﻿1
00:01:17,994 --> 00:01:19,412
‫شاهزاده ایگور،

2
00:01:21,956 --> 00:01:24,250
‫حالتون چطوره؟

3
00:01:31,299 --> 00:01:32,342
‫ایگور؟

4
00:01:34,969 --> 00:01:36,513
‫حالمون خیلی خوبه،

5
00:01:36,554 --> 00:01:38,556
‫آیوار بی‌استخون

6
00:01:38,640 --> 00:01:40,642
‫روزت بخیر

7
00:01:43,436 --> 00:01:45,647
حالا، به زبون من حرف بزنیم

8
00:01:46,147 --> 00:01:47,482
‫همم؟

9
00:01:50,443 --> 00:01:53,696
‫من خوشحالم دوست من،

10
00:01:54,030 --> 00:01:56,032
‫فلج من

11
00:01:59,369 --> 00:02:01,204
‫می‌تونیم با هم حرف بزنیم!

12
00:02:01,204 --> 00:02:03,706
‫بله، می‌تونیم

13
00:02:04,749 --> 00:02:06,918
‫حالا می‌تونیم درباره‌ی موضوعات جدی حرف بزنیم

14
00:02:06,918 --> 00:02:08,253
‫چیزهای مهم

15
00:02:09,170 --> 00:02:10,421
‫مثل چی؟

16
00:02:10,421 --> 00:02:14,217
‫مثل... خدایان چی شکلی هستن؟

17
00:02:14,759 --> 00:02:18,596
‫فقط یه خدا هست و اون شبیه اولگ هست

18
00:02:23,560 --> 00:02:26,396
‫میدونی کی هستی؟ همم؟

19
00:02:27,522 --> 00:02:29,899
‫نمی‌فهمم

20
00:02:30,775 --> 00:02:31,985
‫همه چیز اینجا

21
00:02:32,610 --> 00:02:35,947
‫همه چیز برای توئه

22
00:02:37,949 --> 00:02:39,868
‫توی این اتاق؟

23
00:02:39,909 --> 00:02:41,536
‫نه ایگور

24
00:02:42,120 --> 00:02:44,372
‫تو تموم این شهر، کیف

25
00:02:45,039 --> 00:02:46,541
‫و نووگراد هم همینطور

26
00:02:48,376 --> 00:02:51,629
‫و همه چیز تو تمام روسیه

27
00:02:51,629 --> 00:02:53,339
‫زمین. هوا

28
00:02:54,257 --> 00:02:57,135
‫روستاها. شهرها. مردم

29
00:02:57,844 --> 00:02:59,220
‫همش مال توئه

30
00:03:01,055 --> 00:03:02,473
‫منو به خنده میندازی

31
00:03:02,473 --> 00:03:04,684
‫میدونم که وقعاً برای اولگ هستن

32
00:03:05,476 --> 00:03:08,146
‫خوشحالم که می‌تونیم صحبت کنیم،

33
00:03:08,146 --> 00:03:11,691
‫چون الان می‌تونم چیزهایی رو برات توضیح بدم

34
00:03:11,691 --> 00:03:14,569
‫می‌تونم توضیح بدم چطوری بهت خیانت شد

35
00:03:16,362 --> 00:03:18,072
‫هیچی برای اولگ نیست

36
00:03:19,365 --> 00:03:21,201
‫اولگ خدا نیست

37
00:03:22,076 --> 00:03:24,329
‫اولگ هیچی نیست، ولی تو،

38
00:03:24,329 --> 00:03:26,789
‫تو همه چیز هستی

39
00:03:26,915 --> 00:03:29,334
‫و همه چیز اینجا به تو تعلق داره

40
00:03:33,546 --> 00:03:34,714
‫اینو یادت بمونه

41
00:03:53,900 --> 00:03:55,026
‫محاصره شدیم

42
00:03:56,110 --> 00:03:58,196
‫بیاین به خوبی ادای دِین کنیم

43
00:03:58,696 --> 00:04:01,074
‫نمیخوام رفتن به والهالا رو از دست بدم

44
00:04:02,450 --> 00:04:03,576
‫بیورن!

45
00:04:04,327 --> 00:04:05,745
‫توی اردوگاه پیداش کردیم

46
00:04:06,579 --> 00:04:08,665
‫میگه باید باهات صحبت کنه

47
00:04:08,665 --> 00:04:10,416
‫چی شده؟

48
00:04:10,416 --> 00:04:12,335
‫اندازه کافی بهمون خیانت کردی؟

49
00:04:12,335 --> 00:04:15,546
‫پیامی از شاه اولاف دارم

50
00:04:15,546 --> 00:04:19,217
‫اگه قبول کنین ببینینش حمله نمیکنه

51
00:04:20,385 --> 00:04:23,429
‫همینطور گفت اگه منو بُکشین،

52
00:04:23,429 --> 00:04:24,764
‫این چیزا رو فراموش کنین

53
00:04:35,483 --> 00:04:37,193
‫به شاه اولاف بگو موافقت میکنم،

54
00:04:37,193 --> 00:04:39,070
‫ولی منم یه شرط دارم:

55
00:04:41,406 --> 00:04:44,409
‫میخوام با چشمای خودم ببینم
‫که شاه هارالد هنوز زنده‌ست

56
00:04:54,294 --> 00:04:55,795
‫والهالا می‌تونه منتظر بمونه

57
00:05:07,473 --> 00:05:10,643
‫همونطور که همتون حتماً می‌دونین،
‫گروهی از راهزن‌ها هستن که،

58
00:05:10,643 --> 00:05:13,229
‫به روستاهای اطراف اینجا حمله میکنن

59
00:05:13,229 --> 00:05:16,899
‫شاید به ما حمله کنن،
‫پس باید آماده بشیم

60
00:05:18,192 --> 00:05:20,028
‫بعضی از شما زنان جنگجو بودین

61
00:05:20,028 --> 00:05:21,821
‫جنگیدن رو فراموش نکردین

62
00:05:21,821 --> 00:05:24,282
‫احتمالاً جلوی دیوارهای پاریس با هم جنگیدیم،

63
00:05:24,282 --> 00:05:27,660
‫- اگه هنوز یادتون باشه
‫- البته لاگرتا

64
00:05:28,995 --> 00:05:32,790
‫حتماً سپرها و شمشیرهاتون رو جایی نگه داشتین

65
00:05:34,167 --> 00:05:36,627
‫حالا هممون باید دوباره بجنگیم

66
00:05:36,627 --> 00:05:39,505
‫زن‌ها بیشتر از مردها

67
00:05:39,505 --> 00:05:42,008
‫شما پسرها، می‌تونین دیده‌بانی کنین

68
00:05:42,008 --> 00:05:43,634
‫می‌تونین هر وقت راهزن‌ها رسیدن بهمون بگین

69
00:05:43,634 --> 00:05:46,929
‫و شما دخترا، مراقب حیوونا باشین. باشه؟

70
00:05:47,013 --> 00:05:48,348
‫بله لاگرتا

71
00:05:48,348 --> 00:05:52,310
‫شما آقایون. زیاد هم پیر نیستین

72
00:05:52,310 --> 00:05:54,437
‫هنوزم می‌تونین بدردبخور باشین، مگه نه؟

73
00:05:54,437 --> 00:05:56,898
‫بله می‌تونیم

74
00:05:56,898 --> 00:05:59,650
‫میخوام که حفاظ‌های بهتری برای انبارهای ما بسازین

75
00:05:59,650 --> 00:06:01,736
‫فکر کنین انبارهای ما طلاهای ما هستن

76
00:06:01,736 --> 00:06:05,156
‫نمی‌تونیم بدون اونا زندگی کنیم،
‫پس باید با جون خودمون ازشون محافظت کنیم

77
00:06:05,156 --> 00:06:06,532
‫بله. محافظت میکنیم

78
00:06:06,574 --> 00:06:11,079
‫همینطور، میخوام که همه برن تو جنگل،

79
00:06:11,120 --> 00:06:14,040
‫و شاخه‌های مناسب برای ساخت تیر و کمان ببُرین

80
00:06:14,082 --> 00:06:17,335
‫ولی همه‌ی این کارها رو سریع بکنین.
‫وقت زیادی نداریم

81
00:06:17,377 --> 00:06:20,546
‫لاگرتا، مهم نیست ما چیکار میکنیم

82
00:06:20,546 --> 00:06:23,508
‫نمی‌تونیم راهزن‌ها رو شکست بدیم. اینو میدونی

83
00:06:25,093 --> 00:06:26,469
‫هممون می‌میریم

84
00:06:28,054 --> 00:06:30,056
‫بله هممون می‌میریم

85
00:06:30,598 --> 00:06:33,518
‫ولی نه لزوماً وقتی راهزن‌ها بهمون حمله میکنن

86
00:06:34,644 --> 00:06:36,312
‫آره، همین‌جا ببندش

87
00:06:44,654 --> 00:06:47,156
‫بیورن رویین‌تن

88
00:06:47,156 --> 00:06:48,866
‫لطفاً، بیا و بشین

89
00:06:49,575 --> 00:06:51,327
‫راحت باش

90
00:06:54,455 --> 00:06:58,543
‫ما سه تا به شکل عجیبی دوباره گرد هم اومدیم

91
00:06:58,584 --> 00:07:01,587
‫سرنوشت راه‌های مرموزی داره

92
00:07:01,629 --> 00:07:05,341
‫خدایان می‌بافنش و ما باورشون می‌کنیم

93
00:07:06,843 --> 00:07:08,177
‫نوش!

94
00:07:16,727 --> 00:07:20,523
‫دیشب خوابی دیدم

95
00:07:20,523 --> 00:07:23,651
‫و توی اون خواب، تو اتاقی نشسته بودم،

96
00:07:23,693 --> 00:07:26,237
‫همراه با شاه هارالد فاینهیر،

97
00:07:26,237 --> 00:07:29,157
‫و شاه بیورن رویین‌تن

98
00:07:30,616 --> 00:07:34,787
‫می‌دونی، شاید همه چی فقط یه خوابه

99
00:07:34,787 --> 00:07:39,959
‫و هممون ارواح هستیم
‫و روزی دود میشیم میریم هوا

100
00:07:39,959 --> 00:07:41,961
‫نیست و نابود میشیم

101
00:07:42,795 --> 00:07:44,338
‫اگه دنیای واقعی،

102
00:07:44,380 --> 00:07:46,924
‫اینقدر از نظرتون کم‌ارزشه،

103
00:07:46,966 --> 00:07:52,513
‫چرا پس از این کشور دست نمی‌کشین،
‫و با جنگجویانتون برنمی‌گردین خونه‌تون؟

104
00:07:53,639 --> 00:07:56,934
‫باور کن، کاری از دستت بر نمیاد
‫که بتونی انجام بدی،

105
00:07:56,976 --> 00:08:00,855
‫و بتونی خودت رو در اینجا حاکم محبوبی بکنی

106
00:08:01,397 --> 00:08:02,648
‫هیچی!

107
00:08:06,235 --> 00:08:08,529
‫اگه هیچی واقعی نیست،

108
00:08:08,571 --> 00:08:11,616
‫بازم باید جوری رفتار کنیم که انگار هست

109
00:08:12,575 --> 00:08:16,787
‫ولی راز اصلی الان اینه که،

110
00:08:16,787 --> 00:08:18,706
‫جفتتون زندانی من هستین

111
00:08:20,374 --> 00:08:23,544
‫بیورن رویین‌تن، این درسته که تو هنوز ارتشی داری،

112
00:08:23,544 --> 00:08:27,632
‫ولی ارتشت الان آنچنان قدرتی نداره که،

113
00:08:27,673 --> 00:08:29,884
‫منو شکست بده

114
00:08:29,926 --> 00:08:33,387
‫اگه ارتش‌های ما دوباره بجنگن،
‫نتیجه هر چیزی که باشه،

115
00:08:33,387 --> 00:08:35,348
‫شدیداً تضعیف میشین

116
00:08:36,307 --> 00:08:40,937
‫در هر صورت، براتون سخت میشه که
‫این کشور جدید رو ‫مثل کشور قبلی‌تون نگه دارین،

117
00:08:42,563 --> 00:08:44,857
‫در هر صورت، برنده نمیشین

118
00:08:44,899 --> 00:08:48,653
‫بیشتر روی این موضوع فکر میکنم، و...

119
00:08:48,653 --> 00:08:51,072
‫روی اینکه چطور اختلافاتمون رو حل کنیم

120
00:08:52,365 --> 00:08:56,661
‫دارم از این مدل قدیمی فکر کردن خسته میشم

121
00:08:57,078 --> 00:08:58,704
‫در این حین،

122
00:08:58,746 --> 00:09:02,500
‫شاه هارالد، شما متاسفانه باید برگردین به زندانتون،

123
00:09:03,000 --> 00:09:04,835
‫و شما به اردوگاهتون،

124
00:09:04,835 --> 00:09:07,755
‫جایی که تحت محاصره باقی می‌مونید،

125
00:09:08,714 --> 00:09:12,510
‫ولی ترتیب میدم تا براتون غذا بیارن

126
00:09:39,537 --> 00:09:41,831
‫راهزن‌ها به زودی حمله میکنن؟

127
00:09:43,583 --> 00:09:45,668
‫شاید اصلاً حمله نکنن

128
00:09:46,794 --> 00:09:51,132
‫ولی در هر صورت، شما نباید بترسین

129
00:09:51,173 --> 00:09:53,968
‫بنا به دو دلیل نباید بترسین

130
00:09:54,010 --> 00:09:58,180
‫اول، چون هممون ازتون مراقبت میکنیم،

131
00:09:58,222 --> 00:10:03,185
‫و دوم، چون شما وایکینگ هستین،

132
00:10:03,227 --> 00:10:05,646
‫پسر و دختر جنگجویانی بزرگ

133
00:10:05,646 --> 00:10:06,772
‫من نمی‌ترسم! اگه حمله کنن،

134
00:10:06,772 --> 00:10:10,401
‫میخوام کاری کنم پدر و مادرم بهم افتخار کنن!

135
00:10:13,821 --> 00:10:15,573
‫من بهت افتخار میکنم

136
00:10:17,199 --> 00:10:18,200
‫و تو

137
00:11:04,664 --> 00:11:05,915
‫ایتسرک

138
00:11:06,957 --> 00:11:09,627
‫ایتسرک! بلند شو!

139
00:11:10,169 --> 00:11:11,420
‫خواهش میکنم بلند شو

140
00:11:12,630 --> 00:11:13,798
‫بیرون!

141
00:11:14,465 --> 00:11:16,342
‫بیرون! تکون بخورین!

142
00:11:23,224 --> 00:11:24,558
‫سلام ایتسرک

143
00:11:25,935 --> 00:11:28,104
‫می‌خواستم ببینمت. خبرهایی برات دارم

144
00:11:28,813 --> 00:11:30,648
‫خبر؟ چه خبری؟

145
00:11:30,648 --> 00:11:34,944
‫خبر خوب. میخوام مسئولیتی بهت بدم

146
00:11:34,985 --> 00:11:38,155
‫فکر نمیکنم خانوادمون تا حالا
‫به درستی استعدادهات رو شناخته باشه

147
00:11:39,990 --> 00:11:41,200
‫واقعاً؟

148
00:11:41,200 --> 00:11:42,827
‫بله، به خوبی می‌دونی

149
00:11:46,080 --> 00:11:47,665
‫خب...

150
00:11:48,124 --> 00:11:51,252
‫میخوام هیئتی تجاری رو به سمت شرق رهبری کنی

151
00:11:52,169 --> 00:11:54,714
‫در طول جاده‌ی باستانی ابریشم سفر میکنی،

152
00:11:54,714 --> 00:11:57,133
‫در طول مسیر معاملات تجاری انجام میدی
‫و تماس برقرار میکنی

153
00:12:00,136 --> 00:12:01,929
‫امیدوارم با این کار موافق باشی

154
00:12:02,930 --> 00:12:04,348
‫سعی دارم کمکت کنم

155
00:12:04,348 --> 00:12:05,599
‫میدونم میدونم

156
00:12:07,810 --> 00:12:09,019
‫بهتر میشم

157
00:12:10,187 --> 00:12:12,106
‫بهتر میشم

158
00:12:13,607 --> 00:12:14,984
‫ناامیدت نمیکنم

159
00:12:16,318 --> 00:12:17,737
‫باور کن

160
00:12:28,748 --> 00:12:29,915
‫ممنون

161
00:12:30,708 --> 00:12:33,252
‫ممنون برادر

162
00:12:48,434 --> 00:12:49,852
‫حالا وقت داریم کتیل

163
00:12:51,353 --> 00:12:53,314
‫وقت؟

164
00:12:53,314 --> 00:12:57,777
‫وقت اینکه بهم بگی تو ایسلند
‫واقعاً بین فلوکی و بقیه چی گذشت

165
00:12:57,777 --> 00:12:59,153
‫تمام داستان رو میخوام

166
00:13:00,154 --> 00:13:01,280
‫حقیقت رو

167
00:13:02,615 --> 00:13:04,241
‫بیشترش رو که بهت گفتم

168
00:13:04,241 --> 00:13:07,119
‫در ابتدای کار سختی‌های زیادی داشتیم

169
00:13:07,161 --> 00:13:09,997
‫غذایی نداشتیم. اولین محصولمون به بار ننشست

170
00:13:10,039 --> 00:13:12,333
‫یه مرد شرور به اسم ایویند بود

171
00:13:12,333 --> 00:13:14,627
‫برای هر سختی‌ای فلوکی رو مقصر می‌دونست،

172
00:13:14,668 --> 00:13:16,629
‫برای هر چیزی که اشتباه پیش رفته بود

173
00:13:16,670 --> 00:13:19,089
‫بقیه‌ی ما معبدی برای ثور ساختیم

174
00:13:19,131 --> 00:13:21,175
‫ایویند و خانواده‌ش سوزوندنش

175
00:13:22,968 --> 00:13:24,136
‫بعد پسرانش...

176
00:13:26,096 --> 00:13:28,140
‫پسر من تورگریم رو کُشتن...

177
00:13:31,769 --> 00:13:35,397
‫و دختر حامله‌ی من ثورون

178
00:13:38,359 --> 00:13:40,736
‫و تو انتقام مرگ اون‌ها رو گرفتی؟

179
00:13:41,320 --> 00:13:42,321
‫نه

180
00:13:43,823 --> 00:13:46,826
‫نه، فلوکی گفت نگیریم

181
00:13:46,867 --> 00:13:50,120
‫گفت سکونت‌گاه نمی‌تونه
‫چرخه‌ای از کُشتار رو تحمل کنه

182
00:13:58,754 --> 00:13:59,880
‫درست نیست

183
00:14:02,132 --> 00:14:04,802
‫در پایان ایویند و تمام خانواده‌ش رو کُشتم

184
00:14:07,972 --> 00:14:10,850
‫بهرحال، من یه وایکینگم

185
00:14:10,891 --> 00:14:12,768
‫مسئله‌ی شرافت بود

186
00:14:13,352 --> 00:14:15,104
‫فلوکی رویاپرداز بود

187
00:14:15,104 --> 00:14:19,567
‫وقتی تو و ایویند رویاش رو نابود کردین،
‫حتما روحیه‌ش داغون شد

188
00:14:19,608 --> 00:14:23,070
‫ولی بازم، نمی‌تونم راحت قبول کنم
‫که فلوکی گذاشت رفت

189
00:14:24,071 --> 00:14:26,073
‫حتما یکی اونو کُشته و جسدش رو پنهان کرده

190
00:14:27,950 --> 00:14:29,618
‫شاید تو کُشتیش کتیل؟

191
00:14:30,953 --> 00:14:32,538
‫نه بیورن

192
00:14:32,580 --> 00:14:34,999
‫شاید با هم درگیر شدین و...

193
00:14:34,999 --> 00:14:36,292
‫تو بهش ضربه زدی

194
00:14:36,292 --> 00:14:40,796
‫نه بیورن. من هیچ ربطی
‫به ناپدید شدن فلوکی نداشتم،

195
00:14:40,796 --> 00:14:42,882
‫به حلقه‌ی مقدسم قسم می‌خورم

196
00:14:43,841 --> 00:14:47,970
‫بهتره به درگاه خدایان دعا کنی که فلوکی
‫یه روز برگرده تا داستانت رو تایید کنه

197
00:14:49,638 --> 00:14:51,140
‫چون تا اون روز،

198
00:14:51,140 --> 00:14:54,894
‫تو، مردی که می‌تونه کُل یه خانواده رو بُکشه،

199
00:14:54,935 --> 00:14:57,980
‫برای همیشه از نظرم متهم به قتل اونی!

200
00:15:25,674 --> 00:15:28,844
‫همه باید روزی بمیریم

201
00:15:30,721 --> 00:15:32,765
‫حتی تو بیورن رویین‌تن

202
00:15:34,183 --> 00:15:35,434
‫حتی تو

203
00:15:57,247 --> 00:15:58,666
‫بذار بیام بیرون!

204
00:15:58,666 --> 00:15:59,750
‫بذار بیام بیرون!

205
00:15:59,750 --> 00:16:01,001
‫بذار بیام بیرون!

206
00:16:03,754 --> 00:16:05,422
‫خواهش میکنم، خواهش میکنم!

207
00:16:07,257 --> 00:16:08,467
‫خواهش میکنم

208
00:16:49,466 --> 00:16:50,634
‫ایتسرک کجاست؟

209
00:16:55,347 --> 00:16:56,765
‫پس بهتره بریم پیداش کنیم

210
00:16:58,642 --> 00:17:00,936
‫- برین و پیداش کنین!
‫- بله اوبه

211
00:17:14,366 --> 00:17:15,784
‫سگ‌های تنبل

212
00:17:15,826 --> 00:17:17,369
‫این چیه؟

213
00:17:38,515 --> 00:17:41,226
‫چرا ایتسرک؟ چرا؟

214
00:17:41,268 --> 00:17:42,561
‫من...

215
00:17:43,645 --> 00:17:45,481
‫سعی کردم بهت فرصتی بدم

216
00:17:49,485 --> 00:17:51,653
‫فکر نمیکنم قصد داشته که ناامیدت کنه

217
00:17:51,695 --> 00:17:52,780
‫دست خودش نیست

218
00:17:55,908 --> 00:17:57,451
‫باید بدون اون برین

219
00:17:58,660 --> 00:18:00,746
‫از بین خودتون رهبری انتخاب کنین

220
00:18:00,746 --> 00:18:03,248
‫یادتون باشه که ماموریتتون برای ما حیاتیه

221
00:18:03,248 --> 00:18:05,292
‫باشد که خدایان در طول جاده‌ی ابریشم
‫همراهتون باشن

222
00:18:06,794 --> 00:18:08,879
‫نه، نه

223
00:18:15,094 --> 00:18:18,347
‫اوبه، ‌زیاد بهش سخت نگیر

224
00:18:22,392 --> 00:18:24,937
‫سعی کردم، ولی نتونستم. نتونستم

225
00:18:25,729 --> 00:18:27,356
‫نمی‌تونی اینو ببینی؟

226
00:18:27,397 --> 00:18:28,857
‫سعی کردم، نتونستم

227
00:18:28,899 --> 00:18:30,526
‫- دوستت دارم برادر
‫- منم همینطور

228
00:18:30,567 --> 00:18:32,611
‫همیشه دوستت دارم و خواهم داشت

229
00:18:33,570 --> 00:18:36,740
‫ولی الان برای دومین بار تو زندگیت
‫بهم خیانت کردی

230
00:18:41,495 --> 00:18:44,456
‫خودت رو ببین. خودت رو ببین

231
00:18:47,543 --> 00:18:48,627
‫بلند شو!

232
00:18:49,837 --> 00:18:51,421
‫وایسا!

233
00:18:51,421 --> 00:18:53,340
‫متاسفم اوبه

234
00:18:53,340 --> 00:18:55,884
‫- متاسفم
‫- نه. خیلی دیره

235
00:18:58,720 --> 00:19:00,013
‫دیگه نمیخوام ببینمت

236
00:19:00,013 --> 00:19:01,890
‫و دیگه حرفی ندارم بهت بگم

237
00:19:21,952 --> 00:19:23,162
‫ایتسرک

238
00:19:33,755 --> 00:19:36,550
‫ایتسرک!

239
00:19:40,512 --> 00:19:41,638
‫ایتسرک!

240
00:19:48,312 --> 00:19:49,980
‫اینجایم برادر!

241
00:19:50,772 --> 00:19:53,567
‫ایتسرک عزیز و دلبندم!

242
00:19:55,569 --> 00:19:57,529
‫این درست نیست که تو از کشتی پریدی،

243
00:19:57,571 --> 00:19:59,948
‫نه بخاطر اینکه منو دوست داشتی،

244
00:19:59,948 --> 00:20:04,453
‫بلکه بخاطر اینکه نزدیک من باشی تا منو بُکشی؟

245
00:20:24,848 --> 00:20:28,393
‫فکر میکنی این سرنوشت توئه

246
00:20:28,393 --> 00:20:30,854
‫من سرنوشتت رو میدونم برادر

247
00:20:32,064 --> 00:20:35,567
‫سرنوشتت اینه که من بُکشمت

248
00:20:35,567 --> 00:20:38,862
‫خواهش میکنم، تنهام بذار! خواهش میکنم!

249
00:20:38,862 --> 00:20:43,575
‫نه نه نه نه. هیچوقت تنهات نمیذارم

250
00:21:14,231 --> 00:21:15,732
‫داشتی خواب می‌دیدی

251
00:21:23,615 --> 00:21:24,950
‫چی شده؟

252
00:21:24,950 --> 00:21:27,077
‫واقعیت داره؟

253
00:21:27,077 --> 00:21:30,289
‫واقعا تمام زمین و آسمون مال منه؟

254
00:21:37,587 --> 00:21:40,507
‫بله. همش مال توئه

255
00:21:41,633 --> 00:21:43,885
‫و یه روز ایگور، حرفم رو باور میکنی

256
00:21:49,850 --> 00:21:51,935
‫شاهزاده اولگ میخوان باهاتون صحبت کنن

257
00:22:09,119 --> 00:22:10,495
‫می‌خواستین منو ببینین

258
00:22:10,871 --> 00:22:11,913
‫بله

259
00:22:13,540 --> 00:22:15,876
‫می‌خواستم بهت بگم که دستور،

260
00:22:15,876 --> 00:22:18,003
‫حرکت فوری ارتشی بزرگ رو دادم،

261
00:22:18,045 --> 00:22:21,131
‫و جمع‌آوری و ساخت ناوگانی بزرگ،

262
00:22:21,173 --> 00:22:23,675
‫برای حمله به اسکاندیناوی

263
00:22:23,717 --> 00:22:25,552
‫وقتش بالاخره رسید

264
00:22:26,553 --> 00:22:28,597
‫خیلی از شنیدن این خبر خوشحالم

265
00:22:28,597 --> 00:22:30,057
‫می‌تونی خیلی به دردم بخوری

266
00:22:30,098 --> 00:22:33,185
‫تو پسر رگنار لاثبروک هستی

267
00:22:33,185 --> 00:22:35,979
‫هیچکس نمی‌تونه مشروعیتت رو زیر سوال ببره،

268
00:22:36,021 --> 00:22:38,648
‫وقتی تو رو روی تخت شاهی اونجا بذارم

269
00:22:40,984 --> 00:22:43,820
‫پس قراره حاکم دست‌آموزت باشم، ها؟

270
00:22:46,073 --> 00:22:49,284
‫سر به سر من نذار آیوار بی‌استخون

271
00:22:49,868 --> 00:22:52,871
‫دارم خیلی بیشتر از ارزشت بهت پیشنهاد میدم

272
00:22:53,997 --> 00:22:55,540
‫می‌تونی به کشورها حکمرانی کنی

273
00:22:56,166 --> 00:22:59,544
‫مگه برا کسی مهمه که من
‫همه چی رو کنترل کنم؟

274
00:22:59,586 --> 00:23:02,089
‫تو شاه میشی! تو مشهور میشی!

275
00:23:04,132 --> 00:23:06,259
‫این چیزی نیست که شما وایکینگ‌ها دوست دارین؟

276
00:23:12,057 --> 00:23:13,266
‫یه چیزی رو فراموش کردی

277
00:23:13,809 --> 00:23:14,893
‫چی؟

278
00:23:15,977 --> 00:23:17,312
‫من یه خدا هستم

279
00:23:18,188 --> 00:23:19,356
‫فرزند اودین

280
00:23:19,356 --> 00:23:20,482
‫تو یه خدا نیستی!

281
00:23:21,316 --> 00:23:24,569
‫تو خدا نیستی، و زن بی‌وفای من
‫هم معصوم نبود! یه عوضی بود!

282
00:23:25,987 --> 00:23:28,031
‫بهت گفتم می‌تونی بدردبخور باشی

283
00:23:28,115 --> 00:23:29,324
‫این باید برات کافی باشه!

284
00:23:29,741 --> 00:23:31,451
‫ولی دیگه به من خیانت نکن،

285
00:23:32,244 --> 00:23:35,705
‫وگرنه بدن بی‌استخونت رو
‫میذارم تو اون تابوت کنار زنم!

286
00:23:45,340 --> 00:23:46,716
وای عزیزم

287
00:23:50,679 --> 00:23:52,305
عزیزم، من رو ببخش

288
00:24:04,734 --> 00:24:07,529
اینقدر همه چیز رو جدی نگیر، آیوار

289
00:24:08,864 --> 00:24:13,368
ما روس‌ها خیلی احساساتی و عاشق‌پیشه هستیم

290
00:24:14,161 --> 00:24:16,288
بعضی وقتا از حال خودمون خارج میشیم، می‌فهمی؟

291
00:24:20,709 --> 00:24:22,794
...ولی از صمیم قلب معتقدم

292
00:24:24,963 --> 00:24:26,465
که تو از نسل اودین هستی

293
00:24:28,592 --> 00:24:30,802
و البته، این باعث حسادتم میشه

294
00:24:35,140 --> 00:24:37,017
و باعث میشه دوستت داشته باشم

295
00:24:59,539 --> 00:25:03,376
‫ساعت‌هاست که اینجا نشستم

296
00:25:05,462 --> 00:25:07,380
‫یا شاید روزهاست

297
00:25:07,797 --> 00:25:10,175
‫داشتم درباره‌ی حماسه‌ها تفکر می‌کردم،

298
00:25:11,218 --> 00:25:14,554
‫داستان‌های باستانی، تاریخ مردمانمون

299
00:25:16,181 --> 00:25:23,688
‫مخصوصاً درباره‌ی جنگ‌های
‫کوچک بی‌پایان فکر می‌کردم،

300
00:25:23,855 --> 00:25:29,778
‫مابین قلمروهای مختلف نروژ عزیزمون

301
00:25:31,154 --> 00:25:34,491
‫و از نظر من، این جنگ‌های...

302
00:25:35,617 --> 00:25:39,704
‫بی‌پایان بی‌ثمر، چرند هستن،

303
00:25:41,540 --> 00:25:45,627
‫و هیچ ثمری برای بالا بردن منافع مردممون ندارن

304
00:25:46,836 --> 00:25:48,588
‫من رو ببخشید،

305
00:25:48,588 --> 00:25:51,841
‫ولی شما هم به اندازه‌ی هر حاکم دیگه‌ای،

306
00:25:51,841 --> 00:25:54,886
‫در تحریک و شروع این جنگ‌های کوچک،

307
00:25:56,471 --> 00:25:58,265
‫برای مصلحت خودتون، مقصرین

308
00:25:58,932 --> 00:26:00,725
‫ببینین اینجا چیکار کردین

309
00:26:02,477 --> 00:26:03,895
‫حقیقت رو میگی

310
00:26:05,146 --> 00:26:07,440
‫ولی گاهی، حقیقت واقعی،

311
00:26:08,108 --> 00:26:10,485
‫از هممون مخفی شده،

312
00:26:10,485 --> 00:26:13,446
‫ماورای رویدادهای زمان و مکان،

313
00:26:14,406 --> 00:26:16,992
‫و باید آشکار بشه

314
00:26:16,992 --> 00:26:21,621
‫و خدایان، با خرد بی‌پایان خودشون،

315
00:26:21,621 --> 00:26:25,458
‫اونو برای من آشکار کردن

316
00:26:30,005 --> 00:26:35,218
‫خب، براتون مقدوره که توضیح بدین
‫خدایان چی براتون آشکار کردن؟

317
00:26:35,677 --> 00:26:39,306
‫وقتشه که راه‌های قدیمی رفتارمون رو تغییر بدیم،

318
00:26:39,306 --> 00:26:41,516
‫راه‌های قدیمی تفکرمون

319
00:26:41,516 --> 00:26:44,686
‫وقت تولد دوباره‌ست!

320
00:26:45,687 --> 00:26:47,397
‫برای شروعی تازه!

321
00:26:47,397 --> 00:26:50,567
‫وقتشه که پادشاهی برای تمام نروژ انتخاب کنیم!

322
00:26:50,984 --> 00:26:54,779
‫شاهی که بتونه مردم رو متحد کنه،

323
00:26:54,779 --> 00:27:01,119
‫کسی که مردم بتونن بهش اتکا کنن و احترام بذارن

324
00:27:04,080 --> 00:27:07,000
‫و چه کسی بهتر از تو،

325
00:27:08,793 --> 00:27:10,837
‫بیورن رویین‌تن،

326
00:27:11,421 --> 00:27:15,133
‫پسر بزرگ رگنار لاثبروک،

327
00:27:15,133 --> 00:27:18,011
‫کسی که الان در دست راست اودین نشسته،

328
00:27:18,011 --> 00:27:20,847
‫در تالارهای اسیر؟

329
00:27:20,889 --> 00:27:24,851
‫کدوم شاهی بهتر از شما برای فرماندهی بهتره،

330
00:27:24,851 --> 00:27:30,231
‫کشور ضعیف و شکسته و
‫از هم پاشیده توسط جنگ ما هست؟

331
00:27:34,277 --> 00:27:37,697
‫البته، تمام شاه‌ها، ملکه‌ها، یارل‌ها،

332
00:27:37,739 --> 00:27:39,616
‫و ارل‌های کوچک باید فرا خونده بشن،

333
00:27:39,616 --> 00:27:42,869
‫تا این نقشه رو تایید کنن.
‫ولی همین‌که اینکارو کنن،

334
00:27:43,953 --> 00:27:48,208
‫بهتون قسم میخورم،

335
00:27:48,249 --> 00:27:52,087
‫تمام قلمروهام، تمام قدرتم،

336
00:27:52,128 --> 00:27:53,505
‫رو به ناجی جدید،

337
00:27:53,755 --> 00:27:54,756
‫ببخشم

338
00:27:54,881 --> 00:27:58,510
‫پس، برین و به نقشه‌ی من فکر کنین

339
00:27:58,510 --> 00:28:02,180
‫جفتتون آزادین که اینکارو بکنین

340
00:28:02,180 --> 00:28:05,642
‫ولی برای اعلام نظرتون زیاد طولش ندین

341
00:28:05,642 --> 00:28:07,644
‫چیزهای خیلی زیادی بهش بستگی داره

342
00:30:06,846 --> 00:30:08,640
‫دارن میان! سلاح بردارین!

343
00:30:08,681 --> 00:30:11,434
‫سریع! همه خودشون رو مسلح کنن!

344
00:30:58,273 --> 00:30:59,274
‫بیا اینجا

345
00:31:08,658 --> 00:31:09,742
‫ایست

346
00:31:13,037 --> 00:31:14,414
‫کجا هستن؟

347
00:31:14,414 --> 00:31:17,000
‫اون پسرا خبرشون کردن.
‫شاید همشون فرار کردن

348
00:31:17,000 --> 00:31:19,168
‫انبارشون! بازش کنین!

349
00:31:31,639 --> 00:31:33,224
‫دیوار سپری!

350
00:31:37,353 --> 00:31:39,439
‫انبار! حمله!

351
00:31:40,607 --> 00:31:44,110
‫جمع بشین! با من! جمع بشین!

352
00:31:56,706 --> 00:32:00,001
‫- سر موقعیتتون!
‫- به پیش! پناه بگیرین!

353
00:32:00,001 --> 00:32:03,087
‫- سپرها بالا!
‫- پناه بگیرین! پناه بگیرین!

354
00:32:06,132 --> 00:32:07,133
‫بجنبین!

355
00:32:26,527 --> 00:32:28,905
‫همگی! افراد! بیاین!

356
00:32:30,073 --> 00:32:31,699
‫جمع بشین! جمع بشین!

357
00:32:40,875 --> 00:32:42,669
‫زنان جنگجو! بجنگین!

358
00:32:43,920 --> 00:32:47,799
‫چیزی برای ترسیدن نیست،

359
00:32:47,840 --> 00:32:51,552
‫چه از راهزن‌ها، چه از مرگ!

360
00:33:16,619 --> 00:33:18,538
‫بیاین بریم!

361
00:33:18,538 --> 00:33:25,503
‫حمله رو متوقف کنین! بیاین بریم!

362
00:33:25,586 --> 00:33:26,671
‫بیاین بریم!

363
00:33:45,440 --> 00:33:47,191
‫لاگرتا! منو ببین!

364
00:33:51,571 --> 00:33:53,031
‫منو ببین!

365
00:33:55,450 --> 00:33:57,201
‫هالی! نه! برگرد!

366
00:33:58,244 --> 00:33:59,620
‫برگرد!

367
00:34:05,835 --> 00:34:08,796
‫نه! هالی!

368
00:34:08,796 --> 00:34:10,298
‫هالی!

369
00:34:33,446 --> 00:34:35,198
‫سلام لاگرتا

370
00:34:37,283 --> 00:34:39,160
‫هالی بیچاره

371
00:34:39,160 --> 00:34:41,370
‫نمیدونم تونستم کمکی بکنم یا نه

372
00:34:41,412 --> 00:34:43,289
‫متاسفم

373
00:34:43,414 --> 00:34:45,625
‫نباید برای چیزی متاسفم باشی

374
00:34:45,625 --> 00:34:47,668
‫خیلی شجاع بودی

375
00:34:48,419 --> 00:34:49,545
‫واقعا؟

376
00:34:50,046 --> 00:34:51,214
‫مطمئن نبودم

377
00:34:52,381 --> 00:34:54,300
‫دارم می‌میرم لاگرتا؟

378
00:34:56,344 --> 00:34:58,137
‫تو از شجاع هم شجاع‌تر بودی

379
00:34:59,639 --> 00:35:03,976
‫تو داری می‌میری هالی،
‫ولی خدایان اینجا هستن

380
00:35:05,394 --> 00:35:07,063
‫اودین اینجاست

381
00:35:07,814 --> 00:35:09,899
‫دید که چقدر شجاع بودی

382
00:35:09,899 --> 00:35:11,567
‫امیدوارم

383
00:35:11,734 --> 00:35:15,404
‫دارم حقیقت رو بهت میگم.
‫حرفم رو باور میکنی، مگه نه؟

384
00:35:19,075 --> 00:35:21,869
‫اودین تو رو میبره به والهالا

385
00:35:24,080 --> 00:35:27,375
‫تو در کنار همه‌ی جنگجویان بزرگ خواهی بود،

386
00:35:27,416 --> 00:35:29,418
‫و در کنار قهرمان‌های زمان ما

387
00:35:31,963 --> 00:35:35,133
‫تو شخص خاصی خواهی بود

388
00:35:35,174 --> 00:35:38,386
‫تو خاص خواهی بود، چون پدرت...

389
00:35:38,427 --> 00:35:40,012
‫بیورن رویین‌تن هست

390
00:35:40,054 --> 00:35:43,432
‫و چون اینقدر شجاع بودی،

391
00:35:47,228 --> 00:35:51,566
‫در تالارهای بزرگ اسیر خواهی نشست

392
00:35:53,317 --> 00:35:54,485
‫هالی؟

393
00:37:30,248 --> 00:37:31,249
‫دیر!

394
00:37:32,792 --> 00:37:33,793
‫دیر

395
00:37:36,921 --> 00:37:38,297
‫یه چیزی برات آوردم

396
00:37:51,102 --> 00:37:53,354
‫نمی‌تونیم بذاریم الان بمیری

397
00:37:54,355 --> 00:37:57,483
‫نه. نه وقتی که...

398
00:37:57,525 --> 00:37:59,443
‫یه روزی شاید دوباره آزاد بشی

399
00:38:03,906 --> 00:38:05,074
‫آزاد؟

400
00:38:06,951 --> 00:38:08,119
‫میخوام آزاد بشم

401
00:38:08,953 --> 00:38:12,164
‫جدی میگی آیوار؟ ها؟

402
00:38:12,164 --> 00:38:14,875
‫میدونی، قبلاً بهم "فلج" می‌گفتی

403
00:38:15,876 --> 00:38:17,211
‫خدا منو ببخشه!

404
00:38:19,797 --> 00:38:21,173
‫آخرین شانس منه

405
00:38:23,050 --> 00:38:24,885
‫من مریضم. خیلی مریضم

406
00:38:24,927 --> 00:38:26,637
‫این زمستون رو دووم نمیارم

407
00:38:26,637 --> 00:38:27,638
‫میدونم

408
00:38:31,017 --> 00:38:33,602
‫پس منظورت چی بود، ها؟

409
00:38:33,644 --> 00:38:36,814
‫که گفتی یه روز شاید آزاد بشم، ها؟

410
00:38:36,814 --> 00:38:39,150
‫اگه تو... اگه کمکم کنی،

411
00:38:39,191 --> 00:38:41,319
‫میتونم هر چیزی که بخوای بهت بدم

412
00:38:43,154 --> 00:38:44,864
‫همه چیز؟

413
00:38:44,864 --> 00:38:46,991
‫همه چیز و هر چیزی!

414
00:38:47,033 --> 00:38:49,493
‫اونقدر پولدار که کسی باورش نشه!

415
00:38:49,910 --> 00:38:53,831
‫و برده! زن! صدها و هزاران برده

416
00:38:55,124 --> 00:38:57,084
‫صدها زن!

417
00:38:57,084 --> 00:38:59,378
‫همه جا قلعه داشته باشی

418
00:39:01,964 --> 00:39:04,300
‫قلعه‌ها زیاد برام مهم نیستن

419
00:39:10,931 --> 00:39:14,018
‫فقط میخوام شانس براندازی
‫شاهزاده اولگ رو داشته باشم

420
00:39:24,195 --> 00:39:25,321
‫چیه؟

421
00:39:28,032 --> 00:39:29,283
‫یه خوابی دیدم

422
00:39:29,283 --> 00:39:32,328
‫و تو خوابم، روستایی رو دیدم
‫که همه در حال سوختن بودن

423
00:39:32,328 --> 00:39:34,246
‫دیدم که زنان داشتن می‌مردن

424
00:39:34,288 --> 00:39:36,123
‫یه تیر یه پسر کوچیک رو سوراخ کرد

425
00:39:36,165 --> 00:39:37,500
‫بالای یه درخت

426
00:39:38,918 --> 00:39:40,211
‫فکر میکنی معنیش چیه؟

427
00:39:42,922 --> 00:39:44,090
‫نمیدونم

428
00:39:44,090 --> 00:39:45,466
‫حتماً باید یه حدسی بزنی

429
00:39:47,093 --> 00:39:48,344
‫فکر میکنم شاید...

430
00:39:49,845 --> 00:39:51,347
‫شاید روستای لاگرتا باشه

431
00:39:52,139 --> 00:39:53,349
‫لاگرتا؟

432
00:39:54,266 --> 00:39:55,393
‫منظورت اینه بهش حمله شده؟

433
00:39:55,393 --> 00:39:58,354
‫تو تا حالا اصلاً به روستای لاگرتا نرفتی گانهیلد

434
00:39:58,354 --> 00:39:59,814
‫نه

435
00:40:00,773 --> 00:40:02,108
‫ولی حسش رو داشتم

436
00:40:03,192 --> 00:40:05,027
‫بچه‌های من اونجا هستن!

437
00:40:05,027 --> 00:40:07,029
‫و چرا من چیزی ندیدم یا حس نکردم؟

438
00:40:07,029 --> 00:40:08,697
‫نمیدونم توروی

439
00:40:08,697 --> 00:40:10,491
‫حس میکنم باید برم اونجا و بفهمم

440
00:40:10,491 --> 00:40:13,285
‫تو حامله‌ای. بچه‌ی بیورن رو

441
00:40:13,285 --> 00:40:14,537
‫راه درازیه

442
00:40:14,537 --> 00:40:15,996
‫برام مهم نیست

443
00:40:17,123 --> 00:40:18,999
‫- پس من باید باهات بیام
‫- نه

444
00:40:18,999 --> 00:40:20,584
‫نه، میخوام که اینجا باشی

445
00:40:20,584 --> 00:40:23,003
‫کسی رو می‌فرستم که حقیقت رو بفهمه

446
00:40:24,672 --> 00:40:26,799
‫مطمئنم روستای لاگرتا نیست

447
00:40:27,508 --> 00:40:28,509
‫وگرنه خبرش بهم می‌رسید

448
00:40:28,509 --> 00:40:29,718
‫من میرم

449
00:40:29,760 --> 00:40:31,554
‫باور کن، منم دوست دارم برم

450
00:40:31,554 --> 00:40:34,557
‫ولی نمی‌تونم کتگات رو برای فرصت‌طلبان خالی کنم

451
00:40:34,557 --> 00:40:36,142
‫باید مسئولیت‌پذیر باشم

452
00:40:36,142 --> 00:40:39,228
‫اینجا بواسطه‌ی مسئولیت گیر افتادم

453
00:40:39,270 --> 00:40:41,021
‫و بعنوان زنم، تو هم افتادی

454
00:40:42,064 --> 00:40:43,482
‫همینه که هست

455
00:40:53,117 --> 00:40:54,493
‫در سوگ مُرده‌هامون نشستیم،

456
00:40:56,203 --> 00:40:57,538
‫و تکریمشون میکنیم،

457
00:40:59,331 --> 00:41:02,751
‫و دعا میکنیم که تا رگناروک نزد خدایان باشن

458
00:41:06,255 --> 00:41:10,509
‫ولی ما زنده‌ها باید مطمئن بشیم
‫که مرگ اون‌ها بیهوده نبوده باشه

459
00:41:12,511 --> 00:41:16,307
‫راهزن‌هایی که بهمون حمله کردن و اونارو کشتن،

460
00:41:16,307 --> 00:41:18,267
‫به چیزی که می‌خواستن نرسیدن

461
00:41:19,268 --> 00:41:23,272
‫نتونستن غله یا احشام ما رو بدزدن،

462
00:41:23,314 --> 00:41:25,566
‫که یعنی اونا برمی‌گردن

463
00:41:25,608 --> 00:41:27,610
‫و فکر میکنم به زودی برمی‌گردن

464
00:41:28,694 --> 00:41:29,862
‫ما یه انتخاب داریم

465
00:41:31,697 --> 00:41:34,283
‫می‌تونیم روستا و مُرده‌هامون رو ترک کنیم

466
00:41:35,367 --> 00:41:40,164
‫می‌تونیم غله و احشاممون رو رها کنیم،
‫و بریم و تو دشت‌ها مخفی بشیم،

467
00:41:40,206 --> 00:41:42,291
‫و دعا کنیم که راهزن‌ها پیدامون نکنن

468
00:41:44,251 --> 00:41:45,586
‫یا می‌تونیم بمونیم

469
00:41:48,005 --> 00:41:51,592
‫می‌تونیم قاصدهایی به روستاها برای کمک بفرستیم

470
00:41:52,968 --> 00:41:56,138
‫و می‌تونیم دوباره برای جنگیدن،

471
00:41:56,180 --> 00:41:58,849
‫و دفاع از چیزی که مال ماست آماده بشیم

472
00:42:01,602 --> 00:42:03,771
‫من نمیخوام برادرم رو ترک کنم

473
00:42:06,190 --> 00:42:07,816
‫من پسرم رو از دست دادم

474
00:42:08,859 --> 00:42:10,778
‫اگه میخواین همتون می‌تونین برین،

475
00:42:11,529 --> 00:42:13,822
‫ولی من می‌مونم و از مُرده‌ها دفاع میکنم

476
00:42:14,865 --> 00:42:16,325
‫هممون می‌مونیم

477
00:42:17,326 --> 00:42:20,371
‫مگه یه جنگجو تو حمله‌ها پنهان میشه،

478
00:42:20,371 --> 00:42:22,540
‫چون از مرگ می‌ترسه؟

479
00:42:24,041 --> 00:42:25,626
‫هیچکدوم از ما نمی‌ترسیم

480
00:42:26,502 --> 00:42:28,170
‫هالی نمی‌ترسید

481
00:42:29,421 --> 00:42:31,549
‫هممون باید بمونیم و بجنگیم

482
00:42:34,301 --> 00:42:35,719
‫هالی نمی‌ترسید

483
00:42:36,428 --> 00:42:37,972
‫بخاطر هممون مُرد

484
00:42:42,268 --> 00:42:44,186
‫پس هممون اینجا می‌مونیم

485
00:42:45,688 --> 00:42:47,773
‫حتی اگه لازم باشه براشون بمیریم

486
00:42:53,112 --> 00:42:54,321
‫گانهیلد!

487
00:42:55,072 --> 00:42:56,532
‫وایسا گانهیلد!

488
00:42:56,532 --> 00:42:57,741
‫گانهیلد!

489
00:42:59,577 --> 00:43:01,579
‫هنوزم فکر میکنم باید باهات بیام

490
00:43:01,579 --> 00:43:03,038
‫مطمئنم اوبه درست میگه

491
00:43:03,038 --> 00:43:05,165
‫اونجا روستای لاگرتا نیست

492
00:43:05,165 --> 00:43:07,876
‫- فقط میخوام...
‫- اینارو به هالی و آسا بده

493
00:43:10,421 --> 00:43:11,880
‫بهشون بگو دوستشون دارم

494
00:43:13,299 --> 00:43:14,508
‫البته که میگم

495
00:43:15,467 --> 00:43:16,885
‫حالا باید بریم

496
00:43:33,611 --> 00:43:34,778
‫خب؟

497
00:43:35,863 --> 00:43:37,489
‫با نقشه‌ت موافقیم

498
00:43:38,616 --> 00:43:39,992
‫به همه‌ی شاه‌ها...

499
00:43:40,034 --> 00:43:43,037
‫و یارل‌ها پیام بفرستین که اینجا جمع بشن

500
00:43:43,037 --> 00:43:46,290
‫تا بیورن رویین‌تن رو بعنوان
‫شاه تمام نروژ انتخاب کنن!

501
00:43:46,290 --> 00:43:47,666
‫از قبل فرستادم
