﻿1
00:01:19,412 --> 00:01:20,288
‫لاگرتا

2
00:01:23,083 --> 00:01:24,250
‫کی کُشتش؟

3
00:01:24,292 --> 00:01:25,710
‫هیچکس نمیدونه لُرد اوبه

4
00:01:25,752 --> 00:01:27,712
‫اینجا چیکار میکرد؟

5
00:01:27,754 --> 00:01:29,255
‫تنهای تنها؟

6
00:01:31,549 --> 00:01:32,342
‫لاگرتای بیچاره

7
00:01:32,425 --> 00:01:34,302
‫گانهیلد کجاست؟

8
00:01:36,763 --> 00:01:38,306
بچه‌هام کجان؟ خواب گانهیلد درست بود؟

9
00:01:39,140 --> 00:01:40,517
معلوم نیست

10
00:01:40,558 --> 00:01:42,352
‫نه نه! باید برم. باید بفهمم

11
00:01:45,146 --> 00:01:46,272
‫برو و کمکش کن

12
00:01:50,360 --> 00:01:53,446
‫برادرم کجاست، همم؟

13
00:01:53,488 --> 00:01:54,614
‫ایتسرک کجاست؟

14
00:01:56,574 --> 00:01:57,951
‫برو و پیداش کن

15
00:01:57,992 --> 00:01:59,577
‫بله، لُرد اوبه

16
00:01:59,619 --> 00:02:00,578
‫بهش نیاز دارم

17
00:02:14,592 --> 00:02:15,844
‫تو مادرم رو کُشتی

18
00:02:20,223 --> 00:02:22,517
‫ولی من هنوز می‌تونم برای لاگرتا،
‫زن جنگجو اشک بریزم

19
00:02:30,942 --> 00:02:31,985
‫چیه؟

20
00:02:37,615 --> 00:02:39,033
‫باید بریم کتگات

21
00:02:53,673 --> 00:02:55,175
‫باید برم کتگات

22
00:03:35,632 --> 00:03:39,636
‫نمی‌تونیم ایتسرک رو پیدا کنیم ‫بنظر نمی‌رسه تو کتگات باشه

23
00:03:41,930 --> 00:03:43,014
‫بازم بگرد

24
00:03:47,268 --> 00:03:48,436
‫پیداش میکنم

25
00:04:03,284 --> 00:04:05,286
‫توروی بهم گفت که تو عاشق بیورنی

26
00:04:07,872 --> 00:04:08,873
‫شاید باشم

27
00:04:10,625 --> 00:04:13,670
‫امیدوارم این به این معنا نباشه
‫که دوست داری ملکه گانهیلد بیمار باشه؟

28
00:04:13,711 --> 00:04:14,754
‫البته که نه

29
00:04:15,755 --> 00:04:17,298
‫بهش احترام می‌ذارم

30
00:04:17,340 --> 00:04:19,717
‫میخوام در امان و سلامت باشه

31
00:04:19,759 --> 00:04:21,302
‫اون بچه‌ی بیورن رو حامله‌ست

32
00:04:22,762 --> 00:04:24,681
‫بچه‌ی مردی که دوستش دارم رو حامله‌ست

33
00:04:53,793 --> 00:04:55,128
‫ایتسرک کجاست؟

34
00:04:57,171 --> 00:04:59,132
‫نمیدونم

35
00:05:05,346 --> 00:05:06,556
‫نمیدونم

36
00:05:07,890 --> 00:05:10,977
‫امروز اصلاً ندیدمش

37
00:05:21,571 --> 00:05:23,948
‫شاه هارالد

38
00:05:23,990 --> 00:05:28,703
‫اگر خدایان لایق بدونن، تمام خدمت
‫و وفاداریم رو به شما عرضه می‌دارم

39
00:05:28,745 --> 00:05:30,913
‫ازت ممنون شاه هاکون

40
00:05:30,955 --> 00:05:32,957
‫باشد که نروژ و مردم ما کامیاب شوند

41
00:05:37,962 --> 00:05:40,006
‫قول‌های زیادی دادی

42
00:05:40,048 --> 00:05:41,841
‫حتمآً بهشون عمل میکنی

43
00:05:50,350 --> 00:05:53,519
‫شاه اولاف عزیزم

44
00:05:53,561 --> 00:05:56,481
‫گمونم اومدی تا وفاداریت رو اعلام کنی

45
00:05:56,522 --> 00:05:58,775
‫به خوبی انجام نشد

46
00:05:58,816 --> 00:06:00,526
‫اونطور که ترتیب دادی نشد

47
00:06:01,402 --> 00:06:02,987
‫بازم، الان پادشاهم

48
00:06:05,156 --> 00:06:06,824
‫پادشاه نروژ

49
00:06:06,866 --> 00:06:09,077
‫و تو باید ازم تبعیت کنی

50
00:06:10,203 --> 00:06:11,621
‫نمی‌تونم

51
00:06:14,707 --> 00:06:19,253
‫چی برات اینقدر سخته پیرمرد؟

52
00:06:22,799 --> 00:06:24,258
‫یه رای‌گیری عادلانه بود

53
00:06:25,843 --> 00:06:27,387
‫من بُردم

54
00:06:27,428 --> 00:06:31,766
‫من می‌خواستم بیورن اولین شاه نروژ بشه

55
00:06:33,810 --> 00:06:35,645
‫خیلیای دیگه بودن که چیز دیگه می‌خواستن

56
00:06:36,562 --> 00:06:38,815
‫بیورن رو نمی‌خواستن

57
00:06:38,856 --> 00:06:42,819
می‌دونستن اگه به بیورن رای بدن چی میشه

58
00:06:42,860 --> 00:06:48,783
‫اونا کسی رو می‌خواستن
‫که نماینده‌ی مردم عادی باشه

59
00:06:48,825 --> 00:06:52,328
‫و برا همین به من رای دادن...

60
00:06:53,871 --> 00:06:55,623
‫ولی تو هنوزم قبولش نمی‌کنی

61
00:06:57,083 --> 00:06:58,668
‫نه

62
00:06:58,751 --> 00:07:00,586
‫قبولش نمی‌کنم

63
00:07:01,462 --> 00:07:03,589
‫این یه سوگ‌نامه‌ست

64
00:07:10,680 --> 00:07:13,683
‫باید کاری که باهام کردی رو باهات بکنم اولاف

65
00:07:21,149 --> 00:07:26,612
‫باید بندازمت زندان تا پی به اشتباهاتت ببری

66
00:07:28,322 --> 00:07:32,869
‫یا تا زمان مرگت. برام فرقی نداره

67
00:07:32,910 --> 00:07:35,037
!ولم کنین

68
00:07:35,079 --> 00:07:40,710
‫با پای خودم به سمت ابدیت میرم

69
00:07:40,793 --> 00:07:41,711
‫

70
00:08:13,951 --> 00:08:17,538
‫پس، همیشه حقیقت داشت که مرگ رگنار،

71
00:08:17,580 --> 00:08:19,499
‫بلاهایی میاره که قابل تصور نیست

72
00:08:20,541 --> 00:08:22,168
‫من فقط چیزهایی می‌بینم

73
00:08:23,336 --> 00:08:25,463
‫نمی‌سازمشون

74
00:08:25,505 --> 00:08:31,511
‫من درحالیکه درون این زمین سرد که زیر این دیوارهاست
دراز کشیدم، از قبل عذابشون رو میکشم

75
00:08:33,429 --> 00:08:37,558
‫تو به لاگرتا گفتی که یه پسر رگنار اونو میکُشه

76
00:08:37,600 --> 00:08:40,269
‫من فقط چیزی که می‌بینم رو میگم،

77
00:08:40,311 --> 00:08:45,233
‫و می‌دونم که انسان نمی‌تونه
‫واقعیت زیاد رو بپذیره

78
00:08:49,153 --> 00:08:50,321
‫کار آیوار بود؟

79
00:08:50,363 --> 00:08:52,907
‫آیوار بود...

80
00:08:52,949 --> 00:08:56,160
‫ولی آیوار هم نبود

81
00:08:56,202 --> 00:09:00,122
‫آیوار همزمان هم گناهکاره هم بی‌گناه

82
00:09:00,164 --> 00:09:02,083
‫باید بدونم

83
00:09:02,124 --> 00:09:04,126
‫خواهی دونست

84
00:09:04,168 --> 00:09:07,255
‫و بعد آرزو میکنی که ایکاش نمی‌دونستی

85
00:09:08,589 --> 00:09:10,967
‫مثل هالی...

86
00:09:11,008 --> 00:09:14,554
‫هممون تو راه والهالا هستیم

87
00:09:19,225 --> 00:09:20,393
‫هالی؟

88
00:09:23,771 --> 00:09:24,981
‫نه!

89
00:09:25,982 --> 00:09:27,567
‫نه توروی

90
00:09:27,608 --> 00:09:28,943
‫هالی مُرده

91
00:09:46,752 --> 00:09:47,795
‫بدرود هالی

92
00:09:49,088 --> 00:09:50,298
‫بدرود پسرم

93
00:09:52,633 --> 00:09:55,553
‫خدایان تصمیم گرفتن قبل اینکه آماده بشم
‫تو رو پیش خودشون ببرن

94
00:09:57,179 --> 00:09:59,807
‫ولی حداقل بازم پیش لاگرتا خواهی بود،

95
00:10:00,808 --> 00:10:02,268
‫در تالارهای اسیر

96
00:10:09,525 --> 00:10:10,568
‫هالی شیرینم...

97
00:10:14,655 --> 00:10:18,034
‫تو نمُردی، چون همیشه در قلب‌های ما خواهی بود

98
00:10:22,997 --> 00:10:24,332
‫و ما دوستت داریم

99
00:10:56,822 --> 00:10:57,865
‫توروی

100
00:10:59,700 --> 00:11:00,743
‫زخمی شدی

101
00:11:02,411 --> 00:11:03,829
‫این سوگ نمی‌خواد پایان بپذیره؟

102
00:11:05,039 --> 00:11:07,083
‫لاگرتا؟

103
00:11:07,124 --> 00:11:08,376
‫اون به کتگات رسید

104
00:11:10,711 --> 00:11:11,837
‫ولی بعد یکی کشتش

105
00:11:17,259 --> 00:11:20,137
‫میدونی چرا اینقدر مصرانه
‫می‌خواست به کتگات بره؟

106
00:11:23,015 --> 00:11:27,144
‫میخواست بهت بگه که ما با وایت‌هیر و راهزن‌هاش
‫جنگیدیم و شکستشون دادیم

107
00:11:27,186 --> 00:11:29,689
‫می‌خواست شجاعت پسرت رو بدونی

108
00:11:29,730 --> 00:11:31,273
‫باید خیلی مغرور باشی

109
00:11:40,282 --> 00:11:43,327
‫لاگرتا باید خاکسپاری باشکوهی داشته باشه

110
00:11:43,369 --> 00:11:45,204
‫برا خیلیا ارزش زیادی داشت

111
00:11:47,915 --> 00:11:49,041
‫و من براش برمی‌گردم

112
00:11:49,083 --> 00:11:51,919
‫نه، تو هنوزم خیلی ضعیفی

113
00:11:51,961 --> 00:11:54,964
‫ایکاش با لاگرتا به کتگات برنمی‌گشتیم

114
00:11:56,590 --> 00:11:59,260
‫شاید باید جونش رو نجات می‌دادم

115
00:11:59,301 --> 00:12:01,762
‫من الان ضعیف نخواهم بود،
‫وقتی باهاش خدافظی می‌کنیم

116
00:12:05,141 --> 00:12:06,225
‫گریه نکن

117
00:12:16,819 --> 00:12:18,320
‫فردا میریم کتگات

118
00:13:11,999 --> 00:13:13,042
‫ایتسرک

119
00:13:20,633 --> 00:13:22,384
‫لطفاً زنده بمون ایتسرک

120
00:13:40,194 --> 00:13:41,278
‫آیوار

121
00:13:42,571 --> 00:13:44,031
‫خودت رو گرم کن

122
00:13:44,073 --> 00:13:45,825
‫یه چیز قوی بنوش

123
00:13:49,537 --> 00:13:52,581
‫جز اینکه منتظر بهار باشیم
‫کار دیگه‌ای نمی‌تونیم بکنیم

124
00:13:56,085 --> 00:13:57,086
‫ولی زندگی ادامه داره

125
00:13:58,921 --> 00:14:00,673
‫باید زمستون رو طاقت بیاریم

126
00:14:02,883 --> 00:14:05,761
‫بازم، باید خودمون رو سرگرم کنیم

127
00:14:05,803 --> 00:14:08,889
‫میخوام رو دریاچه‌های یخ‌زده اسکیت کنم

128
00:14:08,931 --> 00:14:12,101
‫میخوای گلوی اولین خوک رو ببُرم

129
00:14:12,142 --> 00:14:15,479
‫و میخوام برای کریسمس
‫دارواش آویزون کنم

130
00:14:15,521 --> 00:14:20,651
‫و من میخوام 
‫تو چشمه‌ی آب گرم آبتنی کنم...

131
00:14:20,693 --> 00:14:26,907
‫با بخار داغ که میاد بالا،
‫ولی اطراف پُر یخ و برفه

132
00:14:28,325 --> 00:14:32,246
‫و نفسم چشمه‌ی آب‌گرم میشه،

133
00:14:32,288 --> 00:14:37,835
‫و روحم اونجا حموم میکنه
‫و تشنگیش رو فروکش میکنه

134
00:14:40,296 --> 00:14:44,383
‫و تو، آیوار عزیز، شاه آینده‌ی تمام اسکاندیناوری...

135
00:14:45,593 --> 00:14:46,886
‫تو چی دوست داری؟

136
00:14:49,930 --> 00:14:51,557
‫میخوام قدم بزنم

137
00:14:53,642 --> 00:14:55,144
‫این یه معجزه میشه!

138
00:14:57,313 --> 00:15:00,524
‫شنیدم که خدای شما معجزه انجام میده

139
00:15:02,192 --> 00:15:04,194
‫عیسی مسیح...

140
00:15:04,278 --> 00:15:05,529
‫یه مُرده رو زنده کرده

141
00:15:07,114 --> 00:15:08,949
‫یه فلج رو سالم کرده

142
00:15:08,991 --> 00:15:11,577
‫فقط با چند تا نون و ماهی هزار نفر رو سیر کرد

143
00:15:11,619 --> 00:15:15,164
‫چرا فکر میکنی اینکه ازش بخوایم
‫یه فلج رو درمان کنه چیز زیادیه؟

144
00:15:17,791 --> 00:15:21,629
‫ما همه برای این معجزه دعا میکنیم،
‫آیوار بی‌استخون

145
00:15:25,007 --> 00:15:26,342
‫شما چی شاهزاده اولگ؟

146
00:15:28,010 --> 00:15:31,388
‫شما رو چی سرگرم میکنه؟

147
00:15:31,430 --> 00:15:33,349
‫واقعاً چی میخواید؟

148
00:15:33,390 --> 00:15:36,352
‫مطابق معمول، من غیرممکن رو میخوام

149
00:15:39,396 --> 00:15:42,149
‫میخوام برگردم به شکم مادرم

150
00:15:44,610 --> 00:15:47,446
‫میخوام اونجا شناور باشم...

151
00:15:47,488 --> 00:15:49,365
‫در اون دنیای کوچیک و نامحدود...

152
00:15:50,991 --> 00:15:52,242
‫در بین ستاره‌ها

153
00:15:54,453 --> 00:15:56,163
‫بدون هیچ آغاز و پایانی

154
00:15:57,456 --> 00:15:59,625
‫منتظر شروع دنیای جدید باشم

155
00:16:02,461 --> 00:16:04,797
‫می‌دونم قبلآً هممون اینجا بودیم

156
00:16:06,465 --> 00:16:08,384
‫مدام دوباره متولد میشیم

157
00:16:10,844 --> 00:16:12,221
‫چیزیه که من باور دارم

158
00:16:16,642 --> 00:16:18,102
‫تو نداری آیوار؟

159
00:16:22,481 --> 00:16:24,274
‫بله

160
00:16:24,358 --> 00:16:25,901
‫منم همین باور رو دارم

161
00:17:01,270 --> 00:17:02,312
‫اوبه!

162
00:17:03,272 --> 00:17:04,648
‫آسا!

163
00:17:04,690 --> 00:17:06,442
‫عزیز دلم

164
00:17:06,483 --> 00:17:07,526
‫در امانی

165
00:17:08,402 --> 00:17:09,903
‫ولی هالی مُرده

166
00:17:09,945 --> 00:17:10,946
‫میدونم

167
00:17:12,698 --> 00:17:15,034
‫ولی چه جنگجوی شجاعی بود

168
00:17:15,075 --> 00:17:17,494
‫مطمئنم تو راهش به والهالاست

169
00:17:27,671 --> 00:17:31,467
‫این باید یه خاکسپاری باشکوه باشه

170
00:17:31,508 --> 00:17:34,219
‫عالی‌تر از هر چیز دیگه‌ای
‫که مردممون یادشون باشه

171
00:17:37,765 --> 00:17:41,977
‫بانوی شما، زن جنگجوی مشهور، لاگرتا، مُرده

172
00:17:42,019 --> 00:17:45,355
‫ولی نمی‌تونیم بذاریم تنهایی به والهالا سفر کنه

173
00:17:45,397 --> 00:17:49,109
‫یکی باید در اون دنیا بهش خدمت و همراهیش کنه

174
00:17:49,151 --> 00:17:54,406
‫نمیخوام یک برده رو که شاید به این وظایف مقدس
‫راغب نباشه رو قربانی کنم

175
00:17:54,448 --> 00:17:57,826
‫معتقدم که باید با رضایت خاطر و لذت انجام بشه،

176
00:17:57,868 --> 00:18:01,747
‫و اینکه یکی از شما
‫تقدیرش اینه که اون آدم باشین

177
00:18:01,789 --> 00:18:04,625
‫کی میخواد با میل خودش، خودش رو
‫برای بودن با لاگرتا قربانی کنه؟

178
00:18:04,666 --> 00:18:06,251
‫من!

179
00:18:07,628 --> 00:18:08,629
‫من

180
00:18:17,513 --> 00:18:18,639
‫من همراهش میرم

181
00:18:26,814 --> 00:18:28,774
‫نمی‌تونم این اجازه رو بدم توروی

182
00:18:28,816 --> 00:18:31,026
‫تو بارداری

183
00:18:31,068 --> 00:18:33,904
‫بچه قبول نکرده که همراه با لاگرتا
‫به دنیای دیگه بره

184
00:18:41,453 --> 00:18:43,622
‫باید یکی از شما باشه،

185
00:18:43,664 --> 00:18:45,624
‫و خدایان از قبل انتخابشون رو کردن

186
00:18:47,209 --> 00:18:48,293
‫بذار نشونمون بدن

187
00:19:08,105 --> 00:19:09,523
‫اسمت چیه؟

188
00:19:09,565 --> 00:19:11,441
‫گیدا

189
00:19:11,483 --> 00:19:13,485
‫اسم من رو از روی اسم دختر لاگرتا گذاشتن،

190
00:19:13,527 --> 00:19:16,071
‫که وقتی بچه بود بر اثر طاعون مُرد

191
00:19:16,113 --> 00:19:18,866
‫مادرم گفت سرنوشت من
‫همیشه با لاگرتا گره خورده

192
00:19:20,659 --> 00:19:22,619
‫تو خوشحالی گیدا؟

193
00:19:22,661 --> 00:19:24,413
‫چطور اینو می‌پرسی؟

194
00:19:24,454 --> 00:19:26,748
‫خدایان منو انتخاب کردن

195
00:19:26,790 --> 00:19:28,292
‫چرا خوشحال نباشم؟

196
00:19:35,674 --> 00:19:36,758
‫آفرین!

197
00:19:49,146 --> 00:19:52,316
‫ادویه دارم! بیاین ادویه بخرین!

198
00:19:55,903 --> 00:19:59,907
‫یه پیام برات دارم، آیوار بی‌استخون

199
00:19:59,948 --> 00:20:02,993
‫شاهزاده دیر بهت سلام رسوند

200
00:20:03,035 --> 00:20:05,704
‫در امانه، حالش خوبه و قدرتش رو به دست آورده

201
00:20:05,746 --> 00:20:09,458
‫ولی فعلا هنوز پنهان شده

202
00:20:09,499 --> 00:20:13,462
‫گرچه، امیدواره که یه روز اونقدری قدرتمند بشه،

203
00:20:13,503 --> 00:20:16,757
‫که در راه رسیدن به هدفتون کمکتون کنه...

204
00:20:16,798 --> 00:20:19,343
‫که همچنین هدف ایشون هم هست

205
00:20:28,769 --> 00:20:31,605
‫این صلیب رو براتون فرستاده...

206
00:20:31,647 --> 00:20:35,067
‫که باهاش بفهمین از طرف ایشون هستم،
‫و نشانه‌ای از دوستی همیشگی ایشون هست

207
00:20:36,401 --> 00:20:38,612
‫حالا باید برم

208
00:20:38,654 --> 00:20:40,322
‫لطفاً برنگرد یا رفتنم رو نبین

209
00:20:47,871 --> 00:20:50,207
‫لطفاً، ‌بیاین کمکم کنین.
‫برا بلند کردنش کمک میخوام

210
00:20:58,507 --> 00:20:59,591
‫کی بود؟

211
00:21:00,759 --> 00:21:02,844
‫اسمش رو بهم نگفت

212
00:21:02,886 --> 00:21:06,723
‫ولی بهم گفت شاهزاده دیر در امانه،

213
00:21:06,765 --> 00:21:09,643
‫و اینکه آماده‌ست تا وقتی زمانش برسه
‫بهمون کمک کنه

214
00:21:11,645 --> 00:21:14,022
‫پس اون یه فرشته‌ست که
‫از طرف خدا فرستاده شده

215
00:21:18,068 --> 00:21:19,569
‫حق با توئه

216
00:21:19,611 --> 00:21:21,613
‫فرشته‌ای که از طرف خدایان فرستاده شده

217
00:21:24,992 --> 00:21:26,201
‫حرف نزده

218
00:21:27,077 --> 00:21:29,454
‫خیلی کم غذا میخوره

219
00:21:29,538 --> 00:21:31,081
‫بعضی وقتا تو خواب داد میزنه

220
00:21:32,082 --> 00:21:33,750
‫چی میگه؟

221
00:21:33,792 --> 00:21:35,627
‫چیز بامعنایی نمیگه

222
00:21:36,378 --> 00:21:37,421
‫برادر

223
00:21:38,463 --> 00:21:39,548
‫ایتسرک!

224
00:21:41,383 --> 00:21:42,426
‫باهام حرف بزن

225
00:21:44,261 --> 00:21:45,679
‫چرا رفته بودی جنگل؟

226
00:21:47,097 --> 00:21:49,224
‫می‌خواستی بمیری، ها؟

227
00:21:49,266 --> 00:21:50,559
‫چرا میخوای بمیری؟

228
00:21:51,476 --> 00:21:52,436
‫لاگرتا مُرده!

229
00:21:55,564 --> 00:21:57,107
‫می‌دونستی لاگرتا مرده؟

230
00:22:04,448 --> 00:22:06,616
‫من... باید بخوابم

231
00:22:06,658 --> 00:22:08,618
‫باهام حرف بزنم

232
00:22:08,660 --> 00:22:10,495
‫نمیخوام حرف بزنم. میخوام بخوابم

233
00:23:12,557 --> 00:23:17,521
‫مشاهده کنید، بانویم را می‌بینم،
‫که در بهشت نشسته

234
00:23:17,562 --> 00:23:20,899
‫بهشت زیبا و سبزه

235
00:23:20,941 --> 00:23:23,360
‫و همراهش زنان جنگجوی ما هستن

236
00:23:23,402 --> 00:23:24,569
‫منو فرا می‌خونه

237
00:23:26,571 --> 00:23:28,990
‫منو ببرین پیشش

238
00:23:29,032 --> 00:23:32,494
‫گیدا، محبوب خدایان،

239
00:23:32,536 --> 00:23:34,746
‫باید به افتخار بانوی خود بنوشی،

240
00:23:34,788 --> 00:23:37,916
‫و به افتخار فری و فریا

241
00:23:37,958 --> 00:23:41,753
‫با خوشحالی می‌نوشم.
‫بخاطر بانویم لاگرتا می‌نوشم

242
00:23:41,795 --> 00:23:43,964
‫و فری و فریا،

243
00:23:44,005 --> 00:23:46,716
‫و همه‌ی خدایانی که امروز اینجا جمع شدن

244
00:23:46,758 --> 00:23:51,721
‫باید آماده‌ت کنیم تا آماده بشی که در والهالا،
‫توسط خدایان پذیرفته بشی

245
00:23:57,519 --> 00:24:02,023
‫با میل خود، خودت رو یک قربانی اعلام کردی

246
00:24:02,065 --> 00:24:04,943
‫مایلی تا بانوی خود را
‫در دنیای دیگه همراهی کنی

247
00:24:05,944 --> 00:24:07,028
‫بله

248
00:24:07,070 --> 00:24:08,613
‫پس میدونی من کی هستم

249
00:24:10,073 --> 00:24:12,534
‫به من میگن فرشته‌ی مرگ

250
00:24:13,326 --> 00:24:15,495
‫بله. میدونم

251
00:24:17,539 --> 00:24:20,667
‫میتونم با یه چاقو بکشمت

252
00:24:20,709 --> 00:24:22,919
‫یا یه سیم دور گردنت

253
00:24:25,380 --> 00:24:27,007
‫کدوم رو ترجیح میدی؟

254
00:24:27,924 --> 00:24:28,967
‫چاقو

255
00:24:29,968 --> 00:24:31,011
‫ممنونم

256
00:24:39,519 --> 00:24:40,729
‫ترسیدی؟

257
00:24:42,022 --> 00:24:43,023
‫نه

258
00:24:45,317 --> 00:24:46,902
‫می‌دونم مرگ پایان کار نیست

259
00:24:48,028 --> 00:24:49,362
‫پس نمی‌ترسم

260
00:24:51,406 --> 00:24:55,285
‫والکری‌ها در کنارت خواهند بود،

261
00:24:55,327 --> 00:24:57,496
‫و به والهالا راهنماییت میکنن

262
00:25:14,763 --> 00:25:16,348
‫چشمام رو ببین

263
00:25:26,399 --> 00:25:27,400
‫ببین!

264
00:27:01,369 --> 00:27:02,370
‫هوو!

265
00:27:17,594 --> 00:27:18,803
‫می‌فهمی، مگه نه؟

266
00:27:22,932 --> 00:27:25,185
‫فقط شروعشه!

267
00:29:01,865 --> 00:29:07,579
‫بدرود لاگرتا، ملکه‌ی کتگات، مادر نروژ

268
00:29:07,620 --> 00:29:10,206
‫باشد که خدایان دوستت داشته باشن
‫و نگهدارت باشن...

269
00:29:10,248 --> 00:29:14,294
‫و باشد که حضور دوباره‌ت در کنار رگنار،
‫همراه با لذت، پرشور،

270
00:29:15,336 --> 00:29:16,212
‫و سرشار از عشق باشد

271
00:29:18,715 --> 00:29:19,841
‫بدرود لاگرتا...

272
00:29:21,050 --> 00:29:24,471
‫سپر من، قهرمان من

273
00:29:24,512 --> 00:29:27,432
‫یک روز در تالارهای اسیر باز هم همو می‌بینیم،

274
00:29:27,474 --> 00:29:30,852
‫و یک بار دیگه بهم آموزش میدی
‫که چطور بعنوان یک زن بجنگم،

275
00:29:30,894 --> 00:29:32,979
‫و چطوری به مرگ چیره بشم

276
00:29:33,021 --> 00:29:35,273
‫چرا که زنان همیشه چیره میشن

277
00:29:35,315 --> 00:29:37,442
‫این چیزیه که بهم یاد دادی.
‫و حقیقت همینه

278
00:29:51,372 --> 00:29:52,248
‫دوستت دارم

279
00:29:54,334 --> 00:29:56,294
‫واقعاً چیز دیگه‌ای برا گفتن نیست لاگرتا

280
00:29:58,546 --> 00:30:01,966
‫میدونم که مراقب پسرهام،
‫هالی و گاتروم خواهی بود

281
00:30:03,968 --> 00:30:05,845
‫کارهای زیادی خواهی داشت...

282
00:30:07,305 --> 00:30:08,389
‫ولی اونارو فراموش نکن

283
00:30:09,557 --> 00:30:11,142
‫هالی همیشه گرسنه‌ست

284
00:30:16,397 --> 00:30:18,358
‫باید در دنیایی بدون تو زندگی کنم

285
00:30:19,984 --> 00:30:24,072
‫ولی هر جایی برم، همراهم میای...

286
00:30:25,532 --> 00:30:29,118
‫و بهم شجاعت و امید میدی

287
00:30:57,230 --> 00:30:59,566
‫خدافظ مادربزرگ

288
00:30:59,607 --> 00:31:03,403
‫نگران نباش. والکری‌ها در کنارت خواهند بود
‫و تا والهالا راهنماییت میکنن

289
00:31:54,495 --> 00:31:55,413
‫چیه؟

290
00:31:57,498 --> 00:31:58,625
‫دنیا تغییر کرده

291
00:32:06,341 --> 00:32:07,467
‫فکر کنم میدونم

292
00:32:09,844 --> 00:32:11,220
‫ولی نمیخوام بدونم

293
00:32:59,811 --> 00:33:00,603
‫بیورن

294
00:33:01,771 --> 00:33:03,481
‫نیاز نیست بهم بگی اوبه

295
00:33:05,066 --> 00:33:06,359
‫خودم می‌دونم

296
00:33:09,404 --> 00:33:10,905
‫مادرم مُرده

297
00:33:29,507 --> 00:33:31,551
‫و دوباره هیچوقت چیزی مثل قبل نخواهد بود

298
00:34:01,956 --> 00:34:03,541
‫امیدوار بودم این روز هیچوقت نیاد...

299
00:34:05,960 --> 00:34:07,795
‫وقتی مجبور باشم تا ابد بهت بدرود بگم

300
00:34:10,173 --> 00:34:11,799
‫تو همیشه قدرت من بودی...

301
00:34:12,717 --> 00:34:13,885
‫راهنمای من

302
00:34:16,262 --> 00:34:18,389
‫یادم دادی ادامه بدم، هر چی که بشه

303
00:34:22,894 --> 00:34:24,604
‫یادم دادی نترسم

304
00:34:28,441 --> 00:34:30,818
‫و حالا اینو می‌بینم، انگار که من...

305
00:34:30,860 --> 00:34:33,654
‫خود زمین نمیخواد تو رو رها کنه

306
00:34:33,738 --> 00:34:36,532
‫ولی خدایان تو رو به خونه فرا می‌خونن

307
00:34:36,574 --> 00:34:39,077
‫مشتاقانه منتظر رسیدنت به والهالا هستن...

308
00:34:40,453 --> 00:34:41,996
‫درست مثل پدرم

309
00:34:46,793 --> 00:34:48,628
‫ایکاش می‌تونستم اونجا باشم...

310
00:34:50,880 --> 00:34:54,300
‫در وصال دوباره‌تون، مخفیانه،

311
00:34:54,342 --> 00:34:58,054
‫در تالار براق و با سپرهای طلایی اودین،

312
00:34:58,096 --> 00:34:59,680
‫که توسط تمام خدایان احاطه شده

313
00:35:02,892 --> 00:35:05,520
‫تو الانشم یه اسطوره‌ای

314
00:35:05,561 --> 00:35:07,146
‫بزرگ‌ترین زن جنگجوی تمام دوران

315
00:35:09,315 --> 00:35:11,275
‫قهرمان هزاران زن

316
00:35:13,319 --> 00:35:15,279
‫ولی برای من، تو همیشه مادرم خواهی بود...

317
00:35:17,865 --> 00:35:18,950
‫کسی که منو دنیا آورد...

318
00:35:20,701 --> 00:35:21,911
‫بزرگم کرد...

319
00:35:24,705 --> 00:35:25,873
‫کسی که ازم محافظت کرد و برام جنگید!
‫و قسم می‌خورم، حالا برات می‌جنگم!

320
00:35:38,636 --> 00:35:42,306
در زندگی ازت محافظت نکردم،
‫ولی می‌تونم بعد مرگت قاتلت رو مجازات کنم

321
00:35:47,687 --> 00:35:48,813
‫بدرود

322
00:35:53,401 --> 00:35:55,862
‫تو رو بیشتر از هر کس دیگه‌ای دوست داشتم

323
00:35:59,282 --> 00:36:00,658
‫بدرود لاگرتا

324
00:36:02,285 --> 00:36:03,286
‫بدرود

325
00:36:11,335 --> 00:36:12,587
‫دوستت دارم

326
00:36:15,131 --> 00:36:16,299
‫دلم برات تنگ میشه

327
00:36:20,887 --> 00:36:22,388
‫انتقامت رو می‌گیرم

328
00:38:11,289 --> 00:38:12,290
‫بکشید!

329
00:38:16,252 --> 00:38:17,295
‫رها کنید!

330
00:38:23,050 --> 00:38:24,051
‫رها کنید!

331
00:38:28,889 --> 00:38:29,890
‫رها کنید!

332
00:38:33,144 --> 00:38:34,103
‫رها کنید!

333
00:38:41,902 --> 00:38:42,903
‫بکشید!

334
00:40:50,823 --> 00:40:54,743
‫در رویاهام، ما همیشه با همیم
