﻿1
00:00:56,931 --> 00:01:01,770
«جاده‌ی ابریشم»

2
00:03:35,757 --> 00:03:39,260
‫چرا اون احمق یه‌چشم
‫همش داره منو نگاه میکنه؟

3
00:03:39,260 --> 00:03:40,887
‫هفته‌هاست که با ما همسفره

4
00:03:41,846 --> 00:03:43,223
‫ازش خوشم نمیاد

5
00:03:45,266 --> 00:03:48,978
‫به یکی از افرادمون بگو یه جای خلوت
‫پیدا کنن و از شرش خلاص بشن

6
00:03:50,939 --> 00:03:52,023
‫اونا فقط مزدورن

7
00:03:53,816 --> 00:03:55,485
‫من برا انجام هیچ کاری بهشون اعتماد ندارم

8
00:03:57,570 --> 00:03:59,239
‫خب پس، شاید بهتره خودت اینکارو بکنی

9
00:04:03,159 --> 00:04:04,160
‫حتماً

10
00:04:20,551 --> 00:04:21,552
‫بیورن!

11
00:04:24,305 --> 00:04:27,475
‫مردم کتگات...

12
00:04:27,475 --> 00:04:31,729
‫بهتون گفته بودم که وقتی شاه بشم،

13
00:04:31,729 --> 00:04:34,023
‫حکومتم خیلی با حکومت آیوار متفاوت خواهد بود

14
00:04:34,023 --> 00:04:35,483
‫و قصد دارم به اون عهدم وفادار بمونم

15
00:04:37,902 --> 00:04:41,656
‫آیوار یه دیوار به دور شهرمون ساخت

16
00:04:41,656 --> 00:04:44,867
‫اون بیگانه‌ها رو دلسرد کرد، آزادی بیان رو
منع کرد، ‫و بین مردم خودمون فاصله انداخت

17
00:04:45,785 --> 00:04:49,080
‫کتگات فقط میتونه بواسطه‌ی تجارت
‫باقی بمونه و رشد کنه،

18
00:04:49,080 --> 00:04:51,749
‫نه فتح نظامی. این باور منه

19
00:04:54,544 --> 00:04:56,671
‫این جلسه‌ی شماست. اون چیزی که میخواین

20
00:04:56,671 --> 00:04:58,256
‫فرصت شما برای اینکه بیاین پیش من،

21
00:04:58,256 --> 00:05:00,466
‫با هر چیزی که میخواین، و من گوش میدم

22
00:05:02,010 --> 00:05:03,469
‫من چیزی جز نوکر فروتن شما نیستم

23
00:05:05,805 --> 00:05:07,307
‫شاه بیورن!

24
00:05:12,061 --> 00:05:13,104
‫اینا کی هستن؟

25
00:05:19,235 --> 00:05:21,279
‫من میدونم کی هستن

26
00:05:25,366 --> 00:05:29,162
‫تمام این مردان با میل خودشون
‫با حکومت آیوار همدستی کردن

27
00:05:31,080 --> 00:05:33,458
‫بعنوان محافظینش خدمت کردن

28
00:05:33,499 --> 00:05:36,127
‫فرمایشاتش رو انجام می‌دادن،
‫هر چیزی که بودن

29
00:05:36,127 --> 00:05:38,838
‫هرچقدر ظالمانه، هرچقدر فاسد

30
00:05:38,838 --> 00:05:40,715
‫بدون پشیمانی انجامشون می‌دادن،

31
00:05:40,715 --> 00:05:43,468
‫بدون اینکه حتی به
خانواده‌های خودشون فکر کنن

32
00:05:45,386 --> 00:05:48,890
‫اونایی که اونقدری شجاع بودن که
‫علیهشون بایستن رو زنده زنده سوزوندن

33
00:05:48,890 --> 00:05:50,975
‫و زن جوونی رو زنده زنده سوزوندن،

34
00:05:51,976 --> 00:05:52,977
‫به اسم ثورا،

35
00:05:54,062 --> 00:05:55,271
‫کسی که دوستش داشتم

36
00:05:56,230 --> 00:05:57,607
‫نسوزوندی؟

37
00:06:07,116 --> 00:06:08,326
‫خب، آیا این مردان گناهکارن؟

38
00:06:08,326 --> 00:06:10,495
‫بله! هستن!

39
00:06:10,495 --> 00:06:11,954
‫و باید باهاشون چیکار کنم، ها؟

40
00:06:17,085 --> 00:06:18,920
‫این مردان رو ببرید

41
00:06:29,639 --> 00:06:31,307
‫یادت باشه پسرم،

42
00:06:32,225 --> 00:06:34,560
‫تمام وظایف پادشاهیت رو

43
00:06:52,620 --> 00:06:54,288
‫این مردان همشون گناهکارن

44
00:06:54,288 --> 00:06:57,708
‫جرائمی علیه مردم
خودشون انجام دادن، علیه شما

45
00:06:57,708 --> 00:06:59,085
‫آره!

46
00:06:59,752 --> 00:07:01,796
‫و میدونم که همتون فکر میکنین حقشونه بمیرن

47
00:07:01,796 --> 00:07:04,340
‫آره!

48
00:07:04,549 --> 00:07:06,634
‫ولی چیزی خیلی بدتر از مرگ هست، خیلی بدتر

49
00:07:07,385 --> 00:07:08,928
‫من اونا رو تا ابد تبعید میکنم

50
00:07:11,431 --> 00:07:14,225
‫اونا تبدیل به یاغی میشن، قانون‌شکن

51
00:07:14,308 --> 00:07:16,102
‫مردان جنگل،

52
00:07:16,102 --> 00:07:19,230
‫که محکوم میشن که تا ابد در جنگل
‫و باقی مکان‌های متروک زندگی کنن

53
00:07:20,231 --> 00:07:22,066
‫دارایی اون‌ها مصادره میشه

54
00:07:22,650 --> 00:07:24,569
‫بعنوان قانون‌شکن داغ میخورن،

55
00:07:24,610 --> 00:07:26,737
‫و می‌تونن بدون مجازات کشته بشن

56
00:07:26,737 --> 00:07:28,156
‫این خیلی از مرگ بدتره

57
00:07:29,699 --> 00:07:32,785
‫نه بعنوان انسان،
‫بلکه بعنوان ارواح زندگی خواهند کرد

58
00:07:32,869 --> 00:07:34,412
‫بیرون از جامعه‌ی انسانی

59
00:07:34,412 --> 00:07:38,291
‫هر روز مجبورن افسوس بخورن و به یاد تصمیمات،

60
00:07:38,416 --> 00:07:39,792
‫و جرائمشون بیفتن،

61
00:07:41,878 --> 00:07:43,421
‫ولی نمیتونن جبرانشون کنن

62
00:07:45,047 --> 00:07:47,133
‫تصمیم من اینچنین است.
‫همه بگین آری

63
00:07:47,216 --> 00:07:48,509
‫آری!

64
00:07:48,634 --> 00:07:49,719
‫پس تصمیم گرفته شد

65
00:08:16,162 --> 00:08:17,455
!بجنبین! منو بکشین

66
00:08:17,538 --> 00:08:19,624
‫شما بهم لطف میکنین!

67
00:08:52,156 --> 00:08:53,449
‫تصمیم درستی گرفتی

68
00:08:55,660 --> 00:08:56,786
‫امیدوارم

69
00:08:56,869 --> 00:08:59,121
‫آیوار هیچوقت آزادشون نمیکرد

70
00:09:00,289 --> 00:09:01,457
‫ولی من آیوار نیستم

71
00:10:30,880 --> 00:10:32,173
این کیه؟

72
00:10:32,214 --> 00:10:33,215
یه وایکینگ

73
00:10:34,050 --> 00:10:35,343
اسمش آیوار هست

74
00:10:35,843 --> 00:10:39,347
یه شب حالش خوب نبود... و به همه گفت که پادشاه بود

75
00:10:44,352 --> 00:10:46,354
شبیه یه پادشاه نیست

76
00:10:47,355 --> 00:10:49,357
و شبیه یه پادشاه هم سفر نمیکنه

77
00:10:49,774 --> 00:10:50,775
چی میگه؟

78
00:10:51,525 --> 00:10:53,027
می‌بریمش به کیف

79
00:10:53,319 --> 00:10:56,030
نه قبل اینکه بابت اطلاعات من پول ندادین

80
00:11:12,004 --> 00:11:13,089
اینا کی هستن؟

81
00:11:14,006 --> 00:11:15,216
روس‌ها

82
00:11:16,133 --> 00:11:17,718
آشغالای کثیف

83
00:11:20,096 --> 00:11:21,097
بنظر میرسه

84
00:11:21,472 --> 00:11:23,057
خیلی خوب پول نمیدن

85
00:11:24,100 --> 00:11:25,101
منو کجا میبرن؟

86
00:11:25,893 --> 00:11:27,895
به پایتختشون

87
00:11:27,895 --> 00:11:29,897
یه جایی به اسم کیف

88
00:11:29,980 --> 00:11:31,982
حاکمشون کیه؟

89
00:11:33,150 --> 00:11:34,151
شاهزاده اولگ

90
00:11:34,276 --> 00:11:35,861
پیامبر

91
00:11:36,028 --> 00:11:37,613
پیامبر؟

92
00:11:37,863 --> 00:11:39,865
چرا پیامبر؟

93
00:11:40,074 --> 00:11:42,034
سوار اسب شو

94
00:11:42,410 --> 00:11:44,203
تو با ما میای

95
00:11:53,003 --> 00:11:54,714
چه مرگشه؟

96
00:11:54,839 --> 00:11:56,841
اون فلجه

97
00:11:58,008 --> 00:11:59,009
یه فلج

98
00:11:59,844 --> 00:12:01,554
!و یه شاه

99
00:12:02,012 --> 00:12:04,014
به حق چیزهای ندیده

100
00:13:14,126 --> 00:13:15,503
چیه؟

101
00:13:15,544 --> 00:13:16,545
، شاهزاده‌ی من

102
00:13:16,587 --> 00:13:18,547
شخص جالبی رو بازداشت کردیم

103
00:13:21,175 --> 00:13:23,552
شخصی که ادعا میکنه یه شاهه

104
00:13:23,594 --> 00:13:25,387
در جاده‌ی ابریشم سفر میکرد

105
00:13:27,515 --> 00:13:28,516
یه شاه؟

106
00:13:31,018 --> 00:13:32,311
از کجا؟

107
00:13:33,521 --> 00:13:35,231
از نروژ

108
00:13:40,653 --> 00:13:41,946
یه وایکینگ

109
00:13:45,157 --> 00:13:46,575
نمیتونی راه بری

110
00:13:48,494 --> 00:13:50,204
زخمی شدی؟

111
00:13:51,497 --> 00:13:52,498
نه

112
00:13:53,541 --> 00:13:56,502
من یه فلجم

113
00:13:57,419 --> 00:13:59,421
از زمان تولد

114
00:14:01,465 --> 00:14:04,844
تو زبون من رو بلدی

115
00:14:06,846 --> 00:14:11,225
زمانی زبان مردم منم بود

116
00:14:12,184 --> 00:14:14,937
ما وایکینگ‌های روس هستیم

117
00:14:16,856 --> 00:14:17,982
‫بهت چی می‌گفتن؟

118
00:14:20,025 --> 00:14:22,027
‫اسم من آیواره

119
00:14:23,904 --> 00:14:24,905
‫بهم میگن...

120
00:14:25,656 --> 00:14:26,991
‫آیوار بی‌استخون

121
00:14:29,660 --> 00:14:30,786
‫ازت شنیدم

122
00:14:33,789 --> 00:14:34,874
‫آیوار

123
00:14:36,709 --> 00:14:37,710
‫بی‌استخون

124
00:14:41,422 --> 00:14:43,757
‫شهرتت در جاده‌ی ابریشم هم پیچیده

125
00:14:46,802 --> 00:14:51,265
‫مثل عسل، موم، خز و برده

126
00:14:53,267 --> 00:14:55,644
‫ولی الان چرا تو همین جاده سفر میکنی؟

127
00:14:56,645 --> 00:14:59,231
‫بدون اینکه خودت رو معرفی کنی؟

128
00:14:59,231 --> 00:15:02,276
‫مثل یه دزد، همم؟

129
00:15:03,277 --> 00:15:06,780
‫برادرانم قلمروم رو ازم گرفتن

130
00:15:08,782 --> 00:15:10,743
‫من هیچی نیستم

131
00:15:10,743 --> 00:15:14,705
‫و هیچی برای پیشکش به شما ندارم شاهزاده اولگ

132
00:15:14,705 --> 00:15:17,875
‫قصدی نداشتم تا با حضورم
‫باعث دردسر شما بشم

133
00:15:19,877 --> 00:15:21,921
‫و داشتی کجا می‌رفتی؟

134
00:15:21,921 --> 00:15:23,505
‫هیچ جا

135
00:15:23,505 --> 00:15:25,674
‫برنامه‌ای ندارم

136
00:15:25,674 --> 00:15:31,013
‫فقط دارم از مجازات توسط برادرانم فرار میکنم

137
00:15:34,058 --> 00:15:35,267
‫خب...

138
00:15:37,353 --> 00:15:39,063
‫الان اینجایی

139
00:15:45,027 --> 00:15:47,738
‫از کجا معلوم حضورت در اینجا باعث دردسرم بشه

140
00:15:55,537 --> 00:15:56,622
‫بذار ببینیم چی میشه

141
00:16:03,796 --> 00:16:06,590
‫اینجا روش جدیدی از زندگی رو شروع کردیم

142
00:16:06,590 --> 00:16:09,134
‫و این همیشه وظیفه‌ی من بعنوان پادشاه بود

143
00:16:09,134 --> 00:16:12,137
‫تا موفق‌ترین پایگاه تجاری
در اسکاندیناوی رو بسازم

144
00:16:13,847 --> 00:16:15,891
‫ولی حمایت مستدام شما رو میخوام

145
00:16:15,891 --> 00:16:17,559
‫خانواده‌م رو لازم دارم

146
00:16:18,560 --> 00:16:20,729
‫مادر؟

147
00:16:20,729 --> 00:16:24,400
‫امیدوارم در این امر خطیر موفق باشی پسرم

148
00:16:24,400 --> 00:16:26,735
‫و مطمئنم موفق خواهی شد

149
00:16:26,735 --> 00:16:29,405
‫ولی در آینده، مجبوری بدون من پیش بری

150
00:16:31,115 --> 00:16:32,241
‫نمی‌فهمم

151
00:16:33,075 --> 00:16:35,828
‫چرا اینجا نمی‌مونی؟

152
00:16:37,663 --> 00:16:41,000
‫اندازه‌ی کافی جنگ دیدم

153
00:16:41,000 --> 00:16:43,043
‫اندازه‌ی کافی مرگ دیدم

154
00:16:44,920 --> 00:16:47,131
‫خیلی چیزها از دست دادم

155
00:16:49,133 --> 00:16:52,344
‫دیگه نمیخوام... آدم عمومی‌ای باشم

156
00:16:52,344 --> 00:16:54,847
‫نمیخوام مسئول باشم

157
00:17:00,686 --> 00:17:05,816
‫میخوام تا زندگی کاملاً متفاوتی داشته باشم

158
00:17:07,818 --> 00:17:08,944
‫چطور میتونی همچین کاری بکنی؟

159
00:17:10,904 --> 00:17:13,449
‫میخوام تا یک مزرعه بسازم

160
00:17:13,449 --> 00:17:17,036
‫درست مثل همونی که من و رگنار
‫اول ازدواجمون ساخته بودیم،

161
00:17:17,036 --> 00:17:19,788
‫اونی که توش هممون خوشحال بودیم

162
00:17:22,791 --> 00:17:25,753
‫برنامه دارم تا توی ییلاقات بسازمش

163
00:17:25,794 --> 00:17:30,507
‫بدون داشتن مشکلات
اداره‌ی یه شهر بزرگ و موفق

164
00:17:31,508 --> 00:17:33,135
‫بذارین درست بیانش کنم

165
00:17:33,135 --> 00:17:36,096
‫میخواین بازنشسته و ناپدید بشین

166
00:17:36,096 --> 00:17:38,766
‫مشهورترین زن جنگجوی تمام اسکاندیناوی؟

167
00:17:38,766 --> 00:17:41,810
‫- توی دنیا
‫- توی دنیا

168
00:17:41,810 --> 00:17:44,313
‫در آینده شما یه کشاورز ساده میشین،

169
00:17:44,313 --> 00:17:46,190
‫فقط یه آدم منزوی و فراموش‌شده؟

170
00:17:46,899 --> 00:17:47,900
‫بله

171
00:17:48,734 --> 00:17:50,819
‫این چیزیه که من میخوام اوبه

172
00:17:51,820 --> 00:17:53,989
‫دیگه نمیخوام مشهور باشم

173
00:17:56,742 --> 00:17:59,536
‫باید من رو ببخشی بیورن،
‫ولی تصمیمم رو گرفتم

174
00:18:02,206 --> 00:18:03,749
‫پس باید قبولش کنم

175
00:18:07,920 --> 00:18:09,129
میتونم روت حساب کنم، اوبه؟

176
00:18:10,422 --> 00:18:11,590
...راستش، بیورن

177
00:18:12,925 --> 00:18:14,635
،واقعیت اینه که، درست مثل پدرمون

178
00:18:15,260 --> 00:18:18,097
این اجبار رو توی خودم می‌بینم
که برم و دنیا رو بگردم

179
00:18:19,181 --> 00:18:21,266
مطمئنا، تو دیگه باید این رو درک کنی

180
00:18:22,392 --> 00:18:24,686
زمانی درباره‌ی سرزمینی در غرب دوردست شنیدم

181
00:18:25,020 --> 00:18:26,939
یه جهانگرد اونجا رو از قایقش دیده بود

182
00:18:27,523 --> 00:18:30,150
یه سرزمین غیرمسکونیه. کاملا جنگلی

183
00:18:30,526 --> 00:18:33,987
درختانش به اندازه‌ی کوه‌ها بودن
خودش نتونست بهش برسه

184
00:18:34,238 --> 00:18:36,949
ولی میگن تصویری ازش، تا همین امروز
دست از سرش برنمیداره

185
00:18:37,908 --> 00:18:39,201
میخوام اون سرزمین رو پیدا کنم

186
00:18:40,828 --> 00:18:42,579
اگه واقعا وجود داشته باشه

187
00:18:44,915 --> 00:18:46,750
خب، نمیتونم جلوت رو بگیرم

188
00:18:47,417 --> 00:18:49,253
ولی دلم برات تنگ میشه، برادر

189
00:18:55,425 --> 00:18:57,010
و تو چی، ایتسرک؟

190
00:18:57,386 --> 00:19:00,013
مطمئنم تو هم دلیلی برای رفتن داری

191
00:19:01,014 --> 00:19:04,893
اگه تقدیر من اینه که آیوار رو بکشم
پس باید سعی کنم پیداش بکنم

192
00:19:05,310 --> 00:19:07,729
از کجا میخوای شروع بکنی؟
دنیا جای خیلی بزرگیه

193
00:19:07,980 --> 00:19:10,983
مطمئنا یه روزی خدایان بهت نشون میدم
که زیر کدوم سنگ خزیده

194
00:19:11,066 --> 00:19:13,986
و تا اونموقع، میتونی اینجا بمونی و کمکم بکنی

195
00:19:15,529 --> 00:19:17,948
احتمالا موندن، از دنبال کردن سایه‌ها بهتره، نه؟

196
00:19:22,035 --> 00:19:24,746
خب، فکر کنم چیزی که میگن درسته

197
00:19:24,830 --> 00:19:25,873
هیچی تا ابد نمی‌مونه

198
00:19:29,710 --> 00:19:30,711
،هر جایی که بریم

199
00:19:30,794 --> 00:19:33,547
‫هر جایی که بریم، خدایان همچنان عاشقمون
‫خواهند بود و ازمون حفاظت خواهند کرد، درسته؟

200
00:20:48,664 --> 00:20:52,501
‫حالا دوست من، زمان حقیقته

201
00:20:52,501 --> 00:20:56,630
‫بهمون درباره‌ی این شاه آیوار بگو

202
00:21:01,677 --> 00:21:03,553
‫چرا امشب اینقدر ساکتی؟

203
00:21:03,553 --> 00:21:06,223
‫اصلاً حرف نزدی

204
00:21:06,223 --> 00:21:08,433
‫تو از خانواده حرف زدی

205
00:21:08,433 --> 00:21:10,894
‫ولی خانواده همه چی نیست

206
00:21:12,396 --> 00:21:14,898
‫در پایان،

207
00:21:17,526 --> 00:21:20,821
‫تنها به دنیا میایم و تنها می‌میریم

208
00:21:21,196 --> 00:21:23,031
‫ولی به خانوادمون نیاز داریم

209
00:21:23,031 --> 00:21:25,951
‫نیاز به عزیزانمون داریم

210
00:21:26,535 --> 00:21:28,412
‫بهت نیاز دارم گانهیلد

211
00:21:28,662 --> 00:21:30,038
‫من اینجایم

212
00:21:30,497 --> 00:21:32,082
‫دوستت دارم

213
00:21:32,082 --> 00:21:35,210
‫این رو بهت گفتم و باهات روراستم

214
00:21:35,210 --> 00:21:36,920
‫روراست‌تر از تو به گمونم

215
00:21:43,010 --> 00:21:44,761
‫درسته که،

216
00:21:44,761 --> 00:21:48,932
‫فلجی که همراهیش میکنی،
‫آیوار بی‌استخون معروفه؟

217
00:21:48,932 --> 00:21:50,309
‫بله شاهزاده

218
00:21:50,309 --> 00:21:52,894
‫- یه نبرد رو باخت؟
‫- به برادرانش

219
00:21:52,894 --> 00:21:56,523
‫بیورن رویین‌تن، اوبه، ایتسرک

220
00:21:56,523 --> 00:22:00,027
‫همشون، پسران رگنار لاثبروک مشهور

221
00:22:02,070 --> 00:22:04,740
‫چطور میتونم باور کنم که اون یه پادشاهه؟

222
00:22:05,741 --> 00:22:07,117
‫مدرکش چیه؟

223
00:22:07,117 --> 00:22:08,118
‫هیچی ندارین

224
00:22:09,119 --> 00:22:10,579
‫دارین دروغ میگین

225
00:22:11,455 --> 00:22:13,332
‫فکر کردین من احمقم؟

226
00:22:14,333 --> 00:22:15,667
‫اشتباه بزرگیه

227
00:22:18,837 --> 00:22:20,505
‫اون فقط یه پادشاه نیست!

228
00:22:22,466 --> 00:22:23,467
‫چی؟

229
00:22:24,426 --> 00:22:25,427
‫چی گفتی؟

230
00:22:26,720 --> 00:22:29,806
‫گفتم آیوار، اون فقط یه شاه نیست

231
00:22:32,726 --> 00:22:35,062
‫نمی‌فهمم

232
00:22:35,062 --> 00:22:36,063
‫پس، چیه؟

233
00:22:36,688 --> 00:22:37,939
‫اون یه خداست!

234
00:22:39,232 --> 00:22:40,317
‫یه خدا؟

235
00:22:46,782 --> 00:22:47,949
‫یه خدا؟

236
00:22:47,949 --> 00:22:49,826
‫بله. یه خدای واقعی!

237
00:22:49,826 --> 00:22:53,038
‫تو کتگات به دنیا معرفی شد!

238
00:22:54,539 --> 00:22:55,916
‫ما الان مسیحی هستیم

239
00:22:55,916 --> 00:22:59,628
‫ولی هنوز خدایان قدیم رو خوب به یاد داریم

240
00:22:59,628 --> 00:23:02,422
‫هنوز شاید کمی ازشون می‌ترسیم

241
00:23:03,382 --> 00:23:05,592
‫پس اگه اون یه خداست،

242
00:23:05,634 --> 00:23:08,762
‫چرا با لباس مبدل داشت
تو قلمرو من سفر میکرد؟

243
00:23:09,763 --> 00:23:11,515
‫نیت اصلیش چه چیزهایی هستن؟

244
00:23:12,516 --> 00:23:14,351
‫بهش مشکوک میشم

245
00:23:15,352 --> 00:23:17,396
‫باید بدونم

246
00:23:17,396 --> 00:23:20,023
‫می‌تونی تصور کنی چه
میلی دارم بدونم، مگه نه؟

247
00:23:25,404 --> 00:23:29,574
‫خواهش میکنم، بهتره که بهم بگی،

248
00:23:29,574 --> 00:23:31,410
‫دوست من

249
00:23:31,410 --> 00:23:34,037
‫حرف دیگه‌ای برا گفتن باقی نمونده!

250
00:24:16,705 --> 00:24:19,583
‫مشکلاتی با دوستت داشتیم

251
00:24:19,583 --> 00:24:22,794
‫باهامون همکاری نکرد، کمکی نکرد

252
00:24:26,590 --> 00:24:28,383
‫نمی‌فهمم

253
00:24:28,383 --> 00:24:29,593
‫چه کار اشتباهی کرده؟

254
00:24:30,927 --> 00:24:33,722
‫دوستت از گفتن اینکه،

255
00:24:33,722 --> 00:24:35,974
‫دلیل اصلی اومدنت به اینجا چیه امتناع کرد،

256
00:24:36,766 --> 00:24:38,935
‫به قلمرو من، با لباس مبدل

257
00:24:42,147 --> 00:24:45,400
‫بهتون گفتم که دلیلی وجود نداره

258
00:24:45,400 --> 00:24:48,111
‫همیشه یه دلیلی هست!

259
00:24:49,112 --> 00:24:50,280
‫همیشه

260
00:25:03,251 --> 00:25:05,170
!درود بر شاه آیوار

261
00:25:37,160 --> 00:25:38,620
‫لاگرتا

262
00:25:56,388 --> 00:25:57,514
‫شاید

263
00:26:02,644 --> 00:26:04,646
‫بریم یه نگاهی بندازیم

264
00:26:51,151 --> 00:26:52,694
‫حق با تو بود توروی

265
00:26:53,570 --> 00:26:55,280
‫اینجا جاییه که من باید مزرعه‌م رو بسازم

266
00:26:56,990 --> 00:26:58,783
‫اینجا جاییه که من باید،

267
00:26:58,783 --> 00:27:00,827
‫باقی عمرم رو توش زندگی کنم

268
00:27:01,828 --> 00:27:04,372
‫تو ساختنش بهت کمک میکنیم

269
00:27:04,372 --> 00:27:05,999
‫از اینجا جایی نمیریم،

270
00:27:05,999 --> 00:27:08,335
‫تا وقتی که مزرعه‌ی جدیدت
‫ساخته بشه و ساکن بشی

271
00:27:15,508 --> 00:27:17,135
‫کمی احشام لازمم میشه

272
00:27:17,385 --> 00:27:19,512
‫زیاد نه، چند تا بُز،

273
00:27:19,512 --> 00:27:22,515
‫یه خوک شاید، یه اسب برای شخم زدن

274
00:27:22,515 --> 00:27:25,268
‫واقعاً میخوای اینجا زندگی کنی لاگرتا؟

275
00:27:25,268 --> 00:27:27,771
‫- بله
‫- تنهایی؟

276
00:27:28,772 --> 00:27:30,148
‫احتمالاً

277
00:27:30,148 --> 00:27:31,816
‫تنها نمیشی؟

278
00:27:33,735 --> 00:27:36,821
‫نه هالی، تنها نمیشم

279
00:27:36,821 --> 00:27:42,744
‫چون پدربزرگ رگنار و
‫خیلی از ارواح دوست دیگه بهم سر میزنن

280
00:27:47,749 --> 00:27:49,209
‫خبرهایی هم دارم

281
00:27:51,211 --> 00:27:52,754
‫نیازی نیست بهم بگی

282
00:27:53,338 --> 00:27:55,256
‫حامله‌ای

283
00:27:56,257 --> 00:27:57,509
‫زندگی ادامه داره

284
00:28:00,720 --> 00:28:02,055
‫زندگی ادامه داره

285
00:28:16,027 --> 00:28:17,779
‫نظرت چیه؟

286
00:28:17,779 --> 00:28:20,865
‫دوست داری پرواز کنی،‌ آیوار بی‌استخون؟

287
00:28:20,865 --> 00:28:23,993
‫- نمی‌فهمم
‫- قرار نیست چیزی رو بفهمی

288
00:28:23,993 --> 00:28:28,164
‫همین‌که سرعت کافی بدست آوردیم،
‫از زمین آزاد میشیم

289
00:28:28,164 --> 00:28:30,542
‫این رویای همه‌ی انسان‌ها نیست؟

290
00:28:31,292 --> 00:28:33,253
‫نمیدونم

291
00:28:34,254 --> 00:28:36,965
‫قطعاً برای تویی که نمیتونی راه بری هست

292
00:28:36,965 --> 00:28:39,801
‫کسی که فقط میتونه روی این زمین بخزه

293
00:28:39,801 --> 00:28:42,846
‫فکر اینکه مثل یه پرنده
آزادانه روش پرواز کنی،

294
00:28:42,846 --> 00:28:44,931
‫باید هیجان‌انگیز باشه، ها؟

295
00:28:52,397 --> 00:28:55,567
‫برو!

296
00:29:02,407 --> 00:29:04,784
!ول کنین

297
00:29:04,784 --> 00:29:06,828
‫نترس!

298
00:29:06,828 --> 00:29:09,330
‫اگه من باهات باشم نمی‌میری!

299
00:29:09,330 --> 00:29:11,624
‫- برین!
‫- نه نه نه نه!

300
00:29:13,001 --> 00:29:15,128
‫نه نه!

301
00:29:15,128 --> 00:29:17,130
‫ول کن!

302
00:29:17,130 --> 00:29:19,174
‫- ول کن!
‫- نه!

303
00:29:39,277 --> 00:29:41,905
‫می‌خواستم بیارمت این بالا

304
00:29:43,239 --> 00:29:44,240
‫چرا؟

305
00:29:44,449 --> 00:29:47,076
‫چون تو یه خدایی

306
00:29:47,076 --> 00:29:49,204
‫همینطوره، مگه نه؟

307
00:29:49,204 --> 00:29:52,957
‫تو از نسل مستقیم اودین هستی

308
00:29:52,957 --> 00:29:56,127
‫فاش شده که یک خدا هستی

309
00:29:58,880 --> 00:30:01,925
‫خدایان در آسمان سفر میکنن!

310
00:30:02,509 --> 00:30:03,927
‫مگه نه!؟

311
00:30:20,401 --> 00:30:22,529
‫اگه من باهات باشم نمی‌میری!

312
00:30:22,529 --> 00:30:24,113
‫تو یه خدا نیستی!

313
00:30:26,115 --> 00:30:30,537
‫اگه طناب‌هات رو ببرم،
‫میفتی زمین و می‌میری. اینطور نیست؟

314
00:30:30,537 --> 00:30:33,581
‫همچین باوری داری؟ ها؟

315
00:30:41,172 --> 00:30:43,049
‫نه!

316
00:31:02,068 --> 00:31:04,153
‫حالا باورت میشه؟

317
00:31:20,837 --> 00:31:25,258
‫شاه بیورن، ملکه گانهیلد،
‫اخباری از شاه هارالد آوردیم

318
00:31:27,176 --> 00:31:31,389
‫ما فکر می‌کردیم شاه هارالد از زخم‌هاش مُرده

319
00:31:31,389 --> 00:31:33,266
‫نه. درسته که توی جنگ زخمی شدن،

320
00:31:33,266 --> 00:31:36,978
‫ولی شاه اولاف نجاتشون دادن
‫و برگردوندنشون خونه

321
00:31:36,978 --> 00:31:39,314
‫خب، این واقعاً خوبی شاه اولاف رو می‌رسونه

322
00:31:40,315 --> 00:31:41,816
‫شاید نه آنچنان

323
00:31:41,816 --> 00:31:45,069
‫هنگامی که شاه هارالد بیمار بود،
‫شاه اولاف خواست قلمروش رو تصاحب کنه

324
00:31:45,069 --> 00:31:47,739
‫و اونقدری نیرو داشت که به خواستش برسه

325
00:31:50,742 --> 00:31:52,201
‫خب، چه حیف

326
00:31:53,202 --> 00:31:55,914
‫حالا چه ارتباطی به من داره؟

327
00:31:55,914 --> 00:31:57,957
‫شاه هارالد هنوز داره سلامتش رو بدست میاره،

328
00:31:57,957 --> 00:32:01,210
‫ولی نمیخواد شاه اولاف بهش حکمرانی کنه

329
00:32:01,210 --> 00:32:04,839
‫میدونه که زندگیش در خطره
‫و امکانش هست که کشته بشن

330
00:32:04,839 --> 00:32:07,425
‫همینطور به خاطر دارن که
‫وقتی خواستین به برادرتون آیوار،

331
00:32:07,425 --> 00:32:10,803
‫حمله کنین، با میل خودشون به کمکتون اومدن

332
00:32:10,803 --> 00:32:13,181
‫و اینکه خودشون شخصاً شما رو نجات دادن،

333
00:32:13,181 --> 00:32:15,767
‫وقتی آیوار خواست شما رو بگیره و بکشه

334
00:32:16,768 --> 00:32:18,394
‫بنابراین، میگن که شما وظیفه‌ای دارین

335
00:32:19,395 --> 00:32:20,980
‫ازتون میخواد،

336
00:32:20,980 --> 00:32:22,482
‫تا بعنوان یک وایکینگ واقعی،

337
00:32:22,565 --> 00:32:26,235
‫بعنوان یه پسر رگنار، بعنوان یه دوست و متحد،
‫تا کمکش کنین،

338
00:32:26,235 --> 00:32:28,112
‫غاصب رو شکست بده

339
00:32:30,114 --> 00:32:33,993
‫مطمئنم ما بخاطر گرفتاری
شاه هارالد بسیار متاسفیم

340
00:32:33,993 --> 00:32:36,788
‫ولی مطمئن نیستم
‫قیدی نسبت به ایشون داشته باشیم

341
00:32:36,788 --> 00:32:38,331
‫برعکس،

342
00:32:38,331 --> 00:32:40,833
‫شاه هارالد فکر میکنه که
‫شما دوستان واقعی هم هستین

343
00:32:40,833 --> 00:32:43,962
‫هر اتفاقی که بین‌تون افتاده در گذشته‌ست

344
00:32:43,962 --> 00:32:48,299
‫وقتی قدرتش رو داشتن می‌تونستن
‫تمام نروژ رو تحت امر خودشون در بیارن

345
00:32:48,299 --> 00:32:50,510
‫و می‌تونستن شما رو به اجبار
‫به ازدواج خودشون در بیارن،

346
00:32:50,510 --> 00:32:52,303
‫ملکه گانهیلد

347
00:32:59,268 --> 00:33:01,396
‫بعنوان مردی باشرف،
‫هیچکدوم این کارها رو نکردن،

348
00:33:02,105 --> 00:33:04,273
‫ولی الان، شاه بیورن،

349
00:33:05,274 --> 00:33:06,859
‫دستشون رو به سمتون دراز کردن،

350
00:33:07,860 --> 00:33:09,529
‫بعنوان یه...

351
00:33:10,530 --> 00:33:13,449
‫مرد با شرف دیگه،‌ برای کمک شما

352
00:33:14,450 --> 00:33:17,245
‫ما شنیدیم که شما شاه کتگات شدین

353
00:33:18,246 --> 00:33:20,915
‫پس سوال اصلی اینه که،

354
00:33:22,917 --> 00:33:25,837
‫چجور شاهی میخواین باشین؟

355
00:33:32,885 --> 00:33:34,095
‫درباره‌ش فکر میکنم

356
00:33:49,736 --> 00:33:51,154
‫یه چیزی باید نشونت بدم

357
00:33:58,327 --> 00:33:59,871
‫اینجا کجاست؟

358
00:34:01,664 --> 00:34:03,624
‫آرامگاه همسر فوت‌شده‌م

359
00:34:05,626 --> 00:34:08,254
‫مقدس‌ترین مکان کاخ

360
00:34:10,214 --> 00:34:12,759
‫و مقدس‌ترین مکان قلبم

361
00:34:17,889 --> 00:34:19,182
‫چطور مُرد؟

362
00:34:23,352 --> 00:34:24,395
‫من کشتمش

363
00:34:26,314 --> 00:34:28,441
‫جوون و احمق بود

364
00:34:28,441 --> 00:34:32,320
‫فهمیدم که از یکی از دستیاران من خوشش میومد 

365
00:34:35,364 --> 00:34:36,491
‫دوستش داشتم

366
00:34:38,534 --> 00:34:40,161
‫بسیار زیبا بود

367
00:34:46,209 --> 00:34:48,377
‫همیشه بهش فکر می‌کردم

368
00:34:57,053 --> 00:34:58,930
‫حتی در میدان نبرد

369
00:35:00,890 --> 00:35:02,350
‫با اینحال،

370
00:35:03,434 --> 00:35:04,644
‫در تمام اون مدت،

371
00:35:07,522 --> 00:35:10,316
‫در اتاقی کثیف در این کاخ،

372
00:35:11,317 --> 00:35:13,111
‫مخفیانه بهم خیانت می‌کرد

373
00:35:19,492 --> 00:35:20,576
‫دردت رو میدونم

374
00:35:31,629 --> 00:35:34,674
‫پس همه چی رو درباره‌ی بی‌وفایی زن‌ها میدونی

375
00:35:39,720 --> 00:35:42,223
‫یجورایی می‌دونستم که می‌فهمی

376
00:35:45,059 --> 00:35:47,019
‫آدمای زیادی رو این پایین نمیارم

377
00:35:52,150 --> 00:35:53,401
‫ولی تو...

378
00:35:57,363 --> 00:35:58,823
‫فکر میکنم من و تو...

379
00:35:59,824 --> 00:36:03,327
‫قراره رابطه‌ی خیلی خاصی داشته باشیم

380
00:36:07,206 --> 00:36:09,167
واقعاً اینطور فکر میکنم

381
00:37:42,134 --> 00:37:44,220
‫با غروب آفتاب،

382
00:37:46,222 --> 00:37:50,268
‫و در پیشگاه خدایان،

383
00:37:50,268 --> 00:37:52,812
‫قسم میخورم، دیگه نخواهم جنگید

384
00:37:53,396 --> 00:37:55,064
‫تا ابد

385
00:38:29,223 --> 00:38:31,392
‫امروز اون پیام‌رسان‌ها آرامشم رو بهم ریختن

386
00:38:32,601 --> 00:38:33,602
‫میدونم

387
00:38:35,521 --> 00:38:37,356
‫انتظارش رو نداشتم

388
00:38:40,318 --> 00:38:43,237
‫اونموقع بود که ازم پرسیدن
‫انتظار دارن چجور پادشاهی باشم،

389
00:38:46,240 --> 00:38:47,700
‫فکر می‌کردم جوابش رو بدم

390
00:38:49,785 --> 00:38:51,329
‫فکر می‌کردم میدونم

391
00:38:53,247 --> 00:38:55,958
‫وقتی با مردم صحبت میکنم،
‫از صمیم قلبم صحبت میکنم

392
00:38:59,045 --> 00:39:00,838
‫فکر میکنم جوابم رو می‌دونستم

393
00:39:01,839 --> 00:39:03,341
‫مطمئنم جوابت رو می‌دونستی

394
00:39:04,258 --> 00:39:06,802
‫اون پیام‌رسان‌ها، اون مردان ناشناس،

395
00:39:07,845 --> 00:39:10,014
‫درباره‌ی چیزی عمیق‌تر صحبت کردن

396
00:39:10,014 --> 00:39:14,268
‫مطمئنم اونا خبر نداشتن،
‫و شاه هارالد مخفیانه اونارو فرستاده

397
00:39:14,268 --> 00:39:16,437
‫اینو میدونم، ولی بازم...

398
00:39:16,437 --> 00:39:18,397
‫داری مسائل رو با هم قاطی میکنی

399
00:39:18,397 --> 00:39:20,274
‫اینکه به کمک شاه هارالد بری یا نه،

400
00:39:20,274 --> 00:39:22,318
‫تو رو در مقام شاهی تعریف نمیکنه

401
00:39:22,318 --> 00:39:24,403
‫پس چی تعریف میکنه؟

402
00:39:24,403 --> 00:39:26,405
‫شاید تفاوت‌هات با پدرت

403
00:39:28,366 --> 00:39:29,700
‫یا شباهتم

404
00:39:31,786 --> 00:39:33,079
‫هنوز دوستش داشتن

405
00:39:36,624 --> 00:39:38,042
‫تو باید خودت باشی

406
00:39:39,627 --> 00:39:42,755
‫من میخوام خودم باشم،
‫فقط مطمئن نیستم چطور باشم

407
00:39:46,717 --> 00:39:49,804
‫بهرحال، انجام کار درست شاید راه آسون باشه

408
00:39:50,805 --> 00:39:53,432
‫خطر همیشه همینه،

409
00:39:53,432 --> 00:39:55,726
‫انجام کارهای درست بنا به دلایل اشتباه

410
00:39:58,521 --> 00:40:00,481
‫کاملاً حق داری که محتاط باشی

411
00:40:06,529 --> 00:40:08,364
‫وقتی به درون تالار بزرگ نگاه میکنم،

412
00:40:09,949 --> 00:40:12,410
‫پدر و مادرم رو می‌بینم

413
00:40:12,410 --> 00:40:13,202
‫چرا نباید ببینم؟

414
00:40:13,244 --> 00:40:14,954
‫و ناگهان، احساس پیری میکنم

415
00:40:18,374 --> 00:40:20,918
‫من دیگه پسر اونا نیستم

416
00:40:22,795 --> 00:40:24,213
‫شوهر توئم

417
00:40:26,382 --> 00:40:27,550
‫یه پدر

418
00:40:31,095 --> 00:40:32,930
‫و یه پادشاه

419
00:40:47,027 --> 00:40:49,697
‫تصمیم گرفتم تا اومدنت به اینجا رو بعنوان،

420
00:40:50,698 --> 00:40:52,491
‫یه نشانه در نظر بگیرم

421
00:40:52,491 --> 00:40:53,576
‫یه علامت

422
00:40:57,329 --> 00:41:00,082
‫می‌دونی، برای مدت زیادی، ما روس‌ها...

423
00:41:00,082 --> 00:41:02,334
‫توسط برادرزنم شاه روریک راهنمایی می‌شدیم،

424
00:41:02,334 --> 00:41:06,046
‫برای تجارت، فتوحات و کشورگشایی
‫به شرق نگاه می‌کردیم

425
00:41:07,923 --> 00:41:09,842
‫ولی، حتی قبل از...

426
00:41:10,801 --> 00:41:13,179
‫اعتراف میکنم، حضور به نوعی غیرمنتظره‌ی تو،

427
00:41:14,847 --> 00:41:17,266
‫به این مدل تفکر تردید برده بودم

428
00:41:19,226 --> 00:41:20,269
‫شاید، بهرحال...

429
00:41:20,352 --> 00:41:23,189
‫وقتشه که ما دوباره به غرب،

430
00:41:23,230 --> 00:41:26,317
‫نگاه کنیم

431
00:41:27,651 --> 00:41:32,490
‫سال‌ها پیش سپرم رو از
‫دروازه‌های شهر قستنطنیه آویزون کردم،

432
00:41:32,656 --> 00:41:38,120
‫ولی الان وقتشه که از
دروازه‌های کتگات آویزونش کنم

433
00:41:40,164 --> 00:41:42,666
‫خانه‌ی اجدادی و اصلی ما

434
00:41:44,502 --> 00:41:46,003
‫و تو میتونی کمکم کنی

435
00:41:47,421 --> 00:41:48,839
‫و همزمان،

436
00:41:48,839 --> 00:41:50,925
‫انتقامت رو از برادرانت بگیری

437
00:41:59,600 --> 00:42:01,393
‫من میگم نقشه‌ی خوبیه

438
00:42:03,395 --> 00:42:06,440
‫حالا می‌بینم که رسیدنم به کیف
‫همونطور که تصور می‌کردم اصلاً تصادفی نبود،

439
00:42:06,440 --> 00:42:09,318
‫بلکه تماماً توسط خدایان ترتیب داده شده بود

440
00:42:11,153 --> 00:42:13,405
‫چطور می‌تونه جور دیگه‌ای باشه؟

441
00:42:14,448 --> 00:42:15,699
‫خدایان

442
00:42:16,659 --> 00:42:18,285
‫بیا به سلامتی...

443
00:42:19,245 --> 00:42:20,829
‫اودین بنوشیم

444
00:42:22,498 --> 00:42:24,166
‫به سلامتی اودین
