﻿1
00:00:20,186 --> 00:00:22,147
‫- صبح‌ به‌خیر
‫- صبح به‌خیر!

2
00:00:52,927 --> 00:00:56,139
‫- پائولا کجاست؟
‫- شیفت‌ش هنوز شروع نشده.

3
00:01:00,060 --> 00:01:01,144
‫لعنت بر شیطون!

4
00:01:02,145 --> 00:01:03,229
‫صبح‌ به‌خیر

5
00:01:26,127 --> 00:01:28,546
‫اگه کارتون تموم شده، یه لحظه میاین؟

6
00:01:28,546 --> 00:01:29,464
‫اومدم.

7
00:01:31,299 --> 00:01:32,509
‫ببخشید.

8
00:01:33,009 --> 00:01:34,219
‫- باز هم قهوه می‌خواین؟
‫- بله لطفاً.

9
00:01:38,807 --> 00:01:40,225
‫- ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

10
00:01:41,184 --> 00:01:42,685
این خواهرت داره چه غلطی می‌کنه؟

11
00:01:42,685 --> 00:01:44,062
‫نمی‌دونم.

12
00:01:44,062 --> 00:01:46,481
‫وقتی اومد این‌جا، بهش بگو اخراجـه!

13
00:01:46,481 --> 00:01:49,400
‫شاید مریض شده!
تلفن‌ش رو هم جواب نمی‌ده.

14
00:01:50,193 --> 00:01:51,528
به خونه‌ش سر نزدی؟

15
00:01:51,528 --> 00:01:53,238
‫با خودم گفتم میام این‌جا می‌بینمش.

16
00:01:53,238 --> 00:01:55,532
« قاتل همچنان می‌تازد »

17
00:01:55,532 --> 00:01:58,201
‫صورت‌حساب لطفاً!

18
00:01:58,201 --> 00:01:59,536
‫میز 5 صدات می‌زنه.

19
00:02:00,829 --> 00:02:02,247
‫عاشق این عکسشم!

20
00:02:02,247 --> 00:02:03,373
‫بذار ببینم.

21
00:02:06,501 --> 00:02:07,585
‫خوشگله...

22
00:02:10,380 --> 00:02:11,589
‫پیش‌تون باشه.

23
00:02:12,257 --> 00:02:14,092
‫می‌خوام درخواست مفقودی بدم.

24
00:02:14,092 --> 00:02:15,927
‫اما مگه نگفتـین همین دیروز دیدینش؟

25
00:02:16,427 --> 00:02:19,013
‫خبرها رو که خوندید؛ اگه اون یارو 

26
00:02:19,013 --> 00:02:20,348
‫لعنتی!

27
00:02:22,475 --> 00:02:23,726
‫کافیه.

28
00:02:25,311 --> 00:02:26,896
‫می‌دونی همین امروز چند نفر اومدن

29
00:02:26,896 --> 00:02:29,440
‫و گفتن که اون 
‫خواهرشون رو دزدیده؟

30
00:02:30,984 --> 00:02:31,985
‫هفت نفر!

31
00:02:38,366 --> 00:02:41,327
‫می‌دونی چند نفرشون بعد از چند ساعت
‫برگشتن خونه‌شون انگار که هیچی نشده؟

32
00:02:43,288 --> 00:02:44,289
‫همه‌شون!

33
00:02:45,915 --> 00:02:48,835
‫به‌تون پیشنهاد می‌کنم برید خونه‌تون.

34
00:02:49,502 --> 00:02:53,298
‫یه لیوان چای بخورید و استراحت کنید.
‫کتاب بخونید.

35
00:02:54,966 --> 00:02:55,967
‫پائولا؟

36
00:03:07,520 --> 00:03:09,022
‫من خیلی نگرانشم!

37
00:03:10,148 --> 00:03:11,232
‫ببینید.

38
00:03:11,232 --> 00:03:12,692
‫چون فقط یک روز نیومده سرکار

39
00:03:12,692 --> 00:03:14,569
‫دلیل نمی‌شه اتفاق بدی
‫براش افتاده باشه.

40
00:03:16,529 --> 00:03:18,531
‫بلاخره مردم که همه رازهاشون
‫رو به هم‌دیگه نمی‌گن!

41
00:03:44,724 --> 00:03:45,725
‫پائـو؟

42
00:03:52,106 --> 00:03:53,566
‫گربه‌ی لعنتی.

43
00:03:55,068 --> 00:03:57,111
‫همیشه از این‌جور موارد پیش میاد
‫و هربار هم یه دلیل بیشتر نداره

44
00:03:58,613 --> 00:04:00,323
‫- آخه اون گربه‌ش رو تنها توی خونه ول نمی‌کنه بره!
‫- نـه!

45
00:04:00,323 --> 00:04:01,658
‫اونم بدون غذا.

46
00:04:01,658 --> 00:04:04,994
‫گربه‌ها موجودات سرسختی‌ان؛
‫خودم سه‌تـا دارم. حرفم رو باور کن.

47
00:04:04,994 --> 00:04:06,412
‫اما خواهرم هیچوقت از این‌ کارها نمی‌کنه.

48
00:04:07,956 --> 00:04:12,418
‫ببینید؛ معمولاً تو این موارد آخر
‫مشخص می‌شه پیش دوستشون بودن.

49
00:04:13,294 --> 00:04:15,630
‫- برو به گربه‌ش غذا بده.
‫- شما هیچی نمی‌دونید؛

50
00:04:15,630 --> 00:04:17,006
‫اون اصلاً دوست نداره.

51
00:04:17,674 --> 00:04:18,758
‫مطمئنی؟

52
00:04:19,717 --> 00:04:22,762
‫الان شما اومدین این‌جا و حسابی نگران هستین

53
00:04:22,762 --> 00:04:26,266
‫فردا سر و کله‌ش پیدا می‌شه و میاد می‌گه
‫با یکی آشنا شده

54
00:04:27,475 --> 00:04:30,103
‫ببینید خانم؛ بیشتر از این وقت من رو نگیرید

55
00:04:30,812 --> 00:04:32,605
‫کلی کار ریخته روی سرمون.

56
00:04:42,073 --> 00:04:44,659
« زنانِ آبی‌پوش »
[ فصل اول / قسمت دوم ]

57
00:05:34,625 --> 00:05:36,586
پس واسه غذا پیش‌مون نیستی؟

58
00:05:36,586 --> 00:05:40,715
‫بهت که گفتم! قبل از این‌که شیفتم
‫تموم بشه نمی‌تونم جایی برم.

59
00:05:40,715 --> 00:05:43,134
‫خودت که این رو می‌دونی عزیزم!
‫مامان‌بزرگ براتون غذا درست می‌کنه

60
00:05:43,134 --> 00:05:47,263
‫مامان؛ تو که می‌دونی چقدر از دست‌پخت مامان‌بزرگ
‫بدم میاد! افتضاحه.

61
00:05:47,263 --> 00:05:48,765
‫اینقدر لوس‌بازی در نیار.

62
00:05:48,765 --> 00:05:49,891
‫ولش کن مامان.

63
00:05:52,060 --> 00:05:52,894
‫خداحافظ.

64
00:05:54,103 --> 00:05:57,607
‫به‌جاش شام برات میلانیز درست می‌کنم.
‫نظرت چیه؟

65
00:05:59,817 --> 00:06:02,403
‫اگه مامانی غذا درست نکنه من
‫هیچی نمی‌خورم.

66
00:06:16,209 --> 00:06:18,544
‫- حالت خوبه؟
‫- نه؛ نمی‌فهمم چمـه!

67
00:06:18,544 --> 00:06:22,090
‫ترسیدم؛ یا شاید هم استرس دارم
‫نمی‌دونم چیـه.

68
00:06:23,049 --> 00:06:26,219
می‌ترسم این دو هفته زمان
اصلاً کافی نباشه

69
00:06:26,219 --> 00:06:29,389
‫مطمئنم کارت رو بلدی و می‌دونی
‫باید چیکار کنی!

70
00:06:29,389 --> 00:06:30,973
‫- اینطور فکر می‌کنی؟
‫- معلومه که آره عزیزم.

71
00:06:31,557 --> 00:06:33,017
‫به‌نظرت توی مسیر درست قرار دارم؟

72
00:06:35,895 --> 00:06:36,896
‫آره.

73
00:06:37,563 --> 00:06:38,564
‫- آره.
‫- واقعاً؟

74
00:06:38,564 --> 00:06:40,400
‫آره عزیزم؛ معلومه
‫که توی مسیر درستی!

75
00:06:40,400 --> 00:06:41,776
‫- واقعاً؟
‫- آره عزیزم.

76
00:06:41,776 --> 00:06:44,821
‫معلومه که آره. تو از هواپیما پریدی بیرون؛ مگه نه؟

77
00:06:44,821 --> 00:06:47,240
‫- آره.
‫- چترت باز شد؟

78
00:06:49,575 --> 00:06:50,576
‫آره. آره. باز شد.

79
00:06:52,203 --> 00:06:53,663
‫می‌دونی مشکل تو چیـه؟

80
00:06:55,289 --> 00:06:56,707
‫خیلی به‌خودت سخت می‌گیری!

81
00:06:56,707 --> 00:06:59,585
چیزهایی رو که هم بلد نیستی
به مرور زمان یاد می‌گیری

82
00:06:59,585 --> 00:07:01,546
‫قدم به قدم. همه‌چی عالیه!

83
00:07:02,797 --> 00:07:05,007
‫اما این وسط، من هم با بچه‌ها موافقم

84
00:07:05,842 --> 00:07:08,136
‫چون میلانیزهای تو از مامانت خیلی بهتره!

85
00:07:12,181 --> 00:07:13,182
‫ممنون.

86
00:07:19,272 --> 00:07:22,191
‫رستاخیز بدن،

87
00:07:22,692 --> 00:07:24,444
‫و زندگی ابدی.

88
00:07:39,459 --> 00:07:40,710
‫صبح‌ به‌خیر بابا.

89
00:07:54,390 --> 00:07:56,976
‫«با بی‌رحمی»

90
00:08:20,166 --> 00:08:22,585
‫واقعاً می‌خوای اولین روز کاری‌ات دیر کنی؟

91
00:08:22,585 --> 00:08:24,504
‫معلومه که نه مامان جون.

92
00:08:32,762 --> 00:08:35,515
‫گفته بودی بعد یه‌مدت دیگه هیچ خبری
‫از این یارو قاتل نیست!

93
00:08:35,515 --> 00:08:39,602
‫آقای رئیس‌جمهور؛ راستش ما
‫نمی‌خواستیم فضای شهر رو متشنج کنیم.

94
00:08:39,602 --> 00:08:41,521
‫- تحقیقات...
‫- خب پس امیلیو

95
00:08:42,146 --> 00:08:44,148
‫لطفاً برو همین‌ها رو به مطبوعات توضیح بده!

96
00:08:45,691 --> 00:08:48,236
‫برو سراغ روزنامه ملی و جلوشون رو بگیر!

97
00:08:48,236 --> 00:08:50,613
‫با کمال احترام، آقای رئیس جمهور

98
00:08:50,613 --> 00:08:53,574
‫بعید می‌دونم اگر روزنامه
‫بفهمن ما چنین کاری کردیم

99
00:08:53,574 --> 00:08:57,495
‫و همه‌جا پر کنن ما داریم اخبار رو
‫سانسور می‌کنیم به نفع دولت باشه.

100
00:08:57,495 --> 00:09:00,248
‫پس اون رو پیدا کنید
‫و این قضیه رو فیصله بدید!

101
00:09:00,248 --> 00:09:01,874
‫شنیدی چی گفتم ابله؟

102
00:09:01,874 --> 00:09:04,961
‫ما داریم تحقیقات لازم رو انجام می‌دیم
‫آقای رئیس‌جمهور.

103
00:09:04,961 --> 00:09:08,005
‫شیفت‌ها رو افزایش دادیم و بنده همه نیروها رو برای...

104
00:09:08,005 --> 00:09:09,715
‫دیگه از بهونه‌هات خسته شدم امیلیو!

105
00:09:09,715 --> 00:09:11,259
‫ساده‌ترین کار ممکن رو بهت سپردم.

106
00:09:11,259 --> 00:09:13,886
‫این‌که چهره پلیس رو در دید عموم تغییر بدی
‫و آبرومون رو حفظ کنی.

107
00:09:13,886 --> 00:09:15,763
‫می‌تونی این‌کار رو انجام بدی
‫یا به یکی دیگه بگم؟

108
00:09:17,974 --> 00:09:19,225
‫روز شما هم به‌خیر.

109
00:09:32,655 --> 00:09:34,240
‫دیشب هم نیومدی خونه!

110
00:09:36,367 --> 00:09:38,744
‫خواب بمونه برای بعد از این‌که
‫اون حرومزاده رو دستگیر کردم.

111
00:09:45,835 --> 00:09:47,044
‫با بابا حرف زدید؟

112
00:09:47,628 --> 00:09:48,629
‫یه‌جورایی.

113
00:09:51,591 --> 00:09:53,593
‫می‌دونی که هیچوقت این‌جا کار
‫کردن تو توی کتـش نمی‌ره، آره؟

114
00:10:21,787 --> 00:10:25,291
‫وضعیت ما رو ببین. باشگاه
‫خیاطی راه انداختیم واسه‌ خودمون.

115
00:10:25,958 --> 00:10:26,959
‫خدا رو چه دیدی؟

116
00:10:27,543 --> 00:10:30,630
‫این‌که چندتا در و داف دور و ورمون باشه
‫اونقدرها هم بد نیست. می‌دونی؟

117
00:10:30,630 --> 00:10:32,548
‫دهنت رو ببند!

118
00:10:34,008 --> 00:10:36,260
‫یکی باید بره به اون زنیکه‌ها بگه که نباید...

119
00:10:36,260 --> 00:10:37,720
‫نباید چی؟

120
00:10:39,597 --> 00:10:40,598
‫لوزانو؟

121
00:10:41,766 --> 00:10:43,601
‫باز از دنده چپ بلند شدی روماندیا؟

122
00:10:49,440 --> 00:10:53,944
‫آهای. راسته که می‌گن قبل از این‌جا
تو خونه کار می‌کردی؟

123
00:10:57,615 --> 00:10:59,200
‫کاباره بود نه خونه

124
00:11:00,201 --> 00:11:03,120
‫می‌بینید چقدر این بند و بساط‌شون
جدیه بچه‌ها؟

125
00:11:03,788 --> 00:11:07,750
‫اونقدر جدی و مهمه که برداشتن یه نگهبانِ
‫کاباره رو آوردن مسئول این طرح مزخرف کردن!

126
00:11:09,794 --> 00:11:11,796
‫پلیس بودن صرفاً به اون
‫نشان روی لباست نیست.

127
00:11:18,803 --> 00:11:20,179
‫می‌خوای یه‌کاری کنم دوباره برگردی کاباره؟

128
00:11:24,350 --> 00:11:25,935
‫می‌دونستم...

129
00:11:28,646 --> 00:11:29,855
‫همگی لطفاً بنشینید.

130
00:11:36,696 --> 00:11:37,738
‫سلام.

131
00:11:38,614 --> 00:11:39,865
‫حالتون چطوره؟

132
00:11:40,658 --> 00:11:42,034
‫- سلام.
‫- سلام.

133
00:11:42,952 --> 00:11:44,120
‫- سلام.
‫- حالتون چطوره؟

134
00:11:47,623 --> 00:11:48,666
‫عجب بانوان زیبایی.

135
00:11:52,044 --> 00:11:54,004
‫حالتون چطوره خانم‌ها؟

136
00:11:54,004 --> 00:11:55,005
‫خوبیم؛ ممنون.

137
00:11:55,005 --> 00:11:58,092
‫اومدم تا در روز اول کاری‌
‫شما براتون آرزوی موفقیت کنم.

138
00:11:59,009 --> 00:12:03,597
‫و به‌تون یادآوری کنم که شما عزیزان در شهر،

139
00:12:03,597 --> 00:12:06,934
‫نماینده نیروی انتظامی و پلیس شهر هستید.

140
00:12:07,977 --> 00:12:08,978
‫پس...

141
00:12:11,313 --> 00:12:12,314
‫لبخند بزنید!

142
00:12:15,025 --> 00:12:17,069
‫همیشه باید لبخند بزنید.
‫بخندید!

143
00:12:18,738 --> 00:12:20,322
‫آفرین عالیه.
‫جناب سروان...

144
00:12:23,826 --> 00:12:26,704
‫قراره شما عزیزان رو به گروه‌های
‫چهار نفره تقسیم کنیم.

145
00:12:28,664 --> 00:12:32,001
‫پرز، لوپز، کاریون، هرناندز
‫در پارک هاندیدو.

146
00:12:32,001 --> 00:12:36,130
‫سانچز، آئدو، رودریگز، آستورگا.
‫پارک آلامدا.

147
00:12:36,672 --> 00:12:42,511
‫د لا توره، کاماچو، هررا و کروز.
‫پارک سانتایگو.

148
00:12:43,429 --> 00:12:45,264
‫حالا برید آماده بشین.

149
00:12:45,264 --> 00:12:48,809
‫روز خوبی داشته باشین.

150
00:12:48,809 --> 00:12:50,227
‫ممنون.

151
00:12:52,229 --> 00:12:53,272
‫خانم هررا.

152
00:12:54,482 --> 00:12:56,066
‫- شما...
‫- بله قربان گابینا هررا.

153
00:12:56,066 --> 00:12:58,110
‫- بله گابینا هررا. درسته؟
‫- بله قربان.

154
00:12:58,110 --> 00:13:01,864
‫دختر جناب سروان هررا؛ رئیس مرکز؛ درسته؟

155
00:13:01,864 --> 00:13:02,948
‫بله قربان.

156
00:13:02,948 --> 00:13:04,033
‫احسنت.

157
00:13:04,533 --> 00:13:05,826
‫فکر کنم شما، بیشتر از هرکسی

158
00:13:05,826 --> 00:13:07,620
‫متوجه اهمیت کاری هستید که ما انجام می‌دیم.

159
00:13:07,620 --> 00:13:09,830
‫- بله قربان.
‫- هرکسی متوجه این اهمیت نیست.

160
00:13:10,623 --> 00:13:11,624
‫درسته قربان.

161
00:13:11,624 --> 00:13:12,708
‫و این مشکل بزرگیه.

162
00:13:13,667 --> 00:13:15,586
‫بیا این رو تغییر بدیم. موافقی؟

163
00:13:16,170 --> 00:13:18,297
‫و تنها راه انجام این امر، بازگو کردن داستان‌هاست!

164
00:13:18,297 --> 00:13:21,759
‫داستان‌های واقعی، انسانی و صادقانه.

165
00:13:22,510 --> 00:13:24,929
‫- می‌فهمی چی می‌گم؟
‫- نه راستش.

166
00:13:24,929 --> 00:13:26,430
‫می‌خوام داستانت رو بازگو کنی.

167
00:13:27,640 --> 00:13:29,308
‫گابینا هررا.

168
00:13:29,308 --> 00:13:32,144
‫دختر یکی از پلیس‌های ارشد و باسابقه‌ شهر!

169
00:13:32,144 --> 00:13:37,399
‫خواهر سه‌تا از افسرهای پلیس‌ درخشان در مکزیکوسیتی!

170
00:13:37,399 --> 00:13:38,359
‫حالا هم خودش این لباس آبی رو پوشیده
‫و میراث خانواده‌شون رو به دوش می‌کشه.

171
00:13:39,151 --> 00:13:42,321
‫یعنی عکس من قراره بره روی جلد مجله؟

172
00:13:42,321 --> 00:13:43,989
‫آره. خودت.

173
00:13:44,490 --> 00:13:45,491
‫و همینطور پدرت!

174
00:13:46,158 --> 00:13:48,410
‫- نه.
‫- چرا؟

175
00:13:48,410 --> 00:13:51,997
‫- چون اون اصلاً از این چیزها خوشش نمیاد
‫- از چی خوشش نمیاد؟

176
00:13:51,997 --> 00:13:53,666
‫- این‌که توی کانون توجه باشه.
‫- واقعاً؟

177
00:13:53,666 --> 00:13:56,710
‫- آره. اصلاً خوشش نمیاد.
‫- خیلی بد شد که.

178
00:13:58,170 --> 00:14:01,048
‫- آره.
‫- مهم نیست گابینا. ما خودت رو داریم.

179
00:14:01,924 --> 00:14:03,634
‫و فقط همین مهمه.

180
00:14:03,634 --> 00:14:07,054
‫پس وقتی که شیفتت تموم شد
‫بیا توی اتاق کنفرانس؛ من اونجام.

181
00:14:21,151 --> 00:14:23,988
‫- به‌نظرت چه تفنگی به‌مون می‌دن؟
‫- کالیبر 22.

182
00:14:23,988 --> 00:14:26,323
‫- خیلی خوبه.
‫- نیمه‌اتوماتیـکه‌ها! خیلی تفنگ خفنه.

183
00:14:26,323 --> 00:14:28,576
‫بگو ببینم کی رو می‌خوای بُکشی؟

184
00:14:34,164 --> 00:14:35,165
‫ممنون.

185
00:14:41,714 --> 00:14:42,882
‫ببخشید.

186
00:14:42,882 --> 00:14:45,885
‫شما اطلاع ندارید کجا باید بقیه
‫وسایل‌مون رو تحویل بگیریم؟

187
00:14:46,844 --> 00:14:48,220
‫کدوم بقیه وسایل؟

188
00:14:49,889 --> 00:14:51,181
‫تفنگ‌هامون دیگه؟

189
00:14:54,143 --> 00:14:56,520
‫یعنی چی که تفنگی درکار نیست؟

190
00:14:56,520 --> 00:14:59,857
‫تفنگ داشتن یه‌سری کارهای اداری داره.

191
00:14:59,857 --> 00:15:02,192
‫هنوز یکم از کاغذبازی‌هاش مونده.

192
00:15:02,192 --> 00:15:04,278
‫- اون‌وقت کی تموم می‌شه؟
‫- نمی‌دونم.

193
00:15:04,820 --> 00:15:06,572
‫این الان به چه دردمون می‌خوره؟

194
00:15:07,197 --> 00:15:12,161
تا اگر فعالیت غیرقانونی‌ای صورت گرفت ‫با این
سکه‌ها بتونید از باجه تلفن پلیس رو خبردار کنید

195
00:15:16,290 --> 00:15:17,833
‫شنیدین چی گفت؟

196
00:15:17,833 --> 00:15:20,419
‫- شنیدین یا نـه؟
‫- آره وال. آروم باش...

197
00:15:20,419 --> 00:15:24,840
‫یعنی ما، که خودمون پلیس‌ایم
‫باید زنگ بزنیم پلیس بیاد؟

198
00:15:25,424 --> 00:15:26,842
‫جریان این سوت چیه؟

199
00:15:26,842 --> 00:15:31,555
‫که اگر فعالیت غیرقانونی‌ای صورت گرفت،
‫سوت بزنید!

200
00:15:32,932 --> 00:15:35,309
‫اگه فعالیت غیرقانونی‌ای صورت گرفت
‫خودت سوت بزن جناب سروان!

201
00:15:35,309 --> 00:15:37,311
‫ظاهراً سابقه خوبی توی این زمینه دارید.

202
00:15:38,228 --> 00:15:39,396
‫- والنتینا!
‫- چیـه؟

203
00:15:41,649 --> 00:15:43,067
‫بگو رفتارش رو درست کنه

204
00:15:43,067 --> 00:15:44,401
‫فعلاً یه‌خورده عصبانیه...

205
00:15:44,401 --> 00:15:45,986
‫وگرنه از کار بی‌کار می‌شه.

206
00:15:45,986 --> 00:15:49,073
‫فقط این‌که ماشین‌هامون کجاست؟

207
00:15:53,077 --> 00:15:54,578
‫مثل احمق‌ها گول‌شون رو خوردیم.

208
00:15:55,704 --> 00:15:57,998
‫به‌نظر من داری غیرمنطقی رفتار می‌کنی.

209
00:15:59,375 --> 00:16:00,960
‫- من؟
‫- آره؛ تو.

210
00:16:00,960 --> 00:16:02,711
‫رفتار من غیرمنطقیه؟

211
00:16:03,796 --> 00:16:05,881
‫اون‌ها به‌مون دروغ گفتن!
‫این غیرمنطقیه یا کار من؟

212
00:16:05,881 --> 00:16:07,549
‫تاخیر تو کارهای اداری همیشه پیش میاد.

213
00:16:08,217 --> 00:16:10,219
‫داداشم یه‌بار دستبندش رو گم کرد

214
00:16:10,219 --> 00:16:15,099
‫گفت یکی دزدیده اما من مطمئنم
‫یه‌جایی گذاشته و بعداً یادش رفته.

215
00:16:15,099 --> 00:16:18,686
‫اما خب به‌هرحال چهار ماه طول
‫کشید که یه دستبند جدید بهش بدن.

216
00:16:19,395 --> 00:16:21,981
‫هرموقع می‌خواست یکی رو
‫دستگیر کنه از طناب استفاده می‌کرد.

217
00:16:23,148 --> 00:16:26,443
‫بیچاره؛ خیلی خجالت می‌کشید.

218
00:16:27,361 --> 00:16:29,071
‫از نظر من‌که خوب شد تفنگ نداریم.

219
00:16:30,114 --> 00:16:33,117
‫از نظر آماری، وجود تفنگ به جای کاهش،

220
00:16:33,117 --> 00:16:34,493
‫خشونت رو افزایش می‌ده.

221
00:16:34,493 --> 00:16:36,453
‫- واقعاً؟
‫- تحقیقات ثابت کرده.

222
00:16:36,453 --> 00:16:43,085
‫به‌علاوه، 71 درصد از افسران پلیس هیچوقت
‫از تفنگ‌هاشون استفاده نمی‌کنن. حتی یه‌بار.

223
00:16:43,085 --> 00:16:46,422
‫- شنیدی وال؟ اونقدرها هم بد نیست.
‫- آره؛ عالیه.

224
00:16:46,422 --> 00:16:48,298
‫- سلام.
‫- سلام.

225
00:16:48,298 --> 00:16:49,591
‫کار شما خیلی باحاله.

226
00:16:49,591 --> 00:16:51,218
‫ممنونم خانم جوان.

227
00:16:51,218 --> 00:16:52,970
‫شوهر من خلبانه.

228
00:16:53,721 --> 00:16:55,764
‫شما برای کدوم شرکت هواپیمایی کار می‌کنید؟

229
00:17:14,408 --> 00:17:18,495
‫می‌شه به من کمک کنید موزه
‫مکزیکوسیتی رو پیدا کنم؟

230
00:17:20,456 --> 00:17:21,790
‫چه کمکی از دستم برمیاد آقایون؟

231
00:17:21,790 --> 00:17:23,625
‫دوست دارید بریم یه قهوه‌ای چیزی بخوریم؟

232
00:17:24,752 --> 00:17:27,087
‫نه. نمی‌تونم. من درحال انجام وظیفه‌ام.

233
00:17:34,303 --> 00:17:38,974
‫400 متر می‌رین به سمت جنوب،
‫بعد 400 متر هم به سمت غرب.

234
00:17:38,974 --> 00:17:40,059
‫بعد می‌رسین به موزه.

235
00:17:41,602 --> 00:17:43,604
‫فکر کردی من کی‌ام؟ ویراستار روزنامه؟

236
00:17:43,604 --> 00:17:45,814
‫من کلاً سه ماهـه دارم این‌جا کار می‌کنم.

237
00:17:45,814 --> 00:17:47,441
‫این ماجرا سوژه خیلی خوبیه لوکاس!

238
00:17:48,776 --> 00:17:50,360
‫سوت به‌جای تفنگ.

239
00:17:51,570 --> 00:17:53,947
‫- اون‌ها به‌مون دروغ گفتن.
‫- مگه نگفتی نگفتن یکم طول می‌کشه؟

240
00:17:53,947 --> 00:17:56,158
‫این رو نگن چی بگن؟
‫نمیان که بگن دروغ گفتیم!

241
00:17:56,158 --> 00:17:59,411
‫وال؛ تاخیر توی کارهای اداری مکزیکوسیتی
‫اصلاً چیز عجیبی نیست.

242
00:18:01,997 --> 00:18:03,082
‫حالت خوبه تـو؟

243
00:18:03,082 --> 00:18:04,374
‫درمورد چی صحبت می‌کنی؟

244
00:18:04,875 --> 00:18:07,377
‫چرا مثل آدم نمی‌گی مثل
‫سگ ترسیدی عوضی؟

245
00:18:07,377 --> 00:18:10,255
‫وقتی عصبانی‌ای قشنگ می‌خوای
‫بقیه رو هم عصبانی کنی!

246
00:18:10,255 --> 00:18:11,548
‫نه؛ اما...

247
00:18:12,925 --> 00:18:15,010
‫ضروری بود.

248
00:18:15,511 --> 00:18:19,139
‫- این سکه‌ها فقط برای مواقع ضروری‌ِ کاری‌ان.
‫- خب،

249
00:18:19,723 --> 00:18:22,267
‫مجبور شدم عصبانیت‌ام رو
‫سر یکی خالی کنم؛ این ضروریه دیگه.

250
00:18:23,977 --> 00:18:25,312
‫آخه چرا این‌قدر پیگیری؟

251
00:18:27,022 --> 00:18:28,232
‫الان دیگه یه دوست
‫دختر جدید پیدا کرده.

252
00:18:29,942 --> 00:18:32,653
‫مهم نیست.
‫زیاد دوام نمیارن.

253
00:18:33,821 --> 00:18:37,783
‫اون...بهش چی می‌گن؟
‫می‌خواست حرص من رو در بیاره.

254
00:18:38,784 --> 00:18:43,038
‫اوستین؟ اوستین؟ اوستین؟

255
00:18:43,664 --> 00:18:45,207
‫- بیا بریم.
‫- ماریا؟

256
00:18:45,207 --> 00:18:46,500
‫- چی شده؟
‫- اوستین؟

257
00:18:47,042 --> 00:18:48,877
‫- اوستین گم شده!
‫- اوستین کیه؟

258
00:18:48,877 --> 00:18:51,255
‫- سگم
‫- خب چه شکلـیه؟

259
00:18:51,255 --> 00:18:53,966
‫کوچیکه.
‫سفید با خال‌خال‌های قهوه‌ای.

260
00:18:53,966 --> 00:18:56,051
‫نگران نباش. ما کمکت می‌کنیم پیداش کنی.

261
00:18:56,051 --> 00:19:00,097
‫نه نمی‌تونیم کمک کنیم
‫چون کارمون این نیست.

262
00:19:00,097 --> 00:19:03,225
‫- الان هم برو رد کارت بچه‌مون؛ خداحافظ.
‫- نه؛ صبرکن.

263
00:19:03,851 --> 00:19:05,310
‫راستش کارمون دقیقاً همینه.

264
00:19:06,061 --> 00:19:08,772
‫کمک به بقیه وقتی نیاز دارن؛
‫این بچه هم الان به کمک ما نیاز دارن.

265
00:19:10,482 --> 00:19:12,484
‫چرا همیشه باید دقیقاً اون‌کاری
‫که بهت گفته شده رو انجام بدی؟

266
00:19:14,444 --> 00:19:17,781
‫حتی وقتی بچه بودیم هم هیچوقت
‫موقع نقاشی کردن از خط بیرون نمی‌زدی!

267
00:19:18,657 --> 00:19:20,284
‫چون دقیقاً برای همین وجود دارن.

268
00:19:21,368 --> 00:19:24,663
‫من پلیس نشدم که بگردم دنبال سگ های گمشده.

269
00:19:25,914 --> 00:19:26,915
‫تو چی؟

270
00:19:27,457 --> 00:19:28,542
‫تـو چی؟

271
00:19:28,542 --> 00:19:30,169
‫- می‌بینی؟ هیچکس
‫- چی رو می‌بینم؟

272
00:19:30,169 --> 00:19:31,879
‫این‌که هیچکس دلش
‫نمی‌خواد اینکارو کنیم.

273
00:19:32,588 --> 00:19:34,715
‫من و داداشام اختلافات‌مون
‫رو با پرتاب سکه حل می‌کردیم.

274
00:19:36,800 --> 00:19:37,801
‫باشه.

275
00:19:39,428 --> 00:19:41,221
‫- باشه.
‫- حله. خط.

276
00:19:45,017 --> 00:19:46,185
‫اوستین.

277
00:19:50,230 --> 00:19:51,273
‫اوستین؟

278
00:19:57,988 --> 00:19:59,072
‫اوستین!

279
00:20:08,999 --> 00:20:10,500
‫اوستین.

280
00:20:20,552 --> 00:20:21,803
‫اوستین!

281
00:20:26,225 --> 00:20:28,852
‫- اسمش رو صدا بزنید.
‫- اوستین.

282
00:20:30,771 --> 00:20:33,565
‫اوستین. عزیزم. بیا این‌جا!

283
00:20:34,358 --> 00:20:35,234
‫پیداش کردم!

284
00:20:35,609 --> 00:20:36,610
‫سلام.

285
00:20:37,319 --> 00:20:39,738
‫معما حل شد. الان دیگه می‌تونیم بریم؟

286
00:20:39,738 --> 00:20:40,739
‫این‌جا رو ببین.

287
00:20:42,866 --> 00:20:45,035
‫وای چقدر بامزه‌ست.

288
00:20:45,869 --> 00:20:47,746
‫نگاه‌ش کن. نگاه‌ش کن.

289
00:20:48,330 --> 00:20:49,456
‫نگاه‌ش کن.

290
00:20:54,419 --> 00:20:55,420
‫چی شده؟

291
00:21:01,301 --> 00:21:02,469
‫چی شده؟

292
00:21:15,983 --> 00:21:17,442
‫مردم رو از این‌جا دور کنید لطفاً.

293
00:21:21,363 --> 00:21:23,949
‫مثل بقیه قربانی‌ها؛ یه زن با موهای قهوه‌ای تیره

294
00:21:24,658 --> 00:21:29,246
‫بدون لباس
‫پا، مچ پا و دستاش هم بسته شدن.

295
00:21:29,246 --> 00:21:30,497
‫علت مرگ؟

296
00:21:30,497 --> 00:21:33,083
‫به احتمال زیاد خفه شده؛ اما باید منتظر
‫نتایج پزشکی قانونی باشیم.

297
00:21:33,083 --> 00:21:35,168
‫- جواهری چیزی همراه‌ش نبوده؟
‫- یه گردنبند.

298
00:21:35,168 --> 00:21:37,212
‫خیلی‌خب؛ بفرستید مرکز

299
00:21:37,212 --> 00:21:40,549
‫بده خوب بررسی‌ش کنن.
 شاید اثر انگشتی روش باشه.

300
00:21:40,549 --> 00:21:41,466
‫دیگه چی؟

301
00:21:42,092 --> 00:21:43,927
‫منطقه رو زیر و رو کردیم
‫هیچکس هیچی ندیده.

302
00:21:43,927 --> 00:21:46,638
‫گوش کن؛ برید دوباره بگردید و
‫از همه پرس‌وجو کنید.

303
00:21:47,139 --> 00:21:49,558
‫- شاهد نیاز داریم!
‫- باشه.

304
00:21:57,065 --> 00:21:58,108
‫لعنتی!

305
00:21:59,443 --> 00:22:00,610
‫کی جسد رو پیدا کرده؟

306
00:22:00,610 --> 00:22:01,987
‫اصلاً از شنیدنش خوشحال نمی‌شید.

307
00:22:05,782 --> 00:22:07,409
‫چیز دیگه‌ای هم هست که باید بدونم واکا؟

308
00:22:08,118 --> 00:22:10,078
‫یه سگ اون‌ها رو کشونده سمت جسد.

309
00:22:11,288 --> 00:22:17,085
‫اما وقتی رسیدیم، دیدیم که این خانم
‫روی جسد رو با کُت‌شون پوشونده.

310
00:22:17,586 --> 00:22:20,756
‫چرا یکی باید تو صحنه جرم دخالت کنه؟

311
00:22:21,340 --> 00:22:22,341
‫برای ادای احترام.

312
00:22:27,137 --> 00:22:28,472
‫احترام؟

313
00:22:30,265 --> 00:22:31,933
‫بذار یه نصیحتی بهت بکنم دختر جون.

314
00:22:32,601 --> 00:22:37,105
‫اگه می‌خوای به کسی که مرده کمک کنی،
‫اول احترام صحنه جرم رو نگه دار.

315
00:22:37,105 --> 00:22:39,191
‫بعد اگر ممکن بود، به جسد ادای احترام کن.

316
00:22:40,567 --> 00:22:41,526
‫فهمیدی؟

317
00:22:46,239 --> 00:22:47,824
‫- فهمیدی؟
‫- فهمیدم.

318
00:22:52,079 --> 00:22:53,997
‫- شناسایی‌اش نکردید؟
‫- نه هنوز.

319
00:22:55,332 --> 00:22:58,919
‫خیلی‌خب؛ لیست افراد گمشده رو بررسی کنید.

320
00:22:59,419 --> 00:23:00,921
‫- باید یه‌چیزی پیدا کنیم.
‫- باشه.

321
00:23:02,172 --> 00:23:04,466
‫کنار جسد یه رد پا هست.

322
00:23:04,966 --> 00:23:06,468
‫بهتره قالب‌گیری‌اش کنید.

323
00:23:17,938 --> 00:23:18,939
‫دیاز

324
00:23:23,902 --> 00:23:25,904
‫رد پا رو ثبت کنید.

325
00:23:33,036 --> 00:23:34,454
‫- واکا؟
‫- بله قربان؟

326
00:23:37,457 --> 00:23:39,126
لطفاً این‌ها رو از این‌جا ببر

327
00:23:39,126 --> 00:23:41,628
‫اظهارات‌شون رو توی مرکز ثبت کنید.

328
00:23:45,465 --> 00:23:47,509
‫بریم. برای امروز کافیه.

329
00:23:49,511 --> 00:23:50,512
‫گفتم بریم.

330
00:24:23,920 --> 00:24:26,548
من این حق رو دارم که برای خودم تصمیم‌گیری کنم
‫

331
00:24:26,548 --> 00:24:29,176
‫اگه تو این رو متوجه نمی‌شی، مشکل من نیست.

332
00:24:31,303 --> 00:24:34,222
‫می‌خوای آزاد باشی؟
‫خب از ماشین من برو بیرون.

333
00:24:48,945 --> 00:24:49,946
‫- ماریا؟
‫- چیه؟

334
00:24:53,074 --> 00:24:54,284
‫اون‌ تو رو هم یادِ...

335
00:24:55,619 --> 00:24:56,620
‫یادِ کی؟

336
00:24:58,371 --> 00:24:59,372
‫یادِ ناتالیا انداخت؟

337
00:25:00,749 --> 00:25:01,958
این چه حرفیه؟

338
00:25:04,419 --> 00:25:05,754
‫اون‌ اصلاً شبیه‌ ناتالیا نبود.

339
00:25:08,048 --> 00:25:10,592
‫من که نگفتم شبیه‌ش بود؛
‫گفتم من رو یادش انداخت...

340
00:25:11,343 --> 00:25:12,302
‫بیخیال.

341
00:25:21,353 --> 00:25:23,438
‫روز اول کاری چطوره؟

342
00:25:23,438 --> 00:25:25,982
‫خوبه فکرکنم اما...

343
00:25:25,982 --> 00:25:30,320
‫پس خوب بود نه؟ دیگه استرس نداری
‫دیدی؟ هیچ مشکلی پیش نیومد.

344
00:25:30,320 --> 00:25:32,948
‫آره خب؛ اما با این حال هم‌چنان روز عجیبیه.

345
00:25:33,782 --> 00:25:35,992
‫فکرکنم این بتونه حال رو خوب کنه.

346
00:25:37,452 --> 00:25:38,537
‫سلام مامان

347
00:25:39,037 --> 00:25:40,539
‫- سلام عزیزم
‫- آهای! من داشتم باهاش حرف می‌زدم

348
00:25:40,539 --> 00:25:44,626
‫حدس بزن چی شده؟ من به معلم‌ام گفتم
‫تو یه پلیسی و مجرم‌ها رو دستگیر می‌کنی.

349
00:25:45,210 --> 00:25:46,336
‫مامان مجرم دستگیر کرده؟

350
00:25:46,336 --> 00:25:48,880
‫مامان راست گفت یکی رو دستگیر کردی؟

351
00:25:50,048 --> 00:25:52,259
‫- همزمان حرف نزنید.
‫- نه عزیزم.

352
00:25:52,259 --> 00:25:53,593
‫امروز تازه روز اول بود.

353
00:25:53,593 --> 00:25:56,721
‫معلم‌ام گفت مجرم‌های واقعی خودِ پلیس‌ها هستن.

354
00:25:56,721 --> 00:25:58,473
‫اون نظر شخصی‌اش رو گفته.

355
00:25:58,473 --> 00:26:00,350
‫اما خب اشتباه می‌کنه! دیوونه‌ست.

356
00:26:01,476 --> 00:26:04,062
‫- مامان کی میای خونه؟
‫- ساعت 7.

357
00:26:04,938 --> 00:26:06,731
‫یادتون نره مشق‌هاتون رو بنویسید؛ باشه؟

358
00:26:07,482 --> 00:26:10,777
‫دلم براتون خیلی تنگ شده.
‫گوشی رو بدید باباتون.

359
00:26:10,777 --> 00:26:12,237
.باشه -
.دوستت داریم -

360
00:26:15,448 --> 00:26:16,616
.الو -
.الو -

361
00:26:17,742 --> 00:26:19,661
.صحبت کردن باهات خیلی بهم کمک می‌کنه

362
00:26:20,537 --> 00:26:22,539
امروز چه اتفاق عجیبی افتاده؟

363
00:26:22,539 --> 00:26:24,457
لوزانو می‌خواد در مورد اجساد
.باهاتون صحبت کنه

364
00:26:25,166 --> 00:26:26,751
!همین الان -
.باشه، اومدم -

365
00:26:28,545 --> 00:26:30,046
بعداً صحبت می‌کنیم، باشه؟ -
مطمئنی؟ -

366
00:26:30,046 --> 00:26:31,756
.باید برم. بعداً می‌بینمت

367
00:26:31,756 --> 00:26:33,758
.خیلی‌خب، خداحافظ -
.خداحافظ -

368
00:26:41,266 --> 00:26:43,143
.همین الان یه مظنون رو بازداشت کردن

369
00:26:43,727 --> 00:26:46,646
.یه مرد گنده‌بک، قد کوتاه، تاس و ریش‌دار

370
00:26:47,689 --> 00:26:49,024
.حدأقل 30 سالشـه

371
00:26:50,025 --> 00:26:51,192
.تو پارک کار می‌کنه

372
00:26:51,693 --> 00:26:53,570
هیچ‌کدوم‌تون موقع شیفت‌تون اونو ندیدید؟

373
00:26:54,237 --> 00:26:55,739
.نه -
.نه -

374
00:26:56,323 --> 00:26:57,324
مطمئنید؟

375
00:27:01,119 --> 00:27:02,412
.اومدش

376
00:27:23,767 --> 00:27:28,188
گوش کنید. قبل از رفتن این اظهارنامه‌ها
.رو پُر می‌کنید می‌ذارید رو میزم

377
00:27:29,105 --> 00:27:31,358
.اون باشه واسه بعد. بریم -
.داریم میریم -

378
00:27:31,358 --> 00:27:33,151
.بجنبید، یالا. راه بیفتید

379
00:27:47,707 --> 00:27:50,919
.نمی‌تونم. نمی‌تونم

380
00:27:50,919 --> 00:27:52,671
می‌تونی تصور کنی چی‌ها کشیده؟

381
00:27:53,171 --> 00:27:55,382
چقدر ترسیده بوده؟

382
00:27:56,132 --> 00:27:57,342
.الان پیش خداست

383
00:27:58,843 --> 00:28:00,053
،پیش خدا نیست

384
00:28:00,053 --> 00:28:00,220
داخل یه قوطی حلبی توی یه
.سردخونه‌ی کوفتیـه

385
00:28:00,220 --> 00:28:01,096
.نه، این چیزیـه که فقط آدمایی مثل تو میگن

386
00:28:02,347 --> 00:28:04,182
.همش در مورد حکمت خداتون حرف می‌زنید

387
00:28:04,766 --> 00:28:08,395
.حکمت خدایِ من نیست
.حکمت خدایِ یگانه‌ست

388
00:28:09,562 --> 00:28:12,315
مادربزرگم میگه تو فصل 29اُم
...کتاب ارمیا» نوشته که»

389
00:28:12,315 --> 00:28:14,067
پس اینجا داریم چه غلطی می‌کنیم؟

390
00:28:14,067 --> 00:28:17,278
میشه توضیح بدی اگه ته‌ِش همه‌ی این قتل‌ها

391
00:28:17,278 --> 00:28:22,492
حکمت خداست، پس چرا ما داریم
دنبال قاتل می‌گردیم؟

392
00:28:22,492 --> 00:28:23,910
.والنتینا، راحتش بذار

393
00:28:28,498 --> 00:28:29,874
.من اظهارنامه‌ش رو تموم می‌کنم

394
00:28:31,793 --> 00:28:33,128
خوبی؟

395
00:28:34,421 --> 00:28:37,173
خوبی؟ -
.نمی‌خواستم ناراحتش کنم -

396
00:28:42,887 --> 00:28:46,182
.رئیسش میگه شیفت‌هاش 24 ساعته‌ست

397
00:28:46,182 --> 00:28:48,643
.و فقط هفته‌ای یه بار لازمـه که گزارش بده

398
00:28:49,644 --> 00:28:53,356
یعنی مظنون می‌تونسته برای
.بازه‌های طولانی سر کارش غایب باشه

399
00:28:53,356 --> 00:28:55,442
.و فقط هم به همین مرد جواب میده و بس

400
00:28:57,527 --> 00:29:00,071
.اظهارنامه‌هامون، کاراگاه

401
00:29:01,322 --> 00:29:02,782
چیز دیگه‌ای لازم ندارید؟ -
.نه -

402
00:29:03,283 --> 00:29:05,910
.تازه، قبلاً به جرم قتل  زندان رفته

403
00:29:06,411 --> 00:29:08,163
دیگه چی لازمـه که بندازیمش پُشت میله‌ها؟

404
00:29:08,163 --> 00:29:09,914
علائمی از عقب‌موندگیِ ذهنی
.از خودش نشون داده

405
00:29:09,914 --> 00:29:13,418
.عقب‌موندگیِ ذهنی
.دیگه

406
00:29:13,418 --> 00:29:16,796
.می‌دونم، لوزانو. ولی مدرک می‌خوایم

407
00:29:17,922 --> 00:29:19,966
و حالا که حرف از
...مدرک بالقوه شد

408
00:29:19,966 --> 00:29:22,594
.بیا، سوفی. کنار من بشین

409
00:29:22,594 --> 00:29:23,762
.بده اثر انگشت‌ها رو ببینیم

410
00:29:23,762 --> 00:29:24,971
.اثر انگشت‌ها مطابقت دارن

411
00:29:33,146 --> 00:29:34,147
...آقایون

412
00:29:36,191 --> 00:29:39,861
.این پرونده رو ببرید پیش سَردفتر اسناد رسمی
.بهش بگید اعتراف‌نامه رو تنظیم کنه

413
00:29:40,028 --> 00:29:41,488
.باید به مادرش زنگ بزنیم -
.نه -

414
00:29:41,988 --> 00:29:43,573
.اول اعتراف‌نامه رو امضاء کنه بعد

415
00:29:43,573 --> 00:29:44,699
.لوزانو، با من بیا

416
00:30:12,101 --> 00:30:13,311
.مارگاریتو

417
00:30:14,979 --> 00:30:16,231
این زن رو می‌شناسی؟

418
00:30:22,987 --> 00:30:24,030
تیتو؟

419
00:30:25,865 --> 00:30:26,866
تیتو؟

420
00:30:27,826 --> 00:30:29,244
این زن رو می‌شناسی؟

421
00:30:37,085 --> 00:30:40,839
کسی قهوه می‌خواد؟ -
.ممنون، عزیزم. بدجوری دلم قهوه می‌خواست -

422
00:30:46,302 --> 00:30:47,345
به‌نظرت خوشگلـه؟

423
00:30:52,559 --> 00:30:55,895
داشته تو پارکی که تو
.توش کار می‌کنی قدم می‌زده

424
00:30:57,188 --> 00:30:58,398
اونو دیدی، درستـه؟

425
00:30:59,983 --> 00:31:02,277
،دیدیش و می‌خواستی باهاش حرف بزنی
درست میگم؟

426
00:31:04,904 --> 00:31:08,241
،چون می‌خواستی باهاش حرف بزنی
بهش نزدیک شدی، درستـه؟

427
00:31:08,825 --> 00:31:10,118
.ولی اون تو رو پَس زد

428
00:31:11,494 --> 00:31:12,996
تو هم عصبانی شدی، درستـه؟

429
00:31:13,955 --> 00:31:16,124
از کوره در رفتی، تیتو، مگه نه؟

430
00:31:19,711 --> 00:31:21,004
چرا این کار رو کردی؟

431
00:31:21,004 --> 00:31:23,381
کجا میری، داداش؟

432
00:31:23,381 --> 00:31:24,549
!بگیر بشین سر جات

433
00:31:25,633 --> 00:31:28,761
.29اُم مارسِ 1971»

434
00:31:28,761 --> 00:31:32,599
.مظنون پائولا ماچادو روخو رو دنبال کرده

435
00:31:33,141 --> 00:31:35,768
«.بهش نزدیک شده، باهاش حرف زده

436
00:31:37,145 --> 00:31:39,147
.و بعدش هم اونو کُشتی، 

437
00:31:39,147 --> 00:31:40,648
چرا این کار رو کردی، تیتو؟

438
00:31:40,648 --> 00:31:42,901
چرا این بلا رو سرشون آوردی، تیتو؟

439
00:31:45,570 --> 00:31:45,653
خوب نگاه کن چون قراره
!تقاصِ این کارت رو پس بدی

440
00:31:45,653 --> 00:31:49,282
.اعتراف‌نامه رو امضاء می‌کنی
.و تقاص این کارت رو پس می‌دی

441
00:31:49,282 --> 00:31:51,868
!خودکار کوفتی رو بردار، تیتو
...اعتراف‌نامه رو امضاء می‌کنی

442
00:31:51,868 --> 00:31:54,203
.اون نمی‌فهمه چی می‌گید
یعنی خودتون نفهمیدید؟

443
00:31:54,203 --> 00:31:57,415
تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟
!همین الان برو بیرون

444
00:31:57,415 --> 00:32:01,127
.باشه، داشتم می‌رفتم -
!اینو امضاء می‌کنی، تیتو -

445
00:32:07,967 --> 00:32:10,345
.لطفاً به چیزی دست نزنید -
.خیلی‌خب -

446
00:32:11,179 --> 00:32:13,765
.گابریلا، عزیزم

447
00:32:14,891 --> 00:32:18,811
.گابینا -
.گابینا. چه اسمِ قشنگی -

448
00:32:18,937 --> 00:32:22,607
.یه سورپرایز برات دارم
.یه سورپرایز خیلی بزرگ

449
00:32:24,192 --> 00:32:25,526
درست نمیگم، فرمانده؟

450
00:32:33,117 --> 00:32:39,040
،با خودم گفتم اگه عکس گابینا روی جلد باشه
.خیلی خوب میشه

451
00:32:39,040 --> 00:32:43,628
،ولی اگه پدر و دختر روی جلد باشن، عالی میشه
.فوق‌العاده میشه

452
00:32:44,128 --> 00:32:49,842
بعد با خودم گفتم «بذار ببینم بابات چقدر
از مرکز توجه شدن بدش میاد». خب؟

453
00:32:50,510 --> 00:32:52,470
واسه همین شما رو خبر کردم. باشه، فرمانده؟

454
00:32:53,137 --> 00:32:54,347
.بریم

455
00:32:55,264 --> 00:32:57,642
.بریم به کارمون برسیم

456
00:32:59,102 --> 00:33:00,186
.خودشـه

457
00:33:00,186 --> 00:33:01,813
.خیلی‌خب، شروع کنیم

458
00:33:01,813 --> 00:33:04,691
فرمانده، میشه یکم نزدیک‌تر به
دخترتون وایسید؟

459
00:33:06,109 --> 00:33:07,110
لطفاً؟

460
00:33:14,367 --> 00:33:17,453
فرمانده، میشه دخترتون رو بغل کنید؟

461
00:33:18,955 --> 00:33:21,457
.بغلش کنید، فرمانده. دست‌تون رو بذارید دورش

462
00:33:23,626 --> 00:33:25,253
.حالا لبخند بزنید

463
00:33:26,504 --> 00:33:28,673
.لبخند بزنید، فرمانده

464
00:33:31,009 --> 00:33:35,054
!خودشـه! عالیـه! عالیـه -
.یکی دیگه -

465
00:33:40,935 --> 00:33:43,062
.آبی‌پوش. آبی‌پوش. بیا اینجا

466
00:33:44,939 --> 00:33:47,400
.خواهر قربانی اینجاست

467
00:33:47,400 --> 00:33:50,153
.اومده جسد رو شناسایی کنه
.ببرش سردخونه

468
00:33:50,778 --> 00:33:52,238
چی؟ من؟

469
00:33:53,364 --> 00:33:55,158
مگه غیر تو کس دیگه‌ای اینجاست؟

470
00:33:55,158 --> 00:33:58,703
.من باید تا 7 خونه باشم
.به خانواده‌ام قول دادم

471
00:33:58,703 --> 00:34:00,997
.به خود پاپ هم قول داده باشی برام مهم نیست

472
00:34:02,915 --> 00:34:05,585
.بیا اینجا. بیا

473
00:34:06,127 --> 00:34:09,005
کاری که بهت میگن رو می‌کنی، شیرفهم شد؟

474
00:34:09,005 --> 00:34:13,718
.تازه، زن‌ها تو این مسائل بهترن. بگیرش

475
00:34:21,768 --> 00:34:24,020
شب‌تون بخیر. جسیکا ماچادو هستید؟

476
00:34:24,520 --> 00:34:26,022
.بله -
.بنده ماریا دلا توره هستم -

477
00:34:26,856 --> 00:34:29,275
.شرمنده دیر اومدم، سر کار بودم

478
00:34:30,068 --> 00:34:31,110
.با من بیاید

479
00:34:31,611 --> 00:34:32,862
پائولا خوبـه؟

480
00:34:35,031 --> 00:34:36,032
ببخشید؟

481
00:34:37,325 --> 00:34:40,036
.بهم گفتن اطلاعاتی در مورد خواهرم دارید

482
00:34:41,370 --> 00:34:42,371
تو دردسر افتاده؟

483
00:34:42,997 --> 00:34:44,415
چیز دیگه‌ای به‌تون نگفتن؟

484
00:34:46,375 --> 00:34:47,376
مثلاً چی؟

485
00:34:50,046 --> 00:34:51,464
.بشینید. لطفاً

486
00:34:57,345 --> 00:34:59,305
...خواهرتون -
.پائولا -

487
00:34:59,847 --> 00:35:00,973
.پائولا

488
00:35:03,851 --> 00:35:06,104
.امروز بعد از ظهر یه جسد تو پارک پیدا کردیم

489
00:35:06,729 --> 00:35:07,730
چی؟

490
00:35:09,023 --> 00:35:10,233
...ازتون می‌خوایم که

491
00:35:12,235 --> 00:35:13,778
.جسد رو شناسایی کنید

492
00:35:26,791 --> 00:35:27,834
.پیشی کوچولوی من

493
00:35:29,460 --> 00:35:32,630
خواهرتون هستن؟ -
.پائولا -

494
00:35:34,340 --> 00:35:35,633
.پائولائـه

495
00:35:38,553 --> 00:35:41,055
چه بلایی سرت آوردن، پیشی کوچولو؟

496
00:35:55,278 --> 00:35:57,822
!نه

497
00:36:10,585 --> 00:36:11,627
می‌خواستید من رو ببینید؟

498
00:36:14,380 --> 00:36:16,257
.دوتای اولی

499
00:36:17,425 --> 00:36:19,427
.تو اولین روزِ کاری اولین جسدت رو پیدا کردی

500
00:36:20,887 --> 00:36:23,097
...نمی‌دونم کمکی می‌کنه یا نه ولی

501
00:36:25,766 --> 00:36:27,185
.لُخت‌کن اعتراف کرد

502
00:36:27,852 --> 00:36:28,853
چی؟

503
00:36:29,937 --> 00:36:32,481
.فردا صبح جلسه‌ی دادگاهش برگزار میشه

504
00:36:35,234 --> 00:36:38,571
.شرمنده ولی اون رو مجبورش کردن امضاء کنه
.اون ثبات ذهنی نداره

505
00:36:38,571 --> 00:36:40,907
.البته که نداره
.شیش‌تا زن رو کُشته

506
00:36:41,866 --> 00:36:43,034
...ولی -
.می‌فهمم -

507
00:36:44,327 --> 00:36:47,371
،اولین جسدت رو دیدی
.ولی به همین دلیل ما مدرک کافی داریم

508
00:36:47,371 --> 00:36:48,956
.من اونجا بودم، سروان

509
00:36:48,956 --> 00:36:53,044
،اونا زدنش، نمی‌تونست صحبت کنه
.سه‌تا مأمور ریخته بودن سرش

510
00:36:53,044 --> 00:36:54,670
...حتی نمی‌تونست خودکار -
!بس کن -

511
00:36:56,547 --> 00:36:57,840
.دیگه یه کلمه هم در موردش نشنوم

512
00:36:59,967 --> 00:37:02,386
یه‌چیز دیگه هم بهت میگم که
.بعداً به‌خاطرش ازم تشکر می‌کنی

513
00:37:06,265 --> 00:37:08,517
.شوهرت دلش نمی‌خواد در مورد این چیزها بشنوه

514
00:37:10,353 --> 00:37:11,812
.در مورد این مسائل تو خونه هیچی نگو

515
00:37:13,856 --> 00:37:14,899
.بهم اعتماد کن

516
00:37:15,983 --> 00:37:18,361
.زنِ سابقم خودش مدرکیـه واسه اثبات این قضیه

517
00:37:19,904 --> 00:37:21,113
.برو خونه. دیر وقتـه

518
00:37:23,366 --> 00:37:24,367
.شب بخیر

519
00:37:51,352 --> 00:37:52,603
می‌خواید برسونم‌تون؟

520
00:37:57,566 --> 00:37:58,609
.همینجاست

521
00:38:05,908 --> 00:38:08,744
میشه بگی اون شب چه اتفاقی افتاد؟

522
00:38:13,874 --> 00:38:16,711
.بدجوری عجله داشت
.منم مشکوک شده بودم

523
00:38:17,336 --> 00:38:18,754
صبر می‌کنی منم بیام؟

524
00:38:19,380 --> 00:38:22,925
نه. همین الانم دیرم شده و
.تو هم همیشه میگی سر وقت باش

525
00:38:24,760 --> 00:38:26,846
.کاش حدأقل میگفتی واسه چه کاری دیرت شده

526
00:38:26,846 --> 00:38:30,808
.خداحافظ -
.پائولا، این شهر خیلی خطرناکـه -

527
00:38:32,852 --> 00:38:35,229
.یه دقیقه بعد رفتم بیرون ولی رفته بود

528
00:38:48,367 --> 00:38:49,702
.فقط ماشین طرف رو دیدم

529
00:38:50,661 --> 00:38:52,246
.سقفش سفید بود

530
00:38:52,246 --> 00:38:56,125
تهِ کوچه پارک شده بود ولی
.موتورش روشن بود

531
00:39:00,796 --> 00:39:02,381
قبلاً اون ماشین رو دیده بودی؟

532
00:39:04,675 --> 00:39:05,676
.هرگز

533
00:39:06,719 --> 00:39:08,346
.اصلاً قیافه‌اش آشنا نبود

534
00:39:09,263 --> 00:39:11,223
این جزو کارهای همیشگیِ پائولاست؟

535
00:39:12,558 --> 00:39:13,684
چی؟

536
00:39:14,268 --> 00:39:16,020
.سوارِ ماشین غریبه‌ها شدن

537
00:39:17,521 --> 00:39:18,814
منظورت چیـه؟

538
00:39:18,814 --> 00:39:20,358
...منظورم اینه که

539
00:39:20,358 --> 00:39:22,818
تا حالا زیاد دیدم سوارِ
ماشینِ غریبه‌ها بشه یا نه؟

540
00:39:24,111 --> 00:39:25,196
منظورت اینه ول بوده؟

541
00:39:25,196 --> 00:39:26,447
.نه

542
00:39:26,447 --> 00:39:28,324
.داری به خواهرم میگی ولگرد

543
00:39:28,324 --> 00:39:30,368
.نه، نه، معلومه که نه

544
00:39:31,786 --> 00:39:32,870
.جسیکا

545
00:39:32,870 --> 00:39:35,790
چطور می‌تونی در مورد کسی که
تا حالا ندیدیش همچین حرفی بزنی؟

546
00:39:35,790 --> 00:39:37,208
.خجالتم خوب چیزیـه

547
00:39:44,715 --> 00:39:45,925
.ممنون -
.خداحافظ -

548
00:39:45,925 --> 00:39:50,596
فرمانده. ممنون که وقت باارزش‌تون رو
.در اختیار ما گذاشتید

549
00:39:53,933 --> 00:39:55,393
.و ممنون از تو، گابینا

550
00:39:55,893 --> 00:39:58,979
:یا به قول جوون‌های امروزی
.«ترکوندی، عزیزم»

551
00:39:59,980 --> 00:40:01,982
به‌نظرتون فوق‌العاده نبود، فرمانده؟

552
00:40:10,116 --> 00:40:11,117
.بابا

553
00:40:12,618 --> 00:40:13,828
...ممنون که قبول

554
00:40:19,083 --> 00:40:21,544
به‌خاطر اینکه من رو
.تو این موقعیت قرار دادی

555
00:40:23,045 --> 00:40:24,797
.مسخره‌بازی نیست که

556
00:40:25,256 --> 00:40:26,966
.تو نمی‌دونی اون بیرون چه خبره

557
00:40:29,135 --> 00:40:32,138
.سعی کردم بهت هشدار بدم
.سعی کردم ازت مراقبت کنم

558
00:40:34,223 --> 00:40:36,767
تا وقتی بهت اجازه ندادم
!تو چشم‌هام نگاه نکن

559
00:40:47,903 --> 00:40:49,738
.دیگه تو خونه‌ی من جایی نداری

560
00:41:08,757 --> 00:41:10,634
مامان. اینجا چیکار می‌کنی؟

561
00:41:11,343 --> 00:41:12,970
.اومدم نجاتت بدم

562
00:41:13,971 --> 00:41:16,307
مامان، سر کار چطور بود؟ فوق‌العاده؟

563
00:41:16,307 --> 00:41:18,642
برو دست‌هات رو بشور. داداشت کجاست؟

564
00:41:18,642 --> 00:41:20,895
بهونه گرفت و گفت
.غذای مادربزرگ رو دوست نداره

565
00:41:20,895 --> 00:41:21,562
.عزیزم -
.سلام -

566
00:41:22,438 --> 00:41:23,564
.نگرانت شدیم

567
00:41:24,607 --> 00:41:26,525
.حق با توئـه، ببخشید. دیر کردم

568
00:41:26,525 --> 00:41:27,860
.زمان از دستم در رفت -
!ماریا -

569
00:41:29,069 --> 00:41:30,863
کچاپ رو کجا قایم کردی؟

570
00:41:30,863 --> 00:41:32,698
.قایم نکردم
.تو انباریـه، مادر

571
00:41:32,698 --> 00:41:36,827
کچاپ واسه بچه‌ها اصلاً
خوب نیست ها. می‌دونستی؟

572
00:41:36,827 --> 00:41:38,162
.ممنون، مامان

573
00:41:38,704 --> 00:41:40,539
.ممنون بابت همه‌ چی

574
00:41:41,832 --> 00:41:43,167
چرا بهش زنگ زدی؟

575
00:41:43,167 --> 00:41:46,795
.چون گرسنه بودیم
.بحث رو عوض نکن

576
00:41:48,297 --> 00:41:51,133
.می‌دونی تحت هر شرایطی پُشتتم

577
00:41:51,884 --> 00:41:53,010
.هر شرایطی

578
00:41:53,010 --> 00:41:56,013
.ولی باید بهم بگی
.بچه‌ها هم می‌خوان بدونن

579
00:41:56,931 --> 00:41:59,600
مشکل چیـه؟
می‌تونیم روت حساب کنیم؟

580
00:42:00,392 --> 00:42:03,145
می‌دونی چند بار مجبور شدیم که
بدون تو غذا بخوریم چون

581
00:42:03,646 --> 00:42:07,775
جناب‌عالی یهو مجبور شدی بری سر جلسه؟ -
.نمی‌خوام دعوا کنم -

582
00:42:07,775 --> 00:42:12,988
من بیخیال پروژه‌ی آکاپولکو شدم تا
.با تو باشم، تا پیش بچه‌هام باشم

583
00:42:13,489 --> 00:42:16,367
،همین که بهم بگی دیگه تکرار نمیشه
راضی‌م، باشه؟

584
00:42:17,201 --> 00:42:18,869
.غذا حاضره

585
00:42:21,705 --> 00:42:23,749
.گمونم باید استعفا بدم

586
00:42:24,250 --> 00:42:25,376
چرا؟

587
00:42:25,376 --> 00:42:28,546
.جسد یه زن 24 ساله رو تو پارک پیدا کردیم

588
00:42:32,091 --> 00:42:33,133
.چقدر بد

589
00:42:36,345 --> 00:42:38,472
همکارم، والنتینا، سرم داد زد چون

590
00:42:38,472 --> 00:42:41,475
.گفتم روحِ قربانی پیش خداست

591
00:42:43,936 --> 00:42:46,355
.اونم گفت روح نداره

592
00:42:47,064 --> 00:42:48,983
.ولی مشخصه که انجیل نخونده

593
00:42:48,983 --> 00:42:51,068
.حتماً عصبانی بوده

594
00:42:51,068 --> 00:42:52,236
.چون اشتباه می‌کنه

595
00:42:53,612 --> 00:42:55,114
.نه لزوماً

596
00:42:55,114 --> 00:42:58,617
آدم همیشه میگه روحِ قربانی
.الان پیشِ خداست

597
00:42:58,617 --> 00:43:02,329
آره، آره، ولی همه که
.مثل ما فکر نمی‌کنن

598
00:43:02,329 --> 00:43:04,290
پس حق با کیـه؟

599
00:43:04,999 --> 00:43:08,586
...هر دوتون. اون که -
آخه چطوری میشه؟ -

600
00:43:08,586 --> 00:43:12,214
.اون عقاید خودش رو داره
.ما هم عقاید خودمون رو

601
00:43:12,798 --> 00:43:18,804
،ما باید به عقاید مردم احترام بذاریم
.نه که مجبورشون کنیم عقاید ما رو باور کنن

602
00:43:19,972 --> 00:43:21,974
.شکلات داغ‌ت داره سرد میشه

603
00:43:37,239 --> 00:43:38,365
همه چی مرتبـه؟

604
00:43:38,949 --> 00:43:41,702
.آره. دارم واسه بچه‌ها «میلانزا» می‌پزم

605
00:43:44,747 --> 00:43:50,753
تو رادیو شنیدم یکی دیگه از
.قربانی‌های رو پیدا کردن

606
00:43:52,087 --> 00:43:53,172
.آره

607
00:43:53,756 --> 00:43:54,840
تو پارک؟

608
00:43:56,342 --> 00:43:57,593
.آره، منم شنیدم

609
00:43:59,887 --> 00:44:02,890
چقدر بد. واسه همین حالت خوب نبود؟

610
00:44:03,682 --> 00:44:08,604
.نه. نه، چون روز اولم بود استرس داشتم

611
00:44:10,648 --> 00:44:12,358
.میگم، یه ماشین خوشگل دیدم

612
00:44:12,858 --> 00:44:16,153
.یه ماشین نو با سقفِ سفید
این مدل ماشین‌ها گرونن؟

613
00:44:16,153 --> 00:44:18,781
.خب، ارزون نیستن
.چون از خارج وارد میشن

614
00:44:19,365 --> 00:44:24,995
،ولی اگه اینجور ماشین‌ها رو دوست داری
.هر موقع شریک پیدا کنم یکی برات می‌خرم

615
00:44:26,914 --> 00:44:31,126
یه کادیلاک، از اونا که تو تبلیغات
نشون میده. می‌دونی کدوم رو میگم؟

616
00:44:31,627 --> 00:44:33,170
.آره، معلومـه. خیلی خوشگلـه

617
00:44:35,172 --> 00:44:37,299
.اخبار الان شروع میشه

618
00:44:38,133 --> 00:44:40,386
.خیلی خوشگلی -
.ممنون -

619
00:44:43,555 --> 00:44:44,723
منتظر تماس کسی بودی؟

620
00:44:45,391 --> 00:44:46,392
.نه

621
00:44:49,311 --> 00:44:50,312
الو؟

622
00:44:51,897 --> 00:44:53,023
.یه لحظه

623
00:44:54,108 --> 00:44:56,193
.جناب سروان روماندیا، با تو کار داره

624
00:44:58,237 --> 00:44:59,279
الو؟

625
00:44:59,279 --> 00:45:00,406
.دلا توره

626
00:45:00,823 --> 00:45:02,449
تو از خواهر قربانی بازجویی کردی؟

627
00:45:02,449 --> 00:45:04,410
.می‌خواست برسونمش خونه

628
00:45:04,410 --> 00:45:07,287
نیم ساعت داشتم راضیش می‌کردم که
این رفتارت رو گزارش نکنه و

629
00:45:07,287 --> 00:45:09,248
.نمی‌دونم کار درستی کردم یا نه

630
00:45:09,832 --> 00:45:11,875
تو برو من میام، عزیزم. باشه؟ -
.باشه -

631
00:45:16,004 --> 00:45:17,256
!دلا توره

632
00:45:17,256 --> 00:45:18,424
.بله، قربان

633
00:45:19,174 --> 00:45:22,928
،ببخشید، ولی مثل اینکه قربانی، پائولا

634
00:45:24,388 --> 00:45:27,433
،شبی که کُشته شده
.سوار ماشینِ یه غریبه شده

635
00:45:27,433 --> 00:45:28,559
خب که چی؟

636
00:45:28,559 --> 00:45:30,102
.ماشین گرونی بوده

637
00:45:30,936 --> 00:45:34,106
از اون ماشین‌هایی که
.یه پارک‌بان پولش نمی‌رسه بخره

638
00:45:34,106 --> 00:45:35,107
.کافیـه

639
00:45:35,107 --> 00:45:37,568
.دیگه مهم نیست چون طرف مُرده

640
00:45:38,152 --> 00:45:39,153
چی؟

641
00:45:39,153 --> 00:45:42,114
بعد از اینکه اعتراف‌نامه رو امضاء کرد
.جسدش رو توی سلولش پیدا کردن

642
00:45:43,282 --> 00:45:47,202
...ساعت 13:24 امروز

643
00:45:47,536 --> 00:45:50,038
در نتیجه‌ی پاسخگویی به
...یک تماس اضطراری در

644
00:45:50,080 --> 00:45:53,250
«پارک «حاردین ده سانتیاگو
،«در منطقه‌ی «تلالپان

645
00:45:53,959 --> 00:45:56,545
اداره‌ی پلیسِ مکزیکوسیتی

646
00:45:57,129 --> 00:46:00,924
.جسدِ بی‌جانِ پائولا ماچادو را پیدا کرد

647
00:46:01,800 --> 00:46:06,638
،پس از ارائه‌ی مدارکِ غیرقابل‌انکار علیه وی

648
00:46:06,638 --> 00:46:08,515
.مظنونی دستگیر شد

649
00:46:08,807 --> 00:46:16,356
پارک‌بانی تقریباً 35 ساله به نامِ
.مارگاریتو هیگالدو فلورس

650
00:46:16,774 --> 00:46:21,069
پس از مواجهه با
،مدارکِ غیرقابل‌انکار علیه خود

651
00:46:21,570 --> 00:46:26,074
.مظنون به تمامی جنایت‌هایش اعتراف کرد

652
00:46:26,074 --> 00:46:28,744
ساعاتی بعد، هنگامی که او را
،به سلولش می‌بردند

653
00:46:28,744 --> 00:46:32,164
جایی که قرار بود باقیِ عُمرش را
،در آنجا سپری کند

654
00:46:32,164 --> 00:46:35,125
عذاب وجدانِ جنایت‌هاش گریبان‌گیرش شد و

655
00:46:35,709 --> 00:46:35,793
لُخت‌کنِ تلالپان تصمیم گرفت که
.جان خود را بگیرد

656
00:46:38,212 --> 00:46:42,466
با این مرگ، امشب بالأخره مردم شهرِ ما
.می‌توانند در آرامش بخوابند

657
00:46:43,467 --> 00:46:44,843
.بالأخره یه خبر خوبی شنیدیم

658
00:46:44,885 --> 00:46:46,887
.شب‌تون خوش، بینندگان عزیز

659
00:46:46,929 --> 00:46:47,930
.آره

660
00:46:48,597 --> 00:46:53,560
لُخت‌کنِ تلالپان 6 قربانی
.از خود بر جای گذاشت

661
00:46:54,353 --> 00:46:56,980
.شهری را به وحشت انداخت

662
00:46:58,148 --> 00:47:03,111
.اما پایان شب سیه سپید است

663
00:47:03,111 --> 00:47:07,741
اداره‌ی پلیس مکزیکوسیتی
.شجاعتِ مثال‌زدنی‌ای از خود نشان داده

664
00:47:07,741 --> 00:47:09,076
.من اونجا بودم، سروان

665
00:47:09,076 --> 00:47:11,161
.نمی‌خواست صحبت کنه و اونا کُتکش زدن

666
00:47:11,161 --> 00:47:12,538
.سه‌تا مأمور اونجا بودن

667
00:47:12,538 --> 00:47:14,289
...حتی نمی‌تونست خودکار -
!بس کن -

668
00:47:14,790 --> 00:47:16,375
.خوب گوش کن چی میگم

669
00:47:16,375 --> 00:47:18,418
.تو حق بازجویی از کسی رو نداری

670
00:47:20,379 --> 00:47:21,588
.تو کارآگاه نیستی

671
00:47:23,632 --> 00:47:25,467
.پرونده‌ی قاتل بسته شد

672
00:47:26,260 --> 00:47:27,594
.شب بخیر

673
00:47:35,060 --> 00:47:36,270
« ماشین قهوه‌ای، سقفِ سفید »

674
00:47:40,732 --> 00:47:41,942
« قتل‌های زنجیره‌ایِ بانوان »

675
00:47:41,984 --> 00:47:44,528
« پلیس هیچ سرنخی ندارد »
« قتل‌ها رو به افزایش هستند »
