﻿1
00:01:18,912 --> 00:01:20,538
‫خب؟

2
00:01:20,538 --> 00:01:22,040
‫هیچکس ندیدش

3
00:01:24,209 --> 00:01:27,045
‫اگه هنوز زنده باشه، ناپدید شده

4
00:01:30,173 --> 00:01:32,300
‫من به زندگی و خدای خودم قسم خوردم،

5
00:01:32,300 --> 00:01:34,928
‫اگه با کمک شما دشمنمون رو شکست بدیم،

6
00:01:34,928 --> 00:01:39,349
‫تعهداتی که پدربزرگم، شاه اکبرت
‫به شما داده رو اجرا میکنم

7
00:01:43,436 --> 00:01:46,898
‫این پیمانی هست که با فرمان سلطنتی ما به شما،

8
00:01:46,940 --> 00:01:50,568
‫تمام زمین‌هایی که جزء قلمرو باستانی
‫آنگلیای شرقی هستند رو بهتون میده

9
00:01:53,071 --> 00:01:55,657
‫این زمین‌ها رو بطور دائمی به شما می‌بخشم،

10
00:01:55,698 --> 00:01:58,952
‫تا هر طور می‌خواهید، در آن
‫ساکن شوید و کشاورزی کنید

11
00:01:58,952 --> 00:02:01,538
‫حالا، اونجا جمعیت بالایی نداره

12
00:02:01,579 --> 00:02:04,582
‫ولی بازم، سکونت‌گاه‌ها و مزارعی داره

13
00:02:04,624 --> 00:02:07,669
‫برخی‌ها از اونجا رفتن
‫ولی سایرین تصمیم گرفتن بمونن

14
00:02:07,710 --> 00:02:09,838
‫توصیه میکنم باهاشون خوب رفتار کنین

15
00:02:09,879 --> 00:02:11,673
‫نفرت چندان عمیقی از شما ندارن،

16
00:02:11,714 --> 00:02:14,467
‫ولی محتاط و بیمناک خواهند بود

17
00:02:16,136 --> 00:02:18,763
‫- آخرین باری که این اتفاق افتاد...
‫- بله

18
00:02:18,763 --> 00:02:22,142
‫من فقط می‌تونم بگم که
‫این بار متفاوت خواهد بود

19
00:02:22,183 --> 00:02:24,978
‫من چند نفر از محافظینم رو بعنوان حرکتی
‫از حمایتم، در آنجا خواهم گذاشت،

20
00:02:24,978 --> 00:02:28,648
‫و از اختیارم بعنوان پادشاه استفاده میکنم
‫تا از حقوقتون دفاع کنم

21
00:02:28,690 --> 00:02:30,316
‫جز این، دلیلی برای ترس ندارین

22
00:02:38,116 --> 00:02:40,910
‫مهر سلطنتی رو پیوستش میکنم

23
00:02:41,870 --> 00:02:43,163
‫و تمام شد

24
00:02:47,417 --> 00:02:53,423
‫و حالا رسماً به شما بعنوان
‫متحد و دوست خوش‌آمد میگم

25
00:03:07,896 --> 00:03:09,856
‫این پایان کارهای امروزمون نیست

26
00:03:13,985 --> 00:03:15,570
‫نگهبان‌ها!

27
00:03:15,612 --> 00:03:17,447
‫خائنین رو دستگیر کنید!

28
00:03:18,531 --> 00:03:20,742
‫نه! نمی‌تونین اینکارو کنین!

29
00:03:20,783 --> 00:03:21,826
‫دستت رو ازم بکش!

30
00:03:21,868 --> 00:03:24,662
‫- ولم کن!
‫- نه! نه سرورم! من بی‌گناهم!

31
00:03:25,705 --> 00:03:28,499
‫به زودی از این اقدامات‌تون
‫پشیمان خواهید شد لُرد آلفرد!

32
00:03:28,541 --> 00:03:29,918
‫این رو بهتون قول میدم!

33
00:03:31,586 --> 00:03:34,255
‫من بی‌گناهم! من بی‌گناهم!

34
00:04:03,868 --> 00:04:09,666
‫خب شاه هارالد، شکست‌خورده... برگشتی

35
00:04:09,707 --> 00:04:13,127
‫بیورن رویین‌تن مسخره‌ت کرد

36
00:04:13,127 --> 00:04:17,757
‫و اثری از یارل اولاوسون، رهبرمون نیست

37
00:04:17,799 --> 00:04:20,301
‫یارل اولاوسون مرگ افتخارآمیزی در نبرد داشت...

38
00:04:24,430 --> 00:04:29,018
‫و قطعآً الان در والهالا ست

39
00:04:29,060 --> 00:04:30,770
خب به ما چه؟

40
00:04:32,522 --> 00:04:34,440
‫باید به رهبرانتون باور داشته باشین

41
00:04:36,567 --> 00:04:38,653
‫می‌تونن متحمل شکست یا بداقبالی بشن...

42
00:04:40,280 --> 00:04:42,407
‫ولی شما باید شانس این رو
‫بهشون بدید تا ثابت کنن،

43
00:04:42,448 --> 00:04:44,909
‫که چرا از اول به این مقام رسیدن

44
00:04:47,120 --> 00:04:50,707
‫من به دادن شانس دوم اعتقادی ندارم

45
00:04:52,208 --> 00:04:54,877
‫نه به احمقا و شکست‌خورده‌ها

46
00:04:57,964 --> 00:04:59,132
‫نه

47
00:05:03,094 --> 00:05:06,347
‫دقیقاً مثل سخنان زمان جوانی منه،

48
00:05:06,806 --> 00:05:08,099
‫ولی...

49
00:05:10,393 --> 00:05:13,771
‫در طول زمان یاد می‌گیری

50
00:05:40,214 --> 00:05:45,219
‫دوستان. فرصت این پیش نیومد که بهتون...

51
00:05:45,261 --> 00:05:49,474
‫مگنوس، پسر رگنار لاثبروک رو معرفی کنم

52
00:05:49,515 --> 00:05:51,476
‫درود بر رگنار!

53
00:05:51,517 --> 00:05:54,520
‫با بودن اون در کنارمون، می‌تونیم
‫به چیزهای فوق‌العاده‌ای دست پیدا کنیم

54
00:05:56,022 --> 00:05:59,609
‫شهر یورک شهر فوق‌العاده‌ای خواهد شد!

55
00:06:00,985 --> 00:06:05,198
‫مرکز یه امپراطوری! امپراطوری ما!

56
00:06:06,449 --> 00:06:09,410
‫که از اینجا تا کتگات امتداد خواهد داشت،

57
00:06:09,452 --> 00:06:13,247
‫از ایرلند تا فرانسه،

58
00:06:13,289 --> 00:06:16,751
‫از اسکاتلند تا استپ‌های روسیه!

59
00:06:16,793 --> 00:06:18,836
‫آره!

60
00:06:30,723 --> 00:06:31,724
‫بشین

61
00:06:38,439 --> 00:06:40,733
‫تو هگموند رو کشتی

62
00:06:40,775 --> 00:06:42,819
‫یکی از بهترین جنگجویان ساکسون‌ها

63
00:06:42,819 --> 00:06:45,154
‫از قبل زخم عمیقی داشت

64
00:06:45,196 --> 00:06:46,906
‫من فقط کارش رو تموم کردم

65
00:06:49,492 --> 00:06:51,619
‫چرا برای شاه هارالد می‌جنگی؟

66
00:06:51,619 --> 00:06:55,039
‫من با شوهرم یارل اولاوسون در یورک بودم

67
00:06:55,081 --> 00:06:57,125
‫قبول کردیم که به ارتش پادشاه بپیوندیم

68
00:06:57,166 --> 00:06:58,751
‫و شوهرت الان کجاست؟

69
00:06:58,793 --> 00:07:01,295
‫در نبرد کشته شد

70
00:07:01,337 --> 00:07:03,297
‫حیف شد، شوهر خوبی بود

71
00:07:04,215 --> 00:07:05,258
‫مردی خوب

72
00:07:06,676 --> 00:07:08,136
‫من مادرم رو در نبرد از دست دادم

73
00:07:09,303 --> 00:07:12,265
‫مادرت؟ کی هستی؟

74
00:07:13,933 --> 00:07:16,602
‫بیورن. بیورن رویین‌تن

75
00:07:17,562 --> 00:07:18,813
‫مشهوری

76
00:07:20,273 --> 00:07:22,859
‫فکر کنم این یعنی هر کاری بخوای می‌تونی بکنی

77
00:07:22,859 --> 00:07:24,735
‫هر چی میخوای از مردم بخوای

78
00:07:26,988 --> 00:07:28,114
‫اسمت چیه؟

79
00:07:28,156 --> 00:07:29,198
‫گانهیلد

80
00:07:29,907 --> 00:07:30,908
‫گانهیلد

81
00:07:32,410 --> 00:07:34,036
‫میخوام بهتر بشناسمت

82
00:07:34,871 --> 00:07:37,373
‫میخوای چی بگم؟

83
00:07:37,415 --> 00:07:41,502
‫می‌بینی وضعم چیه. در بندم. زندانی

84
00:07:42,336 --> 00:07:43,588
‫شوهرم مرده

85
00:07:44,714 --> 00:07:47,091
‫می‌تونم پیشنهاداتت رو رد کنم؟

86
00:07:48,217 --> 00:07:50,136
‫می‌تونم ازت سوءاستفاده کنم

87
00:07:53,514 --> 00:07:54,515
‫ولی نمیخوام

88
00:07:56,058 --> 00:07:57,768
‫من و تو، با هم برابریم

89
00:07:59,353 --> 00:08:02,982
‫اگه جواب یه سوالم رو بدی طناب‌هات رو باز میکنم

90
00:08:03,566 --> 00:08:04,609
‫بله؟

91
00:08:05,902 --> 00:08:07,445
‫بعد اینکه هگموند مرد،

92
00:08:07,487 --> 00:08:10,781
‫مادرم زخمی بود و ناپدید شده

93
00:08:10,823 --> 00:08:14,785
‫میخوام بدونم چیزی دیدی که به دردم بخوره

94
00:08:14,827 --> 00:08:17,413
‫میخوام بدونم ناپدید شدنش با میل خودش بوده...

95
00:08:18,247 --> 00:08:19,499
‫یا کسی اینکارو کرده

96
00:08:21,042 --> 00:08:24,545
‫من نمی‌تونم کمکت کنم. من چیزی ندیدم

97
00:08:38,518 --> 00:08:41,771
‫تو زن آزادی هستی. می‌تونی
‫هر کاری خواستی بکنی

98
00:08:48,069 --> 00:08:50,655
‫این برای چی بود؟

99
00:08:50,696 --> 00:08:53,115
‫فقط داشتم آزادیم رو تمرین می‌کردم

100
00:08:55,368 --> 00:08:56,744
‫شاید دوباره همو ببینیم

101
00:08:57,620 --> 00:08:58,704
‫کی می‌دونه؟

102
00:08:59,789 --> 00:09:01,040
‫می‌تونی الان بری

103
00:09:15,846 --> 00:09:17,139
‫چی سر اون اومد؟

104
00:09:20,393 --> 00:09:22,937
‫آدما چطوری همینطوری ناپدید میشن؟

105
00:09:22,979 --> 00:09:24,605
‫خب، می‌دونی چطوری

106
00:09:24,605 --> 00:09:26,399
‫پدرمون همینطوری ناپدید نشد؟

107
00:09:28,276 --> 00:09:30,027
‫لاگرتا اینطوری نیست

108
00:09:31,487 --> 00:09:33,239
‫یهو نمی‌ذاره فرار کنه

109
00:09:33,239 --> 00:09:34,824
‫اونم وسط نبرد؟

110
00:09:35,866 --> 00:09:37,201
‫و اصلآً چطوری اینکارو کرده؟

111
00:09:37,201 --> 00:09:38,703
‫انگار آب شده رفته تو زمین

112
00:09:38,703 --> 00:09:40,955
‫- می‌شناسمش...
‫- نه نمی‌شناسی!

113
00:09:40,997 --> 00:09:42,832
‫هیچی نمی‌دونی

114
00:09:42,873 --> 00:09:44,250
‫لاگرتا مادرت رو کشت

115
00:09:44,292 --> 00:09:47,378
‫تا جایی که به تو مربوط میشه،
‫ترجیح می‌دادی اون بمیره

116
00:09:47,378 --> 00:09:48,921
‫چرا دارم با تو صحبت میکنم؟

117
00:09:50,464 --> 00:09:51,841
‫من لاگرتا رو می‌شناسم

118
00:09:54,010 --> 00:09:58,973
‫من دوستش داشتم و بهش اعتماد داشتم
‫و اونم منو دوست داشت و بهم اعتماد داشت

119
00:10:01,475 --> 00:10:04,854
‫نمی‌تونه همینطوری ناپدید شده باشه،
‫مگه اینکه دلیلی داشته باشه

120
00:10:06,063 --> 00:10:07,857
‫این حرفت یعنی چی؟

121
00:10:07,898 --> 00:10:10,067
‫شاید دیوونه شده بود

122
00:10:16,866 --> 00:10:19,493
‫- تو...
‫- من تصمیم گرفتم ببخشمش

123
00:10:24,248 --> 00:10:25,708
‫اینو بهش گفتی؟

124
00:10:31,881 --> 00:10:32,965
‫باید درباره‌ش صحبت کنه

125
00:10:33,007 --> 00:10:35,926
‫باید صادق باشه

126
00:10:35,968 --> 00:10:38,638
‫بعد، بعد می‌تونی ببخشیش

127
00:10:38,679 --> 00:10:39,972
‫محض رضای خدا!

128
00:10:40,931 --> 00:10:43,225
‫می‌فهمم. می‌فهمم

129
00:10:46,479 --> 00:10:49,649
‫ولی اگه تو باهاش صحبت نکنی،

130
00:10:49,690 --> 00:10:53,194
‫لطفاً بهم این اجازه رو بدید

131
00:10:53,235 --> 00:10:56,822
‫خواهش میکنم. باید بدونم چرا

132
00:10:59,700 --> 00:11:02,036
‫پس شاید بتونم ببخشمش

133
00:11:17,760 --> 00:11:19,136
‫آشغال خیانت‌کار

134
00:11:24,308 --> 00:11:25,309
‫خیانت

135
00:11:29,105 --> 00:11:31,565
‫مرگ بر پادشاه!

136
00:11:38,155 --> 00:11:39,198
‫خائن!

137
00:11:40,282 --> 00:11:41,325
‫زنده باد پادشاه

138
00:12:12,273 --> 00:12:14,442
‫غذا!

139
00:12:22,825 --> 00:12:23,826
‫فلوکی!

140
00:12:24,744 --> 00:12:26,162
‫چی بود؟

141
00:12:26,203 --> 00:12:27,204
‫فلوکی!

142
00:12:29,540 --> 00:12:30,583
‫همینجا بمونین

143
00:12:47,308 --> 00:12:48,350
‫هلگی!

144
00:12:55,149 --> 00:12:56,358
‫بیا تو

145
00:12:59,236 --> 00:13:01,489
‫بدجور یخ کردی

146
00:13:01,530 --> 00:13:03,616
‫حداقل یکی از انگشت‌هات رو از دست میدی

147
00:13:05,117 --> 00:13:07,453
‫چرا این همه راه رو تو این هوا اومدی؟

148
00:13:08,370 --> 00:13:11,165
‫من... من چاره‌ای نداشتم

149
00:13:11,791 --> 00:13:13,083
‫چرا؟

150
00:13:13,125 --> 00:13:14,794
‫همه دارن می‌میرن

151
00:13:17,630 --> 00:13:19,215
‫منظورت چیه هلگی؟

152
00:13:19,215 --> 00:13:20,382
‫کی داره می‌میره؟

153
00:13:22,718 --> 00:13:25,638
‫همینکه از اینجا رفتیم، پدرم مریض شد

154
00:13:27,848 --> 00:13:31,310
‫راه درازی رفتیم. یه خونه ساختیم

155
00:13:31,352 --> 00:13:34,313
‫ولی غذا خیلی کمه و همه مریضن

156
00:13:36,732 --> 00:13:38,692
‫فکر میکنم ایویند داره می‌میره

157
00:13:40,736 --> 00:13:43,531
‫و وقتی اونجا رو ترک کردم
‫خواهرم یورون خیلی مریض بود

158
00:13:44,824 --> 00:13:47,284
‫و تا حالا مجبور شدیم دو تا...

159
00:13:47,326 --> 00:13:49,328
‫دو یا سه تا از بچه‌ها رو خاک کنیم

160
00:13:49,370 --> 00:13:52,832
‫ششش. دیگه حرف نزن

161
00:13:52,832 --> 00:13:55,918
‫خواهش میکنم. لطفاً کمکمون کنین!

162
00:13:55,960 --> 00:13:58,254
‫برید و خانواده‌م رو نجات بدید

163
00:13:58,295 --> 00:14:01,549
‫می‌دونم لایق این نیستیم که نجات
‫داده بشیم، ولی خواهش میکنم، فلوکی

164
00:14:05,970 --> 00:14:08,347
‫قبل اینکه خیلی دیر بشه نجات‌شون بده

165
00:14:09,723 --> 00:14:10,933
‫خواهش میکنم!

166
00:14:15,646 --> 00:14:19,483
‫به مجولنیر فکر کنم، پُتک ثور، برای قدرت

167
00:14:31,078 --> 00:14:32,580
‫چرا خواستی منو ببینی؟

168
00:14:36,876 --> 00:14:38,961
‫میدونی چرا

169
00:14:39,003 --> 00:14:41,714
‫اگه می‌دونستم، نمی‌پرسیدم

170
00:14:43,757 --> 00:14:49,430
‫تمام دوستات بازداشت شدن اثلرد

171
00:14:50,556 --> 00:14:54,768
‫لُرد کاینهرد به همه چی اعتراف کرده

172
00:14:56,520 --> 00:14:58,772
‫خیلی‌خب

173
00:14:58,814 --> 00:15:01,859
درسته، اومدن سراغم

174
00:15:01,901 --> 00:15:03,903
‫هنوز عصبانی بودم که کنار زده شدم،

175
00:15:03,944 --> 00:15:08,240
‫پس به نظرم اومد، تا تاجی که
‫به عقیده‌ی خودم مال منه انکار کنم

176
00:15:08,282 --> 00:15:11,493
‫منو متقاعد کردن که آلفرد بعنوان پادشاه
‫از هیچ حمایتی برخوردار نیست

177
00:15:11,535 --> 00:15:13,037
‫که بهرحال سرنگون میشه...

178
00:15:15,539 --> 00:15:19,501
‫ولی، اگه قبول می‌کردم جایگزینش بشم،
‫کودتا بدون خونریزی میشد

179
00:15:21,045 --> 00:15:26,050
‫و قبول کردی همراهشون بشی؟

180
00:15:26,091 --> 00:15:29,219
‫می‌خواستن درست قبل از عزیمت‌مون
‫به نبرد، کودتا رو اجرا کنن

181
00:15:29,261 --> 00:15:32,056
‫منتظر من بودن تا علامت رو بدم. من امتناع کردم

182
00:15:33,015 --> 00:15:35,267
‫پس تو هم دست داشتی

183
00:15:35,309 --> 00:15:37,728
‫بهتون گفتم، امتناع کردم

184
00:15:41,899 --> 00:15:44,485
‫از اینکه به حرفشون گوش دادم پشیمونم

185
00:15:44,526 --> 00:15:46,320
‫من احمق و خیلی مغرور بودم

186
00:15:46,362 --> 00:15:48,072
‫در میدان نبرد سعی کردم رفتارم رو اصلاح کنم

187
00:15:48,113 --> 00:15:51,408
‫من با کمال میل حاضر بودم برای
‫نجات جان برادرم، جانم رو بدم.

188
00:15:52,910 --> 00:15:56,372
‫هیچوقت، تا ابد دوباره بهش خیانت نمی‌کنم!

189
00:16:00,876 --> 00:16:04,129
‫برو و مادرت رو پیدا کن پسر!

190
00:16:04,171 --> 00:16:08,008
‫چاقو تیز میکنم! چاقوهاتون رو بیارید اینجا!
‫چاقوهاتون رو بیارید!

191
00:16:30,114 --> 00:16:31,198
‫این یه خداست؟

192
00:16:31,907 --> 00:16:32,992
‫خدا نیست

193
00:16:33,826 --> 00:16:35,661
‫این بودا ست

194
00:16:37,913 --> 00:16:39,081
‫و بودا کیه؟

195
00:16:50,759 --> 00:16:51,844
‫ممنون

196
00:16:56,932 --> 00:17:01,729
‫ایتسرک، اخبار خیلی جالبی دریافت کردم

197
00:17:03,564 --> 00:17:08,819
‫انگاری شاه جدید آلفرد،
‫شاه هارالد رو در وسکس شکست داده

198
00:17:10,779 --> 00:17:14,950
‫ولی با کمک لاگرتا، بیورن و اوبه

199
00:17:14,950 --> 00:17:17,745
‫پس تمام مدت می‌دونستی که لاگرتا رو قربانی نکردی

200
00:17:21,749 --> 00:17:23,333
‫هارالد زنده مونده؟

201
00:17:23,375 --> 00:17:24,793
‫بله، به یورک عقب‌نشینی کرده

202
00:17:28,297 --> 00:17:31,884
‫از نظر من الان زمان اینه که به انگلستان برگردیم

203
00:17:31,925 --> 00:17:34,803
‫هارالد درسش رو یاد گرفته.
‫نمی‌تونه بدون من برنده بشه.

204
00:17:35,971 --> 00:17:37,181
‫اون چیه؟

205
00:17:42,019 --> 00:17:44,354
‫وقتی پدرم منو به انگلستان برد،

206
00:17:44,396 --> 00:17:46,440
‫و توسط شاه اکبرت زندانی شد،

207
00:17:47,649 --> 00:17:50,027
‫من با شاهزاده آلفرد شطرنج بازی می‌کردم

208
00:17:52,780 --> 00:17:55,157
‫حالا بازم میخوام باهاش شطرنج بازی کنم

209
00:17:56,533 --> 00:18:00,079
‫فقط این بار در میدان نبرد

210
00:18:49,169 --> 00:18:50,462
‫اون شاهه!

211
00:18:50,462 --> 00:18:51,505
‫آره

212
00:18:52,840 --> 00:18:55,050
‫شاه و افرادش. اونا اینجاین

213
00:18:57,928 --> 00:19:01,265
‫اینجا مرز ملک قانونی شماست

214
00:19:01,306 --> 00:19:04,893
‫از اینجا تا دریا، قلمرو آنگلیای شرقی هست

215
00:19:04,935 --> 00:19:08,230
‫همیشه برای من بود. من هم به شما میدمش

216
00:19:13,694 --> 00:19:16,488
‫ببین بیورن. گنجینه‌ها رو ببین!

217
00:19:52,983 --> 00:19:54,651
‫اونا به تمام اصول،

218
00:19:56,445 --> 00:19:59,615
‫رویاها، و امیدهای سکونت‌گاهمون خیانت کردن

219
00:20:00,616 --> 00:20:03,160
‫ولی هنوز خانواده‌ی منن

220
00:20:03,160 --> 00:20:05,495
‫و نیاز به کمک دارن. و می‌تونی کمکشون کنی

221
00:20:05,537 --> 00:20:08,540
‫اگه بازم تاخیر کنیم، همشون خواهند مرد

222
00:20:12,127 --> 00:20:14,213
‫به چی فکر میکنی؟

223
00:20:14,254 --> 00:20:18,091
‫داشتم فکر می‌کردم که بالاخره
‫سکونت‌گاهمون داره عملی میشه

224
00:20:19,343 --> 00:20:20,719
‫دیگه کینه‌ورزی نبود

225
00:20:23,639 --> 00:20:25,390
‫نیازی به انتقام یا کشتار نبود

226
00:20:27,059 --> 00:20:29,019
‫و حالا میخوای این آدما رو برگردونی

227
00:20:31,021 --> 00:20:32,940
‫این آدمایی که این زنجیره رو شروع کردن

228
00:20:35,567 --> 00:20:36,902
‫که نمی‌خواستن به من گوش بدن

229
00:20:38,946 --> 00:20:41,615
‫فلوکی، من می‌فهمم

230
00:20:42,950 --> 00:20:45,619
‫می‌تونم نگرانی‌هات رو درک کنم،
‫ولی الان اوضاع فرق داره

231
00:20:47,120 --> 00:20:49,289
‫پدرم درسش رو فرا گرفته

232
00:20:50,457 --> 00:20:52,834
‫عمیقاً پشیمونه

233
00:20:54,461 --> 00:20:56,171
‫و تو حرفش رو باور میکنی؟

234
00:20:56,171 --> 00:20:57,547
‫اون تغییر کرده فلوکی

235
00:20:59,049 --> 00:21:00,425
‫تغییر کرده

236
00:21:01,760 --> 00:21:04,012
‫این شدنیه

237
00:21:04,012 --> 00:21:06,640
‫این چیزی نیست که گفتی اینجا ممکن میشه فلوکی؟

238
00:21:07,849 --> 00:21:09,685
‫که زندگی متفاوتی خواهیم داشت

239
00:21:10,477 --> 00:21:12,145
‫که تغییر خواهیم کرد

240
00:21:41,800 --> 00:21:43,051
‫خوش اومدید اعلیحضرت

241
00:21:43,093 --> 00:21:44,094
‫همم

242
00:21:46,263 --> 00:21:47,431
‫خوش اومدید

243
00:21:50,434 --> 00:21:52,352
‫نمی‌تونم برم داخل

244
00:21:52,394 --> 00:21:54,646
‫نه، منم نمی‌تونم

245
00:21:54,688 --> 00:21:56,690
‫اونا خدای اشتباهی رو می‌پرستن

246
00:22:04,531 --> 00:22:05,907
‫میخوای حرف بزنی؟

247
00:22:11,496 --> 00:22:13,290
‫من پدرم رو از دست دادم

248
00:22:15,250 --> 00:22:16,960
‫و حالا مادرم

249
00:22:19,463 --> 00:22:21,840
‫و با اینحال، این رویای پدرمه

250
00:22:23,175 --> 00:22:24,551
‫همین‌جا

251
00:22:26,636 --> 00:22:28,680
‫همه‌ی چیزی که همیشه برامون می‌خواست

252
00:22:32,351 --> 00:22:33,852
‫چه عجیب

253
00:22:56,833 --> 00:22:58,960
‫چیزی نیست

254
00:22:59,002 --> 00:23:01,546
‫همه چی درست میشه

255
00:23:01,588 --> 00:23:02,964
‫همه چیز

256
00:23:04,257 --> 00:23:06,635
‫برو و طبیب‌ها رو خبر کن

257
00:23:06,635 --> 00:23:07,427
‫بله بانوی من

258
00:23:07,803 --> 00:23:08,678
‫الثویث، این اولین باری نیست که
‫آلفرد اینطوری بیمار میشه

259
00:23:08,678 --> 00:23:09,721
‫قبلآً هم اتفاق افتاده

260
00:23:15,310 --> 00:23:16,686
‫چیکار می‌تونیم بکنیم؟

261
00:23:19,773 --> 00:23:21,858
‫ایکاش می‌تونستیم کاری بکنیم

262
00:23:21,900 --> 00:23:23,652
‫حداقل می‌تونم مواد یه مرهم گرم رو پیدا کنم

263
00:23:24,694 --> 00:23:25,695
‫تو...

264
00:23:26,321 --> 00:23:27,614
‫بله

265
00:23:28,573 --> 00:23:30,283
‫فکر میکنم باردارم

266
00:23:32,035 --> 00:23:35,038
‫الثویث، نباید این بچه رو از دست بدی

267
00:23:35,080 --> 00:23:38,041
‫انتظارات زیادی از این بچه‌ی دنیا نیومده میره

268
00:23:38,083 --> 00:23:39,751
‫شاید آینده‌ی انگلستان

269
00:23:50,011 --> 00:23:51,388
‫برادر بیچاره‌ی من

270
00:23:53,640 --> 00:23:55,434
‫اون باید زنده بمونه

271
00:23:55,475 --> 00:23:56,810
‫چیز دیگه‌ای مهم نیست

272
00:24:01,857 --> 00:24:05,193
‫همه چی از یه چیزه. و فقط اون چیز وجود داره

273
00:24:06,862 --> 00:24:10,031
‫زندگی یک پُل هست،
‫روی آن خانه‌ای نسازید

274
00:24:10,073 --> 00:24:12,868
‫یه رودخانه‌ست، ولی به کناره‌هاش نچسب

275
00:24:14,035 --> 00:24:15,787
‫شما در یک سفر هستید

276
00:24:17,247 --> 00:24:20,459
‫این پیرمرد عجیب این چیزا رو بهت گفته؟

277
00:24:20,459 --> 00:24:23,086
‫و خیلی چیزای دیگه که فراموش کردم

278
00:24:23,128 --> 00:24:25,422
‫شاید همش یه جوک باشه

279
00:24:25,464 --> 00:24:27,674
‫اگه فلوکی بود اینطور میگفت

280
00:24:27,674 --> 00:24:30,635
‫یعنی چی؟ سفر به کجا؟

281
00:24:33,180 --> 00:24:35,682
‫بهم گفت می‌تونم برم دوباره باهاش صحبت کنم

282
00:24:35,724 --> 00:24:37,976
‫که منو آگاه میکنه

283
00:24:39,227 --> 00:24:40,103
‫ولی فعلاً،

284
00:24:40,103 --> 00:24:41,897
‫اون فرستاده‌ی شاه اولاف نیرومند بود

285
00:24:44,774 --> 00:24:48,820
‫از اولاف دعوت کردم تا به ارتشمون بپیونده

286
00:24:50,322 --> 00:24:52,157
‫کِی میخوای به سمت یورک حرکت کنی؟

287
00:24:54,951 --> 00:24:58,038
‫باید تا بهار صبر کنیم

288
00:24:58,038 --> 00:25:01,458
‫و تولد بچه‌ی خدایی من

289
00:25:08,089 --> 00:25:11,718
‫چرا انقدر بدگمان شدی برادر عزیزم، ها؟

290
00:25:11,760 --> 00:25:13,845
‫بدگمانی ذهن رو آلوده میکنه برادر

291
00:25:13,887 --> 00:25:18,850
‫در آخر، نمی‌تونی خوبی‌های
‫کسی رو ببینی، یا هر چیزی

292
00:25:18,850 --> 00:25:22,145
‫نمی‌بینی که فریدیس الان
‫خیلی بیشتر شبیه فریا شده،

293
00:25:23,188 --> 00:25:25,440
‫الهه‌ی باروری

294
00:25:29,110 --> 00:25:30,278
‫نه؟

295
00:25:32,239 --> 00:25:36,535
‫بنظر من تو در کشمکش هستی ایتسرک

296
00:25:38,870 --> 00:25:40,664
‫از کشتی پریدی تا به من بپیوندی،

297
00:25:40,664 --> 00:25:43,708
‫چون فکر کردی خدایان این رو مقّدر کردن

298
00:25:43,708 --> 00:25:46,294
‫ولی بعد، هر چیزی که میگم یا
‫هر کاری میکنم باعث ناراحتیت میشه،

299
00:25:46,336 --> 00:25:48,713
‫انگار که هیچوقت دلت نمی‌خواست از کشتی بپری

300
00:25:50,507 --> 00:25:52,133
‫تناقضی وجود نداره

301
00:25:54,386 --> 00:25:55,637
‫البته که تناقض هست

302
00:25:55,679 --> 00:25:57,556
‫درباره‌ی چی حرف میزنی؟

303
00:25:57,597 --> 00:25:59,266
‫تناقضی نیست چون،

304
00:25:59,307 --> 00:26:02,727
‫ممکنه که همه چیز بخشی از یک چیز باشه

305
00:26:04,312 --> 00:26:05,522
‫چی؟

306
00:26:07,232 --> 00:26:09,192
‫داری چرت و پرت میگی!

307
00:26:10,527 --> 00:26:11,903
‫می‌دونی، خیلی وقتا برام سوال بود،

308
00:26:11,903 --> 00:26:13,738
‫که یکم دیوونه هستی یا نه

309
00:26:15,448 --> 00:26:16,449
‫من دیوونه‌ام؟

310
00:26:17,450 --> 00:26:19,536
‫درست مثل مارگارت

311
00:26:19,536 --> 00:26:21,830
‫می‌دونی چه بلایی سرش اومد

312
00:26:47,522 --> 00:26:49,899
‫باید یک قربانی آماده می‌کردیم

313
00:26:51,192 --> 00:26:52,944
‫باید قربانی‌ای برای خدایان آماده می‌کردیم

314
00:26:52,944 --> 00:26:55,155
‫تا از خشمشون بکاهیم،

315
00:26:55,196 --> 00:26:58,825
‫و ازشون بخوایم این زمین جدید رو متبرک کنن

316
00:26:58,867 --> 00:27:00,076
‫فکر میکنی خدایان عصبانی هستن؟

317
00:27:00,118 --> 00:27:01,870
‫البته که هستن

318
00:27:01,911 --> 00:27:03,997
‫اوبه بین عموم انکارشون کرد!

319
00:27:05,749 --> 00:27:09,127
‫و الان اوبه و توروی صلیب
‫خدای مسیحی‌ها رو میندازن دور گردنشون

320
00:27:14,299 --> 00:27:16,509
‫باید یه کاری برای خودم بکنم

321
00:27:21,765 --> 00:27:23,808
‫من به اینجا تعلق ندارم

322
00:27:24,768 --> 00:27:25,935
‫چیکار کنی؟

323
00:27:28,146 --> 00:27:30,774
‫میخوام کتگات رو از آیوار پس بگیرم

324
00:27:32,400 --> 00:27:33,777
‫چطوری؟

325
00:27:33,818 --> 00:27:35,195
‫ارتشی نداری

326
00:27:36,696 --> 00:27:38,573
‫ولی شاه هارالد داره

327
00:27:41,242 --> 00:27:44,371
‫قانعش میکنم تا با من به کتگات حمله کنه

328
00:27:44,371 --> 00:27:47,957
‫یه چیزی که شوهرم بهم گفت رو به یاد دارم

329
00:27:47,999 --> 00:27:50,377
‫گفت که شاه هارالد بهش گفته که،

330
00:27:50,418 --> 00:27:52,629
‫بعد از حمله‌شون به وسکس،

331
00:27:52,629 --> 00:27:55,965
‫جفتشون برمی‌گردن و با هم به کتگات حمله میکنن

332
00:27:56,758 --> 00:27:58,718
‫پس بهم گوش میده

333
00:27:59,552 --> 00:28:02,013
‫یا گوش میده یا فقط تو رو می‌کشه

334
00:28:14,943 --> 00:28:19,197
‫پسر و دخترت رو کشتن

335
00:28:21,157 --> 00:28:24,035
‫حالا ازمون خواستن تا این آدما رو نجات بدیم

336
00:28:27,288 --> 00:28:29,999
‫این تصمیم رو به تو می‌سپارم کتیل

337
00:28:32,252 --> 00:28:34,212
‫منو می‌شناسی فلوکی

338
00:28:36,089 --> 00:28:39,050
‫می‌دونی که نمی‌تونم بدون امید زنده بمونم

339
00:28:39,050 --> 00:28:41,177
‫باید به آینده‌ی خانواده‌م،

340
00:28:42,971 --> 00:28:45,098
‫امید داشته باشم

341
00:28:47,475 --> 00:28:49,310
‫پس...

342
00:28:49,310 --> 00:28:52,313
‫پس میگی که باید نجاتشون بدیم

343
00:28:56,109 --> 00:28:57,277
‫بله

344
00:29:03,658 --> 00:29:07,078
‫اگه هلگی میگه پدرش تغییر کرده،

345
00:29:07,120 --> 00:29:08,538
‫منم حرفش رو باور میکنم

346
00:29:11,124 --> 00:29:14,961
‫و خودم پا در این زمستان سوزناک می‌ذارم

347
00:29:15,003 --> 00:29:18,798
‫و اگه لازم باشه، خودم ایویند رو
‫بر پشتم تا اینجا حمل میکنم

348
00:29:42,238 --> 00:29:43,531
‫هلگی!

349
00:29:50,872 --> 00:29:51,873
‫کمکم کن

350
00:30:07,806 --> 00:30:08,932
‫برو

351
00:30:10,183 --> 00:30:11,309
‫برو!

352
00:30:34,082 --> 00:30:36,751
‫من تصمیمم رو گرفتم اوبه

353
00:30:36,751 --> 00:30:40,296
‫بخاطر مادرم، و بخاطر خودم،

354
00:30:40,338 --> 00:30:41,965
‫باید سعی کنم دوباره کتگات رو بدست بیارم

355
00:30:42,715 --> 00:30:44,509
‫اینجا بهت نیاز داریم

356
00:30:44,551 --> 00:30:47,220
‫بازم حمله خواهند کرد و خودت اینو می‌دونی

357
00:30:47,220 --> 00:30:49,931
‫باید از رویای رگنار دفاع کنیم

358
00:30:49,973 --> 00:30:52,934
‫هممون سعی داریم از رویای رگنار دفاع کنیم

359
00:30:52,976 --> 00:30:55,895
‫ولی شاید بعضیامون انتخاب کنیم
‫به شکل متفاوتی اینکارو کنیم

360
00:30:56,980 --> 00:30:58,606
‫می‌فهمم چیکار کردی

361
00:30:59,816 --> 00:31:02,277
‫مسیری رو انتخاب کردی که من نمی‌تونستم

362
00:31:03,194 --> 00:31:06,155
‫برادرم، هنوز قهرمان منی

363
00:31:11,619 --> 00:31:14,080
‫و توروی

364
00:31:14,122 --> 00:31:15,915
‫به تو هم میخوام چیزی بگم

365
00:31:17,333 --> 00:31:19,502
‫تو از بچه‌های ما محافظت و بزرگشون کردی

366
00:31:21,629 --> 00:31:23,715
‫حتی وقتی ترکت کردم،

367
00:31:25,633 --> 00:31:27,844
‫هیچوقت کینه نداشتی یا انتقام‌جو نبودی

368
00:31:31,472 --> 00:31:33,683
‫همیشه به مادرم وفادار بودی

369
00:31:35,768 --> 00:31:38,688
‫هیچوقت چیزی برای خودت نمی‌خواستی

370
00:31:38,730 --> 00:31:40,565
‫من لاگرتا رو دوست دارم

371
00:31:40,607 --> 00:31:43,359
‫همیشه همه چیز من بوده

372
00:31:43,401 --> 00:31:44,611
‫می‌دونم که هنوز زنده‌ست،

373
00:31:44,611 --> 00:31:46,946
‫و یه روز برمی‌گرده

374
00:31:46,988 --> 00:31:49,198
‫همیشه زنده می‌مونه،

375
00:31:49,240 --> 00:31:50,617
‫مثل تو

376
00:31:52,619 --> 00:31:54,704
‫من عاشق بچه‌هامون هستم،

377
00:31:56,372 --> 00:31:58,875
‫و همیشه کاری میکنم بهت افتخار کنن

378
00:32:09,385 --> 00:32:10,386
‫ممنون

379
00:32:23,191 --> 00:32:25,151
‫سرورانم

380
00:32:26,402 --> 00:32:30,907
‫همتون اخبار بیماری پادشاه رو شنیدید،

381
00:32:30,990 --> 00:32:34,619
‫و برا همین می‌خواستم باهاتون صحبت کنم

382
00:32:34,661 --> 00:32:38,873
‫تا بهتون اطمینان بدم که آلفرد حالش خوب میشه

383
00:32:38,873 --> 00:32:40,625
‫- مشکلش چیه؟
‫- بله

384
00:32:40,667 --> 00:32:42,835
‫هیچکس دقیقاً نمی‌دونه

385
00:32:42,877 --> 00:32:44,087
‫پس ضعیفه

386
00:32:44,128 --> 00:32:46,547
‫- باید حقیقت رو بدونیم
‫- چه خبر شده؟

387
00:32:50,468 --> 00:32:53,304
‫حق با مادرمه

388
00:32:53,304 --> 00:32:55,473
‫آلفرد قبلآً هم این ناخوشی‌ها رو داشته،

389
00:32:55,515 --> 00:32:57,725
‫و همیشه زنده مونده

390
00:32:58,977 --> 00:33:01,270
‫باید ایمان داشته باشین

391
00:33:01,312 --> 00:33:03,189
‫شاهی که همیشه بیماره

392
00:33:04,440 --> 00:33:06,526
‫چجور پادشاهیه؟

393
00:33:07,735 --> 00:33:10,196
‫نمی‌تونیم یه شاه بیمار داشته باشیم!

394
00:33:14,659 --> 00:33:16,744
‫اثلرد خیلی محبوبه

395
00:33:18,246 --> 00:33:20,039
‫بله

396
00:33:20,081 --> 00:33:21,958
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی. بهم اعتماد داری؟

397
00:33:22,000 --> 00:33:25,628
‫همیشه دعا می‌کردم،
‫که اینقدر محبوب نشه

398
00:33:25,712 --> 00:33:27,255
و کلیسا؟ ... -
‫- بله

399
00:33:27,296 --> 00:33:28,589
‫ممنون

400
00:33:38,516 --> 00:33:40,977
‫چه چیزی برای گفتن به این مردان،

401
00:33:42,353 --> 00:33:46,024
‫جز اینکه برای بهبود برادرت دعا کنن داری؟

402
00:33:49,610 --> 00:33:52,530
‫چیزی که تو ذهنمه رو بهشون میگم

403
00:33:55,324 --> 00:33:57,410
‫دخالت نکن مادر!

404
00:33:59,078 --> 00:34:02,040
‫حالا برید و کمی گاوزبان بچینید

405
00:34:02,081 --> 00:34:04,125
‫تا برادر بیچاره‌م درمان بشه

406
00:35:02,100 --> 00:35:04,644
‫بیورنه! خودشه!

407
00:35:04,685 --> 00:35:06,062
‫بیورن رویین‌تن

408
00:35:15,988 --> 00:35:17,740
‫- برادر!
‫- مگنوس

409
00:35:19,075 --> 00:35:20,827
‫بیورن رویین‌تن

410
00:35:24,789 --> 00:35:26,666
‫خب،‌ بیا، بیا! بیا

411
00:35:30,586 --> 00:35:32,755
‫بیورن رویین‌تن،

412
00:35:34,549 --> 00:35:37,552
‫خیلی از دیدنت خوشحالم

413
00:35:37,552 --> 00:35:39,762
‫و گانهیلد

414
00:35:39,762 --> 00:35:40,972
‫بنظر میرسه که سرنوشت،

415
00:35:41,013 --> 00:35:43,558
‫دوباره ما رو پیش هم آورده

416
00:35:43,599 --> 00:35:46,769
‫کی می‌دونست خدایان
‫چه سرنوشتی برامون مقّدر کرده بودن؟

417
00:35:48,563 --> 00:35:49,814
‫بله

418
00:35:49,856 --> 00:35:51,440
‫کی می‌دونست

419
00:35:51,482 --> 00:35:52,733
‫این چیزا برام مهم نیست

420
00:35:52,775 --> 00:35:54,819
‫برا من فقط این مهمه که برادرم بیورن رو پیدا کردم

421
00:35:54,861 --> 00:35:56,654
‫که من یه وایکینگم

422
00:35:56,696 --> 00:35:58,656
‫و اینکه به کتگات حمله خواهیم کرد...

423
00:35:58,698 --> 00:35:59,699
‫همه با هم!

424
00:36:07,415 --> 00:36:10,835
‫خب بهم بگو، برادرم چطوره؟

425
00:36:10,877 --> 00:36:13,129
‫تغییری در شرایطش پیش نیومده

426
00:36:16,048 --> 00:36:18,259
‫نمی‌دونم اصلاً هوشیاره یا نه

427
00:36:19,635 --> 00:36:21,429
‫شربت‌هایی رو درست کردم

428
00:36:21,429 --> 00:36:23,389
‫تا از دردش کم کنم

429
00:36:23,389 --> 00:36:25,057
‫مثل قبل

430
00:36:26,225 --> 00:36:28,603
‫تو مادر فوق‌العاده‌ای هستی

431
00:36:28,603 --> 00:36:30,688
‫برای آلفرد، و من

432
00:36:40,489 --> 00:36:43,868
‫حداقل می‌دونم نگران برادرت هستی

433
00:36:45,244 --> 00:36:46,370
‫چرا نباید باشم؟

434
00:36:49,123 --> 00:36:53,377
‫فقط خیلی وحشتناکه که،

435
00:36:53,419 --> 00:36:57,256
‫همینکه مریض شده، اشراف شروع به

436
00:36:58,883 --> 00:37:00,676
‫توطئه علیهش کردن!

437
00:37:01,886 --> 00:37:04,222
‫اون‌ها مسیحی‌های واقعی نیستن

438
00:37:05,264 --> 00:37:07,600
‫اونا...

439
00:37:07,642 --> 00:37:11,646
‫هیچ خوبی‌ای در ذات‌شون نیست

440
00:37:14,357 --> 00:37:16,192
‫فقط میخوان از شرش خلاص بشن

441
00:37:17,902 --> 00:37:19,028
‫درسته

442
00:37:19,070 --> 00:37:21,906
‫و با اینحال، باید ترسشون رو درک کنی

443
00:37:24,075 --> 00:37:25,910
‫نه فقط برای خودشون،

444
00:37:25,952 --> 00:37:28,204
‫بلکه برای وسکس و انگلستان

445
00:37:51,936 --> 00:37:53,646
‫البته

446
00:37:53,688 --> 00:37:55,147
‫من می‌فهمم

447
00:37:56,565 --> 00:37:58,776
‫مطمئناً می‌تونن ببینن که
‫آلفرد بهترین شانس اوناست

448
00:37:59,986 --> 00:38:01,654
‫چی... چیکار کردی؟

449
00:38:04,991 --> 00:38:07,076
‫باور ندارم،

450
00:38:07,118 --> 00:38:11,455
‫که تا حالا برادرت رو
‫بعنوان پادشاه قبول کرده باشی

451
00:38:13,582 --> 00:38:15,751
‫فکر نمیکنم بعد این هم داشته باشی

452
00:38:19,171 --> 00:38:21,882
‫همیشه براش یه خطر خواهی بود

453
00:38:23,634 --> 00:38:25,845
‫پس تو مسمومم کردی؟

454
00:38:47,992 --> 00:38:49,577
‫چجور مادری هستی؟
