﻿1
00:00:23,273 --> 00:00:24,274
‫الو؟

2
00:00:26,735 --> 00:00:30,447
سر به سرم می‌ذاری؟
‫ساعت ۴ صبحـه.

3
00:00:35,160 --> 00:00:36,161
‫چی؟

4
00:00:38,079 --> 00:00:39,414
‫همونجا بمون،
‫الان میام.

5
00:00:42,625 --> 00:00:44,669
‫چیشده؟
‫کجا داری میری گراردو؟

6
00:00:55,847 --> 00:00:56,848
‫همینجا وایسا.

7
00:01:03,813 --> 00:01:04,814
‫جناب کارآگاه.

8
00:01:05,648 --> 00:01:06,649
‫دیاز.

9
00:01:07,734 --> 00:01:10,403
‫به کس دیگه‌ای هم درمورد این قضیه گفتی؟

10
00:01:10,403 --> 00:01:11,571
‫نه، جناب کارآگاه.

11
00:01:11,571 --> 00:01:13,948
‫گفتم حتماً می‌خواین که
‫ هرچه سریع‌تر ببینینش.

12
00:01:13,948 --> 00:01:16,076
‫بگو ببینم.
‫چه اتفاقی افتاده؟

13
00:01:16,076 --> 00:01:17,702
‫شیفت من تموم شده بود.

14
00:01:17,702 --> 00:01:19,287
‫داشتم می‌رفتم خونه.

15
00:01:19,829 --> 00:01:21,915
‫بعدش این کشاور سر راهم وایساد.

16
00:01:23,041 --> 00:01:24,626
.زهره ترک شدم

17
00:01:28,213 --> 00:01:29,798
‫با کس دیگه‌ای هم حرف زده؟

18
00:01:29,798 --> 00:01:32,092
‫نه.
‫بهش گفتم بقیه‌ش رو به خودمون بسپاره.

19
00:01:32,092 --> 00:01:33,176
‫عالیـه.

20
00:01:33,176 --> 00:01:35,220
‫وضعیتش مثل قبلیاس.

21
00:01:36,012 --> 00:01:38,348
 
‫با دست و پاهای بسته.

22
00:01:40,100 --> 00:01:41,351
‫و کبودی رو گردن.

23
00:01:42,310 --> 00:01:45,730
‫انگار که دوباره زنده شده باشه.

24
00:01:46,356 --> 00:01:50,110
‫نه، یه روانی می‌خواسته چیزی که
‫تو تلویزیون دیده رو تقلید کنه.

25
00:01:50,860 --> 00:01:53,655
‫همچین کاری سابقه داشته.

26
00:01:53,655 --> 00:01:56,699
‫آخه کدوم روانی‌ای دلش می‌خواد
‫از «لخت‌کن» تقلید کنـه؟

27
00:01:59,702 --> 00:02:02,831
‫به بدنش دست زدی که
‫ببینی زنده‌س یا نه؟

28
00:02:03,790 --> 00:02:05,041
‫زنده؟

29
00:02:05,041 --> 00:02:06,126
‫امکان نداره.

30
00:02:06,668 --> 00:02:08,545
‫تا الان هفت تا کفن پوسونده.

31
00:02:23,434 --> 00:02:24,644
‫دیاز!

32
00:02:24,644 --> 00:02:26,771
‫زنگ بزن آمبولانس!

33
00:02:30,650 --> 00:02:33,987
‫« زنان آبی‌پوش »

34
00:02:42,871 --> 00:02:45,456
‫« جسد دیگری در پارک پیدا شد »

35
00:02:47,584 --> 00:02:48,960
‫« راهپیمایی در حمایت از زنان »

36
00:02:48,960 --> 00:02:50,044
‫« آزادی »

37
00:03:35,673 --> 00:03:36,674
‫عزیزم.

38
00:03:49,062 --> 00:03:50,897
‫چیشده؟
‫ساعت چنده؟

39
00:03:50,897 --> 00:03:52,232
‫هنوز صبح زوده.

40
00:03:55,693 --> 00:03:57,946
‫چندشب دیگه اینجا می‌خوابی؟

41
00:03:57,946 --> 00:04:01,241
‫ماریا، الان نمی‌خوام حرف بزنم،
‫خسته‌م.

42
00:04:02,033 --> 00:04:04,702
‫نا ندارم.
‫باید بازم بخوابم.

43
00:04:05,828 --> 00:04:07,580
‫- من خوابم نمی‌بره.
‫- باشه.

44
00:04:09,540 --> 00:04:12,502
‫دیروز رفتم مراسمِ
‫ تشییع جنازه‌ی پائولا ماچادو.

45
00:04:13,836 --> 00:04:15,129
‫پائولا ماچادو کیـه؟

46
00:04:16,589 --> 00:04:18,341
‫آخرین قربانی 

47
00:04:20,510 --> 00:04:21,761
‫چرا این کار رو کردی؟

48
00:04:22,512 --> 00:04:23,513
‫نمی‌دونم.

49
00:04:26,516 --> 00:04:30,645
‫خواهرش اومد پاسگاه و
‫باهاش حرف زدم.

50
00:04:33,106 --> 00:04:35,233
‫همونجایی که ناتالیا خاکـه.

51
00:04:35,984 --> 00:04:37,110
‫درست مثل ناتالیا.

52
00:04:38,653 --> 00:04:40,780
‫این اواخر زیاد درموردش حرف زدم.

53
00:04:42,365 --> 00:04:45,785
‫انگار وقتی سر کارم،
‫پشت همه تصمیماتمـه.

54
00:04:47,578 --> 00:04:48,955
‫تقریباً...

55
00:04:53,543 --> 00:04:54,585
‫عزیزم؟

56
00:05:11,311 --> 00:05:14,314
‫« راهنمای کامل صافکاری اتومبیل »

57
00:05:22,280 --> 00:05:23,948
‫جسیکا، حالت چطوره؟

58
00:05:25,074 --> 00:05:26,284
‫چی می‌خوای؟

59
00:05:27,201 --> 00:05:31,372
‫ببخشید، رفتم رستوران و
‫رئیست بهم گفت کجا پیدات کنم.

60
00:05:32,707 --> 00:05:35,418
‫فقط چند دقیقه وقتت رو می‌گیرم.
‫میشه بیام داخل؟

61
00:05:35,668 --> 00:05:37,378
‫واسه چی رفته مراسم تشییع جنازه؟

62
00:05:40,298 --> 00:05:43,593
‫چون می‌دونم از دست دادن کسی که
‫دوستش داری چطوریـه.

63
00:05:54,604 --> 00:05:56,898
‫- هی، کجا دارین می‌برینش؟
‫- ببخشید،‌ شما؟

64
00:05:56,898 --> 00:05:59,108
‫کارآگاه هررا.
‫پرونده‌ش دست منـه.

65
00:05:59,108 --> 00:06:01,152
‫یکی می‌خواسته با طناب خفه‌ش کنـه.

66
00:06:01,152 --> 00:06:03,529
‫با طناب نبوده،
‫با دستاش بوده.

67
00:06:04,155 --> 00:06:05,573
‫یه چیزی رو بگو آقای دکتر.

68
00:06:05,573 --> 00:06:06,699
‫چطوری زنده مونده؟

69
00:06:06,699 --> 00:06:09,702
‫توی گردنش یه تومور داشته که
‫احتمالاً‌ نبضش رو مخفی کرده.

70
00:06:10,286 --> 00:06:13,706
‫طرف بررسی کرده و چیزی حس نکرده و
‫فکر کرده که دختره مُرده.

71
00:06:14,791 --> 00:06:16,042
‫زنده می‌‌مونـه؟

72
00:06:16,042 --> 00:06:19,253
‫چند ساعت دیگه که
‫از اتاق عمل اومد بیرون، معلوم میشه.

73
00:06:19,253 --> 00:06:20,797
‫اسمش رو می‌‌دونین؟

74
00:06:20,797 --> 00:06:23,800
‫آلما آلوارز.
‫دوستش هویتش رو شناسایی کرده.

75
00:06:25,343 --> 00:06:27,387
‫دوستش؟ کدوم دوستش؟
‫هنوز اینجاس؟

76
00:06:27,387 --> 00:06:29,013
‫آره، تو سالن انتظاره.

77
00:06:29,013 --> 00:06:30,932
‫- بریم.
‫- ممنون آقای دکتر.

78
00:06:30,932 --> 00:06:33,726
‫از تمام پرسنل بیمارستان درخواست داریم...

79
00:06:34,936 --> 00:06:36,979
‫باید وقتی به هوش اومد
‫باهاش حرف بزنیم.

80
00:06:36,979 --> 00:06:39,690
‫جناب کارآگاه،
‫لوکاس اوترو هستم از روزنامه «ایندیپندسیا».

81
00:06:39,690 --> 00:06:40,525
‫ناچو کجاس؟

82
00:06:40,525 --> 00:06:43,277
‫فرستادنش کنگره.
‫به من گفتن بیام پیش پلیس.

83
00:06:43,277 --> 00:06:44,445
‫باشه، خوب شد فهمیدم.

84
00:06:44,821 --> 00:06:46,239
‫گزارشی به دستم رسیده

85
00:06:46,239 --> 00:06:49,784
‫که یه زن تو سیستم فاضلابِ
‫ نزدیک اتوبان پیدا شده.

86
00:06:49,784 --> 00:06:51,577
‫میشه درموردش بهم بگین؟

87
00:06:51,577 --> 00:06:53,454
‫نه، چیزی نداریم که بگیم.

88
00:06:53,955 --> 00:06:55,415
‫اما شنیدم اونجا بودین.

89
00:06:55,415 --> 00:06:59,001
‫- نمی‌دونم الان بیمارستانـه یا نه.
‫- بذار ببینم.

90
00:06:59,794 --> 00:07:02,004
‫- اسمت لوکاسـه دیگه؟
‫- بله.

91
00:07:02,839 --> 00:07:03,840
‫ببین.

92
00:07:03,840 --> 00:07:06,467
‫نمی‌دونم این اطلاعات رو
‫از کجا آوردی.

93
00:07:07,093 --> 00:07:11,431
‫اما اگه چیز مهمی دستگیرمون شد،
‫خبرت می‌کنیم.

94
00:07:11,931 --> 00:07:13,516
‫نذار رد بشه واکا.

95
00:07:16,978 --> 00:07:19,647
‫کسی بوده که بتونه یا بخواد که
‫بهش آسیب برسونـه؟

96
00:07:20,231 --> 00:07:22,775
‫آسیب؟
‫نه، اصلاً.

97
00:07:24,193 --> 00:07:25,778
‫چندوقته که می‌شناسیش؟

98
00:07:25,778 --> 00:07:29,157
‫خب، از وقتی که اومده بود فروشگاه.

99
00:07:29,824 --> 00:07:31,659
‫یه سالی میشد که اومده بود شهر.

100
00:07:31,659 --> 00:07:33,411
‫از سن خوزه دل پاسیفیکو اومده.

101
00:07:33,411 --> 00:07:35,288
‫فکر کنم اونجا شرایط سختی داشته.

102
00:07:35,288 --> 00:07:38,124
‫- یعنی داره از چیزی فرار می‌کنـه؟
‫- نه.

103
00:07:38,124 --> 00:07:40,543
‫البته نه تا جایی که من می‌دونم.

104
00:07:40,543 --> 00:07:43,754
‫دقیق‌تر بخوام بگم،
‫زندگی خیلی باهاش خوب تا نکرده.

105
00:07:44,589 --> 00:07:48,634
‫فامیلی؟ دوستی؟ آشنایی؟ نامزدی؟
‫شریکی چیزی نداشته؟

106
00:07:48,634 --> 00:07:50,178
‫نه، دلش کسی رو نمی‌خواست.

107
00:07:51,846 --> 00:07:53,764
‫- البته یه مردی بود...
‫- مرد؟

108
00:07:54,765 --> 00:07:58,102
‫آره، یه مردی بود که اذیتش می‌کرد.
‫اما آلما هیچوقت بهش علاقه نداشت.

109
00:07:58,102 --> 00:07:59,896
‫چندبار اومد فروشگاه.

110
00:07:59,896 --> 00:08:02,732
‫می‌تونی چیزی درموردش بهمون بگی؟
‫چه شکلی بود؟

111
00:08:03,274 --> 00:08:04,609
‫ریش داشت.

112
00:08:05,193 --> 00:08:06,194
‫دیگه چی؟

113
00:08:07,195 --> 00:08:10,114
‫گوش کن، تو این شهر
‫هزار نفر ریش دارن.

114
00:08:10,114 --> 00:08:12,366
‫از ظاهرش بگو...
‫بلند بود، کوتاه بود، لاغر بود؟

115
00:08:12,366 --> 00:08:15,369
‫- بلند بود و پر زور و ثروتمند بود.
‫- خب. دیگه چی؟

116
00:08:15,369 --> 00:08:17,330
‫ثروتمند؟
‫منظورت چیـه؟

117
00:08:17,330 --> 00:08:19,790
‫ثروتمند بود خب،
‫لباس‌های شیک می‌پوشید.

118
00:08:20,625 --> 00:08:23,002
‫همیشه تمیز بود.

119
00:08:23,961 --> 00:08:27,381
‫من هم به آلما گفتم باهاش آشنا شه.

120
00:08:28,591 --> 00:08:30,468
‫اسمش رو یادت میاد؟

121
00:08:32,553 --> 00:08:34,639
‫مطمئنی اسمش رو یادت نمیاد؟

122
00:08:34,639 --> 00:08:37,767
‫شاید به دوستت کمک کنـه.
‫متوجهی دیگه؟

123
00:08:37,767 --> 00:08:40,228
‫اگه عکسی بهت نشون بدم
می‌تونی شناساییش کنی؟

124
00:08:40,228 --> 00:08:41,312
‫ببین.

125
00:08:41,312 --> 00:08:43,272
‫هر اطلاعاتی ممکنـه مفید باشه.

126
00:08:46,359 --> 00:08:48,861
‫اگه اطلاعاتی هست که
‫فکر می‌کنی مفیده

127
00:08:48,861 --> 00:08:50,821
‫فوراً با آقای دیاز تماس بگیر.

128
00:09:01,832 --> 00:09:03,668
‫هرچی می‌دونستم رو به پلیس گفتم.

129
00:09:04,252 --> 00:09:07,505
‫باید یه جا واسه وسایلم پیدا کنم
‫وگرنه یه ماه دیگه هم باید پول بدم.

130
00:09:07,505 --> 00:09:11,634
‫باید بهم کمکی کنی ماشینی که
‫اون شب توی کوچه دیدی رو شناسایی کنیم.

131
00:09:12,343 --> 00:09:13,344
‫چرا؟

132
00:09:13,844 --> 00:09:15,972
‫مگه تیتو فلورس رو نگرفتن؟

133
00:09:15,972 --> 00:09:18,683
الان هم داره می‌پوسـه،
‫همونطوری که حقش بود.

134
00:09:20,268 --> 00:09:22,144
‫تیتو فلورس رانندگی بلد نبود.

135
00:09:26,732 --> 00:09:27,733
‫منظورت چیـه؟

136
00:09:29,694 --> 00:09:31,988
‫ببین، نمی‌خوام سریع قضاوت کنم

137
00:09:31,988 --> 00:09:37,702
‫اما احتمالش هست که تیتو فلورس
‫«قاتل» نبوده باشه.

138
00:09:40,246 --> 00:09:42,707
‫پس یعنی یکی دیگه رو اشتباه گرفتین.

139
00:09:43,791 --> 00:09:46,294
‫داریم تمامی احتمالات رو بررسی می‌کنیم.

140
00:09:48,004 --> 00:09:49,005
‫کمکم می‌کنی؟

141
00:09:49,714 --> 00:09:50,798
‫خواهش می‌کنم.

142
00:10:03,144 --> 00:10:05,354
‫« ماشین‌های کلاسیک »

143
00:10:13,738 --> 00:10:16,949
‫جناب سروان،
‫با جسیکا حرف زدم.

144
00:10:16,949 --> 00:10:19,744
‫تموم این ماشین‌ها رو نشونش دادم و
‫اون به این اشاره کرد.

145
00:10:19,744 --> 00:10:22,330
‫که دقیقاً همون مدلیـه که
‫توی مراسم تشییع جنازه دیدم.

146
00:10:22,330 --> 00:10:25,458
‫اینـه که دو طرفش چراغ‌های گرد داره.

147
00:10:25,458 --> 00:10:27,752
‫چرا هی درموردش حرف می‌زنی؟

148
00:10:27,752 --> 00:10:29,795
‫چون جفت‌مون یه ماشین رو دیدیم.

149
00:10:29,795 --> 00:10:32,798
‫فقط من دیدم که ماشین قرمز تیره بود
‫اما اون میگه که قهوه‌ایـه.

150
00:10:32,798 --> 00:10:35,343
‫اما شاید چون هوا تاریک بوده
‫واضح ندیده.

151
00:10:35,343 --> 00:10:38,763
‫به‌نظرت چندتا ماشین با سقف سفید
‫تو این شهر هست؟

152
00:10:40,056 --> 00:10:41,057
‫چندین هزارتا.

153
00:10:42,058 --> 00:10:43,601
‫می‌دونی من به این چی میگم؟

154
00:10:44,602 --> 00:10:46,437
تصادف و ‫اتفاق.

155
00:10:46,937 --> 00:10:51,025
‫اما اگه مالکین این مدل
‫سوءسابقه داشته باشن

156
00:10:51,025 --> 00:10:52,777
‫- به دردمون می‌خوره، نه؟
‫- نه.

157
00:10:55,946 --> 00:10:59,450
‫راستی،
‫امروز صبح دیر کردی.

158
00:11:00,451 --> 00:11:01,869
.اینجا سر کارتـه

159
00:11:02,662 --> 00:11:04,914
‫برس به کار کوفتیت ماریا.

160
00:11:04,914 --> 00:11:07,375
‫وگرنه مجبور میشم اخراجت کنم.

161
00:11:09,043 --> 00:11:13,047
‫برو پیش چِلا و بقیه‌ی شیفتت، پرونده‌ها رو
‫بایگانی کن، سه ساعت هم اضافه کار می‌خوری.

162
00:11:13,047 --> 00:11:15,800
‫حالا که تا اینجا اومدی
‫تلفن‌ها رو هم جواب بده.

163
00:11:17,968 --> 00:11:20,096
‫این تیکه‌های روزنامه هم با خودت ببر.

164
00:11:31,565 --> 00:11:34,652
‫قربان، آقای کابوس می‌خوان
‫ بیانیه‌ای رو اعلام کنن.

165
00:11:41,617 --> 00:11:46,914
‫لطفاً توجه فرمایید.
 .بیاین سالن اصلی

166
00:11:47,873 --> 00:11:50,334
‫موضوع مهمی رو باید اعلام کنم.

167
00:11:54,088 --> 00:11:55,423
‫خب...

168
00:11:55,423 --> 00:12:01,846
‫می‌خوام بگم که برای اولین بار
‫توی این ۲۷ سالی که

169
00:12:02,430 --> 00:12:04,807
‫این شرکت رو داشتم...

170
00:12:04,807 --> 00:12:10,020
‫آماده‌م شریکی رو انتخاب کنم که
‫برای هدایت شرکت بهم کمک می‌کنـه.

171
00:12:10,020 --> 00:12:13,524
‫کسی که تصورش از آینده
‫با من مشترکـه.

172
00:12:15,151 --> 00:12:19,321
‫کسی که استعداد و میل و

173
00:12:21,031 --> 00:12:23,242
‫قُوه‌ی رهبری لازمه رو داره

174
00:12:24,869 --> 00:12:29,540
‫تا بیشتر از اون چه که خودم انجام دادم
‫پیش بره

175
00:12:30,124 --> 00:12:32,918
‫ازتون می‌خوام که به همراه من...

176
00:12:34,670 --> 00:12:36,130
‫میگل بایاستو رو تشویق کنین.

177
00:12:38,591 --> 00:12:41,677
‫من؟
‫واقعاً؟

178
00:12:48,517 --> 00:12:52,271
‫ممنونم. خیلی خوشحالم.
‫ناامیدتون نمی‌کنم.

179
00:12:52,271 --> 00:12:53,481
‫عالیـه.

180
00:13:01,197 --> 00:13:03,324
‫الکس.
‫من اصلاً نمی‌دونستم.

181
00:13:04,116 --> 00:13:05,409
‫- ممنون.
‫- تبریک میگم.

182
00:13:05,409 --> 00:13:07,870
‫بدون تو از پسش بر نمیومدم.

183
00:13:07,870 --> 00:13:10,956
‫- خوشحال شدم. خوشحال شدم.
‫- ممنون. ممنون.

184
00:13:13,918 --> 00:13:14,960
‫چه‌خبر بیلی؟

185
00:13:18,380 --> 00:13:22,760
‫همین حالا آقای کابوس اعلام کرد که
‫ترفیع برای میگلـه.

186
00:13:24,553 --> 00:13:28,224
‫ناراحت شدم.
‫فکر نمی‌کردم اینطوری بشه.

187
00:13:29,099 --> 00:13:30,309
‫من... نمی‌خواستم...

188
00:13:30,309 --> 00:13:31,894
‫گفتم اینطوری میشه.

189
00:13:33,521 --> 00:13:36,065
‫یعنی... هیچ‌کاری نمیشه کرد؟

190
00:13:36,732 --> 00:13:38,984
‫خب باید یه کاری باشه دیگه.
‫شاید بتونی...

191
00:13:38,984 --> 00:13:40,611
‫میگی چی‌کار کنم؟

192
00:13:40,611 --> 00:13:43,697
‫برم پیش آقای کابوس و
‫التماسش رو بکنم؟

193
00:13:43,697 --> 00:13:45,032
‫بیفتم به پاهاش؟

194
00:13:45,032 --> 00:13:47,535
‫و بهش بگم که من از میگل
‫معمار خیلی بهتری‌ام و

195
00:13:47,535 --> 00:13:50,454
‫کسی‌ام که لایق این ترفیعـه؟

196
00:13:50,454 --> 00:13:52,122
‫میگی این کار رو بکنم؟

197
00:13:52,122 --> 00:13:57,044
‫همین حالا جلوی همه کارمندها گفت.
‫عوضی

198
00:13:58,838 --> 00:14:00,130
‫ببخشید،‌ نمی‌دونم چی بگم.

199
00:14:00,130 --> 00:14:02,591
‫لازم نیست چیزی بگی.
‫به اندازه کافی گفتی.

200
00:14:02,591 --> 00:14:05,678
‫زنگ زدم که بگم امروز قراره
‫ یه مهمونی واسه میگل بگیرن.

201
00:14:05,678 --> 00:14:08,973
‫تو هم باید اینجا باشی،
‫کنارم.

202
00:14:08,973 --> 00:14:13,269
‫- امشب؟ اوه، اما من باید...
‫- تو باید چی ماریا؟

203
00:14:13,269 --> 00:14:14,979
‫باید چی‌کار کنی ماریا؟

204
00:14:14,979 --> 00:14:17,648
‫باید تا دیروقت بمونم و
‫پرونده‌ها رو بایگانی کنم.

205
00:14:17,648 --> 00:14:19,358
‫خب بذارش واسه یه وقت دیگه.

206
00:14:20,192 --> 00:14:23,237
‫یه روز دیگه بایگانی کن،
‫امشب باید کنارم باشی.

207
00:14:23,237 --> 00:14:25,281
‫می‌دونم که خیلی مهمـه عزیزم.

208
00:14:25,281 --> 00:14:27,867
‫خودم هم می‌خوام که بیام.

209
00:14:28,492 --> 00:14:31,620
‫- اما...
‫- حداقل یه تلاشی بکن

210
00:14:31,620 --> 00:14:33,414
‫به‌خاطر توئه که تو این وضعیتیم.

211
00:14:33,414 --> 00:14:34,832
‫ماریا؟

212
00:14:35,541 --> 00:14:36,542
‫خب، ساعت ۷‌ می‌بینمت.

213
00:14:36,542 --> 00:14:38,252
‫- باشه.
‫- خواهش می‌کنم.

214
00:14:38,252 --> 00:14:40,087
‫ببینم چی‌کار می‌تونم بکنم.

215
00:14:42,006 --> 00:14:43,132
‫ببخشید...

216
00:14:47,803 --> 00:14:49,805
‫خانم ویتسه اومدن.

217
00:14:53,017 --> 00:14:54,018
‫سورپرایز.

218
00:14:58,898 --> 00:15:01,901
‫امشب... چندتا کار دارم.

219
00:15:08,240 --> 00:15:11,410
‫هنوز هم می‌خوای زندگی زناشوییت رو
‫ نجات بدی. درستـه؟

220
00:15:18,208 --> 00:15:21,712
‫قراره با اون عوضی که مسئولش کردن
‫تو اتاق هیئت‌مدیره باشم.

221
00:15:25,341 --> 00:15:27,509
‫از دیدنت خوشحال شدم.

222
00:15:38,520 --> 00:15:40,064
‫کلارا کجاس؟
‫سر کاره؟

223
00:15:42,691 --> 00:15:43,776
‫اون کار نمی‌کنـه.

224
00:15:43,776 --> 00:15:46,236
‫آهان، بیشتر یه زن خونگیـه، آره؟

225
00:15:48,072 --> 00:15:50,991
‫توی بیمارستان کودکان
‫داوطلبانه کار می‌کنـه.

226
00:15:54,370 --> 00:15:55,579
‫قدم بزنیم؟

227
00:16:03,837 --> 00:16:05,756
‫پلیس‌ها دارن دَکَم می‌کنن.

228
00:16:05,756 --> 00:16:09,051
‫بهم اسم بگو تا بهشون بفهمونم که
.با کی در افتادن

229
00:16:09,051 --> 00:16:11,971
‫دیشب یه زن تو سیستم فاضلاب پیدا شده.

230
00:16:12,596 --> 00:16:13,681
‫مُرده؟

231
00:16:14,390 --> 00:16:16,100
‫تحت مراقبت‌های ویژه‌س.

232
00:16:16,392 --> 00:16:19,269
‫گفتم که کارآگاه هیچی بهم نمیگه

233
00:16:19,269 --> 00:16:23,357
‫اما یه پرستاره تایید کرده که اونجاس.

234
00:16:24,441 --> 00:16:26,026
‫ظاهراً خفه‌ش کردن.

235
00:16:26,986 --> 00:16:28,237
‫اما گوش کن.

236
00:16:30,114 --> 00:16:32,950
‫زنـه رو که پیدا کردن  لباس نداشته

237
00:16:32,950 --> 00:16:35,619
‫لعنتی، احتمالاً کار «قاتل»ـه.
‫کار خودشـه.

238
00:16:35,619 --> 00:16:37,079
‫- قطعی نیست.
‫- معلومه که هست.

239
00:16:37,079 --> 00:16:39,498
‫- منظورت چیـه که قطعی نیست؟
‫- نه، ممکنه یه تقلید باشه.

240
00:16:39,498 --> 00:16:42,501
‫وقتی یه همچین قاتلی
‫توجه همه‌ی رسانه‌ها رو جلب می‌کنـه

241
00:16:42,501 --> 00:16:45,879
‫یه سری آدم‌های مریض هم هستن
‫که همون کار رو می‌کنن.

242
00:16:47,172 --> 00:16:49,216
‫از زمان «جک قصاب» این اتفاق افتاده.

243
00:16:49,216 --> 00:16:51,635
‫نه!
‫ما بهشون گفتیم!

244
00:16:51,635 --> 00:16:53,470
‫بهشون گفتیم ولی
‫هیشکی باور نکرد.

245
00:16:53,470 --> 00:16:56,056
‫می‌دونم، می‌دونم،
‫اما نمیشه فرض رو بر این بذاریم.

246
00:16:57,433 --> 00:16:58,684
‫فرضی در کار نیست.

247
00:16:58,684 --> 00:17:02,021
‫پلیس بود که از وقتی تیتو رو دستگیر کرد
‫فرض رو بر این گذاشته بود.

248
00:17:03,188 --> 00:17:05,816
‫- با کی حرف زدی؟
‫- با هررا.

249
00:17:06,483 --> 00:17:09,236
‫اطلاعات لازم داریم و

250
00:17:09,236 --> 00:17:12,364
‫گابینا تنها کسیـه که
‫می‌تونه بهش برسـه.

251
00:17:24,168 --> 00:17:26,754
‫سلام.
‫سوفی.

252
00:17:26,754 --> 00:17:29,882
‫ همین حالا نتیجه‌ی تحلیلِ
‫ طناب آلما آلوارز رو می‌خوام.

253
00:17:29,882 --> 00:17:31,341
‫برای امروز.
‫لطفاً.

254
00:17:32,676 --> 00:17:33,677
‫ممنون.

255
00:17:36,680 --> 00:17:40,017
‫حال برادرم که امنیت رو
‫به خیابون‌ها برگردونده چطوره؟

256
00:17:40,017 --> 00:17:41,685
‫خوبم. خوبم.

257
00:17:41,685 --> 00:17:43,062
‫سرم شلوغـه، خب؟

258
00:17:43,479 --> 00:17:47,066
‫اگه دنبال عدالت می‌گردی،
‫جای اشتباهی اومدی.

259
00:17:48,358 --> 00:17:50,152
‫به‌نظرم باید با یکی حرف بزنی.

260
00:17:53,447 --> 00:17:55,532
‫خب بیا دیگه درمورد سلامتیت حرف نزنیم.

261
00:17:55,532 --> 00:17:58,243
‫بیا مثل قدیم‌ها،
‫درمورد پرونده‌ها حرف بزنیم.

262
00:17:59,369 --> 00:18:00,370
‫مثل قدیم‌ها؟

263
00:18:00,996 --> 00:18:03,415
‫مثل قدیم‌ها که دختر دهن لقی نبودی؟

264
00:18:03,415 --> 00:18:05,834
‫هرچی که می‌بینی و اینجا اتفاق می‌افته رو

265
00:18:05,834 --> 00:18:07,753
‫می‌ذاری کف دست دوستات، نه؟

266
00:18:09,254 --> 00:18:10,339
‫گابینا، تو کی هستی؟

267
00:18:10,923 --> 00:18:12,424
‫هررا یا پلیس؟

268
00:18:14,802 --> 00:18:15,803
‫به هوش اومده.

269
00:18:19,181 --> 00:18:20,474
‫به سوالی که کردم فکر کن.

270
00:18:21,600 --> 00:18:23,102
‫از دفترم برو بیرون.

271
00:19:01,598 --> 00:19:06,854
‫آفرین گابینا.
‫بذار ببینم، آلما آلوارز...

272
00:19:07,104 --> 00:19:08,981
‫ببینیم چه ربطی به همدیگه دارن...

273
00:19:08,981 --> 00:19:11,859
‫خفه شده و لباس زیادی تنش نبوده

274
00:19:11,859 --> 00:19:14,194
‫دست و پاهاش با طناب بسته شدن.

275
00:19:14,695 --> 00:19:16,989
‫واسه تحلیل طناب،
‫گزارش آزمایشگاه رو خواستن.

276
00:19:16,989 --> 00:19:19,366
‫و اگه مشخص بشه که مثل بقیه‌س...

277
00:19:20,659 --> 00:19:24,288
‫یعنی کار خود «قاتل»ـه.
‫اون زنده‌س.

278
00:19:25,581 --> 00:19:27,541
‫سوفیا اون تحلیل‌ها رو انجام میده.

279
00:19:28,333 --> 00:19:31,628
‫سوفیا دوست خوبیـه؟
‫ممکنـه تو دردسر بیفتـه.

280
00:19:32,337 --> 00:19:34,173
‫نمی‌دونم دوست خوبیـه یا نه

281
00:19:34,173 --> 00:19:36,842
‫اما تنها کسیـه که
‫به اون اطلاعات دسترسی داره.

282
00:19:37,342 --> 00:19:40,220
‫برادرم میگـه کار یکیـه که
‫داره از «قاتل» تقلید می‌کنـه.

283
00:19:41,263 --> 00:19:44,016
‫- با عقل جور در نمیاد.
‫- لوکاس هم همین رو میگه.

284
00:19:44,016 --> 00:19:47,019
‫وقتی قاتل‌ها خیلی معروف میشن
‫همچین اتفاقاتی میفتـه.

285
00:19:49,646 --> 00:19:51,523
‫« آسیب در زیر چاکنای سمت چپ،
‫ بافت‌برداری: »

286
00:19:52,608 --> 00:19:53,609
‫گیر کرد.

287
00:19:53,609 --> 00:19:54,860
‫من بلدم درستش کنم.

288
00:19:54,860 --> 00:19:57,446
‫- بیا.
‫- مراقب اصلی‌هاش باش.

289
00:19:57,446 --> 00:20:00,073
‫باید همه‌چی رو بذاریم سر جاش.

290
00:20:00,073 --> 00:20:02,701
‫ما می‌دونیم تیتو اون زن‌ها رو نکشتـه.

291
00:20:03,327 --> 00:20:05,037
‫چرا باید کسی تقلید کنـه؟

292
00:20:05,704 --> 00:20:08,207
‫فقط میگم که احتمالش هست.

293
00:20:08,207 --> 00:20:10,876
‫فقط هم برادرم این رو نمیگـه.
‫لوکاس هم میگـه.

294
00:20:11,710 --> 00:20:14,338
‫دقیقاً.
‫از زمان «جک قصاب» این اتفاق افتاده.

295
00:20:14,922 --> 00:20:16,506
‫خب که چی؟
‫بگن.

296
00:20:16,506 --> 00:20:17,883
‫اینجا یه چیزی هست.

297
00:20:18,675 --> 00:20:22,012
‫با برتا کورا حرف زدن.
‫همکارش.

298
00:20:22,721 --> 00:20:26,058
‫اون اظهار کرده که یه مرد توی فروشگاه
‫به دیدنش می‌اومده.

299
00:20:27,976 --> 00:20:30,229
‫چند بار اومده اینجا؟

300
00:20:30,229 --> 00:20:31,521
‫« کفش‌فروشی فلورس »

301
00:20:31,521 --> 00:20:33,732
‫دفعه‌‌ی پیش با ناراحتی از اینجا رفت.

302
00:20:33,732 --> 00:20:35,192
‫چرا؟

303
00:20:35,192 --> 00:20:38,362
‫خب، مشخص بود که
‫جواب «نه» رو قبول نمی‌کرد.

304
00:20:38,946 --> 00:20:41,073
‫دیروز محکم دستش رو گرفت.

305
00:20:43,742 --> 00:20:44,952
‫فکر می‌کنین کار اون بوده؟

306
00:20:48,956 --> 00:20:51,833
‫ببخشید، نمی‌تونم جلوی گریه‌هام رو بگیرم.

307
00:20:51,833 --> 00:20:54,169
‫معذرت خواهی نکن.
‫تقصیر تو نیست.

308
00:20:56,380 --> 00:20:59,132
‫- برات یه لیوان آب بیارم؟
‫- آره لطفاً.

309
00:21:01,385 --> 00:21:03,262
‫آلما چیزیش نمیشـه دیگه؟

310
00:21:03,262 --> 00:21:06,139
‫دکترها هرکاری که
‫ از دست‌شون بر بیاد، می‌کنن.

311
00:21:08,225 --> 00:21:10,477
‫همیشه دوست خوبی برام بود.

312
00:21:11,144 --> 00:21:12,854
‫منظورت چیـه که دوست خوبی بود؟

313
00:21:13,647 --> 00:21:15,482
‫میشه یه مثال بزنی؟

314
00:21:17,985 --> 00:21:22,197
‫خب، من دوتا بچه دارم و
‫هروقت مشکلی پیش میومد

315
00:21:22,197 --> 00:21:24,449
‫جای من وایمیساد تا من بتونم برم.

316
00:21:25,742 --> 00:21:26,994
‫ممنون.

317
00:21:27,744 --> 00:21:28,745
‫ممنون.

318
00:21:29,705 --> 00:21:33,375
‫برتا، می‌دونی که اون مرد
‫همچین ماشینی داشتـه یا نه؟

319
00:21:34,126 --> 00:21:36,211
‫نه، تاحالا سوار ماشینی ندیدمش.

320
00:21:36,211 --> 00:21:40,340
‫تاحالا اسمش رو روی رسید نوشتـه
‫یا با چک پول برداخت کرده؟

321
00:21:40,841 --> 00:21:42,134
‫نه.
‫نقد حساب می‌کرد.

322
00:21:45,679 --> 00:21:50,100
‫اما... یه بار بهم
‫کارت ویزیتش رو داد تا بدم به آلما.

323
00:21:50,100 --> 00:21:51,810
‫حتماً، به دستش می‌رسونم.

324
00:21:52,853 --> 00:21:54,187
‫بذار ببینم.

325
00:22:00,193 --> 00:22:04,364
‫از صورتش مشخص بود که
‫انداختتش تو سطل آشغال.

326
00:22:13,957 --> 00:22:16,877
‫- خوان دومینگو کالوس روبلز.
‫- بله، بله.

327
00:22:16,877 --> 00:22:19,254
‫- میشه یه دفترچه تلفن بهم بدی؟
‫- بله.

328
00:22:29,431 --> 00:22:31,767
‫موافقی که ما رو جدی نمی‌گیرن؟

329
00:22:32,517 --> 00:22:34,561
‫فهمیدم.
‫برتا.

330
00:22:34,936 --> 00:22:36,521
‫برتا می‌تونه زنگ بزنه پاسگاه و

331
00:22:36,521 --> 00:22:39,608
‫بهشون بگه که وقتی طرف اومده کفش بخره

332
00:22:39,608 --> 00:22:41,651
‫کارت ویزیتش رو برای آلما گذاشتـه.

333
00:22:42,611 --> 00:22:43,612
‫خوشم اومد.

334
00:22:43,612 --> 00:22:45,655
‫بالاخره از یه چیزی خوشت اومد عزیزم.

335
00:22:50,660 --> 00:22:54,081
‫ساعت ناهارمون تموم شده.
‫برنمی‌گردی پاسگاه؟

336
00:22:55,207 --> 00:22:57,959
‫باید برم خونه حاضر شم.
‫باید برم مهمونی الخاندرو.

337
00:22:57,959 --> 00:23:00,670
‫اگه هی کارت رو بپیچونی
‫اخراجت می‌کنن‌ها.

338
00:23:01,046 --> 00:23:02,297
‫واسش مهمـه.

339
00:23:02,964 --> 00:23:05,050
‫خب کار تو هم برات مهمـه ماریا.

340
00:23:05,550 --> 00:23:07,594
‫باید بهش بگی کار داری.

341
00:23:08,303 --> 00:23:09,971
‫به‌خاطر من بهش ترفیع ندادن.

342
00:23:11,223 --> 00:23:14,684
‫خب اگه تو هم به‌خاطر اون
‫کارت رو از دست بدی چی میشـه؟

343
00:23:14,684 --> 00:23:16,645
‫نظرت چیـه؟ حساب‌تون صاف می‌شه؟

344
00:23:16,645 --> 00:23:18,438
‫- تو شرایط من رو درک نمی‌کنی.
‫- شرایطت رو درک نمی‌کنم؟

345
00:23:18,438 --> 00:23:19,523
‫- نه.
‫- نه؟

346
00:23:19,523 --> 00:23:20,607
‫ظاهراً که نه.

347
00:23:21,191 --> 00:23:24,611
‫چون از نظر من داری تمام زحماتی
که واسه این کار کشیدی رو به‌باد می‌دی.

348
00:23:25,404 --> 00:23:29,324
‫دوست داری بری خونه
‫و همه‌ش یه‌جا بشینی نه؟

349
00:23:31,451 --> 00:23:34,121
‫تو همیشه هوای اون عوضی رو داشتی.

350
00:23:34,121 --> 00:23:35,831
‫یه‌بارم اون هوات رو داشته باشه.

351
00:23:38,667 --> 00:23:39,668
‫به حرف‌هام فکر کن.

352
00:23:48,301 --> 00:23:49,636
‫« خوان کالوس »
‫« پاسو د اولویو 382 »

353
00:24:33,346 --> 00:24:35,765
‫یادمـه به‌ش یدونه کارت ویزیت داده بود.

354
00:24:36,308 --> 00:24:38,310
‫و من این روی توی سطل آشغال پیدا کردم.

355
00:24:50,405 --> 00:24:51,781
‫الـو؟ هررا هستم.

356
00:24:51,781 --> 00:24:53,950
‫کاراگاه؛ نتایج آماده‌ست.

357
00:24:55,243 --> 00:24:57,746
‫زود بگو ببینم چه‌خبره سوفی.

358
00:24:57,746 --> 00:24:59,164
‫خبر خوبی نیست...

359
00:24:59,164 --> 00:25:00,749
‫طناب دست‌سازـه.

360
00:25:00,749 --> 00:25:03,084
‫الیاف مصنوعی‌اش با بقیه طناب‌ها یکیـه.

361
00:25:03,084 --> 00:25:04,753
‫و کاملاً شبیه بقـیه بافته شده.

362
00:25:04,753 --> 00:25:08,507
‫خب حالا چندتا طناب با الیاف
‫یک‌سان می‌تونه وجود داشته باشه؟

363
00:25:10,383 --> 00:25:11,801
‫توی این مورد، فقط یکی.

364
00:25:14,179 --> 00:25:19,893
‫یعنی داری می‌گی جنس این طناب با بقیه طناب‌هایی
‫که دست قربانی‌هامون باهاش بسته شده بود یکیـه؟

365
00:25:21,019 --> 00:25:23,897
‫حرفِ من اینه که
‫  «قاتل» هنوز اون بیرونـه!

366
00:25:26,691 --> 00:25:28,026
‫سریع گزارشش رو برام ارسال کن سوفی.

367
00:25:28,026 --> 00:25:29,861
‫- چشم.
‫- ممنون.

368
00:25:31,530 --> 00:25:32,656
‫الان چیکار کنیم؟

369
00:25:32,656 --> 00:25:34,491
‫مژدگونی بدید.

370
00:25:35,158 --> 00:25:38,703
‫برتا کورا، دوست قربانی،
‫یکم پیش برای ثبت اظهارات این‌جا بود

371
00:25:38,703 --> 00:25:42,165
‫اسم مردی که دوست‌ش رو مورد آزار
‫قرار می‌داده به‌مون گفت.

372
00:25:42,165 --> 00:25:43,625
‫خوان دومینگو کالوس روبلز

373
00:25:44,501 --> 00:25:46,086
‫هفت گزارش آزار و اذیت.

374
00:25:46,586 --> 00:25:50,173
‫یک‌بار هم شکنجه اما عوضی هربار
‫یه‌جوری قسر در رفته.

375
00:25:54,094 --> 00:25:55,136
‫این آدرس خونه‌شه؟

376
00:25:57,180 --> 00:25:58,848
‫بیاین بریم بگیریمش.

377
00:25:58,848 --> 00:26:00,350
‫بریم این عوضی رو بگیریم.

378
00:28:11,064 --> 00:28:12,357
‫دست از سرم بردار!

379
00:28:12,357 --> 00:28:14,609
‫این آخرین باریه که بهت هشدار می‌دم!

380
00:28:14,609 --> 00:28:18,613
‫اگه مجوز نگیرم همه‌ش تقصیر توئـه!

381
00:28:19,614 --> 00:28:23,243
‫تقصیر تو! تقصیر تو! تقصیر تــو!

382
00:28:32,877 --> 00:28:35,296
‫اصلاً می‌فهمی داری چی می‌گی؟

383
00:28:35,296 --> 00:28:36,381
‫داری می‌گی پلیس...

384
00:28:36,381 --> 00:28:38,717
‫آره؛ می‌دونم دارم چی می‌گم

385
00:28:39,300 --> 00:28:41,553
‫پلیس یکی رو به اشتباهی دستگیر کرده.

386
00:28:42,303 --> 00:28:44,597
‫- لوکاس؛ گوش کن ببین چی می‌‌گم
‫- خب بگو.

387
00:28:44,597 --> 00:28:47,642
‫ببین. ازت می‌خوام بری پیشِ کاراگاه هررا

388
00:28:47,642 --> 00:28:50,228
‫و ازش درخواست کنی
‫دوباره پرونده رو باز کنه.

389
00:28:50,228 --> 00:28:51,938
‫اصلاً می‌دونی توی این کشور چه بلایی سر

390
00:28:51,938 --> 00:28:54,566
‫روزنامه‌نگارهایی که توی
‫کار پلیس دخالت می‌کنن میارن؟

391
00:28:54,941 --> 00:28:56,359
‫فکر کردی نمی‌دونم؟

392
00:28:57,026 --> 00:28:58,737
‫تو خودت می‌دونی من به‌عنوان یه زن

393
00:28:58,737 --> 00:29:02,198
‫با وجود آزاد بودن اون آشغال
‫توی کوچه‌خیابون چه حسی دارم؟

394
00:29:03,491 --> 00:29:05,744
‫باشه. باهاش حرف می‌زنم.

395
00:29:09,247 --> 00:29:10,457
‫لوکاس.

396
00:29:10,457 --> 00:29:11,916
‫چیـه؟

397
00:29:14,461 --> 00:29:15,962
‫می‌دونم وارد رابطه شدی.

398
00:29:17,922 --> 00:29:19,883
‫و کاملاً به این موضوع احترام می‌ذارم.

399
00:29:19,883 --> 00:29:20,884
‫واقعاً می‌گم.

400
00:29:20,884 --> 00:29:24,721
‫اگه دیگه دلت نمی‌خواد من رو ببینی،
‫توی چشمام نگاه‌ کن و راحت بگو.

401
00:29:24,721 --> 00:29:25,805
‫من نامزد دارم.

402
00:29:27,766 --> 00:29:29,642
‫دیگه نمی‌خوام ببینمت.

403
00:29:31,144 --> 00:29:32,145
‫ازت خواهش می‌کنم.

404
00:29:55,752 --> 00:29:58,254
‫گوش کنید آقایون؛
‫این عوضی رو زنده می‌خوام.

405
00:29:58,254 --> 00:30:01,216
‫فقط یکم کتک‌ش می‌زنیم
‫تا به حرف بیاد.

406
00:30:01,216 --> 00:30:04,135
‫- اگه مقاومت کرد، خودتون بهتر می‌دونید چیکار کنید.
‫- چشم قربان.

407
00:30:06,930 --> 00:30:08,181
‫پلــیـس!

408
00:30:08,181 --> 00:30:09,265
‫کسی خونه‌ست؟

409
00:30:11,100 --> 00:30:12,101
‫چی شده؟

410
00:30:13,102 --> 00:30:16,272
‫لوپز من رو پوشش بده.
‫یالا؛ بریم. بریم.

411
00:30:22,153 --> 00:30:23,905
‫نمی‌دونم چه بلایی سرم اومده.

412
00:30:29,911 --> 00:30:33,122
‫بهم قول بده دیگه هیچوقت از
‫این کارهای احمقانه انجام نمی‌دی!

413
00:30:34,040 --> 00:30:35,250
‫خیلی‌خب باشه.

414
00:30:35,250 --> 00:30:36,334
‫قسم بخور!

415
00:30:37,836 --> 00:30:38,920
‫قسم می‌خورم.

416
00:30:43,383 --> 00:30:44,634
‫بیا بریم دیگه.

417
00:30:44,634 --> 00:30:46,427
‫ماشین‌ت تا فردا آماده نمی‌شه.

418
00:30:48,012 --> 00:30:49,389
‫باید برم اداره.

419
00:30:49,389 --> 00:30:50,849
‫نه؛ نیازی نیست

420
00:30:52,141 --> 00:30:56,312
‫وقتی گفتی می‌خوای چیکار کنی آنجلس
‫جات شیفت رفت، تا تو بری پیش الخاندرو.

421
00:30:56,855 --> 00:30:58,064
‫- واقعاً؟
‫- آره.

422
00:30:59,899 --> 00:31:01,317
‫دیگه ساعت نزدیکِ 7ـه.

423
00:31:01,317 --> 00:31:02,402
‫- بریم خونه.
‫- بریم.

424
00:31:02,861 --> 00:31:05,071
‫سوار یه ماشین قهوه‌ای شد.

425
00:31:05,780 --> 00:31:07,240
‫- با سقف سفید.
‫- با سقف سفید.

426
00:31:07,240 --> 00:31:08,825
‫بله؛ این رو قبلاً هم گفتین.

427
00:31:08,825 --> 00:31:10,743
‫مدل ماشین یا چیز دیگه‌ای
‫رو یادتون نمیاد؟

428
00:31:10,743 --> 00:31:12,161
‫شبیه این بود.

429
00:31:12,161 --> 00:31:13,538
‫دقیقاً شبیه این؟

430
00:31:13,538 --> 00:31:15,123
‫شبیه این یکی بود.

431
00:31:15,123 --> 00:31:18,751
‫دارن یه مظنون میارن؛
‫مربوط به پرونده همون دختری صبح پیدا کردیم.

432
00:31:20,295 --> 00:31:21,421
‫این مرد بود؟

433
00:31:22,088 --> 00:31:23,298
‫خدای من. آره خودشـه!

434
00:31:23,298 --> 00:31:25,508
‫- ماریا گفته بود قاتل هنوز دستگیر نشده!
‫- خانم آروم باشید.

435
00:31:25,508 --> 00:31:28,344
‫- عوضی. چرا خواهر من رو کشتی؟
‫- خانم؛ کافیه.

436
00:31:28,344 --> 00:31:30,388
‫- خانم زده به‌سرتون؟
‫- امیدوارم بمیری!

437
00:31:30,388 --> 00:31:31,472
‫این زن رو از من دور کنید.

438
00:31:31,472 --> 00:31:33,266
‫ببریدش بیرون.
‫این زن رو از این‌جا ببرید.

439
00:31:33,266 --> 00:31:35,226
‫- خانم آروم باشید.
‫- اون عوضی باید بمیره!

440
00:31:35,226 --> 00:31:37,812
‫- ولم کنید. ولم کنید.
‫- آروم باشین. آروم باشین.

441
00:31:37,812 --> 00:31:40,148
‫اون شاهد یه پرونده کلاه‌برداریه خانم؛
‫ربطی به پرونده شما نداره.

442
00:31:40,148 --> 00:31:42,358
‫- وکا؛ یکم آب بیار
‫- چای شکوفه لیمو هم بیار.

443
00:31:45,987 --> 00:31:47,196
‫حالتون خوبه؟

444
00:31:49,157 --> 00:31:52,994
‫ما می‌دونیم که
‫ ۴ بار به اون مغازه سر زده بودی.

445
00:31:54,495 --> 00:31:56,122
‫مدت‌ها دنبالش بودی عوضی!

446
00:31:56,664 --> 00:31:59,000
‫آخرین باری که رفته بودی اون‌جا،
‫تهدیدش کردی!

447
00:32:01,294 --> 00:32:02,712
‫خب این‌که جرم نیست؛ هست؟

448
00:32:11,346 --> 00:32:12,347
‫حق با توئـه.

449
00:32:15,892 --> 00:32:16,893
‫جرم نیست.

450
00:32:19,520 --> 00:32:21,439
‫اما این یکی؛ جرم حساب می‌شه حروم‌زاده!

451
00:32:25,652 --> 00:32:27,612
‫این چه ربطی به من داره؟

452
00:32:33,743 --> 00:32:34,744
‫تو باید بگی.

453
00:32:40,208 --> 00:32:41,668
‫فکر می‌کنین این‌ها کار منه؟

454
00:32:43,378 --> 00:32:46,589
‫سه‌شنبه شب کدوم گوری بودی؟

455
00:32:47,966 --> 00:32:51,427
‫کوئرناواکا؛ توی خونه‌ام پیش آنا نونیز.

456
00:32:51,427 --> 00:32:53,179
‫آنا نونیز دیگه کدوم خریه؟

457
00:32:53,179 --> 00:32:54,973
‫- نامزدم.
‫- نامزدت...

458
00:32:57,100 --> 00:32:58,768
‫ماجرای آلما رو می‌دونه؟

459
00:32:59,352 --> 00:33:00,603
‫چیز خاصی نیست که بدونه.

460
00:33:05,191 --> 00:33:06,818
‫مثل آدم حرف بزن مرتیکه‌ی آشغال!

461
00:33:08,361 --> 00:33:12,031
‫قبل از خفه کردن‌شون دست‌وپاشون
‫رو می‌بستی یا بعدش؟

462
00:33:12,031 --> 00:33:14,325
‫کاسه کوزه‌ت رو جمع کن؛
‫می‌خوام برم خونه.

463
00:33:15,118 --> 00:33:16,452
‫خیالت حسابی راحته...

464
00:33:17,829 --> 00:33:19,330
‫چون فکر می‌کنی مُرده.

465
00:33:22,583 --> 00:33:24,877
‫اما بذار یه‌چیزی رو بهت بگم عوضی...

466
00:33:26,546 --> 00:33:27,547
‫اون زنده‌ست.

467
00:33:29,465 --> 00:33:30,967
‫زنده‌ست.

468
00:33:31,718 --> 00:33:33,594
‫وقتی تو رو ببینه می‌گه که
‫کار تو بوده.

469
00:33:34,470 --> 00:33:38,224
‫بعدش هم می‌ری زندان
‫و اون تو می‌پوسی!

470
00:33:50,611 --> 00:33:53,031
‫سر به‌سرم نذار.

471
00:33:53,781 --> 00:33:55,408
‫می‌گه زنده‌ست...

472
00:33:56,743 --> 00:33:58,036
‫بذار یه‌چیزی رو بهت بگم

473
00:33:58,494 --> 00:34:01,914
‫از این کارت پشیمون می‌شی!

474
00:34:06,002 --> 00:34:09,338
‫از کار بی‌کارـت می‌کنم.

475
00:34:21,267 --> 00:34:22,977
‫- وقت‌تون به‌خیر
‫- سلام.

476
00:34:22,977 --> 00:34:25,229
‫ممنونم. خسته نباشید.

477
00:34:26,731 --> 00:34:27,982
‫چرا می‌خوای بهم کمک کنی؟

478
00:34:29,609 --> 00:34:32,987
‫از نظر اون هنوزم یه عوضیه
‫ولی اگه می‌گی تغییر می‌کنه،

479
00:34:33,905 --> 00:34:35,198
‫خب حرفت رو باور می‌کنم.

480
00:34:54,717 --> 00:34:56,344
‫ماریا؛ بیا دیگه.

481
00:35:11,859 --> 00:35:12,860
‫- خوشحال که می‌بینمت.
‫- منم همینطور.

482
00:35:12,860 --> 00:35:14,487
‫بابت میگل تبریک می‌گم.

483
00:35:14,487 --> 00:35:15,655
‫ممنون عزیزدلم.

484
00:35:15,655 --> 00:35:17,031
‫واقعاً غافلگیر شدم می‌دونی؟

485
00:35:17,031 --> 00:35:20,284
‫یعنی وقتی بهم زنگ زد و گفت
‫ترفیع گرفته از خوشحالی جیغ کشیدم!

486
00:35:20,284 --> 00:35:21,786
‫عزیزدلم...

487
00:35:22,995 --> 00:35:25,540
‫میگل خودش فکر می‌کرد
‫ الخاندرو رو انتخاب می‌کنن.

488
00:35:25,665 --> 00:35:29,085
‫اصلاً فکر نمی‌کرد آخرسر
‫خودش بشه ناظرِ الخاندرو.

489
00:35:30,503 --> 00:35:34,590
‫حالا بگذریم؛ موهات چقدر خوشگل شده.

490
00:35:35,299 --> 00:35:38,594
‫- ممنونم. الخاندرو رو ندیدی؟
‫- نه.

491
00:35:38,594 --> 00:35:41,180
‫ما زود اومدیم ولی
‫اصلاً ندیدمش.

492
00:35:42,056 --> 00:35:43,057
‫خیلی عجیبه.

493
00:36:06,831 --> 00:36:07,832
‫سلام.

494
00:36:08,791 --> 00:36:10,168
‫سلام.

495
00:36:10,168 --> 00:36:11,586
‫کمک نمی‌خوای؟

496
00:36:12,336 --> 00:36:13,337
‫نه.

497
00:36:26,434 --> 00:36:28,186
‫اشکالی نداره پیش‌تون بمونم؟

498
00:36:29,353 --> 00:36:30,354
‫نه.

499
00:36:40,156 --> 00:36:42,283
‫برادرت داره خوان کالوس رو بازجویی می‌کنه.

500
00:36:43,576 --> 00:36:44,577
‫آره.

501
00:36:46,996 --> 00:36:49,874
‫ظاهراً داداشـت عاشقِ تلف
‫کردن وقتش با آدم‌های اشتباهیه.

502
00:36:53,294 --> 00:36:55,504
‫و به حرف هیچکس هم گوش نمی‌ده.

503
00:36:57,256 --> 00:36:58,466
‫نه.

504
00:37:00,551 --> 00:37:01,761
‫اما تو شبیه اون نیستی.

505
00:37:06,390 --> 00:37:07,391
‫نه؛ فکر نکنم.

506
00:37:11,646 --> 00:37:13,689
‫تو واقعاً آدم صادقی هستی.

507
00:37:15,566 --> 00:37:17,109
‫همچین آدم‌های کم پیدا می‌شن.

508
00:37:18,236 --> 00:37:19,237
‫تو صادق نیستی؟

509
00:37:21,572 --> 00:37:23,074
‫نه اونقدری که بشه گفت...

510
00:37:26,244 --> 00:37:27,245
‫چقدر غم‌انگیز.

511
00:37:29,497 --> 00:37:30,498
‫یعنی خب...

512
00:37:32,541 --> 00:37:34,543
‫همیشه حس واقعی‌ام رو بیان نمی‌کنم.

513
00:37:35,086 --> 00:37:36,254
‫نظر واقعی‌ام رو.

514
00:37:37,421 --> 00:37:39,382
‫برای همینم همیشه توی دردسر می‌افتم.

515
00:37:41,968 --> 00:37:45,221
‫منم همیشه با گفتن نظر صادقانه‌ام
‫توی دردسر می‌افتم.

516
00:37:46,514 --> 00:37:50,268
‫مادربزرگم می‌گفت نیازی نیست همه بدونن
‫تو واقعاً چی فکر می‌کنی.

517
00:37:57,358 --> 00:37:59,110
‫من‌که خوشحال می‌شم...

518
00:38:11,205 --> 00:38:12,206
‫چطوره؟

519
00:38:13,207 --> 00:38:14,208
‫بذار ببینم.

520
00:38:15,418 --> 00:38:17,837
‫پشمام. عالیه!

521
00:38:20,256 --> 00:38:22,508
‫واسه جشنواره‌ای چیزی عالیه.

522
00:38:23,217 --> 00:38:24,719
‫فقط همین رو آوردم خب.

523
00:38:24,719 --> 00:38:26,804
‫یه ژاکت دارم بهت قرض می‌دم.

524
00:38:31,517 --> 00:38:32,935
‫با آنجلس حرف زدم.

525
00:38:32,935 --> 00:38:36,147
‫هنوز داشتن یارویی که به ماریا
‫حمله کرده بود رو بازجویی می‌کردن.

526
00:38:46,032 --> 00:38:48,617
‫تو خیلی می‌ترسی که
‫ این یارو «قاتل» نباشه.

527
00:38:51,162 --> 00:38:53,164
‫چرا باید بترسم؟

528
00:38:57,293 --> 00:39:01,130
‫چون اگه این یارو «قاتل» نباشه مشخص
‫می‌شه داداشت اصلاً کارش رو بلد نیست.

529
00:39:05,384 --> 00:39:11,057
‫باید بهم بگی سه‌شنبه شب کدوم گوری بودی.

530
00:39:14,643 --> 00:39:18,898
‫فکر کردی اگه هی این سوال رو بپرسی

531
00:39:18,898 --> 00:39:21,025
‫من قراره جواب متفاوتی بهت بدم؟

532
00:39:21,609 --> 00:39:23,027
‫به حرفت‌ات میارم آشغال

533
00:39:25,196 --> 00:39:27,656
‫- ولم کن.
‫- یه لحظه بیا بیرون

534
00:39:28,574 --> 00:39:29,784
‫چی می‌خوای عوضی؟

535
00:39:29,784 --> 00:39:31,118
‫بیا بیرون یکم استراحت کن.

536
00:39:40,628 --> 00:39:41,921
‫شاهدش اومد.

537
00:39:42,505 --> 00:39:44,632
‫آنا نونیز تائید کرد که سه‌شنبه
‫شب از ساعت 6

538
00:39:44,632 --> 00:39:46,175
‫تا آخر شب پیش هم بودن.

539
00:39:46,175 --> 00:39:47,927
‫بی‌خیال توروخدا.

540
00:39:47,927 --> 00:39:50,262
‫مطمئنم داره دروغ می‌گه تا
‫ این عوضی گیر نیفته.

541
00:39:50,262 --> 00:39:51,972
‫نه؛ آخه تنها نبودن.

542
00:39:52,765 --> 00:39:54,141
‫باباش هم اون‌جا بوده.

543
00:39:54,850 --> 00:39:55,851
‫و...

544
00:39:56,560 --> 00:39:57,561
‫باباش کیـه؟

545
00:39:58,771 --> 00:40:00,439
‫جز قاضی کالوس کی می‌تونه باشه؟

546
00:40:07,863 --> 00:40:09,198
‫باید همین الان آزادش کنیم.

547
00:40:15,329 --> 00:40:16,497
گندش بزنن

548
00:40:21,210 --> 00:40:23,170
‫- جانم؟
‫- کاراگاه؛ لوکاس اوترو هستم.

549
00:40:23,170 --> 00:40:26,215
‫- توی بیمارستان هم رو دیدیم.
‫- می‌دونم کی هستی. چی شده؟

550
00:40:26,215 --> 00:40:29,427
‫یه سری اطلاعات دارم که می‌خواستم
‫بهم بگین صحت داره یا نه.

551
00:40:29,427 --> 00:40:32,096
‫زنی که به‌تون گفتم؛
‫همونی که توی فاضلاب پیداش کردین.

552
00:40:32,096 --> 00:40:34,014
‫اون هم اون روز توی بیمارستان بود درسته؟

553
00:40:34,014 --> 00:40:37,059
‫مثل آدم برو سر اصل مطلب.

554
00:40:37,059 --> 00:40:40,396
‫یه‌سری اطلاعات به دستم رسیده که
‫دست و پای ایشون هم بسته بوده!

555
00:40:40,396 --> 00:40:41,480
‫خب؟

556
00:40:41,480 --> 00:40:44,275
‫انگار «قاتل» هنوز اون بیرونه و
‫ دستگیر نشده.

557
00:40:45,526 --> 00:40:46,902
‫گوش کن.

558
00:40:46,902 --> 00:40:49,155
‫اگه به کسی در این‌باره چیزی بگی،

559
00:40:49,655 --> 00:40:52,116
‫به جرم دخالت در روند
‫تحقیقات محکوم می‌شی

560
00:40:52,116 --> 00:40:53,492
‫این رو که می‌دونه؛ نـه؟

561
00:40:53,492 --> 00:40:55,453
‫مردم حق‌شونه این خبر رو بدونن.

562
00:40:55,453 --> 00:40:59,081
‫خبری مثل این می‌تونه به ازای
‫از کار بی‌کار شدنـت تموم بشه نه؟

563
00:41:00,040 --> 00:41:02,042
‫با کمال احترام، شما نمی‌دونین من
‫چه کارایی از دستم برمیاد.

564
00:41:02,042 --> 00:41:03,627
‫گوش کن بچه‌جون.

565
00:41:03,627 --> 00:41:05,963
‫تو هم نمی‌دونی
‫ من چه کارایی از دستم برمیاد!

566
00:41:05,963 --> 00:41:07,256
‫فهمیدی؟

567
00:41:10,009 --> 00:41:11,260
عوضی

568
00:41:11,927 --> 00:41:13,679
‫- سلام.
‫- سلام. چطوری؟

569
00:41:13,679 --> 00:41:16,390
‫- خوبم. تو چی؟ همه‌چی اوکیه؟
‫- خوبه. آره.

570
00:41:17,683 --> 00:41:18,684
‫من رو یادت میاد یا نه؟

571
00:41:18,684 --> 00:41:21,520
‫- آره. آره. معلومه که یادم میاد.
‫- واقعاً؟

572
00:41:23,147 --> 00:41:24,064
‫سلام.

573
00:41:25,024 --> 00:41:28,277
‫این اولین بارمه که یه آدم معروف می‌بینم.

574
00:41:30,404 --> 00:41:31,405
‫کی مثلاً؟

575
00:41:31,405 --> 00:41:32,490
‫شما.

576
00:41:33,365 --> 00:41:34,950
‫یه نوشیدنی‌ مهمون‌تون کنم؟

577
00:41:34,950 --> 00:41:37,912
‫ممنونم اما نه. ممنون.

578
00:41:41,457 --> 00:41:42,791
‫خیلی‌خب؛ معذرت می‌خوام.

579
00:41:43,375 --> 00:41:44,376
‫شب بخیر.

580
00:41:44,919 --> 00:41:47,129
‫یه چند ساعتیـه این‌جام
‫اما اون نیست.

581
00:41:47,755 --> 00:41:49,924
‫اون که گفت تو نمی‌خوای بری...

582
00:41:50,633 --> 00:41:52,885
‫خب اما اومدم و الان این‌جا نیست.

583
00:41:52,885 --> 00:41:56,680
‫خب اگه اون‌جاست نیست
‫شاید توی راهـه.

584
00:41:56,680 --> 00:41:57,515
‫بچه‌ها...

585
00:42:07,233 --> 00:42:08,943
‫شماها واقعاً پلیـس هستین؟

586
00:42:09,485 --> 00:42:11,779
‫- سعی می‌کنیم.
‫- یعنی چی سعی می‌کنیم؟

587
00:42:11,779 --> 00:42:13,030
‫آهای! احترامت کـو؟

588
00:42:13,030 --> 00:42:16,909
‫ناسلامتی جلوی رئیس پلیس
‫ گابینا هررا وایستادی!

589
00:42:16,909 --> 00:42:20,871
‫کسی که بهترین پلیسِ زن شهرـه!

590
00:42:20,871 --> 00:42:23,499
‫خب...چطوری یکی رو دستگیر می‌کنید؟

591
00:42:23,499 --> 00:42:26,418
‫می‌ری جلو؛ دستشو می‌گیری و می‌پیچـ...

592
00:42:26,418 --> 00:42:28,712
‫نه؛ نمی‌خواد توضیح بدی

593
00:42:29,296 --> 00:42:31,465
‫بیا خودت بهم یاد بده.
‫روی من امتحان کن.

594
00:42:31,966 --> 00:42:33,467
‫- مطمئنی؟
‫- آره؛ حتماً.

595
00:42:34,093 --> 00:42:36,387
‫- تکون بخور؛ دستت رو بیار.
‫- اینم از دستم

596
00:42:41,016 --> 00:42:42,977
‫دوست‌ها برای همین مواقع‌ان دیگه.

597
00:42:43,310 --> 00:42:45,437
‫آنجلس؛ تو حرف نداری.

598
00:42:48,649 --> 00:42:49,650
‫ممنونم.

599
00:42:51,694 --> 00:42:53,028
‫تو جواب می‌دی؟

600
00:42:53,028 --> 00:42:54,488
‫نه؛ تو برو استراحت کن

601
00:42:54,488 --> 00:42:56,240
‫امروز خیلی خسته شدی

602
00:43:00,077 --> 00:43:01,829
‫بله. حتماً.

603
00:43:03,080 --> 00:43:06,584
‫بله؛ عالیه.
‫حتماً.

604
00:43:07,334 --> 00:43:09,920
‫- سلام.
‫- سلام. چطوری؟

605
00:43:10,879 --> 00:43:11,880
‫خوبم.

606
00:43:19,305 --> 00:43:20,306
‫تو چی؟

607
00:43:20,306 --> 00:43:21,473
‫خوبم. بهترم.

608
00:43:25,019 --> 00:43:27,855
‫مگه الان نباید توی خونه
‫‌ پیش خانواده‌ات باشی؟

609
00:43:29,481 --> 00:43:30,608
‫شما؟

610
00:43:31,483 --> 00:43:33,652
‫بهم می‌گن...

611
00:43:33,736 --> 00:43:35,738
«قاتل»

612
00:43:54,506 --> 00:43:56,425
‫« آنچه در قسمت بعد خواهید دید »

613
00:43:56,425 --> 00:43:58,802
‫- ما اشتباه کردیم.
‫- ما؟

614
00:43:59,887 --> 00:44:01,221
‫ما بهت اعتماد داریم.

615
00:44:01,889 --> 00:44:03,849
‫یه سری اطلاعات از کسایی
‫که ممکنه صاحب ماشین باشن جمع کردیم.

616
00:44:03,849 --> 00:44:06,310
‫فقط یه نفره‌شون توجه‌ام رو جلب کرد

617
00:44:07,269 --> 00:44:08,604
‫یه‌چیزی یادمون رفته...

618
00:44:09,104 --> 00:44:11,482
‫مایلیم به شما عزیزان اطلاع بدیم که

619
00:44:11,482 --> 00:44:15,069
‫ما وارد مرحله‌ی دوم تحقیقات‌مون شدیم.

620
00:44:19,531 --> 00:44:21,367
« زنان آبی‌پوش »
