﻿1
00:01:27,754 --> 00:01:28,838
‫فلوکی

2
00:01:32,967 --> 00:01:34,636
‫این طرف

3
00:01:37,305 --> 00:01:38,973
‫فلوکی

4
00:01:40,642 --> 00:01:42,227
‫کتیل فلتنوز!

5
00:01:42,268 --> 00:01:44,646
‫به خدایان قسم، هیچوقت
‫فکرش رو نمی‌کردم دوباره ببینمت

6
00:01:44,687 --> 00:01:46,648
‫با اینحال اینجایم اوبه

7
00:01:46,689 --> 00:01:48,441
‫واقعی واقعی!

8
00:01:49,526 --> 00:01:51,111
‫فکر کردم فلوکی هستی

9
00:01:51,820 --> 00:01:53,154
‫شبیه فلوکی‌ام؟

10
00:01:55,198 --> 00:01:56,533
‫تو قایق فلوکی هستی

11
00:01:58,118 --> 00:02:00,537
‫با فلوکی رفتی تا یه
سکونت‌گاه جدید رو پیدا کنین

12
00:02:00,578 --> 00:02:03,456
‫بهم بگو، موفقیت‌آمیز بود؟

13
00:02:05,625 --> 00:02:07,919
‫تو روزهای اول، اوبه،

14
00:02:07,961 --> 00:02:10,713
‫برای هممون کشمکش بزرگی بود

15
00:02:10,755 --> 00:02:14,217
‫انسان‌های خوب زیادی رو بر اثر
‫بیماری و گرسنگی از دست دادیم

16
00:02:14,884 --> 00:02:18,096
‫بعضی وقتا برام سوال میشد
‫که خدایان علیهمون هستن یا نه،

17
00:02:18,138 --> 00:02:20,932
‫و اینکه جمعیت کوچکمون ‫در ایسلند
(سرزمین یخی) می‌تونه موفق بشه یا نه

18
00:02:21,391 --> 00:02:22,934
‫ایسلند؟

19
00:02:22,976 --> 00:02:25,145
‫این اسم رو روش گذاشتیم، چون در زمستان،

20
00:02:25,186 --> 00:02:27,939
‫آبدره‌ها با تکه‌های یخ شناور پُر میشن

21
00:02:28,648 --> 00:02:31,943
‫ولی غیر اون، هوا خوبه

22
00:02:32,026 --> 00:02:33,945
‫و از اونموقع، پیشرفت کردیم

23
00:02:33,987 --> 00:02:35,947
‫اولین محصولاتمون رو برداشت کردیم

24
00:02:35,989 --> 00:02:37,574
‫مردم دیگه هم اومدن تا بهمون بپیوندن،

25
00:02:37,615 --> 00:02:41,327
‫و خوشبین هستم که همونطور
‫که فلوکی می‌خواست، موفق میشیم

26
00:02:43,037 --> 00:02:45,290
‫برای دیدن بیورن اینجایم

27
00:02:45,331 --> 00:02:46,583
‫برادرم الان پادشاهه

28
00:02:46,624 --> 00:02:48,001
‫منم شنیدم

29
00:02:48,251 --> 00:02:50,461
‫میرم و بهش ادای احترام میکنم

30
00:02:50,503 --> 00:02:52,672
‫مایلم بعداً دراین‌باره صحبت کنم

31
00:02:52,714 --> 00:02:54,340
‫بعدآً تو تالار بزرگ میای دیدنم؟

32
00:03:12,817 --> 00:03:14,152
‫نیاز به مشورت باهات دارم اوبه

33
00:03:15,778 --> 00:03:17,864
‫میدونی چه اتفاقی برا شاه هارالد افتاده

34
00:03:20,241 --> 00:03:21,701
‫باید نجاتش بدم یا نه؟

35
00:03:22,452 --> 00:03:23,828
‫تصمیم خودته

36
00:03:24,913 --> 00:03:28,750
‫ولی درباره‌ی این صحبت کردی که کتگات
‫رو بواسطه‌ی تجارت بزرگ کنی، نه فتوحات

37
00:03:28,791 --> 00:03:31,711
‫چرا اولین تصمیمت باید درباره‌ی
‫رفتن به یه ماجراجویی خارجی باشه؟

38
00:03:36,424 --> 00:03:38,092
‫ولی شاه هارالد جونم رو نجات داده

39
00:03:40,053 --> 00:03:42,847
‫برای دوباره بدست آوردن
کتگات در کنارمون جنگید

40
00:03:43,389 --> 00:03:46,267
‫چجور شاهی چشم روی همچین وظیفه‌ای می‌بنده؟

41
00:03:48,353 --> 00:03:50,021
‫فقط خوشحالم که شاه نیستم

42
00:03:51,773 --> 00:03:53,191
‫نظر تو چیه ایتسرک؟

43
00:03:55,526 --> 00:03:56,778
‫نظری ندارم

44
00:03:57,570 --> 00:03:59,364
‫خب، تو هم باید نظری داشته باشی

45
00:03:59,697 --> 00:04:00,698
‫چرا؟

46
00:04:01,658 --> 00:04:02,992
‫چون کمکم میکنه

47
00:04:03,910 --> 00:04:09,290
‫اگه می‌دونستیم آیوار کجاست
‫به هممون کمک میکرد

48
00:04:11,334 --> 00:04:13,586
‫هارالد، اولاف یا هر
کسی دیگه چه اهمیتی داره؟

49
00:04:14,170 --> 00:04:16,756
‫فقط آیوار مهمه

50
00:04:17,340 --> 00:04:18,967
‫فقط برا تو مهمه برادر

51
00:04:31,145 --> 00:04:32,605
‫نمیدونم بیورن

52
00:04:33,648 --> 00:04:34,774
‫نمیدونم

53
00:04:46,995 --> 00:04:49,205
‫می‌بینم که باید خودم تصمیم بگیرم

54
00:04:58,965 --> 00:05:00,174
‫ایناهاش!

55
00:05:02,010 --> 00:05:05,054
‫چی تو رو به کتگات برگردونده کتیل فلتنوز؟

56
00:05:05,096 --> 00:05:07,348
‫میخوام تا مردم جدیدی رو با خودم ببرم

57
00:05:07,390 --> 00:05:08,683
‫برام مهم نیست چه کسایی باشن،

58
00:05:08,725 --> 00:05:10,476
‫مادامی که آماده باشن که سخت کار کنن

59
00:05:15,857 --> 00:05:18,860
‫و فلوکی چی؟ اون چطوره؟

60
00:05:18,901 --> 00:05:21,696
‫چرا برنگشته؟ دوست داشتم دوباره ببینمش

61
00:05:22,530 --> 00:05:24,157
‫حقیقت اینه که اوبه،

62
00:05:24,449 --> 00:05:25,992
‫فلوکی از اینکه رهبر جامعه‌ای بود،

63
00:05:26,034 --> 00:05:28,328
‫که بنظر نمیومد پیشرفت کنه خسته شده بود

64
00:05:29,078 --> 00:05:32,248
‫ناامید شده بود، دلسرد شده بود

65
00:05:32,290 --> 00:05:34,375
‫بعد یه روز، بدون توضیحی،

66
00:05:34,417 --> 00:05:36,836
‫فقط ترکمون کرد و رفت

67
00:05:37,795 --> 00:05:39,464
‫و از اونموقع ندیدیش؟

68
00:05:39,964 --> 00:05:41,299
‫نه

69
00:05:41,341 --> 00:05:43,176
‫جزیره رو دنبالش گشتیم

70
00:05:43,217 --> 00:05:45,011
‫زمان زیادی دنبالش گشتیم

71
00:05:45,678 --> 00:05:46,971
‫اثری ازش پیدا نکردیم

72
00:05:55,104 --> 00:05:56,397
‫یه چیز دیگه هم هست

73
00:05:57,648 --> 00:06:00,610
‫زمانی داستانی درباره‌ی یه آواره
‫که با کشتی به غرب رفت شنیدم،

74
00:06:00,735 --> 00:06:02,737
‫شاید به غرب جزیره‌ی شما

75
00:06:04,280 --> 00:06:08,785
‫گفتن که اون یه جزیره‌ی زیبا
‫و خالی از سکنه دیده،

76
00:06:09,744 --> 00:06:12,830
‫ولی یه طوفان نذاشت
اونجا بایسته و پیداش نکرد

77
00:06:12,872 --> 00:06:14,916
‫تا حالا این داستان رو شنیدی؟

78
00:06:14,957 --> 00:06:17,001
‫بارها این داستان رو شنیدم،

79
00:06:17,043 --> 00:06:19,379
‫و اون آواره‌ای که ازش
صحبت میکنی رو می‌شناسم

80
00:06:19,420 --> 00:06:22,423
‫توی اون جزیره زندگی میکنه. اسمش اوتر هست

81
00:06:23,674 --> 00:06:26,511
‫باید اون سرزمین رو پیدا کنم!

82
00:06:26,552 --> 00:06:28,763
‫دارم دو قایق رو برای پیدا کردنش آماده میکنم

83
00:06:28,805 --> 00:06:31,682
‫پس باید با من به ایسلند
بیای و اوتر رو پیدا کنی

84
00:06:33,476 --> 00:06:35,228
‫و دنبال فلوکی بگردم!

85
00:06:48,950 --> 00:06:51,828
‫نظرت درباره‌ی این عروسک‌های شرقی چیه؟

86
00:06:52,703 --> 00:06:55,123
‫ازشون خوشم میاد

87
00:06:56,374 --> 00:06:58,793
‫ایکاش یکی می‌تونست
منو اینطوری سرپا نگه داره

88
00:06:59,627 --> 00:07:01,003
‫فکر می‌کردم خدایان اینکارو کردن

89
00:07:10,012 --> 00:07:11,973
‫باید برم به نووگراد

90
00:07:13,433 --> 00:07:14,767
‫نووگراد؟

91
00:07:15,601 --> 00:07:17,061
‫پایتخت پیشین روسیه

92
00:07:17,854 --> 00:07:19,230
‫برادرم اونجا زندگی میکنه

93
00:07:19,272 --> 00:07:20,523
‫باید باهاش صحبت کنم

94
00:07:21,941 --> 00:07:24,902
‫بهت گفتم کارهای خانوادگی دارم

95
00:07:24,944 --> 00:07:28,698
‫بعدش می‌تونم روی ساختن یه ناوگان
‫و جمع کردن یه ارتش تمرکز کنم

96
00:07:30,950 --> 00:07:34,412
‫پسر تحت سرپرستیم رو خواهی دید،
‫شاهزاده ایگور

97
00:07:34,454 --> 00:07:37,331
‫پسر برادرزن فوت‌شده‌م شاه روریک

98
00:07:40,042 --> 00:07:42,962
‫ایگور وارث حقیقی این کشوره

99
00:08:02,899 --> 00:08:04,025
‫اینگرید

100
00:08:05,193 --> 00:08:06,194
‫بله گانهیلد؟

101
00:08:06,944 --> 00:08:09,363
‫دیدم که داشتی بیورن رو نگاه می‌کردی

102
00:08:09,822 --> 00:08:12,742
‫می‌دونی، جوری که زن‌ها
‫بعضی اوقات به مردها نگاه میکنن

103
00:08:14,911 --> 00:08:16,370
‫نمیدونم منظورتون چیه

104
00:08:19,624 --> 00:08:22,084
‫تو بچه نیستی اینگرید

105
00:08:22,126 --> 00:08:25,755
‫اگه اون احساسی که حس میکنم داری رو داری،
‫پس برات احساس تاسف میخورم

106
00:08:25,796 --> 00:08:28,007
‫ولی نمیتونم نذارم این حست ادامه داشته باشه

107
00:08:33,679 --> 00:08:34,680
‫برو

108
00:08:56,202 --> 00:08:57,578
‫نووگراد!

109
00:10:34,383 --> 00:10:37,053
‫برادرم کجاست؟

110
00:10:37,303 --> 00:10:40,097
‫اعلی‌حضرت به زودی اینجا خواهند بود
‫شاهزاده اولگ

111
00:10:40,097 --> 00:10:42,058
‫بابت تاخیرشون ازتون معذرت میخوان

112
00:10:42,600 --> 00:10:44,602
‫یه نوشیدنی بهم بدین

113
00:10:45,603 --> 00:10:49,357
‫خب، کنجکاو بودم بدونم

114
00:10:49,899 --> 00:10:51,942
‫چرا بهت میگن پیشگو؟

115
00:10:53,694 --> 00:10:55,321
‫قضیه‌ش اینه

116
00:10:56,989 --> 00:11:00,868
‫به قستنطنیه حمله کردم، مدافعینش رو
‫شکست دادم، و اونجا رو مطیع خودم کردم

117
00:11:01,327 --> 00:11:05,456
‫بعدش، به شام با حاکمانش
دعوت شدم تا صلح کنم،

118
00:11:05,498 --> 00:11:09,210
‫چون اونقدری قوی نبودم
‫که شهر رو کاملاً اشغال کنم

119
00:11:10,294 --> 00:11:12,755
‫ولی درست قبل از غذا، یه رویایی دیدم

120
00:11:12,755 --> 00:11:16,550
‫توی رویا دیدم که نوشیدنی ام سمی هست

121
00:11:19,720 --> 00:11:22,682
‫پس، نخوردمش

122
00:11:27,144 --> 00:11:32,233
‫ولی دو تن از فرماندهانم،
‫اخطارم رو نادیده گرفتن، خوردنش،

123
00:11:33,567 --> 00:11:36,487
‫و کمی بعدش با دردی شدید مُردن

124
00:11:39,031 --> 00:11:41,200
‫از اون موقع، بهم میگن...

125
00:11:42,868 --> 00:11:43,953
‫پیشگو

126
00:11:50,459 --> 00:11:51,877
‫آسکولد!

127
00:11:52,795 --> 00:11:54,004
‫برادر

128
00:12:00,469 --> 00:12:01,929
اعلی‌حضرت

129
00:12:07,184 --> 00:12:08,185
‫اون یه وایکینگه

130
00:12:10,229 --> 00:12:11,814
‫شاید بهتر باشه به زبان اون‌ها صحبت کنیم

131
00:12:11,939 --> 00:12:13,858
‫ایشون شاهزاده ایگور هستن

132
00:12:14,316 --> 00:12:16,527
‫شاهزاده

133
00:12:18,779 --> 00:12:21,574
‫شنیدم که تو آیوار بی‌استخون معروف هستی

134
00:12:22,658 --> 00:12:24,785
‫تنبیه‌کننده‌ی تمام مسیحی‌ها

135
00:12:25,369 --> 00:12:28,038
‫رهبر ارتش بزرگ که به
انگلستان تاخت و تاز کرد و،

136
00:12:28,080 --> 00:12:30,708
‫دو شاه مسیحی رو کشت

137
00:12:30,750 --> 00:12:32,668
‫درسته

138
00:12:32,710 --> 00:12:34,670
‫ولی شُهرت چیه شاهزاده آسکولد؟

139
00:12:35,421 --> 00:12:38,174
‫یه «کایمرا»؟ یا شایدم یه وهم؟

140
00:12:48,017 --> 00:12:50,436
‫آیا درسته، همانطور که بهم گفته شده،

141
00:12:50,436 --> 00:12:52,605
‫که شما برنامه دارین تا
به اسکاندیناوی حمله کنین؟

142
00:12:53,397 --> 00:12:54,482
‫البته

143
00:12:55,316 --> 00:12:57,568
‫مدتیه که دارم بهش فکر میکنم

144
00:12:58,527 --> 00:13:00,905
‫رسیدن شاه آیوار رو،

145
00:13:00,946 --> 00:13:03,949
‫بعنوان نشانه‌ای برای پیش بُردن
‫برنامه‌هام در نظر گرفتم

146
00:13:06,494 --> 00:13:10,456
‫بهرحال، ما فقط چیزی که
‫واقعاً برای ماست رو پس می‌گیریم

147
00:13:15,336 --> 00:13:17,129
‫موافق نیستی برادر؟

148
00:13:21,509 --> 00:13:24,428
‫هر کمکی بتونم به ارتشتون میکنم

149
00:13:24,804 --> 00:13:28,265
‫امیدوارم اینو بفهمین که بعنوان برادرتون،

150
00:13:28,307 --> 00:13:30,476
‫آماده و منتظر دستورات شما هستم

151
00:13:31,310 --> 00:13:32,853
‫و اینکه در هر موردی،

152
00:13:33,729 --> 00:13:35,189
‫می‌تونین بهم اعتماد کنین

153
00:13:35,981 --> 00:13:39,360
‫البته، برادر عزیزم

154
00:13:41,487 --> 00:13:43,447
‫بازم نوشیدنی بیارین!

155
00:13:45,950 --> 00:13:47,326
‫به افتخار فتح!

156
00:13:50,704 --> 00:13:52,039
‫فتح!

157
00:14:09,890 --> 00:14:11,851
‫چرا نمی‌نوازین؟

158
00:14:14,436 --> 00:14:16,438
‫چرا نمی‌نوازین؟ بنوازین!

159
00:14:20,484 --> 00:14:22,528
‫چه مرگتونه؟

160
00:14:24,238 --> 00:14:26,282
‫نمیخواین برقصین؟

161
00:14:33,998 --> 00:14:36,458
‫برقصین!

162
00:14:43,883 --> 00:14:45,509
‫مریم مقدس،

163
00:14:46,385 --> 00:14:48,012
‫کمکم کن!

164
00:14:48,262 --> 00:14:49,388
‫کمک!

165
00:14:58,022 --> 00:15:00,024
‫مسمومم کردن!

166
00:15:06,614 --> 00:15:07,823
‫اولگ!

167
00:15:41,398 --> 00:15:42,942
‫روز درازی بوده!

168
00:15:46,654 --> 00:15:48,447
‫باید استراحت کنیم

169
00:15:52,409 --> 00:15:53,535
‫اعلی‌حضرت

170
00:16:42,918 --> 00:16:44,962
‫باید شاه هارالد رو نجات بدم یا نه؟

171
00:16:44,962 --> 00:16:48,298
‫این به خودت مربوطه بیورن رویین‌تن

172
00:16:48,298 --> 00:16:50,426
‫تصمیم خودت رو نمیدونی؟

173
00:16:50,426 --> 00:16:51,969
‫میخوام عواقبش رو بدونم

174
00:16:53,637 --> 00:16:55,222
‫تو می‌تونی ببینی. از آینده خبر داری

175
00:16:55,931 --> 00:16:58,392
‫من چیزهایی که میدونم رو میدونم

176
00:16:58,434 --> 00:17:00,894
‫و چیزهایی که دونستنش برای تو غیرممکنه

177
00:17:01,979 --> 00:17:03,564
‫این تصمیم بزرگیه

178
00:17:05,065 --> 00:17:07,067
‫من مدت کوتاهیه که شاه شدم

179
00:17:09,945 --> 00:17:11,530
‫اگه تصمیم اشتباهی بگیرم...

180
00:17:12,740 --> 00:17:15,409
‫تو فقط به خودت فکر میکنی

181
00:17:15,868 --> 00:17:18,746
‫زنده‌ها همشون مثل همن

182
00:17:19,538 --> 00:17:24,168
‫چه در صبح که سایه‌ت پشتت حرکت میکنه،

183
00:17:24,209 --> 00:17:28,255
‫یا در عصر که پیشاپیشت میاد،

184
00:17:28,297 --> 00:17:32,468
‫من با مُشتی خاک ترس رو نشونت میدم

185
00:17:34,511 --> 00:17:36,138
‫متاسفم. نباید ازت درخواست می‌کردم

186
00:17:37,931 --> 00:17:40,642
‫فقط اینو میگم که،

187
00:17:40,684 --> 00:17:43,062
‫هر کار دیگه‌ای بکنی،

188
00:17:43,103 --> 00:17:45,481
‫هر تصمیمی بگیری،

189
00:17:45,522 --> 00:17:49,234
‫در این راه به خدایان خودت خیانت نکن

190
00:17:50,444 --> 00:17:51,820
‫نمی‌فهمم

191
00:17:52,613 --> 00:17:54,698
‫چرا باید به خدایان خودم خیانت کنم؟

192
00:17:59,661 --> 00:18:01,371
‫نذار فرار کنن

193
00:18:05,167 --> 00:18:07,878
‫برای سقف اینجا بازم سفال لازم دارم

194
00:18:13,759 --> 00:18:16,011
‫ببین آسا، اوبه‌ست!

195
00:18:16,053 --> 00:18:18,013
‫و ببین با خودش چی آورده!

196
00:18:19,473 --> 00:18:21,725
‫ایناهاشن! سلام!

197
00:18:22,976 --> 00:18:26,355
‫خوک تپل کوچولو رو دیدی؟ برو ببینش!

198
00:18:28,190 --> 00:18:30,275
‫سفرت به کتگات چطور بود؟

199
00:18:31,568 --> 00:18:33,028
‫هنوز منو یادشونه؟

200
00:18:33,904 --> 00:18:35,405
‫خودت چی فکر میکنی؟

201
00:18:37,157 --> 00:18:38,742
‫بیورن و ایتسرک رو دیدم

202
00:18:39,159 --> 00:18:40,285
‫بیورن حالش خوبه

203
00:18:40,953 --> 00:18:42,496
‫ایتسرک بنظر مریض بود

204
00:18:43,622 --> 00:18:45,499
‫هنوز فکرش درگیر آیواره

205
00:18:47,668 --> 00:18:50,003
‫بعضی وقت‌ها منم به آیوار فکر میکنم

206
00:18:50,045 --> 00:18:53,799
‫میدونم که هنوزم به نوعی
‫بخشی از سرنوشت هممونه،

207
00:18:53,841 --> 00:18:57,803
‫ولی، باید قبولش کنیم ‫و
به زندگی‌مون ادامه بدیم

208
00:18:58,554 --> 00:18:59,847
‫چیکار داشت؟

209
00:18:59,847 --> 00:19:03,559
‫میخواست تا مردم بیشتری برای
‫سکونت‌گاهش در ایسلند جمع کنه

210
00:19:03,600 --> 00:19:05,185
‫اسم سرزمین جدیدشون رو این گذاشتن

211
00:19:07,354 --> 00:19:09,773
‫فلوکی چی؟ فلوکی باهاش بود؟

212
00:19:10,107 --> 00:19:11,650
‫نه

213
00:19:11,692 --> 00:19:16,238
‫گفت که فلوکی از زندگی جدیدشون دلسرد شد،

214
00:19:16,280 --> 00:19:18,365
‫و بی‌خبر غیبش زد

215
00:19:23,495 --> 00:19:25,455
‫موندم چه بلایی سرش اومده

216
00:19:31,170 --> 00:19:35,507
‫فلوکی نمی‌تونه مُرده باشه. باورم نمیشه

217
00:19:37,634 --> 00:19:39,261
‫کتیل همینطور بهم گفت،

218
00:19:40,053 --> 00:19:41,263
‫که اون آواره،

219
00:19:41,263 --> 00:19:43,390
‫که اون سرزمین خالی از سکنه در غرب رو دیده،

220
00:19:44,933 --> 00:19:46,560
‫اسمش اوتر هست،

221
00:19:46,602 --> 00:19:48,645
‫و تو ایسلند زندگی میکنه

222
00:19:48,687 --> 00:19:52,107
‫بهش گفتم که ما باهاش میایم،
‫تا بتونم این اوتر رو ببینم

223
00:19:52,149 --> 00:19:53,567
‫خبر خوبیه

224
00:19:53,609 --> 00:19:54,651
‫بله

225
00:19:56,278 --> 00:19:58,739
‫ممنون بابت هدایات اوبه

226
00:19:58,780 --> 00:20:01,491
‫حالا باید تصمیم بگیریم
‫کدوم حیوون رو قربانی کنیم،

227
00:20:01,533 --> 00:20:04,119
‫تا خدایان این منزلگاه جدید رو تقدیس کنن

228
00:20:04,578 --> 00:20:08,707
‫روستاییان محلی رو دعوت میکنم
‫و جشن خواهیم گرفت

229
00:20:10,167 --> 00:20:11,460
‫هالی!

230
00:20:13,295 --> 00:20:14,588
‫مرغ‌ها رو بیار!

231
00:20:20,469 --> 00:20:22,846
‫آیوار. بلند شو

232
00:20:24,264 --> 00:20:25,474
‫باید بریم

233
00:20:28,894 --> 00:20:30,437
‫داشتم خواب می‌دیدم...

234
00:20:31,772 --> 00:20:35,651
‫که تو نوشیدنی ام سم ریخته بودن،
‫و برا همین نخوردمش

235
00:20:38,487 --> 00:20:40,572
‫چرا برادرت رو کُشتی؟

236
00:20:44,952 --> 00:20:46,787
‫چون این بچه برای منه

237
00:20:47,996 --> 00:20:50,165
‫نه آسکولد. نه هیچ کس دیگه

238
00:20:50,958 --> 00:20:53,126
‫پدرش منو سرپرست این بچه کرد

239
00:20:54,002 --> 00:20:55,837
‫آسکولد چیکار کرده؟

240
00:20:55,879 --> 00:20:57,130
‫گزارشاتی شنیدم

241
00:20:57,172 --> 00:20:59,091
‫آسکولد داشت بچه رو تربیت میکرد

242
00:21:00,050 --> 00:21:02,511
‫سعی داشت تا اونو از من بدزده

243
00:21:04,429 --> 00:21:06,181
‫و نمی‌تونم این اجازه رو بدم

244
00:21:07,015 --> 00:21:08,308
‫اون فقط یه بچه‌ست

245
00:21:10,936 --> 00:21:12,020
‫نه

246
00:21:14,356 --> 00:21:16,233
‫اون فقط یه بچه نیست

247
00:21:17,401 --> 00:21:19,736
‫اون تنها وارث قانونیه

248
00:21:19,778 --> 00:21:22,906
‫اگه داشته باشیش تنها کلیدهای کشور رو داری

249
00:21:24,574 --> 00:21:27,327
‫و قصد دارم تا این کلیدها
پیش خودم در امان باشم

250
00:21:37,462 --> 00:21:39,464
‫- بلند شو!
‫- چِت شده شیطان؟

251
00:21:39,506 --> 00:21:40,507
‫با من بازی نکن

252
00:21:42,467 --> 00:21:43,468
‫وقت رفتنه

253
00:21:50,934 --> 00:21:52,185
‫چی شده؟

254
00:21:52,269 --> 00:21:54,938
‫انگاری مهمون داریم

255
00:21:56,064 --> 00:21:57,065
‫شاهزاده!

256
00:21:57,482 --> 00:21:58,483
‫شاهزاده،

257
00:21:59,484 --> 00:22:01,486
‫برادرتون «دیر» داره نزدیک میشه

258
00:22:04,448 --> 00:22:07,034
‫اولگ، چه خبر شده؟ همم؟

259
00:22:08,076 --> 00:22:09,745
‫یادم رفت بهت بگم

260
00:22:10,662 --> 00:22:12,164
‫یه برادر دیگه هم دارم

261
00:22:13,332 --> 00:22:15,334
‫انگاری میخواد باهامون صحبت کنه

262
00:22:40,817 --> 00:22:42,611
‫نباید بترسی

263
00:23:27,739 --> 00:23:29,116
‫پسره کجاست؟

264
00:23:29,116 --> 00:23:31,076
‫خوب و در امانه

265
00:23:31,868 --> 00:23:33,370
‫این فلج کیه؟

266
00:23:34,204 --> 00:23:36,164
‫ازش نشنیدی؟

267
00:23:36,498 --> 00:23:38,208
‫این شاه آیوار بی‌استخونه،

268
00:23:38,208 --> 00:23:39,209
‫وایکینگ

269
00:23:40,168 --> 00:23:41,294
‫وایکینگ؟

270
00:23:42,838 --> 00:23:44,673
‫فکر میکنم بهتر باشه به زبون اون صحبت کنیم

271
00:23:47,884 --> 00:23:49,052
‫حقیقت اینه که،

272
00:23:49,886 --> 00:23:52,139
‫تو برادرمون رو با بی‌رحمی کُشتی

273
00:23:52,973 --> 00:23:54,808
‫و دلیلی برای این کار نداشتی

274
00:23:54,808 --> 00:23:58,228
‫معتقدم هر دلیلی داشتم

275
00:24:00,772 --> 00:24:01,773
‫دلایل زیادی

276
00:24:02,774 --> 00:24:04,526
‫دلایل کافی

277
00:24:05,610 --> 00:24:06,653
‫اولگ،

278
00:24:07,487 --> 00:24:08,905
‫می‌بینی اوضاع چطوریه؟

279
00:24:11,366 --> 00:24:14,536
‫تو موقعیت بدی هستی

280
00:24:15,787 --> 00:24:17,247
‫موقعیتی غیرممکن

281
00:24:19,291 --> 00:24:21,418
‫مجبورم تو رو بخاطر قتل دستگیر کنم

282
00:24:23,211 --> 00:24:24,504
‫هیچکس کمکت نمیکنه

283
00:24:26,131 --> 00:24:28,133
‫مهم نیست چقدر دستات رو بشوری،

284
00:24:28,133 --> 00:24:30,135
‫هنوز خون برادرمون روشون خواهد بود

285
00:24:33,472 --> 00:24:35,474
‫البته، میتونی از فاجعه دوری کنی

286
00:24:39,936 --> 00:24:41,062
‫پسره رو تحویل بده،

287
00:24:41,104 --> 00:24:44,274
‫و تو و اون فلج،

288
00:24:44,733 --> 00:24:46,276
‫می‌تونین برین

289
00:24:48,570 --> 00:24:51,198
‫وگرنه شاید تشریفاتش رو کنار بذارم،

290
00:24:51,198 --> 00:24:54,701
‫و همونطور که با برادرمون برخورد کردی
‫باهات برخورد کنم

291
00:24:54,701 --> 00:24:58,955
‫تو دیگه باید بهتر از هر کسی بدونی
‫که نمیتونی منو تهدید کنی و ازم باج بگیری

292
00:25:00,832 --> 00:25:02,459
‫من «پیشگو» هستم

293
00:25:03,376 --> 00:25:08,423
‫و میدونم که اگه نذاری من و شاه آیوار
‫و شاهزاده ایگور در امان به کیف بریم،

294
00:25:10,342 --> 00:25:13,303
‫اتفاق خیلی بدی برات میفته

295
00:25:17,098 --> 00:25:19,017
‫نه تا چند ماه دیگه. نه

296
00:25:20,602 --> 00:25:22,812
‫نه حتی تا چند هفته‌ی دیگه. نه

297
00:25:23,188 --> 00:25:24,481
‫ولی تا چند روز دیگه

298
00:25:29,152 --> 00:25:30,570
‫سعی خوبی کردی

299
00:25:33,615 --> 00:25:37,494
‫دو ساعت وقت داری که
‫پسره رو صحیح و سالم تحویل بدی

300
00:25:39,454 --> 00:25:41,581
‫وگرنه، همونطور که گفتم پیش میرم...

301
00:25:43,083 --> 00:25:44,209
‫برادر

302
00:25:54,511 --> 00:25:55,845
‫واقعیت داره؟

303
00:25:57,264 --> 00:25:58,682
‫چیزی که درباره‌ی تو گفت؟

304
00:26:01,142 --> 00:26:05,605
‫برادرم اونقدری پیشگویی‌های
‫درست منو دیده که باعث بشه،

305
00:26:06,565 --> 00:26:09,568
‫قدری تفکر کنه

306
00:28:05,600 --> 00:28:07,018
‫زیباست. آیوار؟

307
00:28:23,201 --> 00:28:25,036
روز درازی میشه

308
00:28:25,120 --> 00:28:26,454
چی داری؟

309
00:28:39,175 --> 00:28:42,387
‫تو ندیمه‌ی زنم هستی. اسمت چیه؟

310
00:28:42,929 --> 00:28:44,013
‫اینگرید

311
00:28:47,350 --> 00:28:51,062
‫تو این دنیا، باید خیلی مراقب باشی اینگرید

312
00:29:01,740 --> 00:29:02,741
‫هالی!

313
00:29:04,492 --> 00:29:05,827
‫بچه‌های من کجا هستن!؟

314
00:29:06,578 --> 00:29:10,915
‫هالی! آسا! بیاین اینجا!

315
00:29:12,417 --> 00:29:14,002
‫سلام!

316
00:29:14,043 --> 00:29:15,962
‫از دیدنتون خیلی خوشحالم

317
00:29:16,004 --> 00:29:17,672
‫بیاین. بهم نشون بدین چی ساختین!

318
00:29:17,714 --> 00:29:20,508
‫اینجاست! هالی بیشترش رو ساخت

319
00:29:20,550 --> 00:29:21,801
‫واقعاً؟

320
00:29:21,843 --> 00:29:23,303
‫همینطوره

321
00:29:25,597 --> 00:29:28,224
‫خیلی بزرگه!

322
00:29:30,769 --> 00:29:34,814
‫شاه اومده تا یه کشاورز پیر و تنها رو ببینه

323
00:29:34,856 --> 00:29:36,649
‫اوه، همچین هم تنها بنظر نمیای

324
00:29:45,950 --> 00:29:47,118
‫- اوبه
‫- بیورن

325
00:29:47,702 --> 00:29:48,703
‫توروی

326
00:29:48,953 --> 00:29:49,996
‫سلام بیورن

327
00:29:50,997 --> 00:29:52,582
‫بچه‌ها همیشه مدیون تو هستن

328
00:29:53,708 --> 00:29:54,876
‫و اوبه

329
00:29:54,959 --> 00:29:56,127
‫و البته، اوبه

330
00:29:58,004 --> 00:29:59,297
‫برادر

331
00:29:59,923 --> 00:30:01,174
‫بیا

332
00:30:03,802 --> 00:30:05,011
‫بجنبین

333
00:30:06,137 --> 00:30:07,555
‫اوه، از اینجا خوشم میاد

334
00:30:10,475 --> 00:30:13,186
‫- سازنده‌ی خوبی هستی هالی
‫- میدونم

335
00:30:13,853 --> 00:30:15,146
‫بریم داخل

336
00:30:36,251 --> 00:30:38,044
‫دو ساعتت تموم شد

337
00:30:39,045 --> 00:30:40,505
‫تصمیمت چیه؟

338
00:30:41,256 --> 00:30:42,423
‫تصمیم من؟

339
00:30:43,424 --> 00:30:44,843
‫بهت گفتم

340
00:30:44,884 --> 00:30:46,386
‫پسره رو تحویل بده،

341
00:30:47,178 --> 00:30:50,723
‫وگرنه تو و فلج رو میکُشم

342
00:30:55,478 --> 00:30:57,897
‫شاید چیزی که گفتم رو فراموش کردی

343
00:30:57,939 --> 00:31:00,817
‫گفتم اگه هر سه‌ی ما رو
صحیح و سالم رها نکنی،

344
00:31:02,151 --> 00:31:04,821
‫در یکی دو روز آینده،
‫اتفاق بدی برات میفته

345
00:31:05,697 --> 00:31:06,948
‫حرفت رو باور نمیکنم

346
00:31:08,116 --> 00:31:09,742
‫تو واقعاً قدرت پیشگویی نداری

347
00:31:11,452 --> 00:31:14,080
‫فکر میکنم شاید بهتر باشه حرفش رو باور کنی

348
00:31:14,080 --> 00:31:15,415
‫این چه ربطی به تو داره؟

349
00:31:15,915 --> 00:31:17,125
‫هیچی

350
00:31:18,585 --> 00:31:19,878
‫همه چیز

351
00:31:23,923 --> 00:31:25,049
‫داری بلوف میزنی

352
00:31:26,426 --> 00:31:31,431
‫ولی بذار از تردیدم استفاده‌ی خوب کنم،

353
00:31:32,974 --> 00:31:36,311
‫و ازت سوالی بپرسم که فقط
‫یه پیشگوی واقعی میتونه جوابش رو بدونه

354
00:31:38,146 --> 00:31:39,731
‫من اخیراً ازدواج کردم

355
00:31:41,024 --> 00:31:42,233
‫مخفیانه

356
00:31:46,613 --> 00:31:50,325
‫هویت همسرم فقط برای
‫چند خدمتگزار مورد اعتمادم معلومه

357
00:31:50,366 --> 00:31:54,203
‫حتی آسکولد هم از ازدواج
‫و اسم همسرم خبر نداشت

358
00:31:55,538 --> 00:31:57,540
‫ولی فکر میکنم،

359
00:31:59,459 --> 00:32:00,835
‫که تو میدونی

360
00:32:03,922 --> 00:32:05,214
‫مگه نه، برادر؟

361
00:32:09,928 --> 00:32:11,012
‫بله

362
00:32:12,180 --> 00:32:13,765
‫اسم زنت رو میدونم

363
00:32:15,558 --> 00:32:16,726
‫همه چیز رو میدونم

364
00:32:48,091 --> 00:32:49,592
‫باور کن بیورن،

365
00:32:49,634 --> 00:32:52,971
‫به تصمیمت برای حل کردن مسائل
‫با شاه هارالد احترام می‌ذارم

366
00:32:53,888 --> 00:32:55,306
‫ولی باید یادت باشه،

367
00:32:55,348 --> 00:32:57,600
‫هارالد شخصاً به من خیانت کرد

368
00:32:58,810 --> 00:33:00,353
‫آسترید رو دزدید

369
00:33:00,979 --> 00:33:02,397
‫بهم دروغ گفت

370
00:33:02,438 --> 00:33:05,441
‫باور ندارم که اون قابل اعتماد باشه

371
00:33:05,483 --> 00:33:07,360
‫می‌فهمم

372
00:33:07,402 --> 00:33:10,363
‫و مطمئنم که اگه جای تو بودم،
‫به کمک اون نمی‌رفتم

373
00:33:10,405 --> 00:33:13,366
‫می‌ذاشتم شاه اولاف بکشش،
‫و دردسری هم نداشتم

374
00:33:13,950 --> 00:33:15,201
‫ولی تو نیستم

375
00:33:16,411 --> 00:33:19,497
‫یادم میاد که با آیوار
‫در یک اتاق تحت اسارت اون بودیم،

376
00:33:19,539 --> 00:33:23,042
‫و شاه هارالد گفت،
‫ "بس کنین، نه، این روش ما نیست"

377
00:33:24,252 --> 00:33:26,754
‫و برای من، از اونجایی که من
‫و شاه هارالد با هم متحد شدیم،

378
00:33:26,754 --> 00:33:29,632
‫این روش ما نیست. تو مرام من نیست
‫که اینطوری رهاش کنم

379
00:33:29,632 --> 00:33:31,384
‫یادم میاد،

380
00:33:31,509 --> 00:33:34,137
‫که از حمله کردن همراه با رگنار امتناع کردم،

381
00:33:34,178 --> 00:33:37,807
‫دقیقاً چون می‌ترسیدم که
کتگات رو بی‌دفاع ترک کنم

382
00:33:37,849 --> 00:33:41,185
‫کتگات بی‌دفاع نمی‌مونه.
‫ایتسرک می‌تونه ازش مراقبت کنه

383
00:33:48,359 --> 00:33:49,652
‫چی؟

384
00:33:49,694 --> 00:33:51,612
‫وقتی تو شهر بودم ایتسرک رو دیدم

385
00:33:53,406 --> 00:33:57,118
‫خب، راستش برادر، اون شایسته‌ی این نیست
‫که مسئول دفاع از کتگات باشه

386
00:33:57,118 --> 00:33:58,286
‫منظورت چیه؟

387
00:33:58,911 --> 00:34:00,204
‫میدونی منظورم چیه

388
00:34:01,998 --> 00:34:05,251
‫ایتسرک یه مرد مریضه، و یه همیشه نوشیدنی دستشه

389
00:34:10,256 --> 00:34:11,674
‫بله

390
00:34:12,592 --> 00:34:13,926
‫نمی‌تونم منکرش بشم

391
00:34:15,553 --> 00:34:17,722
‫که یعنی فقط یه راه می‌مونه

392
00:34:17,764 --> 00:34:20,767
‫میدونم تو و توروی خیلی مشتاقین
‫تا سفر بزرگتون رو شروع کنین

393
00:34:21,851 --> 00:34:25,688
‫من خودم حس عالی خشنودیش رو یادم میاد،

394
00:34:25,730 --> 00:34:28,858
‫حس عالی چشم‌داشت،
‫حس عالی شوق آزاد بودن

395
00:34:29,650 --> 00:34:30,777
‫اینکه یه وایکینگ باشی

396
00:34:32,612 --> 00:34:34,197
‫ولی ازت میخوام که سفرت رو عقب بندازی

397
00:34:35,073 --> 00:34:38,034
‫سفرت رو فقط کمی عقب بنداز،
‫تا من به مشکل شاه اولاف برسم

398
00:34:38,076 --> 00:34:40,244
‫مراقب کتگات باش. مراقب ایتسرک باش

399
00:34:40,244 --> 00:34:41,662
‫و بعد با دعای خیر من برو

400
00:34:53,966 --> 00:34:55,093
‫موافقیم

401
00:34:55,927 --> 00:34:57,136
‫ممنونم

402
00:34:59,847 --> 00:35:01,057
‫ممنونم

403
00:35:09,273 --> 00:35:10,900
‫منتظر چی هستی؟

404
00:35:15,404 --> 00:35:16,948
‫اسمش رو بهم بگو

405
00:35:26,249 --> 00:35:28,167
‫دیدین؟

406
00:35:28,251 --> 00:35:30,002
‫اسمش رو نمیدونه

407
00:35:31,212 --> 00:35:32,922
‫فقط داره بلوف میزنه

408
00:35:34,549 --> 00:35:36,008
‫می‌دونستم

409
00:35:37,009 --> 00:35:38,928
‫اسمش رو نمیدونی

410
00:35:39,428 --> 00:35:41,430
‫آنا

411
00:35:41,514 --> 00:35:42,682
‫اسمش آنا هست

412
00:35:45,685 --> 00:35:49,188
‫در کلیسای شهید سینت‌مگنوس
‫همین‌جا در نووگراد ازدواج کردین

413
00:35:50,898 --> 00:35:53,442
‫فکر میکنم اون خانم ایشون باشه

414
00:36:10,626 --> 00:36:12,336
‫درست میگم؟

415
00:36:12,336 --> 00:36:14,630
‫این عروس جدیدت هست، آنا

416
00:36:17,300 --> 00:36:20,136
‫حالا برادر عزیزترینم،

417
00:36:20,595 --> 00:36:24,807
‫به هر سه‌ی ما مسیر امن
به خارج از اینجا میدی،

418
00:36:25,808 --> 00:36:27,685
‫وگرنه وعده‌ی من عملی میشه

419
00:36:33,608 --> 00:36:36,402
‫به جنگجویان بگو کاری نکنن

420
00:36:36,444 --> 00:36:39,906
‫شاهزاده اولگ و همراهانشون
‫باید وقت رفتن از اینجا مزاحمتی نداشته باشن،

421
00:36:41,115 --> 00:36:43,117
‫اگه موافقت کنن که به همسرم آسیبی نرسونن

422
00:36:44,285 --> 00:36:45,745
‫نیازی نیست به زنت آسیب برسونم

423
00:36:45,745 --> 00:36:47,747
‫آنا! بیا، بیا!

424
00:36:53,294 --> 00:36:55,755
‫ما خیلی کم همو می‌بینیم دیر

425
00:36:57,715 --> 00:37:00,843
‫خیلی بده که باید در همچین شرایطی باشه

426
00:37:02,637 --> 00:37:04,055
‫ولی دفعه‌ی بعد،

427
00:37:04,972 --> 00:37:06,349
‫متفاوت خواهد بود

428
00:37:07,642 --> 00:37:08,809
‫پسره پیش توئه

429
00:37:09,810 --> 00:37:11,062
‫نیازی نیست دوباره منو ببینی

430
00:37:11,604 --> 00:37:12,855
‫ولی ما با هم خانواده‌ایم

431
00:37:13,940 --> 00:37:15,149
‫خانواده مهمه!

432
00:37:19,528 --> 00:37:20,905
‫دیر!

433
00:37:21,948 --> 00:37:23,449
‫باید با هم در تماس بمونیم

434
00:37:26,035 --> 00:37:27,119
‫شاید

435
00:37:28,621 --> 00:37:30,581
‫فقط منو برا شام دعوت نکن

436
00:37:34,460 --> 00:37:36,545
‫یادت رفت با فلج خدافظی کنی

437
00:37:57,191 --> 00:37:58,651
‫تصمیمم رو گرفتم

438
00:38:04,907 --> 00:38:07,535
‫تصمیم گرفتم تا ندای کمک خواستن
‫شاه هارالد رو جواب بدم

439
00:38:13,624 --> 00:38:15,251
‫فکر میکنم تو دیوونه‌ای

440
00:38:20,965 --> 00:38:23,175
‫مطمئنم نیستم این مسئله
‫به تو ارتباطی داشته باشه

441
00:39:12,391 --> 00:39:13,726
‫شاه بیورن

442
00:39:13,768 --> 00:39:15,186
‫می‌خواستم قبل اینکه بری بیام دیدنت

443
00:39:17,188 --> 00:39:20,733
‫تو به اوبه و بقیه گفتی که فلوکی
‫همینطوری سکونت‌گاه جزیره رو ترک کرد

444
00:39:20,775 --> 00:39:25,237
‫بله. اون از خیلی چیزها ناراحت بود

445
00:39:25,279 --> 00:39:26,697
‫و یهو غیبش زد

446
00:39:30,034 --> 00:39:31,494
‫و دنبالش گشتی؟

447
00:39:34,163 --> 00:39:36,791
‫هیچوقت جسدی پیدا نکردی؟

448
00:39:42,838 --> 00:39:45,716
‫بنظرت چه بلایی سرش اومده؟

449
00:39:48,511 --> 00:39:49,929
‫نمیدونم

450
00:39:51,514 --> 00:39:52,723
‫از کجا باید بدونم؟

451
00:39:54,850 --> 00:39:57,520
‫حس میکنم تو خیلی بیشتر
‫از اینایی که میگی میدونی

452
00:40:00,731 --> 00:40:02,274
‫پس پیشنهادم اینه

453
00:40:03,859 --> 00:40:05,152
‫من دارم یه ارتش جمع میکنم

454
00:40:05,986 --> 00:40:07,738
‫بهم بپیوند

455
00:40:07,780 --> 00:40:10,783
‫تا یه مدت سکونت‌گاهت در
‫ایسلند رو فراموش کن و باهام بیا

456
00:40:12,118 --> 00:40:14,495
‫البته که همیشه میتونی بگی نه
‫و راه خودت رو بری

457
00:40:16,455 --> 00:40:18,791
‫ولی این منو از الان هم مشکوک‌تر میکنه

458
00:40:21,794 --> 00:40:22,878
‫نه

459
00:40:24,380 --> 00:40:27,007
‫باهات میام بیورن رویین‌تن

460
00:40:27,675 --> 00:40:28,717
‫انتخاب خوبیه
