﻿1
00:01:52,779 --> 00:01:54,739
‫از بودن کنار خانواده‌تون لذت ببرید!

2
00:01:55,824 --> 00:01:57,742
‫تا وقتی که می‌تونید

3
00:02:14,134 --> 00:02:16,761
‫آیوار! کجایی؟

4
00:02:16,803 --> 00:02:19,639
‫ایگور؟ نگران نباش. من اینجام!

5
00:02:48,126 --> 00:02:49,502
‫ما شکست خوردیم

6
00:02:51,629 --> 00:02:53,506
‫امکان نداره

7
00:02:53,506 --> 00:02:55,758
‫یه مُرده شکست‌مون داد

8
00:02:57,051 --> 00:02:59,053
‫درک نمی‌کنم

9
00:02:59,095 --> 00:03:01,598
‫بیورن روئین تن کبیر

10
00:03:01,639 --> 00:03:03,057
‫اون مُرده بود؛

11
00:03:03,975 --> 00:03:09,939
ولی مثل مسیحی که دوباره
‫زنده شده، جلوی ارتشش ظاهر شد

12
00:03:11,524 --> 00:03:13,818
‫سربازهامون هول کردن

13
00:03:13,985 --> 00:03:15,486
پا گذاشتن به فرار

14
00:03:16,154 --> 00:03:20,408
‫ولی افسرها از همه بزدل‌تر بودن

15
00:03:22,327 --> 00:03:24,662
‫- ولی اگه بیورن مُرده بود...
‫- مهم نیست

16
00:03:25,914 --> 00:03:27,832
‫باید مجازات بشن

17
00:03:27,874 --> 00:03:29,626
‫اونا مسئولن

18
00:03:32,503 --> 00:03:35,131
‫ما نباید شکست بخوریم

19
00:03:36,966 --> 00:03:39,302
‫دیگه تکرار نمیشه

20
00:03:39,344 --> 00:03:41,721
‫دیگه هیچ‌وقت شکست نمی‌خوریم!

21
00:04:00,490 --> 00:04:01,532
‫یه کشتی کوچیکه

22
00:04:01,574 --> 00:04:03,034
‫کیه؟

23
00:04:03,076 --> 00:04:04,702
‫مطمئن نیستم. شاید از کتگاتن

24
00:04:04,744 --> 00:04:06,079
‫از کشتی‌های خودمون نیست، مگه نه؟

25
00:04:20,551 --> 00:04:22,762
‫شما اولین مهاجرهای فصلید. تبریک میگم

26
00:04:22,762 --> 00:04:27,517
‫یه پیام برای اوبه، پسر رگنار دارم،
‫البته اگه اینجاست

27
00:04:30,436 --> 00:04:31,437
‫من اینجام

28
00:04:33,439 --> 00:04:37,527
‫برادرت، بیورن روئین تن،

29
00:04:37,568 --> 00:04:39,070
‫پادشاه کتگات...

30
00:04:41,781 --> 00:04:43,074
‫مُـرده

31
00:05:07,473 --> 00:05:08,641
‫چی می‌خواید؟

32
00:05:11,644 --> 00:05:14,480
‫برید! بهتون دستور میدم از اینجا برید!

33
00:05:16,733 --> 00:05:17,734
‫نه!

34
00:05:22,572 --> 00:05:23,573
‫نه!

35
00:05:25,533 --> 00:05:26,534
‫نه!

36
00:05:27,660 --> 00:05:29,329
‫نـه!

37
00:05:56,856 --> 00:05:58,274
‫بس کنید!

38
00:06:15,541 --> 00:06:16,542
‫بیا پایین

39
00:06:18,836 --> 00:06:20,129
‫گفتم بیا پایین!

40
00:06:32,058 --> 00:06:33,184
‫من چیکار کردم؟

41
00:06:37,480 --> 00:06:38,856
‫نمی‌دونم

42
00:06:38,898 --> 00:06:41,776
‫معصومیتت رو از بین بُردم

43
00:06:41,818 --> 00:06:43,653
‫ایگور، وقتشه بزرگ بشی

44
00:06:43,694 --> 00:06:45,446
‫تو دیگه بچه نیستی

45
00:06:45,488 --> 00:06:48,157
‫دوران معصومیتت به آخر خط رسیده! تموم شده!

46
00:06:48,199 --> 00:06:50,410
‫من دیگه در مقابل واقعیت‌های تلخ زندگی

47
00:06:50,410 --> 00:06:52,370
‫ازت محافظت یا دفاع نمی‌کنم

48
00:06:52,412 --> 00:06:55,581
‫از الان، با اونها روبروت می‌کنم

49
00:06:59,210 --> 00:07:02,797
‫وگرنه چطوری می‌خوای پادشاه بشی؟

50
00:07:18,271 --> 00:07:19,897
‫بهم بگو برادرم چطور مُرد

51
00:07:22,233 --> 00:07:24,277
‫روس‌ها به کتگات حمله کردن

52
00:07:25,778 --> 00:07:30,783
‫یه ارتش بزرگ، به رهبریِ پادشاه اولگ از کی‌یِف

53
00:07:30,825 --> 00:07:33,911
برادرای دیگتون
...آیوار و ویتسرگ

54
00:07:35,621 --> 00:07:39,125
اونا بخشی از ارتش هستن

55
00:07:39,167 --> 00:07:43,546
دلیلی وجود نداره که از اقدامات
آیوار شگفت زده بشیم

56
00:07:46,299 --> 00:07:48,593
چی به سر بیورن اومد؟

57
00:07:48,634 --> 00:07:52,930
‫دو بار جنگیدیم؛
‫اول نزدیک وست‌وُلد

58
00:07:52,972 --> 00:07:58,144
‫توی اون جنگ، از روس‌ها شکست خوردیم

59
00:07:58,144 --> 00:08:04,317
‫شاه هارلد کُشته شد و بیورن
‫به‌طرز مُهلکی زخمی شد

60
00:08:04,317 --> 00:08:06,402
به کتگات عقب‌نشینی کردیم

61
00:08:06,444 --> 00:08:09,405
‫روس‌ها بیرون کتگارت جمع شدن

62
00:08:09,447 --> 00:08:12,950
‫اون شب، بیورن از دنیا رفت

63
00:08:15,953 --> 00:08:19,999
‫صبح روز بعد، معجزه شد

64
00:08:21,417 --> 00:08:24,879
‫سوار بر اسب، خودش رو رسوند به خط مقدم

65
00:08:24,921 --> 00:08:27,840
‫و روس‌ها، که خبر مرگش رو شنیده بودن،

66
00:08:27,840 --> 00:08:32,011
‫از اینکه دوباره زنده می‌دیدنش،
‫جا خوردن و وحشت کردن

67
00:08:32,053 --> 00:08:34,764
‫خیال کردن روحه،

68
00:08:34,805 --> 00:08:38,726
‫از همون موجودات خرافی؛ جلوش
پا گذاشتن به فرار و دیگه هم برنگشتن

69
00:08:44,524 --> 00:08:45,775
‫نمی‌دونم چی بگم

70
00:08:47,235 --> 00:08:48,277
‫من می‌دونم

71
00:08:50,488 --> 00:08:53,574
‫اینجا، از فرسخ‌ها اونورتر،

72
00:08:53,616 --> 00:08:57,828
‫می‌خوام به زندگی برادرم بیورن ادای احترام کنم

73
00:08:59,372 --> 00:09:02,124
‫بارها در میدان نبرد

74
00:09:02,166 --> 00:09:07,255
‫ازش انتظار رهبری و شجاعت داشتم؛
‫و هرگز کوتاهی نکرد

75
00:09:07,296 --> 00:09:09,674
‫من دوستش داشتم

76
00:09:09,715 --> 00:09:11,676
‫همه‌مون دوستش داشتیم.
‫اون قهرمان‌مون بود

77
00:09:14,303 --> 00:09:17,181
‫می‌دونم که برادرم می‌خواد
‫این سفر شگفت‌انگیز رو ادامه بدیم

78
00:09:17,223 --> 00:09:19,684
‫تا سرزمین جدیدی پیدا کنیم

79
00:09:19,725 --> 00:09:23,646
‫و مثل پدرمون، اونم می‌خواست
‫به هر قیمتی که شده خودمون رو...

80
00:09:25,064 --> 00:09:27,692
‫از قفسِ گذشته آزاد کنیم

81
00:09:27,733 --> 00:09:33,781
‫اون حالا در والهالا، کنار رگناره؛
‫پس دلیلی نداره زانوی غم بغل کنیم

82
00:09:33,823 --> 00:09:38,411
‫پیمانه‌هاتون رو پُر کنید؛ بیاید به افتخار
‫بیورن روئین تن کبیر بنوشیم

83
00:09:38,411 --> 00:09:41,455
‫اون برادر من، و برادر شما بود

84
00:09:42,915 --> 00:09:43,958
‫بیورن

85
00:09:51,424 --> 00:09:53,217
‫- بیورن
‫- بیورن روئین تن!

86
00:10:05,354 --> 00:10:07,106
‫نمی‌خوام مزاحمت بشم

87
00:10:09,233 --> 00:10:12,194
‫بیورن که زنده بود،
‫تمام این چیزها هم زنده بودن

88
00:10:12,194 --> 00:10:14,697
‫عملاً در حضورش زندگی کردن

89
00:10:14,697 --> 00:10:17,366
‫ولی حالا همه‌شون سرد و بی‌روحن

90
00:10:20,786 --> 00:10:22,622
‫بذار حلقۀ مقدسش رو بهت بدم

91
00:10:26,167 --> 00:10:27,543
‫می‌خواست دست تو باشه

92
00:10:28,586 --> 00:10:29,587
‫ممنون

93
00:10:31,297 --> 00:10:32,548
‫نمیذارم سرد و بی‌روح بشه

94
00:10:35,760 --> 00:10:39,555
‫مرگ بیورن یه جای خالی
‫توی زندگی همه‌مون ایجاد کرده

95
00:10:39,555 --> 00:10:42,767
‫ولی یه خلأ هم توی کتگات درست کرده

96
00:10:45,061 --> 00:10:47,188
‫پادشاه مُرده

97
00:10:47,229 --> 00:10:50,858
‫کتگات هیچ حاکمی نداره؛ و در عین حال
‫شدیداً با خطر یه حملۀ دیگه

98
00:10:50,900 --> 00:10:52,360
‫از جانب روس‌ها مواجهه

99
00:10:53,611 --> 00:10:56,697
‫مردم باید یه حاکم جدید انتخاب کنن

100
00:11:00,034 --> 00:11:04,747
‫اوبه جانشین واقعی بیورن می‌شد؛
‫ولی اینجا نیست

101
00:11:09,877 --> 00:11:11,128
‫ولی تو...

102
00:11:13,005 --> 00:11:15,091
‫زن بیورنی

103
00:11:15,132 --> 00:11:17,927
‫و یک جنگجوی زن بزرگ

104
00:11:17,968 --> 00:11:22,014
‫بارها و بارها خودت رو
‫توی جنگ ثابت کردی

105
00:11:22,056 --> 00:11:26,727
‫بیورن رو نصیحت کردی،
‫و باهوش و زیبا هستی، گونهیلد

106
00:11:31,273 --> 00:11:33,901
‫به‌نظرم باید دستور بدی
یه جلسۀ آلدینگ تشکیل بشه؛

107
00:11:35,236 --> 00:11:37,738
‫و من به‌عنوان ملکه پیشنهادت می‌کنم

108
00:11:40,783 --> 00:11:42,868
‫بعید می‌دونم چندان محبوب باشم

109
00:11:43,244 --> 00:11:44,787
‫حداقل بینِ مردم

110
00:11:44,787 --> 00:11:47,081
‫بین اونهایی که جنگیدنت رو دیدن، محبوبی

111
00:11:47,123 --> 00:11:51,293
‫تازه‌شم، تو زن بیورنی.
‫به همین خاطر محبوبی

112
00:11:53,421 --> 00:11:55,506
‫من علاقه‌ای ندارم ملکه بشم

113
00:11:56,590 --> 00:11:59,635
‫می‌دونم

114
00:11:59,635 --> 00:12:03,806
‫منتها خیلی خوب می‌دونی که خودت
‫نمی‌تونی سرنوشتت رو تعیین کنی...

115
00:12:04,765 --> 00:12:06,517
‫چون از قبل مشخص شده

116
00:12:21,157 --> 00:12:26,203
‫ظاهراً کتگات پادشاه نداره ‫

117
00:12:30,332 --> 00:12:33,669
‫چرا با زن و بچه‌هات برنمی‌گردی اونجا تا

118
00:12:33,669 --> 00:12:35,212
‫ادعای فرمانروایی کنی؟

119
00:12:35,254 --> 00:12:36,714
‫آخه، کلی جلوت رو می‌گیره؟

120
00:12:38,507 --> 00:12:41,844
‫و منم به‌عنوان پادشاه
‫همینجا تو ایسلند می‌مونم

121
00:12:44,513 --> 00:12:47,183
‫برات منطقی نیست؟

122
00:12:47,183 --> 00:12:51,687
‫حرفم اینه که هیچ‌وقت
‫دندون اسب پیش‌کشی رو نمی‌شمارن

123
00:12:55,608 --> 00:12:57,443
‫من هرگز پادشاهِ...

124
00:12:59,528 --> 00:13:00,780
‫هیچ جایی نمیشم

125
00:13:02,156 --> 00:13:04,784
‫من خیلی شبیه پدرمم

126
00:13:04,825 --> 00:13:07,703
‫اون هیچ‌وقت نمی‌خواست
‫پادشاه کتگات بشه

127
00:13:07,745 --> 00:13:09,747
‫از به‌دوش‌کِشیدنِ بار پادشاهی بیزار بود

128
00:13:13,000 --> 00:13:16,587
‫و از آدم‌هایی هم که هر کاری می‌کنن،

129
00:13:16,629 --> 00:13:20,591
‫به هر اصول و انسانی خیانت می‌کنن،
‫تا تاج و تخت رو تصاحب کنن، متنفر بود

130
00:13:23,636 --> 00:13:25,679
‫امیدوارم تو اینطوری نباشی، کتیل

131
00:14:11,100 --> 00:14:13,894
‫پسرم چطوره؟

132
00:14:13,936 --> 00:14:18,148
‫رگنار قویه. تندرسته. آمادۀ سفره

133
00:14:19,525 --> 00:14:20,568
‫خوبه

134
00:14:22,069 --> 00:14:24,238
‫دو کشتی تقریباً آمادگی سفر رو دارن

135
00:14:24,280 --> 00:14:26,615
‫دلم تو دلم نیست که برم اونجا

136
00:14:28,909 --> 00:14:30,452
‫امروز کتیل و اوتر رو دیدم

137
00:14:31,287 --> 00:14:32,413
‫داشتن حرف می‌زدن

138
00:14:33,581 --> 00:14:34,582
‫خب؟

139
00:14:35,291 --> 00:14:36,458
‫بعد بحثشون شد

140
00:14:38,127 --> 00:14:39,670
‫درمورد چی؟

141
00:14:39,712 --> 00:14:41,922
‫درست نمی‌شنیدم.
‫موضوع اینه که...

142
00:14:41,964 --> 00:14:43,757
‫می‌دونم موضوع چیه، توروی

143
00:14:46,302 --> 00:14:47,887
‫باید همراهشون بریم

144
00:14:53,809 --> 00:14:55,936
‫باهاشون صحبت می‌کنم

145
00:15:10,492 --> 00:15:13,495
یک غیبگو
جای تعجب نداره

146
00:15:13,621 --> 00:15:17,499
شما دارید در تاریکی و هرج و مرج حرکت میکنید

147
00:15:17,541 --> 00:15:21,170
من میبینم که همه چیز با هم برابر هست

148
00:15:21,211 --> 00:15:24,048
میبینم که همه چیز تغییر پیدا میکنه

149
00:15:24,089 --> 00:15:28,385
همه چیز تغییر میکنه
فقط یک چیز دائمی خواهد بود

150
00:15:29,511 --> 00:15:31,847
و اون تویی

151
00:15:31,847 --> 00:15:36,685
‫چیزی که امروز واقعی هست
‫فردا واقعیت خودش رو از دست میده

152
00:15:36,727 --> 00:15:39,480
‫به تمام صداها گوش نده!

153
00:15:39,521 --> 00:15:41,899
‫صداهای خیلی زیادی هست!

154
00:15:43,901 --> 00:15:45,110
‫گوش نده

155
00:16:59,601 --> 00:17:01,645
‫اینها کین؟

156
00:17:01,687 --> 00:17:05,566
‫مهم‌ترین افسران ارتش‌مون

157
00:17:05,607 --> 00:17:07,276
‫چرا دارن گودال می‌کَنن؟

158
00:17:09,028 --> 00:17:11,488
‫بایستی بهشون یادآوری بشه

159
00:17:11,530 --> 00:17:15,034
‫اونقدرا هم که خیال می‌کنن، مهم نیستن

160
00:17:17,619 --> 00:17:19,830
‫باید بهشون یادآوری بشه که دور برندارن

161
00:17:30,758 --> 00:17:33,093
‫به صف بشید! به خط!

162
00:17:33,135 --> 00:17:35,679
‫به خط بشید! جلو!

163
00:17:44,813 --> 00:17:46,482
‫نمی‌خوام ببینم

164
00:17:48,692 --> 00:17:51,320
‫کاری رو می‌کنی که بهت میگم

165
00:17:51,361 --> 00:17:54,948
‫این افسرها به کشورشون خیانت کردن

166
00:17:54,990 --> 00:17:58,243
‫عین ترسوها از میدون جنگ فرار کردن

167
00:17:59,536 --> 00:18:01,705
‫باید ازشون درس عبرت بسازم

168
00:18:03,165 --> 00:18:05,417
‫لیاقت بخشش رو ندارن

169
00:18:09,755 --> 00:18:11,298
‫ادامه بدید!

170
00:18:57,970 --> 00:18:59,555
‫بس کنید!

171
00:18:59,596 --> 00:19:01,765
‫خواهش می‌کنم. تو رو خدا

172
00:19:04,017 --> 00:19:07,604
‫تو رو خدا. لطفاً

173
00:19:10,315 --> 00:19:12,609
‫تو یه روز پادشاه این کشور میشی

174
00:19:16,989 --> 00:19:19,408
‫نشونشون بده چه بلایی سر خائن‌ها میاری

175
00:19:26,999 --> 00:19:28,000
‫خواهش می‌کنم

176
00:19:28,667 --> 00:19:29,751
‫سرتون رو بیارید بالا

177
00:19:31,170 --> 00:19:34,131
‫شاهزاده ایگور، التماس می‌کنم منو ببخشید!

178
00:19:34,173 --> 00:19:36,758
‫تو رو به... حضرت مریم قسم!

179
00:19:36,800 --> 00:19:39,303
‫زن و بچه‌هام...

180
00:19:39,344 --> 00:19:41,388
‫حقِّ من نیست بمیرم!

181
00:19:41,430 --> 00:19:44,474
‫تو رو خدا! خواهش می‌کنم منو نکُشید

182
00:19:45,267 --> 00:19:46,310
‫خواهش می‌کنم!

183
00:19:47,769 --> 00:19:51,106
‫منو نکُشید، تو رو خدا

184
00:19:52,983 --> 00:19:53,984
خواهش می‌کنم

185
00:19:56,862 --> 00:19:57,863
‫تو رو خدا

186
00:20:22,304 --> 00:20:23,388
‫خوبه

187
00:20:24,973 --> 00:20:25,974
‫آقایون

188
00:20:39,154 --> 00:20:40,239
‫به خط بشید!

189
00:20:44,660 --> 00:20:45,661
‫برگردید!

190
00:20:47,371 --> 00:20:48,372
‫به پیش!

191
00:21:05,430 --> 00:21:11,186
‫گونهیلد، تصمیمت رو گرفتی؟

192
00:21:11,228 --> 00:21:14,189
‫تصمیم گرفتم جلسۀ آلدینگ تشکیل بدم

193
00:21:14,231 --> 00:21:16,525
‫کتگات باید یه حاکم جدید داشته باشه

194
00:21:16,525 --> 00:21:18,527
‫بیورن اینو می‌دونست

195
00:21:18,527 --> 00:21:20,821
‫برای انتخابات نامزد میشی؟

196
00:21:20,862 --> 00:21:21,989
‫بستگی داره

197
00:21:22,030 --> 00:21:23,282
‫به چی؟

198
00:21:23,323 --> 00:21:25,701
‫به اینکه کسی جلوم قد علم می‌کنه یا نه

199
00:21:25,742 --> 00:21:27,119
‫شایعه‌ای به گوشِت خورده؟

200
00:21:27,953 --> 00:21:29,246
‫نه

201
00:21:29,288 --> 00:21:30,706
‫اینگرید چطور؟

202
00:21:30,706 --> 00:21:31,748
‫نمی‌دونم

203
00:21:32,582 --> 00:21:34,084
‫از من حمایت می‌کنی؟

204
00:21:34,126 --> 00:21:35,127
‫معلومه

205
00:21:36,420 --> 00:21:38,046
‫تو جاه‌طلبی

206
00:21:38,088 --> 00:21:40,632
‫در ازای حمایتت، توقع چیو داری؟

207
00:21:43,010 --> 00:21:47,055
‫یه نشونه از دوستی

208
00:21:49,057 --> 00:21:52,227
‫می‌دونی چقدر تحسینت می‌کنم

209
00:21:52,269 --> 00:21:55,897
‫نمی‌تونم باور کنم که بیورن با وجود تو،
‫زن دیگه‌ای گرفته باشه

210
00:21:55,897 --> 00:21:58,233
‫- هیس
‫- اینو توی مراسم عروسی بیورن هم گفتی

211
00:21:58,275 --> 00:22:00,652
‫ولی من نمی‌خوام ساکت بشم

212
00:22:01,528 --> 00:22:04,489
‫می‌خوام صادق باشم

213
00:22:04,531 --> 00:22:06,867
می‌خوام راجع به
علاقه‌ام به تو صادق باشم

214
00:22:19,004 --> 00:22:22,215
باید برم
با شاهزاده اولگ قرار دارم

215
00:22:22,257 --> 00:22:23,425
برای چی؟

216
00:22:23,467 --> 00:22:24,801
نمی‌دونم. دعوتم کرده

217
00:22:28,221 --> 00:22:30,140
چرا باید بخواد همچین کاری بکنه؟

218
00:22:30,182 --> 00:22:31,725
می‌خوام همین رو بفهمم

219
00:22:34,603 --> 00:22:37,022
خب، مراقب باش برادرم

220
00:22:37,064 --> 00:22:39,733
روس‌ها مثل ما نیستن. هوم؟

221
00:22:49,117 --> 00:22:53,372
بیا ایگور
بهم بگو، دلت می‌خواد چیکار کنی، هان؟

222
00:22:53,413 --> 00:22:55,916
می‌خوام خودمو بکشم

223
00:22:55,957 --> 00:22:57,501
برای این کار خیلی زوده

224
00:22:59,044 --> 00:23:00,587
جِنابان، می‌خواستم یه لحظه وقتتون رو بگیرم

225
00:23:00,629 --> 00:23:02,672
برو رَدِ کارِت، رعیتِ کثیف

226
00:23:02,714 --> 00:23:04,091
می‌خوام یه داستان تعریف کنم

227
00:23:04,132 --> 00:23:06,051
!بهت گفتم برو رَدِ کارِت

228
00:23:06,093 --> 00:23:07,511
داستانم رو بشنونین

229
00:23:09,971 --> 00:23:11,306
من می‌خوام بشنوم

230
00:23:30,492 --> 00:23:31,993
شاهزاده دیر

231
00:23:31,993 --> 00:23:33,995
خبرای خوبی دارم

232
00:23:33,995 --> 00:23:36,498
اومدم بگم تقریباً آماده‌ام که
شاهزاده اولگ رو به چالش بکشم

233
00:23:36,498 --> 00:23:41,962
تعداد زیادی از مبارزانی که از کتگات برگشتن
نسبت به قدرتِ رهبریِ برادرم سَرخورده شدن

234
00:23:42,003 --> 00:23:44,548
ایمانشون رو بهش از دست دادن
آمادۀ تغییر هستن

235
00:23:44,589 --> 00:23:46,883
ارتشم توی نووگورود جمع میشه

236
00:23:46,925 --> 00:23:52,681
وقتی که پادگان رو گرفتیم
تو و شاهزاده ایگور بهم ملحق شین

237
00:23:52,681 --> 00:23:58,186
یه خنجر بدستت می‌رسه
اون نشونۀ شما برای فرار کردن از کی‌یِف‌ـه

238
00:23:58,228 --> 00:24:02,524
چرا نمی‌تونیم همراه تو بیایم؟
از اولگ متنفرم. فکر کنم می‌خواد منو بکشه

239
00:24:02,566 --> 00:24:05,026
هیچ بهونه‌ای برای اینکار دستش نمیدیم

240
00:24:05,068 --> 00:24:09,739
،بهت اعتماد می‌کنم آیوار بی استخوان
تا شاهزاده رو به نووگورود برسونی

241
00:24:09,781 --> 00:24:12,534
آسون نخواهد بود. اولگ الان ترسیده

242
00:24:12,576 --> 00:24:13,869
مستأصل میشه

243
00:24:13,869 --> 00:24:16,204
تعداد نگهبان‌های شاهزاده رو
دو برابر می‌کنه

244
00:24:16,204 --> 00:24:20,083
چون اگر شاهزاده ایگور رو از دست بده، دیگه
هیچ جوری نمی‌تونه ادعا کنه حاکمِ مشروعه

245
00:24:21,376 --> 00:24:22,461
متوجهم

246
00:24:24,004 --> 00:24:26,381
برای مدتی از هم جدا میشیم

247
00:24:26,423 --> 00:24:28,091
در زندگیم فقط به شما دوتا اعتماد دارم

248
00:24:29,342 --> 00:24:30,719
تو برای من خوشبختی آوردی

249
00:24:31,887 --> 00:24:33,054
حالا برای مدت زیادی نه

250
00:24:33,054 --> 00:24:34,306
مدت زیادی نیست دوست من

251
00:24:34,347 --> 00:24:36,308
برای شما
به خدای خودم و به خدای شما دعا میکنم

252
00:24:39,227 --> 00:24:42,898
شما پادشاهِ برحقِ این سرزمینِ بزرگ هستین

253
00:24:42,939 --> 00:24:44,441
خودم ترتیبِ تاج گذاری‌تون رو میدم

254
00:24:45,775 --> 00:24:47,152
ممنونم شاهزاده دیر

255
00:24:48,028 --> 00:24:49,154
دوسِت دارم

256
00:25:05,128 --> 00:25:08,632
هویتسرک. پسرِ رگنار

257
00:25:12,719 --> 00:25:15,555
ما به هم تحمیل شدیم

258
00:25:15,597 --> 00:25:17,974
هیچ چیزی راجع به تو نمی‌دونستم

259
00:25:18,016 --> 00:25:21,645
میشه گفت برادرت آیوار
نسبت به رابطه‌تون مشکوک و مرموز بود

260
00:25:23,021 --> 00:25:24,356
لطفاً بشین

261
00:25:25,440 --> 00:25:26,733
راحت باش

262
00:25:30,111 --> 00:25:34,824
می‌دونم که روابطِ برادری
بیشترِ وقتا می‌تونه پیچیده باشه

263
00:25:35,784 --> 00:25:37,285
سخت باشه

264
00:25:39,538 --> 00:25:43,458
رابطۀ من با برادرهام که اینطوری بوده

265
00:25:43,625 --> 00:25:45,919
نه ، ممنون

266
00:25:45,961 --> 00:25:47,629
دیگه کاری انجام نمیدم

267
00:25:48,922 --> 00:25:50,966
حدس میزنید چقدر گناه مرتکب شدید؟

268
00:25:53,969 --> 00:25:55,762
چرا می‌خواستی با من حرف بزنی؟

269
00:25:57,973 --> 00:26:00,141
از وایکینگ‌ها خوشم میاد

270
00:26:00,141 --> 00:26:02,644
دلم می‌خواد
یه محافظ شخصیِ وایکینگ داشته باشم

271
00:26:02,686 --> 00:26:05,272
به تو بیشتر از نگهبان‌های خودم اعتماد دارم

272
00:26:07,440 --> 00:26:09,234
شاید به‌جز آیوار

273
00:26:10,819 --> 00:26:12,821
هر چند که آیوار رو دوست دارم

274
00:26:20,829 --> 00:26:22,330
البته که ناامید شدم

275
00:26:22,330 --> 00:26:26,918
که نتونستیم کتگات رو تصرف کنیم

276
00:26:27,002 --> 00:26:29,504
اما آدم
نباید روی اشتباهات خودش بمونه

277
00:26:29,504 --> 00:26:32,173
نه اگه عاقل باشه

278
00:26:32,173 --> 00:26:34,342
میدونم که به سرنوشت اعتقاد داری

279
00:26:34,342 --> 00:26:36,219
من هم همینطور

280
00:26:38,513 --> 00:26:41,141
برگشت به غرب یک اشتباه بود

281
00:26:41,182 --> 00:26:44,519
ولی من دیگه علاقه‌ای ندارم که به
اسکاندیناوی حمله کنم

282
00:26:44,519 --> 00:26:46,104
رعیت‌هاش حمله کنم

283
00:26:48,023 --> 00:26:51,651
فکر می‌کنم بهتره به قسطنطنیه حمله کنیم

284
00:26:51,693 --> 00:26:55,238
هدفی ثروتمندتر و خیلی جذاب‌تر

285
00:26:56,698 --> 00:26:57,699
هوم؟

286
00:27:05,290 --> 00:27:07,000
چیزی نمیگی

287
00:27:08,043 --> 00:27:10,045
بعضی وقتا سکوت بهتره

288
00:27:14,966 --> 00:27:16,551
...در امتدادِ جادۀ ابریشم

289
00:27:16,593 --> 00:27:20,138
چینی‌ها و عرب‌ها
چیزهای زیادی در اختیارمون قرار دادن

290
00:27:20,180 --> 00:27:21,806
چیزهای زیبا

291
00:27:21,848 --> 00:27:23,767
چیزهای فوق‌العاده

292
00:27:23,808 --> 00:27:25,560
چیزهای لذت بخش

293
00:27:26,394 --> 00:27:27,520
مثل این

294
00:27:31,191 --> 00:27:32,317
...اِ

295
00:27:33,735 --> 00:27:35,528
این چیه؟

296
00:27:35,570 --> 00:27:37,530
مواد

297
00:27:37,572 --> 00:27:39,074
باید بوش کنی

298
00:27:40,116 --> 00:27:41,951
خوشحالت می‌کنه

299
00:27:41,993 --> 00:27:44,579
...من -
یه گناهِ کوچیک و عادیه -

300
00:27:44,621 --> 00:27:46,581
انقدر می‌ترسی؟

301
00:27:58,093 --> 00:27:59,386
بوش کن

302
00:28:21,366 --> 00:28:22,450
هی

303
00:28:30,250 --> 00:28:34,003
کتیل، اینجا واقعاً همون سرزمینیه
که دلت می‌خواد پادشاهش باشی؟

304
00:28:34,045 --> 00:28:40,635
،این زمینِ سِفت، سنگی
ناحاصلخیر و مصیبت‌بار؟

305
00:28:40,677 --> 00:28:43,972
بقیۀ عمرت رو
فقط باید درگیرِ زنده موندن باشی

306
00:28:43,972 --> 00:28:46,015
بجاش به چیزی که
دارم بهت پیشنهاد میدم فکر کن

307
00:28:47,767 --> 00:28:49,978
من نمی‌دونم تو کی هستی

308
00:28:50,019 --> 00:28:51,980
اهل کجایی

309
00:28:52,021 --> 00:28:54,149
به چی اعتقاد داری
یا حتی اسم واقعیت چیه

310
00:28:54,149 --> 00:28:57,235
شایدم قرار بوده همینجوری باشه

311
00:28:57,277 --> 00:28:59,195
ولی می‌دونم که باید
به هم اعتماد کنیم

312
00:29:01,156 --> 00:29:02,782
باید باهامون بیای

313
00:29:02,824 --> 00:29:04,993
تا بتونیم کِشتیِ دوم رو تشکیل بدیم

314
00:29:04,993 --> 00:29:06,494
بدون تو، نمی‌تونیم بریم

315
00:29:08,705 --> 00:29:10,498
تردید چرا؟

316
00:29:10,498 --> 00:29:14,627
چون همه چیز به این بستگی داره
که اوتر داره حقیقت رو میگه یا نه

317
00:29:14,669 --> 00:29:17,297
نمی‌تونیم به کتیل اعتماد کنیم

318
00:29:17,338 --> 00:29:19,340
ولی بدونِ اون، بقیه نمی‌اومدن

319
00:29:20,675 --> 00:29:23,678
ولی می‌دونم که کتیل دیوونه شد

320
00:29:23,678 --> 00:29:26,848
و بدون هیچ هشدار و اخطاری
یه خانوادۀ بیگناه رو سَلاخی کرد

321
00:29:26,890 --> 00:29:30,185
که به سادگی ممکنه
این اتفاق تکرار بشه

322
00:29:30,226 --> 00:29:31,895
...اگر سوارِ کشتی و توی دریا باشیم

323
00:29:31,936 --> 00:29:34,439
عـ... عواقب اینکار می‌تونه فاجعه آمیز باشه

324
00:29:36,775 --> 00:29:42,030
مگر اینکه من و تو حاضر باشیم
یه کاری براش بکنیم

325
00:29:42,030 --> 00:29:43,239
داستانش زیاد عوض میشه

326
00:29:43,281 --> 00:29:45,074
سخته بدونی باید چه چیزی رو باور کنی

327
00:29:45,116 --> 00:29:47,869
با این حال تو دلت می‌خواد باور کنی -
دلم می‌خواد باور کنم -

328
00:29:47,869 --> 00:29:49,662
مجبورم باور کنم

329
00:29:52,081 --> 00:29:56,044
اگر می‌خوای توی این بیابانِ سنگی بمونی
همین الان بهم بگو

330
00:29:58,505 --> 00:30:00,548
چی میگی، مَردی که اسمش «اوتر»ـه؟

331
00:30:03,927 --> 00:30:05,553
میگم قبوله

332
00:30:11,684 --> 00:30:13,853
توی این سفر
یه نفر رو می‌خوام که بتونم بهش اعتماد کنم

333
00:30:19,901 --> 00:30:21,402
می‌تونی به اندازۀ کافی به من اعتماد کنی

334
00:30:31,538 --> 00:30:32,997
نمی‌خوام مزاحمت بشم

335
00:30:35,583 --> 00:30:36,751
عیبی نداره

336
00:30:39,671 --> 00:30:42,549
باور مرگِ بیورن سخته

337
00:30:43,424 --> 00:30:44,467
آره

338
00:30:46,511 --> 00:30:47,971
ولی حداقل این رو دارم

339
00:30:51,349 --> 00:30:54,310
بارداری؟ بچۀ بیورن‌ـه؟

340
00:30:56,020 --> 00:30:59,107
آره. بچۀ بیورن‌ـه

341
00:31:04,362 --> 00:31:07,866
اون موقع که گونهیلد
بچه‌ش رو از دست داد خیلی بَد بود

342
00:31:10,201 --> 00:31:14,080
متاسفانه، نمی‌تونیم صبر کنیم
تا بچه‌ت حاکمِ کتگات بشه

343
00:31:14,122 --> 00:31:16,499
الان زمانیه که باید
تصمیم‌های سریع و از روی استیصال بگیریم

344
00:31:16,541 --> 00:31:18,251
روس‌ها ممکنه دوباره بهمون حمله کنن

345
00:31:18,293 --> 00:31:21,838
و ما پادشاه یا ملکه‌ای نداریم
که پشت سرش متحد بشیم

346
00:31:24,382 --> 00:31:26,217
تو زَنِ بیورن هستی

347
00:31:26,259 --> 00:31:27,719
بچه‌ش تو شِکَمِته

348
00:31:29,846 --> 00:31:33,558
بنظرم میراثِ
رگنار لاثبروک و بیورن روئین تن

349
00:31:33,600 --> 00:31:35,059
باید زنده بمونه و ادامه پیدا کنه

350
00:31:41,524 --> 00:31:42,901
اونوقت من شانس دارم؟

351
00:31:44,360 --> 00:31:45,904
با آماده سازی‌های درست آره

352
00:31:49,240 --> 00:31:50,867
دلم می‌خواد ملکه بشم

353
00:31:52,702 --> 00:31:53,912
می‌دونم

354
00:32:10,762 --> 00:32:14,849
همیشه همه‌مون
به گذشته برگردونده میشیم

355
00:32:16,059 --> 00:32:19,938
فِرِیدیس، چه شکلی بود؟

356
00:32:21,356 --> 00:32:22,398
هوم

357
00:32:26,027 --> 00:32:27,737
کوچولو بود

358
00:32:27,779 --> 00:32:29,155
مثل تو

359
00:32:30,573 --> 00:32:31,741
ولی موهاش طلایی بود

360
00:32:33,451 --> 00:32:35,495
طبق آداب و سُنَّتِ ما لباس می‌پوشید

361
00:32:35,536 --> 00:32:38,039
موهاش رو می‌بافت... پس

362
00:32:42,335 --> 00:32:43,836
بهش اعتماد داشتم

363
00:32:46,339 --> 00:32:49,175
اون کسی بود
که بهم گفت من یه خدا بودم

364
00:32:54,847 --> 00:32:56,683
می‌خوای چی بگم؟ هان؟

365
00:32:57,892 --> 00:32:59,852
هر چیزی که دلت می‌خواد بگی

366
00:33:04,190 --> 00:33:09,112
باور نمی‌کنم
دلت بخواد به اولگ خیانت کنی

367
00:33:09,153 --> 00:33:11,489
الکی میگی

368
00:33:11,531 --> 00:33:14,617
چطور می‌تونم بهت ثابت کنم؟

369
00:33:14,659 --> 00:33:16,619
نمی‌دونم

370
00:33:36,973 --> 00:33:39,142
واقعاً می‌خوای این کارو بکنی، کتیل؟

371
00:33:39,183 --> 00:33:40,810
البته

372
00:33:40,852 --> 00:33:42,353
نمی‌فهمم

373
00:33:42,353 --> 00:33:44,397
موقعیتت توی ایسلند تثبیت شده‌ست

374
00:33:44,439 --> 00:33:47,859
مجبور نیستیم همه چیز رو
به‌خاطر این سفر به خطر بندازیم

375
00:33:47,859 --> 00:33:50,361
برعکس. مجبوریم

376
00:33:50,403 --> 00:33:51,821
فِرِدی می‌فهمه چی میگم

377
00:33:51,863 --> 00:33:54,532
دنبال رستگاری‌ام. هر دومون دنبالشیم

378
00:33:54,532 --> 00:33:56,534
نمی‌تونم با ارواح زندگی کنم

379
00:33:57,535 --> 00:33:59,704
کارِ بَدی انجام دادیم

380
00:33:59,746 --> 00:34:01,914
ولی الان می‌تونیم
یه کارِ خوب انجام بدیم

381
00:34:01,956 --> 00:34:04,417
خدایان درک می‌کنن و مجازاتمون نمی‌کنن

382
00:34:04,459 --> 00:34:08,087
اگر ساکت می‌موندی، مجازاتت نمی‌کردن

383
00:34:08,087 --> 00:34:13,384
قلبِ بزرگ و صدای بلندی داری، کتیل فلتنوز

384
00:34:13,384 --> 00:34:15,386
ای‌کاش باهوش‌تر بودی

385
00:34:16,637 --> 00:34:18,723
اعتراف می‌کنم
که نِدای قلبم رو گوش میدم

386
00:34:19,891 --> 00:34:22,560
ولی دلم می‌خواد صادق باشم

387
00:34:22,560 --> 00:34:24,645
کی می‌تونه به‌خاطر این کار سرزنشم کنه؟

388
00:34:26,689 --> 00:34:27,857
...من همچنان عاشقت هستم

389
00:34:28,733 --> 00:34:30,193
بخاطر تمام عیب هات

390
00:34:34,405 --> 00:34:36,407
بیا
بیاید ادامه بدیم

391
00:35:08,773 --> 00:35:11,192
خودمون رو به دریا می‌سپاریم

392
00:35:12,276 --> 00:35:13,611
زندگی یه سفره

393
00:35:14,445 --> 00:35:15,488
مثلِ مَرگ

394
00:35:17,782 --> 00:35:20,243
بی‌وقفه به سوی آینده حرکت می‌کنیم

395
00:35:20,284 --> 00:35:21,452
هوم

396
00:35:22,620 --> 00:35:24,455
ولی بعضیا سوار کشتیِ احمق‌هان

397
00:35:35,091 --> 00:35:36,676
می‌خواستم بهت بگم اینگرید

398
00:35:36,717 --> 00:35:39,470
...که دستورِ تشکیل جلسۀ آلدینگ رو دادم

399
00:35:40,805 --> 00:35:42,557
تا حاکمِ جدیدِ کتگات رو انتخاب کنیم

400
00:35:45,309 --> 00:35:46,894
می‌خوام بدونم نامزد میشی یا نه

401
00:35:53,317 --> 00:35:54,986
...فکر نمی‌کردم نامزد بشم

402
00:35:56,988 --> 00:35:58,531
به‌جز به‌خاطر این

403
00:36:01,659 --> 00:36:02,952
این» چیه؟»

404
00:36:06,455 --> 00:36:08,708
بچۀ بیورن توی شکممه

405
00:36:22,513 --> 00:36:24,515
...منو ببخش ولی

406
00:36:24,515 --> 00:36:28,102
یادمه بهم گفتی که
شاه هارالد بهت اهانت کرده بود

407
00:36:28,144 --> 00:36:31,439
پس، شاید بچه‌ای که توی شکمته بچۀ اونه

408
00:36:33,941 --> 00:36:36,652
قبل از اینکه هارلد
بهم اهانت کنه می‌دونستم باردارم

409
00:36:38,529 --> 00:36:40,364
این بچۀ بیورن‌ـه

410
00:36:44,285 --> 00:36:46,412
باید بچۀ من می‌بود

411
00:37:13,105 --> 00:37:14,357
هویتسرک

412
00:37:28,329 --> 00:37:29,705
هویتسرک، هان؟

413
00:38:08,202 --> 00:38:09,537
شاه آیوار

414
00:38:09,578 --> 00:38:11,831
بانو کاتیا می‌خوان شما رو ببینن

415
00:38:11,872 --> 00:38:14,041
چی؟ الان؟ -
آره -

416
00:38:31,642 --> 00:38:32,852
مطمئنی؟

417
00:38:54,206 --> 00:38:55,791
عشقم

418
00:39:05,384 --> 00:39:09,263
نه. خواهش می‌کنم کاتیا

419
00:39:10,681 --> 00:39:12,308
...اگر یه دفعه اولگ

420
00:39:12,391 --> 00:39:14,643
منم فِرِیدیس

421
00:39:16,145 --> 00:39:18,022
نمی‌تونی ببینی؟

422
00:39:24,362 --> 00:39:26,781
فایده‌ای نداره

423
00:39:28,240 --> 00:39:32,495
ناراحت نباش، آیوارِ عزیزم

424
00:39:40,961 --> 00:39:42,380
من میرم بخوابم

425
00:39:45,132 --> 00:39:46,467
شب بخیر گونهیلد

426
00:39:53,182 --> 00:39:54,850
تو نمی‌خوابی؟
