﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:02,585
‫ساکن مرکز تندرستی‌ای شدم.

2
00:00:02,794 --> 00:00:03,962
‫دارن کمکت می‌کنن؟

3
00:00:04,170 --> 00:00:05,922
‫همه دارن از شارلوت متیوز...

4
00:00:06,131 --> 00:00:09,092
‫کمک می‌گیرن.

5
00:00:09,300 --> 00:00:10,468
‫گفتی آدرسش چی بود؟

6
00:00:10,677 --> 00:00:11,761
‫گوشی شاناست، بفرمایین؟

7
00:00:11,970 --> 00:00:13,930
‫لاتی یه مرکز تندرستی راه انداخته.

8
00:00:14,139 --> 00:00:16,099
‫الان دارم می‌رم اونجا.

9
00:00:16,307 --> 00:00:17,726
‫به نظرم بهتره بری.

10
00:00:17,934 --> 00:00:20,395
‫خیال نمی‌کردم عقل لاتی سر جاش باشه.

11
00:00:20,603 --> 00:00:22,105
‫واسه چی می‌خوای دوز داروهات رو بیشتر کنی؟

12
00:00:22,313 --> 00:00:23,940
‫پس از چند دهه،

13
00:00:24,149 --> 00:00:26,109
‫دوباره دارم الهاماتی می‌بینم.

14
00:00:26,317 --> 00:00:28,820
‫نگران بیمار بودنم نیستم.

15
00:00:29,738 --> 00:00:32,699
‫نگرانم که کلا بیمار نبوده باشم.

16
00:00:32,907 --> 00:00:33,700
‫به نظرم بهتره همگی برین خونه.

17
00:00:33,908 --> 00:00:34,701
‫نه‌خیر.

18
00:00:34,909 --> 00:00:36,036
‫ما که تازه اومدیم اینجا.

19
00:00:36,244 --> 00:00:37,370
‫به نظرم دیگه وقتشه...

20
00:00:37,579 --> 00:00:39,414
‫این‌قدر مقاومت نکنی.

21
00:00:42,876 --> 00:00:44,085
‫تماس گرفتن و با یکی از مهمون‌هات
‫کار ضروری دارن.

22
00:00:44,294 --> 00:00:45,128
‫با کی کار دارن؟

23
00:00:45,336 --> 00:00:46,254
‫شانا. سلام.

24
00:00:46,463 --> 00:00:48,798
‫اون مفقودیه رو یادته؟

25
00:00:49,007 --> 00:00:50,216
‫مسئولین گمون می‌کنن...

26
00:00:50,425 --> 00:00:52,469
‫جسدش رو تو پارک دولتی...

27
00:00:52,677 --> 00:00:55,764
‫هاکل‌بارنی پیدا کردن.

28
00:00:55,972 --> 00:00:57,265
‫داره دوستان قدیمیت رو
‫سمتت هدایت می‌کنه.

29
00:00:57,474 --> 00:00:59,392
‫درست متوجه منظورتون شدم؟

30
00:00:59,601 --> 00:01:00,977
‫خودت بگو ببینم.

31
00:01:01,186 --> 00:01:03,938
‫مگه شکم کسی با شکار بی‌خشونت سیر می‌شه؟

32
00:01:13,198 --> 00:01:14,657
‫خیلی‌خب.

33
00:01:14,866 --> 00:01:16,493
‫خیلی‌خب، هوات رو داریم.

34
00:01:16,701 --> 00:01:18,495
‫خیلی‌خب، فقط...

35
00:01:18,703 --> 00:01:20,330
‫سعی کن آروم باشی...

36
00:01:20,538 --> 00:01:23,541
‫و به دردت فکر نکنی. خب؟

37
00:01:23,750 --> 00:01:24,876
‫آها، خوبه لاتی.

38
00:01:24,959 --> 00:01:28,671
‫ممکنه کلیه‌اش عفونت کرده باشه.

39
00:01:28,880 --> 00:01:29,798
‫وای، بوی گند می‌ده.

40
00:01:31,424 --> 00:01:33,718
‫شانا خیلی محکم زده بودش.

41
00:01:33,927 --> 00:01:35,553
‫پس شاید بهتر باشه
‫شانا این کارها رو بکنه.

42
00:01:35,762 --> 00:01:36,971
‫خیلی‌خب.

43
00:01:37,180 --> 00:01:39,682
‫آروم. آروم. آروم، آروم.

44
00:01:39,891 --> 00:01:41,643
‫خیلی‌خب.

45
00:01:41,851 --> 00:01:43,895
‫خیلی‌خب.

46
00:01:47,440 --> 00:01:49,067
‫ای خدا، اشکم داره در میاد.

47
00:01:49,275 --> 00:01:51,694
‫وای خدایا. می‌شه خفه شی
‫و این‌قدر از ادرار نگی؟

48
00:01:51,903 --> 00:01:54,072
‫ای خدا. جونش در خطره.

49
00:01:54,280 --> 00:01:56,574
‫تازه، کلی برامون زحمت کشیده.

50
00:01:56,783 --> 00:01:59,202
‫ولی نه‌خیر، حتما باید عین همیشه...

51
00:01:59,410 --> 00:02:00,745
‫بی‌شعور بازی دربیاری.

52
00:02:00,954 --> 00:02:02,872
‫می‌دونی چیه؟
‫اگه این‌قدر چندشت می‌شه،

53
00:02:03,081 --> 00:02:05,250
‫ببرش پایین و خالیش کن.

54
00:02:44,706 --> 00:02:45,957
‫خودم می‌دونم خیلی درد داری.

55
00:02:47,333 --> 00:02:49,127
‫باید خودت رو خالی کنی.

56
00:02:51,754 --> 00:02:52,881
‫لاتی؟

57
00:02:54,424 --> 00:02:55,633
‫ببین.

58
00:02:55,842 --> 00:02:58,052
‫صدام رو می‌شنوی؟

59
00:03:02,640 --> 00:03:04,267
‫در رو ببند.

60
00:03:09,522 --> 00:03:12,192
‫سلام.

61
00:03:12,400 --> 00:03:14,986
‫سلام ناگت.

62
00:03:15,195 --> 00:03:17,697
‫وقتی رفتیم خونه،
‫خواهرزاده کوچولم رو نشونت می‌دم.

63
00:03:17,906 --> 00:03:20,283
‫ولی نگران نباش، اصلا اذیتت نمی‌کنه.

64
00:03:20,491 --> 00:03:21,951
‫خودم حواسم هست.

65
00:03:22,160 --> 00:03:24,621
‫بعدش می‌ریم ساحل...

66
00:03:24,829 --> 00:03:27,290
‫و سیب‌زمینی سرکه‌ای...

67
00:03:27,498 --> 00:03:28,833
‫و کیک قیفی می‌خوریم.

68
00:03:29,042 --> 00:03:31,252
‫بعدش برات یه خونه کوچولو می‌خرم...

69
00:03:31,461 --> 00:03:33,713
‫که لوله داشته باشه
‫و توشون بدوی.

70
00:03:33,922 --> 00:03:36,841
‫آها، یه چرخ هم برات می‌گیریم
‫که ورزش کنی.

71
00:03:37,050 --> 00:03:38,968
‫نظرت چیه؟

72
00:03:39,177 --> 00:03:40,428
‫چی تو دستته؟

73
00:03:40,637 --> 00:03:42,138
‫- عه، چیزی نیست.
‫- بده ببینمش!

74
00:03:42,347 --> 00:03:45,099
‫نباید بهش دست بزنی! مال خودمه!

75
00:03:48,811 --> 00:03:51,522
‫چیزی نیست.

76
00:03:51,731 --> 00:03:54,943
‫اون جونور مرده آکیلا.

77
00:03:55,151 --> 00:03:57,820
‫منظورت چیه؟

78
00:04:02,075 --> 00:04:03,618
‫چـ...

79
00:04:06,663 --> 00:04:09,123
‫تائیسا، به خدا قسم...

80
00:04:16,589 --> 00:04:19,759
‫این دیگه چه وضعشه؟

81
00:04:30,853 --> 00:04:33,690
‫♪ خیلی باحال بود، هیچی آتش نگرفت. ♪

82
00:04:33,898 --> 00:04:35,149
‫♪ هیچی خراب نشد. ♪

83
00:04:35,358 --> 00:04:36,859
‫♪ هیچی پیچیده نشد. ♪

84
00:04:37,068 --> 00:04:40,780
‫♪ هیچ‌کس خسته نشد،
‫هیچی قدیمی نشد. ♪

85
00:04:41,698 --> 00:04:45,285
‫♪ عین خودت. ♪

86
00:04:47,036 --> 00:04:48,830
‫♪ وای، چه نازه، چه احیابخشه. ♪

87
00:04:48,830 --> 00:04:50,456
‫♪ چه تنهاست. ♪

88
00:04:50,665 --> 00:04:53,501
‫♪ کت‌شلوار تولدش رو پوشیده،
‫لبخندی بر لب داره. ♪

89
00:04:53,710 --> 00:04:53,835
‫♪ کسی خونه نیست. ♪

90
00:04:53,835 --> 00:04:54,669
‫♪ کسی خونه نیست. ♪

91
00:04:55,962 --> 00:04:58,548
‫♪ عین خودت. ♪

92
00:05:01,301 --> 00:05:05,513
‫♪ عین خودت. ♪

93
00:05:15,106 --> 00:05:17,233
‫♪ برگشتی در کار نیست،
‫برگشتی در کار نیست. ♪

94
00:05:17,442 --> 00:05:19,819
‫♪ دلیلی در کار نیست. ♪

95
00:05:20,028 --> 00:05:22,280
‫♪ برگشتی در کار نیست،
‫برگشتی در کار نیست. ♪

96
00:05:22,488 --> 00:05:24,824
‫♪ دلیلی در کار نیست. ♪

97
00:05:25,033 --> 00:05:27,744
‫♪ برگشتی در کار نیست،
‫برگشتی در کار نیست. ♪

98
00:05:27,952 --> 00:05:29,912
‫♪ دلیلی در کار نیست. ♪

99
00:05:30,121 --> 00:05:32,707
‫♪ برگشتی در کار نیست،
‫برگشتی در کار نیست. ♪

100
00:05:32,915 --> 00:05:35,543
‫♪ دلیلی در کار نیست. ♪

101
00:05:35,585 --> 00:05:38,963
‫«کاپشن‌زردها»
‫«فصل دوم، قسمت هشتم»

102
00:05:39,380 --> 00:05:41,841
‫آهنگه تا چند وقت تو دهنم می‌افته.

103
00:05:43,509 --> 00:05:46,429
‫وای، دوباره نوشیدنی می‌خوریم.
‫چی می‌خورین؟

104
00:05:46,637 --> 00:05:47,805
‫چی می‌خوریم؟

105
00:05:48,014 --> 00:05:49,223
‫واسه چی اخم کردی؟

106
00:05:49,515 --> 00:05:51,684
‫شانا؟ چی شده؟

107
00:05:53,227 --> 00:05:58,232
‫اِم، جف الان بهم گفت پلیس‌ها...

108
00:05:58,441 --> 00:06:02,570
‫جسد دوستمون آدام مارتین رو...

109
00:06:02,779 --> 00:06:05,782
‫تو پارک هاکل‌بارنی پیدا کردن.
‫اخبار پخش کرده بود.

110
00:06:05,990 --> 00:06:08,785
‫عه، وای. شانا، خیلی...

111
00:06:08,993 --> 00:06:11,537
‫واقعا اتفاق ناخوش‌آیندیه.

112
00:06:11,746 --> 00:06:14,957
‫مطمئنه که گفتن «آدام مارتین»؟

113
00:06:15,166 --> 00:06:16,042
‫آره.

114
00:06:16,250 --> 00:06:17,335
‫آدام مارتین کیه؟

115
00:06:17,543 --> 00:06:20,797
‫اِم، از آشنایان شانا بود.

116
00:06:21,005 --> 00:06:23,007
‫آره. خب، اِم، لاتی،

117
00:06:23,216 --> 00:06:24,884
‫خیلی ممنون که اینجا...

118
00:06:25,093 --> 00:06:27,178
‫ازم پذیرایی کردی،

119
00:06:27,387 --> 00:06:30,431
‫کارهای غیرعادیمون خیلی خوش گذشت،

120
00:06:30,640 --> 00:06:34,727
‫ولی الان واقعا باید
‫پیش خانواده‌ام باشم. خیلی‌خب.

121
00:06:37,188 --> 00:06:41,359
‫شانا. اِم، به نظرت بهتر نیست همین‌جا بمونی؟

122
00:06:41,567 --> 00:06:42,985
‫باید یه سری مسائل رو حل کنیم.

123
00:06:43,194 --> 00:06:46,114
‫نه. باید برم خونه نات.

124
00:06:46,322 --> 00:06:47,657
‫متوجه نمی‌شم.

125
00:06:47,865 --> 00:06:49,826
‫اندازه گرفته بودی
‫که قبرش دقیقا ۱۸۰ سانت باشه؟

126
00:06:50,034 --> 00:06:51,160
‫خب، من که متر نداشتم.

127
00:06:51,369 --> 00:06:52,954
‫ولی آره،

128
00:06:53,162 --> 00:06:54,497
‫قبرش خیلی عمیق بود.

129
00:06:54,705 --> 00:06:55,790
‫بهتر بود خودم خاکش می‌کردم.

130
00:06:55,998 --> 00:06:58,126
‫خب، یعنی شما نمی‌شناختینش؟

131
00:06:58,334 --> 00:06:59,502
‫زیاد نمی‌شناختیمش.

132
00:06:59,710 --> 00:07:01,254
‫خب، پس واسه چی وحشت کردین؟

133
00:07:01,462 --> 00:07:03,423
‫کسی وحشت نکرده، اِم،
‫فقط شانا وحشت کرده که...

134
00:07:03,631 --> 00:07:04,924
‫دوستش از دنیا رفته.

135
00:07:05,133 --> 00:07:07,343
‫خب، واسه چی میستی و ناتالی
‫دارن پچ‌پچ می‌کنن؟

136
00:07:08,469 --> 00:07:10,179
‫ای خدا، من از کجا بدونم؟

137
00:07:10,388 --> 00:07:12,098
‫داری بهم دروغ می‌گی.

138
00:07:13,516 --> 00:07:15,685
‫من هم می‌خوام دلیلش رو بدونم.

139
00:07:17,603 --> 00:07:20,106
‫شما تو این ماجرا دخیل بودین؟

140
00:07:24,569 --> 00:07:25,653
‫قبوله.

141
00:07:28,573 --> 00:07:30,825
‫وای.

142
00:07:32,660 --> 00:07:34,120
‫ون!

143
00:07:35,830 --> 00:07:37,039
‫دیوانه شدی؟

144
00:07:37,248 --> 00:07:39,667
‫آره، کم‌کم دارم حس می‌کنم دیوانه شدم.

145
00:07:39,876 --> 00:07:41,210
‫چندین ساله که همدیگه رو ندیدیم،

146
00:07:41,419 --> 00:07:44,422
‫ولی معلومه جریانی پیش اومده...

147
00:07:44,630 --> 00:07:47,925
‫که شما چهار نفر راستش رو نمی‌گین.

148
00:07:48,134 --> 00:07:49,510
‫پس نه‌خیر، تا به من و لاتی نگین...

149
00:07:49,719 --> 00:07:51,471
‫جریان از چه قراره، کسی جایی نمی‌ره.

150
00:07:51,679 --> 00:07:53,055
‫ضمنا، معلومه این‌قدر مهم بوده...

151
00:07:53,264 --> 00:07:55,224
‫که جف با اینجا تماس بگیره.

152
00:07:55,433 --> 00:07:58,019
‫خب، جریان چیه؟
‫جفتتون این آدام رو می‌شناختین؟

153
00:07:58,227 --> 00:08:02,190
‫آره. شانا، واسه چی جف زنگ زد و بهت گفت؟

154
00:08:02,398 --> 00:08:04,233
‫خودش خبر داره؟

155
00:08:04,442 --> 00:08:08,321
‫«خبر داره»؟ کار خودتون بود، مگه نه؟

156
00:08:08,529 --> 00:08:09,530
‫شانا، جواب سوالش رو بده.

157
00:08:09,739 --> 00:08:12,241
‫آره، خب؟ آره، بهش گفتم.

158
00:08:12,450 --> 00:08:15,328
‫از «سانحه آدام» خبر داره.

159
00:08:15,536 --> 00:08:17,497
‫من که خیلی رو دستورالعملم تأکید کرده بودم.

160
00:08:17,705 --> 00:08:18,831
‫- واسه چی بهش گفتی؟
‫- کارت خیلی احمقانه بود.

161
00:08:19,040 --> 00:08:20,458
‫پس اشکالی نداره جف بفهمه چه خبره.

162
00:08:20,666 --> 00:08:22,168
‫وای خدایا.
‫دارم سعی می‌کنم ازت محافظت کنم.

163
00:08:22,376 --> 00:08:24,128
‫خیلی‌خب. بسه. چیزی نیست.

164
00:08:25,588 --> 00:08:26,631
‫- چرت نگو.
‫- خیلی‌خب خانم‌ها.

165
00:08:26,839 --> 00:08:29,509
‫ما کلی حرف نداریم،

166
00:08:29,717 --> 00:08:33,095
‫ولی نباید در ملأ عام صحبت کنیم.

167
00:08:33,304 --> 00:08:35,431
‫همه‌تون رو تو بخش درد دل می‌بینم.

168
00:08:35,640 --> 00:08:38,476
‫- نه.
‫- ممنون.

169
00:08:38,684 --> 00:08:40,478
‫زود باشین.

170
00:08:40,686 --> 00:08:42,271
‫واقعا باید بریم؟

171
00:08:42,480 --> 00:08:45,024
‫بهتره بریم.

172
00:09:25,606 --> 00:09:28,150
‫حالت خوبه؟

173
00:09:30,111 --> 00:09:31,904
‫آره.

174
00:09:32,113 --> 00:09:33,781
‫فقط سرگیجه دارم.

175
00:09:44,292 --> 00:09:46,335
‫ماری.

176
00:09:46,544 --> 00:09:49,297
‫این رو تو ساک جکی پیدا کردم.

177
00:09:49,505 --> 00:09:51,549
‫چرمه.

178
00:09:51,757 --> 00:09:54,468
‫ممکنه پروتئین داشته باشه، مگه نه؟

179
00:09:59,307 --> 00:10:03,311
‫سوپ کمربند می‌خوریم. به‌به.

180
00:10:07,231 --> 00:10:10,026
‫چرا که نه؟ راحت باش.

181
00:10:10,234 --> 00:10:12,069
‫تو که کاریش نداری،
‫ولی لاتی سردشه.

182
00:10:12,278 --> 00:10:13,362
‫الان دیگه به لاتی اهمیت می‌دی؟

183
00:10:13,571 --> 00:10:15,114
‫آهای!

184
00:10:17,116 --> 00:10:19,285
‫لاتی واسه محافظت از ما ازش کتک خورد.

185
00:10:19,493 --> 00:10:21,495
‫نذار بی‌دلیل فداکاری کرده باشه.

186
00:10:27,793 --> 00:10:31,047
‫شاید مرگ لاتی اون‌قدرها هم بد نباشه.

187
00:10:31,255 --> 00:10:34,467
‫خب، اگه داره درد می‌کشه، شاید...

188
00:10:35,509 --> 00:10:37,386
‫آره، شاید مرگ به صلاحش باشه.

189
00:10:37,595 --> 00:10:40,181
‫همه خیلی...

190
00:10:40,389 --> 00:10:44,435
‫چه بدونم... به خاطر اون عوض شدن.

191
00:10:44,644 --> 00:10:46,103
‫انگار...

192
00:10:46,312 --> 00:10:50,650
‫به طرزی غیرعادی کنترلشون می‌کنه.

193
00:10:51,817 --> 00:10:53,277
‫انگار حسودیت می‌شه.

194
00:10:53,486 --> 00:10:55,237
‫درسته.

195
00:10:55,446 --> 00:10:58,908
‫حتی خاوی هم به جناح شومشون پیوسته.

196
00:10:59,116 --> 00:11:01,744
‫وای، بی‌خیال نات.
‫اون که اصلا حرف نمی‌زنه.

197
00:11:01,952 --> 00:11:04,038
‫لزومی نداره بزنه.

198
00:11:04,246 --> 00:11:09,585
‫چند روز پیش دیده بودم
‫جلوی یکی از درخت‌های نماددار تعظیم می‌کرد.

199
00:11:12,963 --> 00:11:14,423
‫کدوم درخت بود؟

200
00:11:15,841 --> 00:11:18,052
‫اطراف نهر بود.

201
00:12:37,298 --> 00:12:39,759
‫دوباره صداش اومد.

202
00:12:40,801 --> 00:12:44,305
‫همین الان صدای چکه رو شنیدم.

203
00:12:46,474 --> 00:12:47,767
‫من هم شنیدم.

204
00:12:47,975 --> 00:12:48,934
‫واقعا؟

205
00:12:49,143 --> 00:12:50,186
‫می‌شنوی؟

206
00:12:50,394 --> 00:12:51,187
‫آره.

207
00:12:51,395 --> 00:12:53,022
‫گمون کنم...

208
00:12:54,148 --> 00:12:57,318
‫انگار صداش از اونجا میاد.

209
00:13:06,869 --> 00:13:09,580
‫وای خدایا! وای خدایا!
‫مرده‌ان!

210
00:13:09,789 --> 00:13:11,499
‫مرده‌ان.
‫مرده‌ان، مرده‌ان!

211
00:13:11,707 --> 00:13:14,168
‫ماری، کسی اونجا نیست.
‫بهت قول می‌دم کسی اونجا نیست.

212
00:13:14,376 --> 00:13:15,795
‫بودن.

213
00:13:17,880 --> 00:13:19,173
‫نه. خونشون داشت کف خونه می‌ریخت.

214
00:13:19,381 --> 00:13:20,966
‫خودت صداش رو شنیدی.

215
00:13:21,926 --> 00:13:23,177
‫خودت...

216
00:13:23,385 --> 00:13:25,429
‫تأثیر گرسنگیه ماری.

217
00:13:25,638 --> 00:13:26,680
‫نه.

218
00:13:26,889 --> 00:13:29,725
‫تأثیر گرسنگیه دیگه.

219
00:13:29,934 --> 00:13:31,852
‫- همین و بس.
‫- نه.

220
00:13:35,689 --> 00:13:36,982
‫سلام جف.

221
00:13:38,526 --> 00:13:39,735
‫جریان چیه؟

222
00:13:39,944 --> 00:13:40,903
‫چه خبر شده؟

223
00:13:41,111 --> 00:13:42,655
‫حکم تفتیش گرفتیم.

224
00:13:43,531 --> 00:13:44,824
‫جسد آدام مارتین رو پیدا کردن.

225
00:13:45,032 --> 00:13:46,492
‫با توجه به رابطه شانا باهاش،

226
00:13:46,700 --> 00:13:48,661
‫الان رسما مظنون محسوب می‌شه.

227
00:13:50,162 --> 00:13:53,374
‫خب، بریم سر کارمون بچه‌ها.

228
00:13:54,667 --> 00:13:56,001
‫آهای.

229
00:13:58,462 --> 00:14:00,756
‫- می‌شه چند سوال ازت بپرسم؟
‫- آره.

230
00:14:00,965 --> 00:14:03,217
‫آره.

231
00:14:08,681 --> 00:14:11,225
‫خب، امروز نقش کی رو بازی می‌کنی مت؟

232
00:14:11,433 --> 00:14:12,977
‫دو کشوی دیگه رو که باز کنی،
‫به کشوی لباسام می‌رسی.

233
00:14:13,269 --> 00:14:15,229
‫تأثیری نداشت، ولی تلاشت تحسین‌برانگیز بود.

234
00:14:15,437 --> 00:14:18,065
‫اون یکی پلیسی
‫که عین خودت بیماره، هوات رو داره.

235
00:14:18,274 --> 00:14:19,608
‫تبریک می‌گم.

236
00:14:21,902 --> 00:14:23,696
‫اون‌وقت هوای تو رو کی داره؟

237
00:14:23,904 --> 00:14:25,114
‫مامان جونت داره؟

238
00:14:25,322 --> 00:14:26,949
‫ببینم تو دادگاه موفق می‌شی یا نه.

239
00:14:27,157 --> 00:14:29,702
‫کافیه هیئت منصفه بشنون...

240
00:14:29,910 --> 00:14:34,331
‫پیرمردی چون تو، دخترک نوجوانی
‫چون من رو اغفال کرده.

241
00:14:38,002 --> 00:14:42,298
‫کافیه بشنون واسه کودکی کمین کرده بودی.

242
00:14:44,508 --> 00:14:45,968
‫عه، واقعا؟

243
00:14:46,176 --> 00:14:48,137
‫آخه به نظرم وقتی بفهمن...

244
00:14:48,345 --> 00:14:49,555
‫مامانت چقدر دروغ گفته،

245
00:14:49,763 --> 00:14:51,724
‫متوجه می‌شن بچه‌اش هم...

246
00:14:51,932 --> 00:14:56,395
‫عین خودش داغون و آدم‌خواره.

247
00:15:00,316 --> 00:15:03,611
‫خب، اِم، الان باید با وکیل
‫تماس بگیرم یا...

248
00:15:03,819 --> 00:15:05,571
‫اعضای خانواده سادکی
‫همه‌اش از وکیل می‌پرسن.

249
00:15:05,779 --> 00:15:06,864
‫انگار چیزی رو مخفی کردین.

250
00:15:07,072 --> 00:15:08,908
‫خب، نکردیم.

251
00:15:09,116 --> 00:15:10,659
‫باشه.

252
00:15:11,660 --> 00:15:14,204
‫خب، اِم، اصلا شانا کجاست؟

253
00:15:15,748 --> 00:15:21,003
‫اِم، شانا با چند تن از دوستانش
‫رفته تفریحگاه تندرستی.

254
00:15:22,922 --> 00:15:24,798
‫- آره.
‫- آها.

255
00:15:25,007 --> 00:15:27,551
‫آره، از اون تفریحگاه‌های معنویت عصر نوئه...

256
00:15:27,760 --> 00:15:30,721
‫که ماساژ و حمام صوتی دارن.

257
00:15:30,930 --> 00:15:32,556
‫از اون مسخره‌بازی‌هاست، متوجهی؟

258
00:15:32,765 --> 00:15:34,850
‫با خودم گفتم شاید...

259
00:15:35,059 --> 00:15:37,728
‫وقتی به رابطه دروغینش اعتراف کرد،
‫بیرونش کرده باشی.

260
00:15:39,021 --> 00:15:42,775
‫چه اعتماد بی قید و شرطی بهش داشتی.

261
00:15:44,735 --> 00:15:47,029
‫داریم یه کاریش می‌کنیم.

262
00:15:47,237 --> 00:15:48,530
‫آقای سادکی.

263
00:15:50,407 --> 00:15:52,910
‫می‌خواستیم چند عکس نشونتون بدیم.

264
00:15:53,118 --> 00:15:55,037
‫خیلی‌خب.

265
00:15:55,245 --> 00:15:56,705
‫الکی نمی‌گم قشنگن.

266
00:15:56,914 --> 00:15:58,290
‫واقعا خیلی وحشتناکن.

267
00:16:04,755 --> 00:16:06,256
‫وای خدا جون.

268
00:16:06,465 --> 00:16:08,842
‫کم‌کم داشت واقعا می‌پوسید.

269
00:16:09,051 --> 00:16:10,260
‫هوم.

270
00:16:10,469 --> 00:16:13,472
‫ولی در حدی بود که تشخیص بدیم...

271
00:16:13,681 --> 00:16:17,851
‫خیلی تمیز تکه‌تکه شده بود.

272
00:16:18,060 --> 00:16:19,520
‫اینجا رو می‌بینی؟

273
00:16:19,728 --> 00:16:20,562
‫جای برش...

274
00:16:20,771 --> 00:16:22,564
‫با چاقوی اره‌ایه.

275
00:16:22,773 --> 00:16:26,402
‫ولی مرز بین اعضا خیلی دقیق بود.

276
00:16:26,610 --> 00:16:28,112
‫می‌شه گفت در حد جراحی بود.

277
00:16:28,320 --> 00:16:30,906
‫چنین کاری با چاقوی برقی آشپزخونه خیلی سخته.

278
00:16:31,115 --> 00:16:33,867
‫خب...

279
00:16:34,076 --> 00:16:35,661
‫خب، معلوم شد دیگه بچه‌ها.

280
00:16:35,869 --> 00:16:38,831
‫امکان نداره شانا چنین کاری کرده باشه.

281
00:16:39,039 --> 00:16:41,291
‫اون که دکتر نیست.

282
00:16:41,500 --> 00:16:46,463
‫ولی مهارت بقای خاصی داره...

283
00:16:46,672 --> 00:16:48,924
‫که تو چنین شرایطی به کار میاد.

284
00:16:49,133 --> 00:16:50,801
‫جف، نمی‌دونم کار کی بوده،

285
00:16:51,010 --> 00:16:54,680
‫ولی طرف حواسش بود سر،
‫دست و پاش رو قطع کنه. خب؟

286
00:16:54,888 --> 00:16:56,181
‫هوم.

287
00:16:56,390 --> 00:16:59,309
‫حتی خالکوبی‌هاش رو با چیزی کنده.

288
00:16:59,518 --> 00:17:02,438
‫پزشکی قانونی می‌گه احتمالا با رنده کندنش.

289
00:17:02,646 --> 00:17:03,939
‫هوم.

290
00:17:04,148 --> 00:17:06,608
‫تقریبا شناساییش رو غیرممکن کرده.

291
00:17:06,817 --> 00:17:09,111
‫خب، پس اصلا از کجا می‌دونین...

292
00:17:09,319 --> 00:17:10,738
‫همونیه که دنبالشین؟

293
00:17:10,946 --> 00:17:12,322
‫گفتم «تقریبا».

294
00:17:12,531 --> 00:17:13,741
‫آزمایش مغز استخوان گرفتن جف.

295
00:17:13,949 --> 00:17:15,534
‫یکی از دوستان آدام
‫چند سال پیش سرطان گرفته بود...

296
00:17:15,743 --> 00:17:16,994
‫و بهش مغز استخوان اهدا کرده بود.

297
00:17:21,582 --> 00:17:25,461
‫خیلی‌خب. اِم... باشه.

298
00:17:25,669 --> 00:17:27,880
‫می‌دونین چیه بچه‌ها؟
‫خیلی... اِم، دیگه بسه.

299
00:17:28,088 --> 00:17:30,174
‫جف، ببین.

300
00:17:30,382 --> 00:17:31,508
‫خودم می‌دونم همسرته،

301
00:17:31,717 --> 00:17:33,010
‫ولی باید باهات روراست باشم،

302
00:17:33,218 --> 00:17:34,928
‫آخه واقعا خیلی افتضاح شده.

303
00:17:35,137 --> 00:17:36,764
‫اصلا خیال می‌کردی چنین کاری...

304
00:17:36,972 --> 00:17:38,307
‫در توان شانا باشه؟

305
00:17:38,515 --> 00:17:41,143
‫من دیگه بدون حضور وکیل حرف نمی‌زنم.

306
00:17:41,351 --> 00:17:42,853
‫راستش، مجبور نیستی ازش محافظت کنی.

307
00:17:43,062 --> 00:17:43,854
‫هنوز فرصت داری خودت رو دخیل نکنی.

308
00:17:44,063 --> 00:17:45,522
‫خودت و کلی فرصت دارین.

309
00:17:48,317 --> 00:17:49,610
‫خیلی‌خب.

310
00:18:01,914 --> 00:18:06,043
‫پس همه‌تون مشغول چنین کارهایی بودین؟

311
00:18:06,251 --> 00:18:08,879
‫دنبال باج‌گیرها بودین
‫و عشق‌هاتون رو به قتل می‌رسوندین؟

312
00:18:09,088 --> 00:18:12,966
‫هوم. خب، کمی تقلیلش دادی.

313
00:18:13,175 --> 00:18:16,678
‫به نظرم از دنیا رفتن آدام...

314
00:18:16,887 --> 00:18:20,057
‫به صلاح همه است.

315
00:18:20,265 --> 00:18:21,683
‫ولی بیش از همه به صلاح خودته، مگه نه؟

316
00:18:21,892 --> 00:18:23,644
‫درسته، آخه فقط خودم رازهایی داشتم...

317
00:18:23,852 --> 00:18:26,480
‫که تهدید کرده بود فاششون می‌کنه.

318
00:18:26,688 --> 00:18:28,565
‫واسه همین تصمیم گرفتی...

319
00:18:28,774 --> 00:18:30,526
‫چند راز دیگه‌مون رو
‫با شوهرت در میون بذاری؟

320
00:18:30,734 --> 00:18:33,487
‫ترسیده بودم و...

321
00:18:33,695 --> 00:18:35,906
‫بدجوری دیوانه شده بودم.

322
00:18:36,115 --> 00:18:37,950
‫نیاز داشتم جف هوام رو داشته باشه.

323
00:18:38,158 --> 00:18:40,744
‫همه‌مون نیازهایی داریم
‫که بهشون نمی‌رسیم شانا.

324
00:18:40,953 --> 00:18:42,579
‫- واقعا؟
‫- واقعا.

325
00:18:42,788 --> 00:18:45,582
‫خودت رو در حین وقوع این اتفاق
‫این شکلی راضی کردی؟

326
00:18:45,791 --> 00:18:48,210
‫اصلا چطوری دوباره همدیگه رو پیدا کردین؟

327
00:18:48,418 --> 00:18:50,754
‫خیلی راحت بود.
‫تای سوار هجده‌چرخ شد...

328
00:18:50,963 --> 00:18:52,756
‫و اومد پیش من.

329
00:18:52,965 --> 00:18:54,216
‫کارش خیلی عادی بود.

330
00:18:54,424 --> 00:18:57,010
‫مگه نگفته بودی ارتباطتون قطع شده...

331
00:18:57,219 --> 00:18:59,012
‫و حتی آدرسش رو بلد نیستی؟

332
00:18:59,221 --> 00:19:01,348
‫فهمیدن چنین اطلاعاتی
‫که این روزها چندان دشوار نیست.

333
00:19:01,557 --> 00:19:05,269
‫آره. من آدرس ون رو از چند سال پیش داشتم.

334
00:19:05,477 --> 00:19:08,355
‫می‌تونستی به جای برون‌سپاری
‫از خودم بپرسی.

335
00:19:08,564 --> 00:19:10,357
‫خیلی کمتر خرج برمی‌داشت.

336
00:19:10,566 --> 00:19:12,609
‫چنین کاری نکردم.

337
00:19:12,818 --> 00:19:16,530
‫وایستا ببینم. منظورت از «برون‌سپاری» چیه؟

338
00:19:20,242 --> 00:19:21,618
‫می‌خوای بهشون بگی یا...؟

339
00:19:21,827 --> 00:19:25,539
‫خیلی‌خب. لابد خودم باید بگم. اِم...

340
00:19:26,540 --> 00:19:29,084
‫جسیکا رابرتس رو تای اجیر کرده بود...

341
00:19:29,293 --> 00:19:30,669
‫تا همه‌مون رو بررسی کنه.

342
00:19:30,878 --> 00:19:31,670
‫کی رو می‌گی؟

343
00:19:31,879 --> 00:19:33,630
‫امان از دستت تای.

344
00:19:33,839 --> 00:19:36,425
‫واسه تحقیقات راجع به رقبا
‫اجیرش کرده بودم، همین و بس.

345
00:19:36,633 --> 00:19:39,511
‫به یکی پول دادی
‫که گذشته‌مون رو زیر و رو کنه؟

346
00:19:39,720 --> 00:19:41,763
‫واقعا شوخیت گرفته؟

347
00:19:41,972 --> 00:19:44,141
‫یادت رفته ممکن بود به چه نتایجی برسه؟

348
00:19:44,349 --> 00:19:46,143
‫باید می‌دونستم اگه کسی
‫بهتون پول هنگفتی پیشنهاد بده،

349
00:19:46,351 --> 00:19:47,603
‫بهش چیزی نمی‌گین.

350
00:19:47,811 --> 00:19:49,104
‫ضمنا، شانا، خودت که...

351
00:19:49,313 --> 00:19:51,356
‫- خیلی پول‌لازمی.
‫- وای، لعنت بهت.

352
00:19:51,565 --> 00:19:53,442
‫خب، ناتالی خیر سرش معتاده.
‫ببینین، صـ...

353
00:19:53,650 --> 00:19:55,736
‫صرفا باید می‌دونستم
‫می‌تونم بهتون اعتماد کنم.

354
00:19:55,944 --> 00:19:58,071
‫تو بهمون اعتماد کنی؟
‫وای، چه طنز تلخی.

355
00:19:58,280 --> 00:20:00,908
‫بی‌شوخی، اگه بخواد همون اطلاعات رو
‫فاش کنه چی؟

356
00:20:01,116 --> 00:20:03,577
‫وای، نمی‌خواد نگران اونش باشیم.

357
00:20:03,785 --> 00:20:07,331
‫خیلی‌خب. دقیقا از کجا مطمئنی؟

358
00:20:07,539 --> 00:20:08,749
‫آخه خودم ردیفش کردم.

359
00:20:08,957 --> 00:20:10,667
‫مثل همیشه ردیفش کردم.

360
00:20:10,876 --> 00:20:12,586
‫وای خدایا، میستی.

361
00:20:12,794 --> 00:20:15,631
‫خب، قابلتون رو نداشت.

362
00:20:25,057 --> 00:20:26,183
‫بن.

363
00:20:26,391 --> 00:20:28,769
‫اون چاقو خیلی تیزه.

364
00:20:29,978 --> 00:20:32,022
‫لازمه نگران باشم؟

365
00:20:32,231 --> 00:20:33,440
‫نه.

366
00:20:34,816 --> 00:20:36,860
‫ببین، صرفا...

367
00:20:37,069 --> 00:20:39,196
‫دارم عصام رو واسه زمین برفی می‌تراشم.

368
00:20:39,404 --> 00:20:43,742
‫ببین میستی، اگه می‌خواستم کاری کنم،

369
00:20:43,951 --> 00:20:46,161
‫واسه چی باید عصام رو می‌تراشیدم؟

370
00:20:47,996 --> 00:20:51,917
‫اِم، خیلی خوبه.

371
00:20:52,125 --> 00:20:55,212
‫گاهی اوقات هوای تازه
‫افکار شوم رو از بین می‌بره.

372
00:20:55,420 --> 00:20:56,922
‫احسنت.

373
00:21:14,773 --> 00:21:17,484
‫زیاد خوشگل نیست،

374
00:21:17,693 --> 00:21:21,238
‫رنگش هم با سرما عوض نمی‌شه، ولی...

375
00:21:21,446 --> 00:21:23,991
‫شاید به کارت بیاد.

376
00:21:26,618 --> 00:21:28,412
‫بفرما.

377
00:21:37,170 --> 00:21:39,172
‫چیزی می‌خوای؟

378
00:21:41,008 --> 00:21:42,301
‫نه.

379
00:21:50,726 --> 00:21:52,769
‫تو آدم خوبی هستی.

380
00:21:53,729 --> 00:21:56,773
‫من هم عذر می‌خوام که...

381
00:21:56,982 --> 00:21:58,859
‫باعث شدم خیال کنی نیستی.

382
00:22:20,672 --> 00:22:21,965
‫لاتی.

383
00:22:26,762 --> 00:22:28,138
‫لاتی، آروم باش. چی شده؟

384
00:22:28,347 --> 00:22:30,223
‫چی...

385
00:22:30,432 --> 00:22:31,475
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

386
00:22:31,683 --> 00:22:33,769
‫سعی کن همون‌طور
‫که به خودمون می‌گی،

387
00:22:33,977 --> 00:22:35,228
‫نفس عمیقی بکشی، خب؟

388
00:22:35,437 --> 00:22:36,229
‫نفس عمیق بگیر.

389
00:22:36,438 --> 00:22:37,898
‫اگه مردم...

390
00:22:38,106 --> 00:22:38,899
‫نه، قرار نیست بمیری.

391
00:22:39,107 --> 00:22:41,610
‫... جسدم رو هدر ندین.

392
00:22:42,986 --> 00:22:44,196
‫بهم قول بده.

393
00:22:44,404 --> 00:22:45,822
‫نه. مـ...

394
00:22:46,031 --> 00:22:47,657
‫نه، فعلا اصلا از این فکرها نمی‌کنیم.

395
00:22:47,866 --> 00:22:50,744
‫قول بده.

396
00:23:56,726 --> 00:23:59,187
‫خب، می‌خواستم چیکار کنم؟
‫ولش کنم؟

397
00:23:59,396 --> 00:24:02,023
‫من که یه هفته تو زیرزمینم
‫اسیرش کرده بودم.

398
00:24:02,232 --> 00:24:04,818
‫ظاهرا واقعا دستت بسته بود.

399
00:24:05,026 --> 00:24:06,528
‫عه، وایستا ببینم، شاید هم
‫دست خودش رو بسته بودی.

400
00:24:06,736 --> 00:24:09,698
‫ببین، اصلا واسه این ربوده بودمش...

401
00:24:09,906 --> 00:24:11,700
‫که خیال می‌کردم باج‌گیره خودشه.

402
00:24:11,908 --> 00:24:14,202
‫می‌خواستم از خودمون محافظت کنم.

403
00:24:14,411 --> 00:24:15,745
‫من که خبر نداشتم...

404
00:24:15,954 --> 00:24:17,247
‫کلاهبردار خوش‌تیپی داره در همون حین...

405
00:24:17,456 --> 00:24:19,374
‫شانا رو اغفال می‌کنه و تنها هدفش...

406
00:24:19,583 --> 00:24:22,919
‫پیدا کردن دفترچه خاطرات قدیمیش
‫و اخاذی از ماست.

407
00:24:23,128 --> 00:24:24,921
‫واسه چی با این میستی...

408
00:24:25,130 --> 00:24:28,216
‫یکی رو تو سیاهچالش اسیر کرده بود،
‫فقط من بد محسوب می‌شم؟

409
00:24:28,425 --> 00:24:30,927
‫ضمنا، چند وقته اف‌بی‌آی...

410
00:24:31,136 --> 00:24:31,928
‫داره راجع به ناتالی تحقیق می‌کنه.

411
00:24:32,137 --> 00:24:33,680
‫اف‌بی‌آی؟

412
00:24:33,889 --> 00:24:34,681
‫چی؟

413
00:24:34,890 --> 00:24:36,892
‫خیلی‌خب، وایستین. وایستین ببینم.

414
00:24:37,976 --> 00:24:39,436
‫اف‌بی‌آی خودم بودم.

415
00:24:39,644 --> 00:24:44,274
‫در واقع، والتر تاترسال، نامزدم بود.

416
00:24:44,483 --> 00:24:48,278
‫خب، می‌خواستیم بفهمیم
‫کی ناتالی رو ربوده...

417
00:24:48,487 --> 00:24:51,740
‫و می‌دونستی رندی مدتی
‫تو همون راه‌سرا اقامت داشته،

418
00:24:51,948 --> 00:24:54,701
‫واسه همین والتر
‫نقش مأمور اف‌بی‌آی رو بازی کرد...

419
00:24:54,910 --> 00:24:57,954
‫و از رندی تو کشتیش بازجویی کرد.

420
00:24:58,163 --> 00:25:00,081
‫تو کشتی والتر بودن،
‫تو کشتی رندی نبودن.

421
00:25:00,290 --> 00:25:03,668
‫میستی، واقعا خیلی پیش‌کنشگری.

422
00:25:03,877 --> 00:25:05,545
‫ممنون؟

423
00:25:07,172 --> 00:25:10,675
‫بازجوییش چندان به ثمر نرسید،

424
00:25:10,884 --> 00:25:12,010
‫حداقل اولش نرسید.

425
00:25:12,219 --> 00:25:14,679
‫ترس فلجش کرده بود،

426
00:25:14,888 --> 00:25:19,392
‫ولی معمولا افراد بیگناه نمی‌ترسن.

427
00:25:23,563 --> 00:25:25,732
‫بعدش از جف گفت.

428
00:25:28,443 --> 00:25:31,071
‫خب، رفیق جینگن دیگه، پس احتمالا...

429
00:25:31,279 --> 00:25:35,742
‫نه، بیشتر انگار نگرانش بود.

430
00:25:35,951 --> 00:25:37,827
‫انگار...

431
00:25:38,036 --> 00:25:40,830
‫انگار کاری کرده بودن
‫که نگرانش بود.

432
00:25:41,039 --> 00:25:44,793
‫من هم اون موقع زیاد بهش فکر نکرده بودم،

433
00:25:45,001 --> 00:25:49,339
‫ولی شخص دیگه‌ای هم از همون اول...

434
00:25:49,548 --> 00:25:51,007
‫به دفترچه خاطراتش دسترسی داشت.

435
00:25:51,216 --> 00:25:53,468
‫تو کمد اتاق‌خوابتون اکلیل پیدا کرده بودی.

436
00:25:53,677 --> 00:25:55,470
‫خیال می‌کردی آدام ریخته، ولی در واقع...

437
00:25:55,679 --> 00:25:58,807
‫خیلی منطقی‌تره...

438
00:25:59,015 --> 00:26:00,475
‫که کار جف بوده باشه.

439
00:26:02,310 --> 00:26:07,399
‫شانا، جف کارت‌پستاله رو فرستاده بود؟

440
00:26:07,607 --> 00:26:12,112
‫شوهر عوضیت داشت ازمون اخاذی می‌کرد؟

441
00:26:16,283 --> 00:26:20,412
‫♪ بلایی سرت نمیاد، نه‌خیر ♪

442
00:26:20,620 --> 00:26:25,375
‫♪ تا من باشم بلایی سرت نمیاد ♪

443
00:26:25,584 --> 00:26:30,338
‫♪ این روزها شیاطین همه‌جا رو... ♪

444
00:26:30,547 --> 00:26:34,968
‫♪ در بر گرفتن ♪

445
00:26:36,261 --> 00:26:37,304
‫♪ من می‌فرستمشون پی کارشون ♪

446
00:26:37,971 --> 00:26:38,388
‫[طرف واقعا آدم‌خواره]

447
00:26:38,388 --> 00:26:39,097
‫[می‌دونستم کار خودشه. حرف نداری!]

448
00:26:39,139 --> 00:26:39,389
‫[کسی نمی‌دونه الان تکلیف پرونده چی می‌شه؟]

449
00:26:39,431 --> 00:26:40,724
‫♪ برام مهم نیست ♪

450
00:26:40,932 --> 00:26:45,395
‫♪ خودم روش‌های خاصی بلدم ♪

451
00:26:46,313 --> 00:26:48,857
‫[اداره شهروندان کارآگاه]

452
00:26:48,857 --> 00:26:52,402
‫♪ قرار نیست کسی بلایی سرت بیاره ♪

453
00:26:52,611 --> 00:26:54,571
‫♪ قرار نیست کسی بلایی... ♪

454
00:26:54,613 --> 00:26:56,072
‫[جسد هنرمند مفقودی پیدا شد]

455
00:27:08,376 --> 00:27:10,378
‫[اخبار نیو جرسی]

456
00:27:14,049 --> 00:27:15,717
‫[کلانتری ویسکایوک]

457
00:27:17,135 --> 00:27:19,763
‫[من اطلاعاتی دارم که ممکنه...]

458
00:27:21,765 --> 00:27:25,018
‫[به تحقیقاتتون مربوط باشه.]

459
00:27:25,018 --> 00:27:27,937
‫♪ تا من باشم، ♪

460
00:27:30,440 --> 00:27:34,694
‫♪ کسی بلایی سرت نمیاره ♪

461
00:27:45,705 --> 00:27:47,290
‫کلی؟

462
00:27:49,834 --> 00:27:51,544
‫خودتی؟

463
00:27:57,175 --> 00:27:58,718
‫سلام.

464
00:27:58,927 --> 00:28:01,054
‫مگه پیش لاتی نبودی؟

465
00:28:01,262 --> 00:28:03,056
‫خب، بودم، ولی...

466
00:28:04,849 --> 00:28:05,975
‫با توجه به شرایط،

467
00:28:06,184 --> 00:28:08,687
‫نیاز داشتم پیش هم باشیم جف.

468
00:28:09,729 --> 00:28:13,191
‫کسی جز تو درست و حسابی درکم نمی‌کنه.

469
00:28:21,449 --> 00:28:22,701
‫این دیگه چه کاریه؟

470
00:28:24,202 --> 00:28:26,246
‫دستت چی شده؟

471
00:28:26,454 --> 00:28:30,041
‫وای. الکی نگو از این وضع خوشت نمیاد.

472
00:28:30,250 --> 00:28:32,252
‫واسه چی باید خوشم بیاد؟

473
00:28:32,460 --> 00:28:33,920
‫آخه هیجان‌انگیزه.

474
00:28:35,547 --> 00:28:38,007
‫نه! نه. نه‌خیر، نیست.

475
00:28:38,216 --> 00:28:40,760
‫خیلی خطرناکه.

476
00:28:40,969 --> 00:28:42,095
‫ولشون کن.

477
00:28:42,303 --> 00:28:43,680
‫نمی‌تونم ولشون کنم.

478
00:28:43,888 --> 00:28:45,598
‫بخشی از وجودم هستن.

479
00:28:45,807 --> 00:28:47,267
‫مگه من رو تمام و کمال دوست نداشتی؟

480
00:28:47,475 --> 00:28:49,185
‫من که تمام و کمال دوستت دارم.

481
00:28:49,394 --> 00:28:52,021
‫من می‌ترسم.

482
00:28:52,230 --> 00:28:55,942
‫آروم باش، وگرنه عاقبتت عین آدام می‌شه،

483
00:28:56,151 --> 00:28:58,278
‫بدون سر، پا و دست...

484
00:28:58,486 --> 00:29:01,948
‫تو پارک خاک می‌شی.

485
00:29:02,157 --> 00:29:05,827
‫پوستت رو عین پنیر پکورینو رنده می‌کنم.

486
00:29:06,035 --> 00:29:08,288
‫نه.

487
00:29:29,100 --> 00:29:31,227
‫خـ...

488
00:29:32,479 --> 00:29:34,481
‫خوابم نمی‌برد.

489
00:29:35,440 --> 00:29:37,484
‫این‌جوری خوابت نمی‌بره.

490
00:29:48,620 --> 00:29:49,537
‫بابا؟

491
00:29:49,746 --> 00:29:50,997
‫چیه؟

492
00:29:53,041 --> 00:29:54,834
‫من عین مامانم؟

493
00:29:55,043 --> 00:29:57,003
‫خب، چرا که نه؟ آره.

494
00:29:57,212 --> 00:29:59,172
‫باهوش و زرنگی.

495
00:29:59,380 --> 00:30:01,925
‫آدم چیره‌دستی هستی و...

496
00:30:02,133 --> 00:30:03,009
‫توسری‌خور نیستی.

497
00:30:03,218 --> 00:30:04,803
‫منظورم این نبود.

498
00:30:06,721 --> 00:30:09,265
‫وضع مامان خیلی خرابه.

499
00:30:09,474 --> 00:30:11,309
‫خب...

500
00:30:14,521 --> 00:30:16,022
‫درسته.

501
00:30:16,231 --> 00:30:17,982
‫ببین...

502
00:30:18,191 --> 00:30:21,861
‫مامانت تو حیات وحش خیلی سختی کشیده بود کلی.

503
00:30:22,070 --> 00:30:25,198
‫کلی از عزیزانش رو از دست داد...
‫بهترین دوستش رو از دست داد.

504
00:30:25,406 --> 00:30:27,367
‫آره. جکی رو می‌گی. خودم می‌دونم.

505
00:30:27,575 --> 00:30:29,077
‫آره، جکی رو می‌گم.

506
00:30:31,454 --> 00:30:33,873
‫یکی دیگه رو هم اونجا از دست داد.

507
00:30:38,503 --> 00:30:41,047
‫اونجا بچه‌دار شده بود.

508
00:30:42,882 --> 00:30:44,968
‫بچه خودمون بود.

509
00:30:46,553 --> 00:30:48,680
‫بچه من و خودش بود.

510
00:30:49,681 --> 00:30:51,850
‫اِم...

511
00:30:52,058 --> 00:30:54,561
‫موقع سقوط هواپیماشون باردار بود.

512
00:30:56,604 --> 00:30:58,481
‫یا خدا.

513
00:31:01,943 --> 00:31:04,696
‫یعنی من خواهر داشتم؟

514
00:31:04,904 --> 00:31:07,031
‫برادر داشتی.

515
00:31:07,240 --> 00:31:10,368
‫آره. بچه به دنیا آورده بود...

516
00:31:11,995 --> 00:31:14,163
‫پسرک نوزادی به دنیا آورده بود.

517
00:31:16,040 --> 00:31:18,376
‫وای خدایا.

518
00:31:20,044 --> 00:31:23,965
‫ببین. ببین...

519
00:31:24,173 --> 00:31:28,887
‫منظورم اینه که بار اون مسائل...

520
00:31:29,095 --> 00:31:31,931
‫رو دوش مادرته.

521
00:31:33,266 --> 00:31:35,602
‫گمون کنم رو دوش من هم باشه.

522
00:31:36,561 --> 00:31:40,732
‫ولی لزومی نداره رو دوش تو هم باشه، خب؟

523
00:31:43,359 --> 00:31:45,778
‫بیا بغلم، بیا بغلم.

524
00:31:45,987 --> 00:31:47,989
‫آروم باش.

525
00:31:48,197 --> 00:31:50,658
‫درست می‌شه.
‫چیزیمون نمی‌شه.

526
00:31:55,914 --> 00:31:58,124
‫♪ چشمت رو ببند ♪

527
00:31:58,333 --> 00:32:03,129
‫♪ تو دنیای جدید و غریبی سفر کن ♪

528
00:32:03,338 --> 00:32:05,632
‫♪ تمام خاطرات دنیای سابقت رو... ♪

529
00:32:05,840 --> 00:32:10,762
‫♪ از یاد ببر ♪

530
00:32:36,162 --> 00:32:38,831
‫سلام. حال لاتی چطوره؟

531
00:32:39,040 --> 00:32:40,833
‫اِم...

532
00:32:47,256 --> 00:32:50,051
‫گفت اگه...

533
00:32:50,259 --> 00:32:52,095
‫اگه مرد...

534
00:32:53,596 --> 00:32:55,932
‫می‌خواد ازش بهره ببریم...

535
00:32:57,392 --> 00:32:58,768
‫که زنده بمونیم.

536
00:33:00,561 --> 00:33:02,355
‫واقعا چنین حرفی زد؟

537
00:33:02,563 --> 00:33:05,191
‫حتما حالش خیلی بده.

538
00:33:05,400 --> 00:33:07,610
‫تصور اینجا بدون اون
‫از توانم خارجه.

539
00:33:09,570 --> 00:33:11,322
‫از توان من هم خارجه.

540
00:33:11,531 --> 00:33:13,950
‫پس بیاین تصور نکنیم.

541
00:33:14,158 --> 00:33:16,536
‫قرار نیست لاتی بمیره.

542
00:33:16,744 --> 00:33:19,205
‫حیات وحش نمی‌ذاره بمیره.

543
00:33:19,414 --> 00:33:24,127
‫شاید نخواد بمیره،
‫ولی اگه خیلی گرسنه باشه،

544
00:33:24,335 --> 00:33:26,671
‫امکان نداره زنده بمونه.

545
00:33:27,797 --> 00:33:31,509
‫حرفت واسه همه‌مون صدق می‌کنه.

546
00:33:34,012 --> 00:33:35,388
‫خیلی‌خب.

547
00:33:35,596 --> 00:33:37,432
‫باید راه‌حلی واسه زنده موندن پیدا کنیم.

548
00:33:38,850 --> 00:33:41,227
‫نباید لاتی رو فدا کنیم.

549
00:33:42,478 --> 00:33:43,771
‫بهم دروغ گفتی.

550
00:33:43,980 --> 00:33:45,898
‫دیگه نمی‌دونستم چیکار کنم، خب؟

551
00:33:46,107 --> 00:33:47,900
‫خیال می‌کردم اگه از حقیقت خبردار بشین،

552
00:33:48,109 --> 00:33:50,445
‫ممکنه واقعا سعی کنین بکشینش.

553
00:33:50,653 --> 00:33:52,155
‫چرت و پرت نگو شانا.

554
00:33:52,363 --> 00:33:55,950
‫واقعا چرت گفت؟ آخه میستی
‫کسی رو که خیال می‌کرد...

555
00:33:56,159 --> 00:33:57,702
‫باج‌گیره، «ردیف کرده بود».

556
00:33:57,910 --> 00:34:01,122
‫احسنت. اصلا از کجا معلوم؟
‫شاید خودت تو خواب...

557
00:34:01,330 --> 00:34:02,498
‫بلایی سرش می‌آوردی.

558
00:34:02,707 --> 00:34:05,168
‫نه‌خیر. نباید گردن با بندازی.

559
00:34:05,376 --> 00:34:08,254
‫ما خودمون رو به خاطر تو
‫به خطر انداختیم.

560
00:34:08,463 --> 00:34:09,922
‫داشتی ازمون سواستفاده می‌کردی.

561
00:34:10,131 --> 00:34:13,593
‫عذر می‌خوام، خب؟
‫واقعا خیلی عذر می‌خوام.

562
00:34:13,801 --> 00:34:16,512
‫نمی‌دونم چی داره سرم میاد.

563
00:34:16,721 --> 00:34:19,098
‫گمون کنم به قصد تنوع بخشیدن...

564
00:34:19,307 --> 00:34:21,768
‫به زندگیم با آدام رابطه برقرار کردم، یا...

565
00:34:21,976 --> 00:34:24,395
‫خیال می‌کردم جف هم داره...

566
00:34:24,604 --> 00:34:27,440
‫مهم نیست.
‫اِم، بگذریم، از اون موقع...

567
00:34:27,648 --> 00:34:30,193
‫دارم سعی می‌کنم درستش کنم...

568
00:34:31,402 --> 00:34:34,405
‫نه. الکی به خودم می‌گفتم...

569
00:34:34,614 --> 00:34:36,115
‫دارم سعی می‌کنم درستش کنم...

570
00:34:36,324 --> 00:34:40,912
‫و مشکلاتمون رو حل کنم،
‫ولی حقیقت از این قراره...

571
00:34:42,038 --> 00:34:44,332
‫که هر کاری کردم، همه‌چی بدتر شد.

572
00:34:44,540 --> 00:34:48,503
‫چیزی نمونده بود دو نفر رو
‫همین‌جوری بکشم.

573
00:34:48,711 --> 00:34:51,422
‫همه‌چی رو به دخترم گفتم
‫و الان اون هم...

574
00:34:51,631 --> 00:34:53,132
‫شریک جرم محسوب می‌شه؟

575
00:34:53,341 --> 00:34:54,842
‫به‌علاوه...

576
00:34:55,051 --> 00:34:58,554
‫گمون کنم جلوی پلیس‌ها حرافی کرده باشم.

577
00:34:58,763 --> 00:34:59,597
‫می‌دونستم.

578
00:34:59,806 --> 00:35:02,350
‫به همه‌تون واسه این دروغ گفتم...

579
00:35:02,558 --> 00:35:06,354
‫که می‌دونم اگه شرایط فرق می‌کرد،

580
00:35:06,562 --> 00:35:09,899
‫اگه معلوم می‌شد یکی از همسران خودتون...

581
00:35:10,108 --> 00:35:13,528
‫داره ازمون باج می‌گیره،

582
00:35:14,904 --> 00:35:18,116
‫احتمالا خودم عین چی می‌کشتمش.

583
00:35:21,077 --> 00:35:23,454
‫مرسی که صداقت به خرج دادی شانا.

584
00:35:25,289 --> 00:35:29,836
‫اشتباه نمی‌کنی.
‫همه‌مون خیلی داغونیم.

585
00:35:30,044 --> 00:35:34,507
‫وقتشه بالاخره خیر سرمون
‫راجع بهش صحبت کنیم.

586
00:35:34,715 --> 00:35:37,260
‫هیچی با صحبت کردن حل نمی‌شه نات.

587
00:35:37,468 --> 00:35:41,639
‫این مشکل با تراپی حل نمی‌شه.

588
00:35:42,932 --> 00:35:45,768
‫یه چیزی شما رو به اینجا هدایت کرده.

589
00:35:46,435 --> 00:35:49,689
‫نه عذاب وجدان بوده،
‫نه نیاز روانی بوده.

590
00:35:49,897 --> 00:35:51,941
‫چیز بزرگ‌تری بوده...

591
00:35:52,150 --> 00:35:55,278
‫که هدایت من رو هم برعهده داشته.

592
00:35:55,486 --> 00:35:57,405
‫اولش سعی کردم نادیده بگیرمش.

593
00:35:57,613 --> 00:36:01,492
‫سعی کردم باهاش چونه بزنم.
‫سعی کردم پسش بزنم، ولی...

594
00:36:02,785 --> 00:36:04,745
‫خیلی قدرتمنده.

595
00:36:07,039 --> 00:36:10,293
‫الان هم باید خواسته‌اش رو برآورده کنیم.

596
00:38:22,800 --> 00:38:25,094
‫چیزی نیست. چیزی نیست.
‫مشکلی نیست.

597
00:39:06,510 --> 00:39:07,803
‫برگرد.

598
00:39:34,163 --> 00:39:35,748
‫وایستا. وایستا.

599
00:39:35,956 --> 00:39:36,749
‫وایستا.

600
00:39:38,626 --> 00:39:42,588
‫باید تو چشمم نگاه کنی.

601
00:40:29,510 --> 00:40:31,262
‫فرار کن.

602
00:40:33,556 --> 00:40:35,266
‫نه! داره فرار می‌کنه!

603
00:40:39,186 --> 00:40:41,313
‫♪ دنیا خون‌آشامیه... ♪

604
00:40:41,522 --> 00:40:43,190
‫آخ! نه.

605
00:40:43,399 --> 00:40:46,902
‫♪ که اومده خونمون رو بمکه... ♪

606
00:40:47,111 --> 00:40:48,154
‫بریم. بریم، بریم، بریم.

607
00:40:48,362 --> 00:40:51,240
‫بریم، بریم، بریم!

608
00:40:51,449 --> 00:40:53,075
‫♪ دنبال عذابمه ♪

609
00:40:53,284 --> 00:40:55,453
‫ناتالی!

610
00:40:55,661 --> 00:40:57,830
‫♪ به امیالم خیانت کرده... ♪

611
00:40:58,038 --> 00:41:02,460
‫♪ و تو بخشی از بازی سهیم شدم ♪

612
00:41:03,627 --> 00:41:07,173
‫♪ اما عین جوب پیر... ♪

613
00:41:07,381 --> 00:41:09,467
‫♪ می‌دونستم... ♪

614
00:41:11,719 --> 00:41:16,974
‫♪ با این که خیلی خشمگینم،
‫موشی در قفس بیش نیستم ♪

615
00:41:18,767 --> 00:41:20,644
‫♪ یکی می‌گه «از دست رفته را...» ♪

616
00:41:20,853 --> 00:41:23,355
‫♪ «هیچ راه برگشتی نیست» ♪

617
00:41:23,564 --> 00:41:26,150
‫♪ با این که خیلی خشمگینم،
‫موشی در قفس بیش نیستم ♪

618
00:41:30,404 --> 00:41:32,656
‫اون اتفاقات که اصلا واقعی نبود لاتی.

619
00:41:32,865 --> 00:41:35,868
‫نبود؟ حس نمی‌کنی چیزی درونته،

620
00:41:36,076 --> 00:41:39,038
‫حسی بهت دست نمی‌ده...

621
00:41:39,246 --> 00:41:42,208
‫که مجبورت کنه چنین کاری بکنی؟

622
00:41:42,416 --> 00:41:45,211
‫کاملا مشخصه که همه‌مون
‫تا حدی داغونیم، ولی...

623
00:41:45,419 --> 00:41:48,714
‫ناتالی درست می‌گه، ببینین چی کشیدیم.

624
00:41:48,923 --> 00:41:50,299
‫ولی باید در نظر بگیرین...

625
00:41:50,508 --> 00:41:52,384
‫که کل این مدت همراهمون بوده...

626
00:41:52,593 --> 00:41:53,844
‫و ما نادیده می‌گرفتیمش،

627
00:41:54,053 --> 00:41:56,555
‫واسه همین هم این‌قدر داغونیم.

628
00:41:56,764 --> 00:41:58,224
‫الان هم عین قبل،

629
00:41:58,432 --> 00:42:00,059
‫تنها راه خلاص شدنمون از این وضع...

630
00:42:00,267 --> 00:42:02,728
‫وقف کامل خودمونه.

631
00:42:02,937 --> 00:42:05,147
‫دقیقا منظورت چیه؟

632
00:42:09,026 --> 00:42:11,570
‫خواسته همیشگیش رو برآورده می‌کنیم.

633
00:42:13,155 --> 00:42:15,032
‫یکی از خودمون رو بهش می‌دیم.

634
00:42:15,241 --> 00:42:17,493
‫وایستا ببینم. آروم باش. چی؟

635
00:42:17,701 --> 00:42:19,578
‫تو یکی از این فنجون‌ها...

636
00:42:19,787 --> 00:42:21,247
‫داروی فنوباربیتاله.

637
00:42:21,455 --> 00:42:24,416
‫حیواناتی رو که عذاب می‌کشن
‫باهاش خلاص می‌کنیم.

638
00:42:24,625 --> 00:42:27,628
‫سریع و بی‌درد عمل می‌کنه.

639
00:42:27,836 --> 00:42:29,630
‫اعضای جنبش «دروازه بهشت»
‫هم همین رو داشتن، در نتیجه...

640
00:42:29,838 --> 00:42:32,299
‫آره، گمون کنم داری مقداری...

641
00:42:32,508 --> 00:42:35,636
‫تو نقش رهبری فرقه‌ات...

642
00:42:35,844 --> 00:42:37,596
‫زیاده‌روی می‌کنی.

643
00:42:37,805 --> 00:42:39,640
‫زندگی ما اون‌قدرها هم بد نیست.

644
00:42:39,848 --> 00:42:42,268
‫کس جز من گوش نمی‌داد؟

645
00:42:42,476 --> 00:42:43,644
‫خیلی‌خب.

646
00:42:44,895 --> 00:42:48,274
‫تای، تو کل خانواده‌ات رو پس زدی.

647
00:42:48,482 --> 00:42:50,317
‫سگت رو کشتی...

648
00:42:50,526 --> 00:42:52,778
‫و چیزی نمونده بود همسرت رو بکشی.

649
00:42:52,987 --> 00:42:56,574
‫شانا، با این اوصاف
‫یا خانواده‌ات رو از دست می‌دی...

650
00:42:56,574 --> 00:42:58,284
‫یا اتفاق بدتری می‌افته.

651
00:42:58,492 --> 00:43:02,121
‫میستی، تو واقعا یکی رو کشتی.

652
00:43:02,329 --> 00:43:04,248
‫ولی منطقی بود.
‫کارم به‌دردبخور بود.

653
00:43:04,456 --> 00:43:05,874
‫به صلاح کل گروهمون بود.

654
00:43:06,083 --> 00:43:08,043
‫خب، کجاش به صلاحمون بود؟

655
00:43:08,252 --> 00:43:11,255
‫ناتالی. ناتالی این‌قدر در عذابه...

656
00:43:11,463 --> 00:43:12,923
‫که سعی کرد خودکشی کنه.

657
00:43:13,132 --> 00:43:16,093
‫ون، تو قبلا خیلی پرشور بودی،

658
00:43:16,302 --> 00:43:20,222
‫ولی الان انگار چیزی درونت خراب شده.

659
00:43:20,431 --> 00:43:24,143
‫چرا خودت داوطلبانه نمی‌خوریش لاتی؟

660
00:43:24,351 --> 00:43:26,103
‫خودتون هم می‌دونین این شکلی نمی‌شه.

661
00:43:26,312 --> 00:43:28,063
‫ما حق تصمیم‌گیری نداریم.

662
00:43:28,272 --> 00:43:30,608
‫خودش انتخاب می‌کنه.

663
00:43:30,816 --> 00:43:33,152
‫ما هم بعد از برداشتن فنجون...

664
00:43:33,360 --> 00:43:35,529
‫و خوردنش،

665
00:43:35,738 --> 00:43:37,156
‫می‌فهمیم کدوممون رو انتخاب کرده.

666
00:43:37,364 --> 00:43:41,285
‫تو که راحت می‌فهمی کدوم فنجون مسمومه.

667
00:43:41,493 --> 00:43:43,120
‫می‌تونین جاشون رو عوض کنین.

668
00:43:43,329 --> 00:43:45,539
‫اصلا اگه خیالتون راحت می‌شه،

669
00:43:45,748 --> 00:43:46,999
‫من آخرین نفر برمی‌دارم.

670
00:43:47,207 --> 00:43:52,254
‫همیشه این‌طوری ازش تشکر کردیم.

671
00:43:52,463 --> 00:43:54,048
‫اون موقع کمکمون کرد زنده بمونیم،

672
00:43:54,256 --> 00:43:58,636
‫الان هم اگه خواسته‌اش رو برآورده کنه،
‫کمکمون می‌کنه زنده بمونیم.

673
00:45:37,735 --> 00:45:39,278
‫وای خدایا.

674
00:46:15,814 --> 00:46:18,150
‫ناتالی. وایستا!

675
00:46:18,358 --> 00:46:20,110
‫من می‌دونم کجا بریم.

676
00:46:20,319 --> 00:46:21,820
‫منظورت چیه؟

677
00:46:26,200 --> 00:46:28,494
‫صداش رو نمی‌شنوم.

678
00:46:28,702 --> 00:46:30,913
‫هیس. گوش کنین.

679
00:46:36,960 --> 00:46:38,253
‫از این طرف.

680
00:46:41,048 --> 00:46:42,591
‫جایی هست که بقیه ازش خبر ندارن.

681
00:46:42,800 --> 00:46:45,177
‫می‌تونم ببرمت اونجا.

682
00:46:46,303 --> 00:46:48,347
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی.

683
00:46:49,431 --> 00:46:50,849
‫خیلی‌خب.

684
00:47:04,780 --> 00:47:05,906
‫داریم می‌رسیم. بجنب.

685
00:47:06,114 --> 00:47:07,825
‫بجنب!

686
00:47:25,175 --> 00:47:26,885
‫- خاوی!
‫- لعنتی!

687
00:47:27,094 --> 00:47:28,887
‫وایستین. پراکنده وایستین
‫که یخ نشکنه.

688
00:47:29,096 --> 00:47:30,389
‫خاوی.

689
00:47:30,597 --> 00:47:32,516
‫دستم رو بگیر!

690
00:47:35,853 --> 00:47:37,312
‫کمکم کنین!

691
00:47:38,981 --> 00:47:40,190
‫جلو نرین، جلو نرین.

692
00:47:41,191 --> 00:47:43,986
‫بس کن! بس کن! ناتالی!

693
00:47:44,194 --> 00:47:45,362
‫ناتالی، بس کن!

694
00:47:45,571 --> 00:47:47,739
‫بس کن! بس کن.

695
00:47:47,948 --> 00:47:49,408
‫ناتالی، خواهش می‌کنم!

696
00:47:51,577 --> 00:47:52,828
‫ناتالی!

697
00:47:53,036 --> 00:47:54,162
‫دور بزنین!

698
00:47:54,371 --> 00:47:57,249
‫اگه نجاتش بدی، بقیه می‌گیرنت.

699
00:48:02,212 --> 00:48:03,922
‫هنوز می‌تونیم نجاتش بدیم.

700
00:48:04,131 --> 00:48:05,215
‫وایستین. وایستین.

701
00:48:05,424 --> 00:48:07,050
‫ناتالی.

702
00:48:11,305 --> 00:48:13,265
‫کمکم کن.

703
00:48:26,403 --> 00:48:27,988
‫بگیرینش.

704
00:48:28,196 --> 00:48:30,365
‫بجنبین! بجنبین!

705
00:48:30,574 --> 00:48:34,786
‫بجنبین! بکشین! بکشین!

706
00:48:35,913 --> 00:48:37,289
‫- بکشین!
‫- داریم می‌کشیم دیگه!

707
00:48:37,497 --> 00:48:38,582
‫بکشین!

708
00:48:57,184 --> 00:48:58,727
‫حیات وحش انتخابش رو کرد.

709
00:49:08,695 --> 00:49:10,822
‫♪ یه بدبخت بیچاره... ♪

710
00:49:11,031 --> 00:49:13,951
‫♪ کف دریاچه افتاده ♪

711
00:49:14,159 --> 00:49:16,328
‫♪ اشتباهی بالا اومد... ♪

712
00:49:16,536 --> 00:49:19,498
‫♪ و زمین شکاف برداشت ♪

713
00:49:19,706 --> 00:49:22,542
‫♪ راه برگشتش خیلی دور و درازه ♪
