رو ببندن و همشون رو بکشن!

271
00:21:10,769 --> 00:21:12,187
‫و بعد،

272
00:21:12,187 --> 00:21:13,814
‫همانطور که همیشه اینطور بوده،

273
00:21:15,232 --> 00:21:17,276
‫تدهین میشید و تاجگذاری می‌کنید،

274
00:21:18,902 --> 00:21:20,445
‫بعنوان پادشاه وسکس

275
00:21:22,489 --> 00:21:23,699
‫شاه شاهان

276
00:21:25,575 --> 00:21:26,743
‫چی میگین؟

277
00:21:31,456 --> 00:21:32,791
‫موافقم

278
00:21:34,001 --> 00:21:35,168
‫درخواست تشکیل شورا رو بدین

279
00:21:36,586 --> 00:21:38,714
‫- سرورم آیوار!
‫- چیه؟

280
00:21:39,047 --> 00:21:41,133
‫گرفتیمشون. مدتی بود سعی می‌کردن

281
00:21:41,133 --> 00:21:45,178
‫تا بر علیه حکومت شما
‫در شهر شورش راه بندازن

282
00:21:52,269 --> 00:21:53,437
‫تو

283
00:21:55,897 --> 00:21:57,441
‫تو

284
00:21:59,693 --> 00:22:02,237
‫واقعیت داره که می‌خواستین
‫علیهم شورش راه بندازین؟

285
00:22:04,614 --> 00:22:05,782
‫چرا؟

286
00:22:06,366 --> 00:22:07,868
‫من یه انسان عادی نیستم

287
00:22:07,868 --> 00:22:09,745
‫من یه حاکم عادی نیستم

288
00:22:11,121 --> 00:22:15,000
‫انتظار دارم از اونجایی که چنین موهبتی
‫بهتون داده شده شاد باشید،

289
00:22:16,251 --> 00:22:18,045
‫چرا که یه خدا حاکم شماست

290
00:22:24,593 --> 00:22:26,011
‫کمک کنید بایسته

291
00:22:32,100 --> 00:22:34,478
‫ببینید چی میگم. من...

292
00:22:35,228 --> 00:22:37,022
‫من خدای بخشنده‌ای هستم

293
00:22:37,481 --> 00:22:39,191
‫عاشق مردمم هستم

294
00:22:40,192 --> 00:22:42,444
‫پس، اگه به بازار برید،

295
00:22:42,444 --> 00:22:44,071
‫و خودتون رو با خاکستر بپوشونید،

296
00:22:44,071 --> 00:22:46,865
‫به اشتباهات و اعتقادات اشتباهتون اعتراف کنید،

297
00:22:48,200 --> 00:22:49,868
‫و دنبال بخشش من باشید

298
00:22:51,953 --> 00:22:53,663
‫منم اجازه میدم زنده بمونید

299
00:22:55,582 --> 00:22:56,708
‫ها؟

300
00:22:58,001 --> 00:22:59,336
‫چی میگین؟

301
00:22:59,336 --> 00:23:00,462
‫همم؟

302
00:23:15,477 --> 00:23:16,937
‫دارشون بزنید

303
00:23:16,937 --> 00:23:19,231
‫و اجساد رو بعنوان هشدار به مردم نشون بدید

304
00:23:24,903 --> 00:23:27,572
‫نفرت هیچوقت نباید جای عشق رو بگیره

305
00:23:43,380 --> 00:23:45,006
‫پسر رگنار

306
00:23:46,133 --> 00:23:48,051
‫چرا دنبال من بودی؟

307
00:23:48,260 --> 00:23:50,262
‫میخوام کمکم کنی

308
00:23:50,762 --> 00:23:54,933
‫تو گذشته، حال و آینده رو دیدی

309
00:23:55,642 --> 00:23:59,312
چی میخوای بدونی که الان نمی‌دونی؟

310
00:23:59,312 --> 00:24:02,190
من خیلی کم به دیدنت میام

311
00:24:02,190 --> 00:24:05,861
تمام زندگیم سعی کردم

312
00:24:05,861 --> 00:24:09,406
که از راه تجربه و نه با پیشگویی زندگی کنم

313
00:24:09,406 --> 00:24:11,533
بیچاره

314
00:24:13,160 --> 00:24:17,914
از نظر من ما خیلی کم از راه تجربه یاد می‌گیریم

315
00:24:17,914 --> 00:24:20,250
بازم، تو... تو باهوشی

316
00:24:20,917 --> 00:24:23,587
نه، من یه پیرمردم

317
00:24:23,587 --> 00:24:25,964
و پیرمردها باهوش نیستن

318
00:24:27,966 --> 00:24:30,844
هنوز آرزوی این رو دارن که ایکاش جوون بودن

319
00:24:31,761 --> 00:24:36,099
و بخاطر شکنندگی‌هاشون عصبانی میشن

320
00:24:36,683 --> 00:24:39,561
و زوال حافظه‌شون

321
00:24:40,353 --> 00:24:41,688
نقش من در این دنیا چیه؟

322
00:24:43,190 --> 00:24:47,986
‫تو به چیزی که گذشتگان دست نیافتن خواهی رسید،

323
00:24:48,778 --> 00:24:51,364
‫ولی بهاش خیلی سنگین خواهد بود

324
00:24:54,201 --> 00:24:56,369
‫اگه الان از اینجا برم، فرق میکنه؟

325
00:24:56,703 --> 00:24:58,205
‫می‌تونی امتحان کنی

326
00:24:58,538 --> 00:24:59,873
‫به چه چیزی دست پیدا میکنم؟

327
00:25:00,582 --> 00:25:03,877
‫اگه تصمیم بگیری که بری، شاید هیچی

328
00:25:05,086 --> 00:25:07,130
‫کمکی بهم نمی‌کنی

329
00:25:07,464 --> 00:25:09,382
‫چه انتظاری داشتی؟

330
00:25:10,592 --> 00:25:13,386
‫همه چی داره تاریک‌تر میشه

331
00:25:14,971 --> 00:25:18,558
‫همه‌مون داریم به تاریکی سقوط می‌کنیم

332
00:25:20,602 --> 00:25:22,562
‫من می‌ترسم

333
00:25:22,812 --> 00:25:25,065
‫می‌دونم که چیزی که نمی‌دونم،

334
00:25:25,065 --> 00:25:27,567
‫تنها چیزیه که واقعاً می‌دونم

335
00:25:29,110 --> 00:25:31,071
‫و می‌ترسم

336
00:25:33,156 --> 00:25:35,784
‫از رفتن به درون تاریکی می‌ترسم

337
00:26:09,651 --> 00:26:10,819
‫اینجایی؟

338
00:26:28,670 --> 00:26:30,005
‫با چی روبرو میشیم؟

339
00:26:30,005 --> 00:26:31,464
‫از قبل می‌فهمن ما اینجاییم،

340
00:26:31,464 --> 00:26:33,883
‫و احتمالاً سعی میکنن مسیر رودخونه رو ببندن

341
00:26:34,759 --> 00:26:36,428
‫بزرگ‌ترین خطری که داریم چیه؟

342
00:26:37,137 --> 00:26:41,558
‫وقتی که جنگجویانمون ببینن که
‫میخوان علیه لاگرتا، بیورن رویین‌تن و اوبه،

343
00:26:41,558 --> 00:26:43,768
‫پسران رگنار لاثبروک بجنگن.

344
00:26:44,394 --> 00:26:47,772
‫از خودت بپرس، وقتی ببینی روبروت ایستادن
‫چه حسی پیدا میکنی؟

345
00:26:48,356 --> 00:26:50,025
‫این‌ها قهرمانان افسانه‌ای‌ای هستند

346
00:26:50,358 --> 00:26:51,776
‫اون‌ها انسان نیستن

347
00:26:52,360 --> 00:26:53,987
‫تقریباً خدا هستن

348
00:26:54,195 --> 00:26:55,488
‫و هر چیزی که بگن،

349
00:26:56,072 --> 00:26:58,867
‫جنگجویان ما از رویارویی باهاشون می‌ترسن

350
00:26:58,867 --> 00:27:00,368
‫و چرا نه؟

351
00:27:01,202 --> 00:27:02,662
‫چرا نه؟

352
00:27:02,662 --> 00:27:04,456
‫اون‌ها هر چی باشه، فقط انسانن

353
00:27:05,874 --> 00:27:07,500
‫تبر هم اونارو میکشه

354
00:27:17,218 --> 00:27:19,179
‫فکر میکنی سرنوشت ما رو نزد هم آورده؟

355
00:27:21,431 --> 00:27:22,599
‫ما؟

356
00:27:23,224 --> 00:27:24,684
‫من و تو

357
00:27:26,311 --> 00:27:27,687
‫نمی‌تونم اینو بگم

358
00:27:29,272 --> 00:27:31,941
‫برعکس. این دقیقاً چیزیه که گفتی

359
00:27:34,402 --> 00:27:36,154
‫نمیخوام تصمیمی بگیرم

360
00:27:36,905 --> 00:27:39,574
‫نمیخوام به کسی خیانت کنم

361
00:27:40,325 --> 00:27:43,036
‫فقط میخوام بفهمم سرنوشت چی برام داره

362
00:27:44,412 --> 00:27:46,373
‫ولی یجوری، انگار اینجا بودن درسته

363
00:27:47,332 --> 00:27:48,541
‫انگار...

364
00:27:48,917 --> 00:27:50,251
‫اجتناب‌ناپذیره

365
00:27:53,254 --> 00:27:55,173
‫می‌دونم زندگیم نزدیکه تغییر کنه

366
00:28:32,794 --> 00:28:35,004
‫تصمیم گرفتم خودم ارتش رو رهبری کنم

367
00:28:37,424 --> 00:28:38,758
‫امیدوارم موافق باشی

368
00:28:39,509 --> 00:28:42,178
‫به معنی اینه که بیشتر از همیشه
‫به حمایتت نیاز دارم

369
00:28:43,763 --> 00:28:44,973
‫البته

370
00:28:48,685 --> 00:28:49,894
‫بهت باور دارم

371
00:28:51,146 --> 00:28:52,772
‫و امیدوارم تو هم بهم باور داشته باشی

372
00:29:01,948 --> 00:29:03,366
‫دوستت دارم برادر

373
00:29:09,414 --> 00:29:10,874
‫و منم تو رو دوست دارم

374
00:29:37,442 --> 00:29:38,902
‫سرورانم،

375
00:29:38,902 --> 00:29:42,989
‫تنها چند روز با بزرگ‌ترین چالشی که
‫کشورمون باهاش روبروئه فاصله داریم

376
00:29:44,574 --> 00:29:46,367
‫باید همه با هم عمل کنیم

377
00:29:47,368 --> 00:29:48,995
‫به یکدیگه نیاز داریم

378
00:29:48,995 --> 00:29:50,997
‫و اقرار بهش ضعف نیست

379
00:29:53,750 --> 00:29:56,085
‫تصمیم گرفتم در نبرد رهبری‌تون کنم

380
00:29:57,253 --> 00:30:00,590
‫ولی می‌دونم که حمایت برادر عزیزم اثلرد رو دارم،

381
00:30:01,674 --> 00:30:04,469
‫و اوبه، پسر مسیحی رگنار،

382
00:30:04,469 --> 00:30:07,055
‫و لاگرتا و بیورن

383
00:30:08,556 --> 00:30:11,643
‫نباید از روابط‌مون با این خارجی‌ها بترسیم،

384
00:30:13,102 --> 00:30:14,229
‫این وایکینگ‌ها

385
00:30:14,229 --> 00:30:16,231
‫وقتشه. علامت رو بده

386
00:30:16,606 --> 00:30:18,525
‫اون‌ها متحد و آینده‌ی ما هستن

387
00:30:22,362 --> 00:30:23,738
‫نمی‌تونم

388
00:30:25,657 --> 00:30:27,242
‫پس شکست می‌خوریم

389
00:30:43,424 --> 00:30:45,343
‫از همتون میخوام تا شخص خاصی رو ببینید

390
00:30:46,469 --> 00:30:47,720
‫این مگنوسه

391
00:30:50,014 --> 00:30:51,558
‫این اسم رو به یاد میارم

392
00:30:52,016 --> 00:30:54,769
‫شنیده بودیم که رگنار
‫در وسکس صاحب پسری شده

393
00:30:55,270 --> 00:30:56,563
‫و ایناهاش

394
00:30:56,563 --> 00:30:57,897
‫برادر ناتنی ما

395
00:30:59,274 --> 00:31:00,984
‫پسر رگنار و ملکه کویینترث

396
00:31:06,364 --> 00:31:07,782
‫سلام مگنوس

397
00:31:07,782 --> 00:31:09,033
‫تو باید لاگرتا باشی

398
00:31:09,033 --> 00:31:11,411
‫چه افتخار بزرگی که بالاخره دیدمتون

399
00:31:12,287 --> 00:31:13,705
‫و تو باید اوبه باشی

400
00:31:15,164 --> 00:31:17,041
‫در تمام این سال‌هایی که من
‫مجبور بودم هویتم رو مخفی کنم،

401
00:31:17,041 --> 00:31:19,627
‫داستان‌هایی از بیورن رویین‌تن،

402
00:31:19,627 --> 00:31:21,212
‫و ملکه لاگرتا و اوبه شنیده بودم

403
00:31:24,048 --> 00:31:25,842
‫حالا حداقل، خانواده‌م پیشم هستن

404
00:31:27,468 --> 00:31:29,304
‫حالا حداقل، به یه جایی تعلق دارم

405
00:31:30,680 --> 00:31:35,852
‫مگنوس معتقده که آلفرد و خانواده‌ش به اون

406
00:31:36,269 --> 00:31:37,604
و به ما خیانت کردن

407
00:31:39,522 --> 00:31:42,817
‫که هیچ قصدی برای دادن زمین‌های
‫آنگلیای شرقی به ما رو نداشتن

408
00:31:45,361 --> 00:31:47,196
‫و الان هم قصدی ندارن

409
00:31:52,702 --> 00:31:54,370
‫تا حالا رگنار رو دیدی؟

410
00:31:54,704 --> 00:31:55,872
‫بله

411
00:31:56,247 --> 00:31:57,999
‫وقتی اینجا زندانی بود دیدمش

412
00:32:00,919 --> 00:32:02,337
‫همدیگه رو در آغوش گرفتیم،

413
00:32:02,712 --> 00:32:03,838
‫و گریه کردیم

414
00:32:04,047 --> 00:32:05,340
‫و بهم گفت،

415
00:32:05,840 --> 00:32:08,343
‫که منو به اندازه‌ی همه‌ی پسراش دوست داره

416
00:32:18,394 --> 00:32:21,397
‫اون به مادرم گفت که هیچوقت
‫رابطه‌ای با ملکه کویینترث نداشت

417
00:32:23,900 --> 00:32:26,110
‫خب، باید اینو بگه، غیر اینه؟

418
00:32:29,364 --> 00:32:31,324
‫چی از ما میخوای مگنوس؟

419
00:32:40,124 --> 00:32:43,127
‫هارالد فاینهیر داره با یه ارتش بزرگ به اینجا میاد

420
00:32:44,253 --> 00:32:46,589
‫باید بهش بپیوندین و کشور وسکس رو نابود کنین

421
00:32:46,923 --> 00:32:48,841
‫کشورها رو نابود کنیم، همم؟

422
00:32:49,425 --> 00:32:50,593
‫یهویی چه مهم شدی

423
00:32:50,593 --> 00:32:52,178
‫من یه عمر صبر کردم

424
00:32:53,721 --> 00:32:55,974
‫این؟ معنی زندگی من اینه

425
00:32:57,350 --> 00:32:58,434
‫همم؟

426
00:33:00,353 --> 00:33:01,980
‫رگنار به منم گفت،

427
00:33:01,980 --> 00:33:04,899
‫که هیچوقت با ملکه کویینترث رابطه نداشت

428
00:33:05,316 --> 00:33:09,779
‫که زخمی شده بود و اون روی زخمش شاشید

429
00:33:10,363 --> 00:33:11,656
‫و همش همین بود

430
00:33:11,656 --> 00:33:13,032
‫البته که اینو بهت گفت!

431
00:33:13,783 --> 00:33:15,076
‫دروغ می‌گفت

432
00:33:17,161 --> 00:33:19,330
‫نمی‌فهمم چرا دارین اینطوری رفتار میکنین!

433
00:33:19,789 --> 00:33:21,791
‫فکر میکنم باید داستان مگنوس رو جدی بگیریم،

434
00:33:21,791 --> 00:33:23,209
‫فکر میکنم داره حقیقت رو میگه

435
00:33:23,209 --> 00:33:24,836
‫- فکر میکنم داره دروغ میگه!
‫- اوبه

436
00:33:24,836 --> 00:33:25,962
‫نه!

437
00:33:26,421 --> 00:33:29,215
‫نه، اعتقاد ندارم که اون پسر پدرمه

438
00:33:29,966 --> 00:33:33,261
‫اعتقاد ندارم که ما باید بخاطر حرف اون
به آلفرد خیانت کنیم

439
00:33:33,720 --> 00:33:35,847
‫- بخاطر اینه که آلفرد مغزت رو فاسد کرده
‫- نه

440
00:33:36,139 --> 00:33:37,807
‫و حالا اسم خودت رو گذاشتی مسیحی

441
00:33:39,392 --> 00:33:42,645
‫پس، مگنوس برام برادر نزدیک‌تری هست تا تو

442
00:33:42,645 --> 00:33:44,147
‫باید بحث رو تموم کنیم

443
00:33:45,606 --> 00:33:47,275
‫نمی‌خوام بحث کنم

444
00:33:48,026 --> 00:33:49,360
‫ولی تو حرفم رو باور نمی‌کنی

445
00:33:50,862 --> 00:33:52,238
‫می‌تونم ببینمش

446
00:33:57,702 --> 00:33:59,162
‫متاسفم

447
00:33:59,412 --> 00:34:01,205
‫فقط داستانت رو باور نمی‌کنم

448
00:34:07,295 --> 00:34:08,588
‫من حرفش رو باور نمی‌کنم

449
00:34:08,588 --> 00:34:09,797
‫ولی من میکنم

450
00:34:12,675 --> 00:34:13,926
‫باید انتخاب‌هایی بکنیم

451
00:34:23,352 --> 00:34:25,104
‫من یه تصمیمی گرفتم

452
00:34:25,980 --> 00:34:28,274
‫تصمیم‌های تو بی‌ارزشه فلوکی

453
00:34:29,192 --> 00:34:31,277
‫تو پادشاه این جزیره نیستی!

454
00:34:31,861 --> 00:34:33,488
‫و من قانون‌گذارم!

455
00:34:33,863 --> 00:34:35,740
‫من گفتم تو رو قانون‌گذار میکنم، بله؟

456
00:34:37,492 --> 00:34:39,202
‫اگه انتقام پسرت رو نگیری

457
00:34:40,161 --> 00:34:41,537
‫ولی گرفتی

458
00:34:42,497 --> 00:34:43,623
‫و الان،

459
00:34:43,748 --> 00:34:46,417
‫با مرگ ثورون و بچه‌ی دنیا نیومده‌ش،

460
00:34:46,417 --> 00:34:48,878
‫سه برابر انتقامش رو گرفتی

461
00:34:50,755 --> 00:34:54,133
‫تو صدای کلماتت رو دوست داری، مگه نه فلوکی؟

462
00:34:54,842 --> 00:34:57,136
‫ولی برای من همیشه صداشون توخالی میاد

463
00:34:59,847 --> 00:35:01,974
‫همیشه به فلوکی باور داشتیم

464
00:35:03,309 --> 00:35:04,894
‫برا همین اومدیم

465
00:35:06,854 --> 00:35:11,692
‫رافارتا، تو و خانواده‌ت تمام امیدهای ما رو،
‫تحلیل بردید و نابود کردید.

466
00:35:12,735 --> 00:35:14,654
‫تو زندگیم رو نابود کردی پدر

467
00:35:16,030 --> 00:35:17,657
‫خفه شو هلگی

468
00:35:18,366 --> 00:35:20,076
‫زیادی حرف میزنی

469
00:35:20,409 --> 00:35:22,870
‫و همیشه مثل یه زن گریه میکنی

470
00:35:23,287 --> 00:35:25,123
‫من دلیل برای گریه کردن دارم

471
00:35:26,624 --> 00:35:28,292
‫و اگه بازم بهم نزدیک‌تر بشی،

472
00:35:28,292 --> 00:35:30,419
‫پدر و مادرت هم دلیلی برای گریه کردن پیدا میکنن

473
00:35:31,504 --> 00:35:33,172
‫فلوکی درست میگه

474
00:35:33,798 --> 00:35:35,675
‫اون تصمیم گرفته

475
00:35:36,425 --> 00:35:38,136
‫همه باید بهش احترام بذاریم

476
00:35:39,220 --> 00:35:40,847
‫راه دیگه‌ای نیست

477
00:35:43,891 --> 00:35:45,143
‫ایویند

478
00:35:46,018 --> 00:35:47,687
‫و همه‌ی خانواده‌ش،

479
00:35:48,521 --> 00:35:49,939
‫از جمله تو هلگی،

480
00:35:51,315 --> 00:35:53,192
‫از این زیست‌گاه طرد میشین

481
00:35:55,903 --> 00:35:59,532
‫باید برید و جای دیگه‌ای رو پیدا کنید،

482
00:35:59,949 --> 00:36:01,409
‫بسیار دور از اینجا

483
00:36:02,535 --> 00:36:04,537
‫نمی‌تونی ما رو طرد کنی فلوکی

484
00:36:04,745 --> 00:36:06,205
‫زمستون رسیده

485
00:36:06,455 --> 00:36:08,040
‫غذا کمیابه. زنده نمی‌مونیم

486
00:36:08,457 --> 00:36:09,917
‫این مشکل خودتونه

487
00:36:14,255 --> 00:36:15,548
‫می‌تونیم بجنگیم

488
00:36:19,760 --> 00:36:20,970
‫می‌تونین

489
00:36:22,763 --> 00:36:24,140
‫ولی می‌بازین

490
00:36:34,442 --> 00:36:36,360
‫پس، نتیجه‌ش این شد فلوکی؟

491
00:36:38,613 --> 00:36:40,990
‫اینه نتیجه‌ی رویاهای بزرگت،

492
00:36:40,990 --> 00:36:42,992
‫ایده‌آل‌گرایی ارزشمندت؟

493
00:36:44,452 --> 00:36:45,703
‫این؟

494
00:36:45,995 --> 00:36:47,622
‫فقط میخوام برید

495
00:36:56,422 --> 00:36:58,090
‫نمی‌تونی منو بکشی ایویند

496
00:36:59,967 --> 00:37:01,719
‫مهم نیست چقدر سخت تلاش کنی

497
00:38:16,961 --> 00:38:20,172
‫این‌ها روزهای شادیست فرد باستانی

498
00:38:20,464 --> 00:38:21,757
‫اینو می‌دونی

499
00:38:22,300 --> 00:38:24,343
‫اتفاقات شگفت‌انگیزی رخ داده

500
00:38:24,468 --> 00:38:26,345
می‌دونم که چه چیزهایی می‌دونم

501
00:38:27,388 --> 00:38:29,640
‫نمی‌تونی ملکوتی بودن منو انکار کنی

502
00:38:30,433 --> 00:38:32,435
‫همیشه درباره‌ش می‌دونستی

503
00:38:33,352 --> 00:38:37,148
‫و خون اودین در رگ‌های من جاری هست

504
00:38:37,815 --> 00:38:40,860
‫آسیر ورود منو به تالارهاش خوش‌آمد گفته

505
00:38:42,737 --> 00:38:44,739
،عمرش در اینجا

506
00:38:44,739 --> 00:38:46,782
،برای همیشه

507
00:38:46,782 --> 00:38:49,368
.پر از ستایش و افتخار خواهد بود

508
00:38:50,578 --> 00:38:53,331
‫تو همه چیز رو به کسی که
‫درباره‌ی این خبر شاد می‌پرسه میگی

509
00:38:55,624 --> 00:38:57,668
‫من فقط چیزی که می‌بینم رو میگم

510
00:38:59,211 --> 00:39:02,006
‫من فقط همین رو میخوام، فرد دانا

511
00:39:02,715 --> 00:39:04,216
‫حقیقت رو بهشون بگو

512
00:39:04,800 --> 00:39:08,637
‫تو آیوار بی‌استخون هستی، پسر رگنار

513
00:39:10,556 --> 00:39:12,350
‫من آیوار خدا هستم

514
00:39:14,727 --> 00:39:17,813
‫همه‌ی چیزها تاریک هستن

515
00:39:18,230 --> 00:39:23,152
‫همه‌ی ما، هممون، به تاریکی سقوط می‌کنیم

516
00:39:24,362 --> 00:39:28,741
‫ارابه‌ت هم مثل پاهات شکستن

517
00:39:29,950 --> 00:39:33,996
‫یه مار در جمجمه‌ت لونه کرده!

518
00:39:34,747 --> 00:39:37,541
‫و چشمات بهت خیانت میکنن

519
00:39:38,084 --> 00:39:40,669
‫مسیرت پر شده از،

520
00:39:40,669 --> 00:39:44,048
‫آشغال و کثافت

521
00:39:44,799 --> 00:39:46,926
‫ترس،

522
00:39:47,760 --> 00:39:49,553
‫ترس

523
00:39:51,097 --> 00:39:53,182
‫نه!
