﻿1
00:00:10,427 --> 00:00:11,761
‫آنچه در یلواستون گذشت...

2
00:00:13,179 --> 00:00:15,640
‫یه قلاده‌ی هوشمند رو از
‫رودخونه‌ی یلواستون بیرون کشیدیم.

3
00:00:15,682 --> 00:00:17,559
‫اخیرا گرگی رو این اطراف دیدین؟

4
00:00:17,600 --> 00:00:19,519
‫به نظر میاد کار شکارچیا بوده.

5
00:00:19,561 --> 00:00:21,479
‫- این‌طور به نظر میاد.
‫- میشه با ما بیای؟

6
00:00:21,479 --> 00:00:23,565
‫مونیکا میخواد یه مراسم براش بگیره.

7
00:00:23,606 --> 00:00:26,484
‫اون میخواد اون این‌جا باشه
‫تا بتونه ملاقاتش کنه.

8
00:00:26,526 --> 00:00:28,653
‫هر چیزی که میخواد بهش بده، پسر.

9
00:00:28,653 --> 00:00:30,697
‫من نمیتونم توی هر دو جا
‫وظیفه‌ام رو انجام بدم.

10
00:00:30,739 --> 00:00:33,033
‫من اون و پسرم رو انتخاب میکنم.

11
00:00:33,074 --> 00:00:36,077
‫تو قول دادی و میلیون‌ها دلار
‫پیش‌پرداخت گرفتی.

12
00:00:36,119 --> 00:00:37,120
‫تو پرونده‌ی درست حسابی نداری.

13
00:00:37,120 --> 00:00:38,788
‫خودتم اینو میدونی.

14
00:00:38,788 --> 00:00:40,957
‫تو از چیزی که انتظار داشتم بهتری.

15
00:00:40,957 --> 00:00:45,712
‫من فقط برای کم کردن خسارت این‌جام.

16
00:00:45,754 --> 00:00:48,381
‫فردا شب چه‌قدر سرت شلوغه؟

17
00:00:48,423 --> 00:00:49,841
‫نیویورک میخواد که شکایت رو بیخیال شیم.

18
00:00:49,883 --> 00:00:53,845
‫یه راهی برای نابود کردن این خانواده
‫پیدا کن،‌ الیس.

19
00:00:53,887 --> 00:00:55,513
‫هی، بیاید به یه بار توی بوزمن بریم.

20
00:00:55,555 --> 00:00:58,141
‫آره، این همیشه ایده‌ی بدیه.

21
00:00:58,141 --> 00:01:00,060
‫چه مرد خوش‌تیپ و قدبلندی.

22
00:01:00,101 --> 00:01:01,019
‫من متاهلم. برو پی کارت.

23
00:01:11,946 --> 00:01:13,198
‫امروز چند شنبه‌ست؟

24
00:01:15,784 --> 00:01:17,160
‫فکر کنم پنج‌شنبه.

25
00:01:29,297 --> 00:01:32,967
‫پسر، این بار دیگه حسابی گل کاشتی.

26
00:01:33,009 --> 00:01:35,011
‫چرا این‌قدر گنده‌اش می‌کنی، جیمی؟

27
00:01:35,053 --> 00:01:37,639
‫من توی بوزمن یه دعوا توی یه بار داشتم.

28
00:01:37,680 --> 00:01:39,474
‫هیئت گردشگری مونتانا...

29
00:01:39,516 --> 00:01:41,226
‫باید اینو روی تیشرت‌ها چاپ کنه.

30
00:01:41,226 --> 00:01:43,228
‫فکر نکنم هیئت گردشگری مونتانا...

31
00:01:43,228 --> 00:01:44,562
‫خیلی خوشحال بشه که افراد محلی...

32
00:01:44,771 --> 00:01:46,606
‫گردشگرهایی رو که برای تفریح میان
‫این‌جا رو مثل سگ کتک بزنن.

33
00:01:49,400 --> 00:01:52,946
‫اما تحت هر شرایطی
‫اگه خبر این به رسانه‌ها برسه...

34
00:01:52,987 --> 00:01:53,947
‫شرمندگی بزرگی برای پدرمون میشه.

35
00:01:53,988 --> 00:01:55,323
‫منظورت پدر منه.

36
00:01:56,866 --> 00:01:59,744
‫پدر تو دیگه فرصت شرمنده شدن نداره،
‫مگه نه،‌ جیمی؟

37
00:02:01,204 --> 00:02:03,665
‫من برمیگردم به سلولم.

38
00:02:03,706 --> 00:02:05,750
‫من میخوام یه چرتی بزنم.

39
00:02:05,750 --> 00:02:08,711
‫و تو روی پله‌های این‌جا میشینی...

40
00:02:08,711 --> 00:02:10,922
‫و منتظر خانم کالیفرنیا میمونی...

41
00:02:10,922 --> 00:02:15,468
‫تا بیاد این‌جا و وقتی اومد
‫جلوش رو میگیری.

42
00:02:15,510 --> 00:02:17,804
‫چطوری باید این کارو بکنم؟

43
00:02:19,180 --> 00:02:20,807
‫این مشکل من نیست، جیمی.

44
00:03:57,278 --> 00:03:59,864
‫سلام. تو این پرونده‌ی حمله‌ی داتون
‫رو داری؟

45
00:03:59,906 --> 00:04:01,532
‫بله قربان.

46
00:04:01,574 --> 00:04:04,661
‫چرا علیه شاکی اتهامی وارد نشده؟

47
00:04:04,661 --> 00:04:06,037
‫این یه دعوای توی بار بود، مگه نه؟

48
00:04:06,079 --> 00:04:08,164
‫طبق چیزی که توی گزارش هست
‫بد دعوایی هم بوده.

49
00:04:08,289 --> 00:04:11,167
‫توی یه دعوای بار دفاع از خود معنی نداره،

50
00:04:11,292 --> 00:04:13,169
‫برای همین قربانی متهم هم هست.

51
00:04:13,294 --> 00:04:14,545
‫اون میاد این‌جا؟

52
00:04:14,545 --> 00:04:17,840
‫- من این‌جا منتظرشم.
‫- منم با تو منتظر میمونم.

53
00:04:29,519 --> 00:04:33,064
‫ظهر با آموزگاران مونتانا ضیافت ناهار داری.

54
00:04:33,106 --> 00:04:35,108
‫لغوش کن.

55
00:04:35,149 --> 00:04:37,193
‫فرماندار، فکر میکنم چنین کاری
‫پیام بدی رو منتقل میکنه.

56
00:04:37,318 --> 00:04:41,698
‫خیلی خب، دقیقا کی به ضیافت ناهار
‫آموزگاران مونتانا میاد؟

57
00:04:41,698 --> 00:04:44,075
‫همه. سناتور پری میاد.

58
00:04:44,117 --> 00:04:45,910
‫نماینده‌های مجلس، مدیران مدارس،

59
00:04:45,910 --> 00:04:47,370
‫مسئول دانشگاه مونتانا.

60
00:04:47,370 --> 00:04:49,205
‫چرا بهش میگن ضیافت ناهار آموزگاران...

61
00:04:49,330 --> 00:04:50,707
‫وقتی هیچ آموزگاری اون‌جا نیست؟

62
00:04:52,375 --> 00:04:55,837
‫الان پنج‌شنبه‌ست، کلارا.
‫آموزگارا همه‌شون توی مدرسه هستن.

63
00:04:55,878 --> 00:04:57,588
‫یه کاری میکنیم، وقتی توی
‫ضیافت ناهار آموزگاران...

64
00:04:57,630 --> 00:05:00,049
‫معلما بودن، من میرم.

65
00:05:08,391 --> 00:05:09,726
‫اونا کین؟

66
00:05:09,726 --> 00:05:11,352
‫جلسه‌ی مشاوران سیاسی.

67
00:05:13,563 --> 00:05:15,231
‫مشاوران سیاسی کی؟

68
00:05:16,691 --> 00:05:18,067
‫تو.

69
00:05:21,821 --> 00:05:23,448
‫چطور مشاورین سیاسی من
‫بدون من...

70
00:05:23,448 --> 00:05:25,241
‫در مورد سیاست‌ها جلسه گرفتن؟

71
00:05:41,466 --> 00:05:42,633
‫تو سر جای من نشستی.

72
00:05:45,261 --> 00:05:48,973
‫خب، امروز در مورد چه سیاست‌هایی
‫حرف میزنیم؟

73
00:05:53,102 --> 00:05:54,103
‫کسی نمیخواد بگه؟

74
00:05:55,938 --> 00:05:57,440
‫بذار ببینم...

75
00:05:59,776 --> 00:06:02,070
‫"طبق پیش‌نویس طرح یو‌اس گرین،

76
00:06:02,111 --> 00:06:06,074
‫مونتانا ۷ هزار هکتار در
‫منطقه‌ی پاودر ریور رو...

77
00:06:06,115 --> 00:06:08,910
‫به سان انرجیز اجاره میده."

78
00:06:08,951 --> 00:06:10,828
‫سان انرجیز چیه؟

79
00:06:10,828 --> 00:06:13,915
‫این یه شرکت انرژی خورشیدیه.

80
00:06:13,956 --> 00:06:16,709
‫هوم. تو کی هستی؟

81
00:06:16,709 --> 00:06:18,711
‫استنلی... رابرتز.

82
00:06:18,753 --> 00:06:20,546
‫کی هستی؟

83
00:06:20,588 --> 00:06:23,091
‫مشاور سیاسی اصلیتون، جناب فرماندار.

84
00:06:23,132 --> 00:06:25,385
‫خب، از دیدنت خوشحال شدم.

85
00:06:25,385 --> 00:06:27,637
‫من سعی کردم برای یه قرار ناهار
‫برنامه‌ریزی کنم...

86
00:06:27,678 --> 00:06:29,680
‫اون گفت که شما قرار ناهار
‫رو قبول نمی‌کنید.

87
00:06:30,723 --> 00:06:32,600
‫دفترت کجاست، استنلی؟

88
00:06:32,642 --> 00:06:34,644
‫همین انتهای راهرو.

89
00:06:34,685 --> 00:06:36,938
‫میدونی چیه؟ دفتر منم همون‌جاست.

90
00:06:36,979 --> 00:06:40,316
‫تا حالا به فکرت رسیده یه سری بزنی
‫و سلام علیک بکنی؟

91
00:06:40,358 --> 00:06:42,652
‫اشتباه از بنده بوده.

92
00:06:42,693 --> 00:06:44,153
‫همین‌طوره.

93
00:06:44,195 --> 00:06:48,658
‫بذار ببینم دیگه چه سیاست‌هایی رو
‫وضع میکنم.

94
00:06:48,699 --> 00:06:51,285
‫تعلیق اجاره‌ی ملک برای
‫استخراج گاز طبیعی...

95
00:06:51,327 --> 00:06:53,162
‫در منطقه‌ی پاودر ریور برای پشتیبانی...

96
00:06:53,204 --> 00:06:55,373
‫از پروژه‌ی احیای سیاه‌خروس دم‌سیخ.

97
00:07:00,336 --> 00:07:04,132
‫تعداد سیاه‌خروس‌های دم‌سیخ
‫کاهش شدیدی داشته...

98
00:07:04,173 --> 00:07:05,967
‫و شواهد میدانی وجود داره مبنی بر این‌که...

99
00:07:06,008 --> 00:07:08,219
‫اکتشاف و استخراج گاز...

100
00:07:08,219 --> 00:07:12,265
‫تاثیر منفی روی محیط زندگی
‫سیاه‌خروس دم‌سیخ داره.

101
00:07:12,265 --> 00:07:14,058
‫و فکر میکنی هفت هزار هکتار...

102
00:07:14,183 --> 00:07:16,853
‫پنل خورشیدی روی محیط زندگیشون
‫چه تاثیری داشته باشه؟

103
00:07:16,894 --> 00:07:19,897
‫هیچ شواهدی وجود نداره
‫که پنل‌های خورشیدی...

104
00:07:19,897 --> 00:07:21,941
‫تاثیری روی محیط زندگی
‫سیاه‌خروس دم‌سیخ داشته باشن.

105
00:07:21,983 --> 00:07:23,151
‫فکر میکنی وقتی پنل خورشیدی رو
‫نصب میکنن...

106
00:07:23,192 --> 00:07:24,986
‫با بوته‌ی برنجاسپ چه‌کار میکنن؟

107
00:07:25,027 --> 00:07:27,780
‫اونا...

108
00:07:27,822 --> 00:07:30,324
‫قبل از گذاشتن پنل خورشیدی
‫اونا رو میکنن.

109
00:07:30,366 --> 00:07:32,493
‫اونا بوته‌ی برنجاسپ رو میکنن.

110
00:07:32,535 --> 00:07:34,787
‫بله، قربان.

111
00:07:34,787 --> 00:07:36,873
‫سیاه‌خروس‌های دم‌سیخ توی
‫بوته‌ی برنجاسپ زندگی میکنن.

112
00:07:38,207 --> 00:07:39,459
‫درسته.

113
00:07:39,459 --> 00:07:41,586
‫و فکر نمیکنی حذف بوته‌ی برنجاسپ...

114
00:07:41,586 --> 00:07:43,629
‫تاثیری روی جمعیت اونا داشته باشه؟

115
00:07:43,629 --> 00:07:46,132
‫من الان گفتم که هیچ مدرکی وجود نداره که...

116
00:07:46,132 --> 00:07:48,509
‫میدونی از چیت میترسم،‌
‫استنلی؟ تو جدی هستی.

117
00:07:50,094 --> 00:07:52,513
‫تو داری به من نگاه میکنی
‫و شوخی هم نداری.

118
00:07:52,555 --> 00:07:54,140
‫فکر میکنم کار اصلی امروز من...

119
00:07:54,182 --> 00:07:58,144
‫مصرف بهینه‌ی بودجه‌ی بیت‌الماله.
‫همه‌تون اخراجین.

120
00:07:58,186 --> 00:07:59,937
‫من خیلی روی پول مالیات‌دهنده‌ها حساسم،

121
00:07:59,937 --> 00:08:01,647
‫و همه‌ی شما دارین حرومش می‌کنین.

122
00:08:01,689 --> 00:08:04,150
‫من در زمینه‌ی سیاسی
‫خودم به خودم مشاوره میدم، کلارا.

123
00:08:06,694 --> 00:08:07,778
‫این‌جا رو باش.

124
00:08:09,739 --> 00:08:11,616
‫چه روز خوبیه برای ایالت مونتانا.

125
00:08:11,616 --> 00:08:13,493
‫بعدش کجا بریم؟

126
00:08:13,493 --> 00:08:16,162
‫ما یه جلسه‌ی اضطراری با
‫مقامات پارک...

127
00:08:16,204 --> 00:08:17,955
‫و سازمان حیات وحش و ماهیان داریم.

128
00:08:19,540 --> 00:08:21,250
‫جلسه‌ی اضطراری در مورد چی؟

129
00:08:21,292 --> 00:08:22,793
‫نگفتن.

130
00:08:22,793 --> 00:08:24,295
‫معمولا برای اینه که
‫یه نفر توی پارک مرده.

131
00:08:24,295 --> 00:08:25,630
‫اونا توی دفترت هستن.

132
00:08:31,302 --> 00:08:33,054
‫مورد اضطراری چیه؟

133
00:08:33,095 --> 00:08:36,682
‫فرماندار، ما میخوایم این نقشه رو ببینی.

134
00:08:36,724 --> 00:08:39,602
‫خطوط قرمز نشون دهنده‌ی مسیر
‫یه گرگ با قلاده‌ی ردیاب‌دار هست...

135
00:08:39,644 --> 00:08:42,605
‫که از گله‌ی رسکیو کریک بوده.

136
00:08:42,647 --> 00:08:44,065
‫خب.

137
00:08:44,106 --> 00:08:45,191
‫همون‌طور که می‌بینید...

138
00:08:45,233 --> 00:08:46,901
‫جایی که ما این توده‌ها رو می‌بینیم،

139
00:08:46,943 --> 00:08:49,070
‫معمولا جایی هست که شکار انجام دادن.

140
00:08:49,111 --> 00:08:51,864
‫اونا چند روز از لاشه تغذیه میکنن
‫و بعد میرن.

141
00:08:51,906 --> 00:08:55,451
‫اونا حدودا سه هفته پیش پارک رو ترک کردن،

142
00:08:55,493 --> 00:08:57,328
‫اونا از کنار درختا به این‌جا اومدن،

143
00:08:57,328 --> 00:08:59,830
‫و به این دره‌ی این‌جا رسیدن.

144
00:09:03,668 --> 00:09:05,836
‫اون‌جا دامداری منه.

145
00:09:05,836 --> 00:09:07,004
‫ما مطلعیم.

146
00:09:08,339 --> 00:09:09,882
‫گرگ‌ها سه روز این‌جا موندن...

147
00:09:09,924 --> 00:09:12,301
‫اطراف چیزی که به نظر میاد
‫یه شکار بوده باشه،

148
00:09:12,343 --> 00:09:15,680
‫و بعد اونا مستقیم ۵۰ کیلومتر
‫به جنوب و این‌جا رفتن.

149
00:09:17,515 --> 00:09:19,183
‫این‌جا رودخونه‌ی یلواستون هست...

150
00:09:19,183 --> 00:09:22,478
‫طبق این اطلاعات اونا پریدن توی رودخونه...

151
00:09:22,520 --> 00:09:24,438
‫و ۸ کیلومتر شنا کردن.

152
00:09:25,690 --> 00:09:28,818
‫نمی‌دونستم گرگ‌ها توی
‫رودخونه‌ها شنا می‌کنن.

153
00:09:28,859 --> 00:09:30,236
‫نمی‌کنن.

154
00:09:30,278 --> 00:09:33,322
‫ما یکی از قلاده‌های ردیاب‌دار رو
‫از توی رودخونه پیدا کردیم.

155
00:09:33,364 --> 00:09:35,116
‫میخوای به چی برسی؟

156
00:09:35,157 --> 00:09:37,118
‫ما فکر می‌کنیم گرگ‌ها توی
‫دامداری شما کشته شدن...

157
00:09:37,159 --> 00:09:39,579
‫و قلاده‌ها به پارک انتقال داده شدن.

158
00:09:43,874 --> 00:09:46,752
‫تو فکر میکنی گاوچرونای من
‫اون گرگ‌ها رو کشتن.

159
00:09:46,794 --> 00:09:49,380
‫ما فکر میکنیم گاوچرون‌های شما
‫اون گرگ‌ها رو کشتن.

160
00:10:04,645 --> 00:10:05,896
‫بله قربان؟

161
00:10:05,896 --> 00:10:08,316
‫گرگی داشتیم که به دام‌ها حمله کرده باشه؟

162
00:10:08,357 --> 00:10:10,735
‫گرگ؟ نه‌،‌ قربان.

163
00:10:10,735 --> 00:10:13,988
‫سازمان حیات وحش و ماهیان هم
‫اومدن و همینو پرسیدن.

164
00:10:14,030 --> 00:10:15,072
‫خیلی خب.

165
00:10:17,950 --> 00:10:19,452
‫اینم از این.

166
00:10:19,493 --> 00:10:22,163
‫ببینید، اگه اونا به دام شما
‫حمله کرده باشن...

167
00:10:22,204 --> 00:10:24,790
‫باید کاری که لازمه رو بکنین.

168
00:10:24,790 --> 00:10:28,711
‫حدسم اینه: از فاصله‌ی دور
‫به اونا شلیک شده،

169
00:10:28,753 --> 00:10:31,172
‫و متوجه قلاده نشدن،

170
00:10:31,213 --> 00:10:33,716
‫ترسیدن و سعی کردن رد خودشون رو بپوشونن.

171
00:10:33,758 --> 00:10:36,302
‫این قلاده‌های ردیاب‌دار
‫رو ما روش نظارت نداریم.

172
00:10:36,344 --> 00:10:38,471
‫یه سازمان مردم‌نهاد
‫هزینه‌ی این تحقیقات رو میده...

173
00:10:38,471 --> 00:10:40,181
‫و اونا همین اطلاعاتی که ما داریم رو
‫خواهند داشت...

174
00:10:40,222 --> 00:10:42,933
‫و اونا قراره به همین نتیجه برسن.

175
00:10:42,933 --> 00:10:45,186
‫وقتی به این نتیجه برسن،

176
00:10:45,227 --> 00:10:47,271
‫اونا با تمام قوا بهت حمله میکنن، فرماندار.

177
00:10:48,439 --> 00:10:49,857
‫منتظرشونم.

178
00:10:50,983 --> 00:10:52,109
‫چیز دیگه‌ای نیست؟

179
00:10:53,653 --> 00:10:55,112
‫بله.

180
00:11:06,290 --> 00:11:08,417
‫گروه‌های محیط زیستی می‌تونن
‫خیلی دردسر ساز باشن.

181
00:11:08,417 --> 00:11:09,460
‫آره، چشم بسته غیب گفتی.

182
00:11:15,007 --> 00:11:16,217
‫کلارا هستم.

183
00:11:16,258 --> 00:11:18,844
‫جیمی هستم، بذار باهاش حرف بزنم.

184
00:11:18,886 --> 00:11:20,304
‫دادستان کل.

185
00:11:21,555 --> 00:11:22,973
‫بله؟

186
00:11:23,015 --> 00:11:24,934
‫خیلی خب، به احتمال زیاد
‫بتونم این قضیه رو حل کنم.

187
00:11:24,934 --> 00:11:29,647
‫اما در صورتی که نتونستم
‫میخوام بدونی که...

188
00:11:29,689 --> 00:11:31,899
‫من توی یه ایستگاه پلیس
‫در بوزمن هستم...

189
00:11:31,941 --> 00:11:33,734
‫امیدوارم بتونم یه زن جوون رو راضی کنم...

190
00:11:33,776 --> 00:11:36,278
‫که شکایت به دلیل اتهام ضرب و جرح

191
00:11:36,278 --> 00:11:37,988
‫علیه دخترت رو پس بگیره.

192
00:11:40,866 --> 00:11:42,410
‫از اون روزای بده

193
00:11:44,495 --> 00:11:46,664
‫میشه...

194
00:11:46,664 --> 00:11:48,874
‫میشه بیشتر توضیح بدی، جیمی؟

195
00:11:48,916 --> 00:11:51,627
‫آره، اون توی یه بار با بث بد حرف زده...

196
00:11:51,627 --> 00:11:54,547
‫و قضیه همون‌جور که انتظارش رو داری
‫پیش رفته.

197
00:11:54,588 --> 00:11:57,800
‫خیلی خب. منو در جریان بذار.

198
00:11:59,635 --> 00:12:04,807
‫احتمالش هست توی تیمم
‫یه مدیر بحران داشته باشم؟

199
00:12:04,807 --> 00:12:08,728
‫این مسئولیت گردن اون منشی مطبوعاتی هست
‫که تو هیچ‌وقت استخدامش نکردی،

200
00:12:08,769 --> 00:12:11,856
‫پس فکر کنم مدیر بحرانت من باشم.

201
00:12:14,066 --> 00:12:15,818
‫میشه یه دقیقه به من وقت بدی؟

202
00:12:17,403 --> 00:12:18,779
‫خوش میگذره یا نه؟

203
00:12:18,821 --> 00:12:20,781
‫نظرت چیه شغل‌هامونو با هم عوض کنیم؟

204
00:12:20,823 --> 00:12:22,450
‫از این کار بیشتر بدت میاد.

205
00:12:24,118 --> 00:12:25,828
‫احتمالش هست توی هلنا باشی؟

206
00:12:25,828 --> 00:12:27,538
‫احتمالش زیاده.

207
00:12:27,538 --> 00:12:30,499
‫- برای ناهار برنامه داری؟
‫- دیگه نه.

208
00:12:30,499 --> 00:12:32,710
‫- بانیز بیسترو رو بلدی کجاست؟
‫- البته.

209
00:12:32,752 --> 00:12:33,919
‫پس روزمو ساختی.

210
00:12:33,961 --> 00:12:37,506
‫شاید تو هم بتونی روز منو بسازی.
‫می‌بینمت.

211
00:12:50,853 --> 00:12:51,854
‫بله،‌ قربان.

212
00:13:03,324 --> 00:13:04,408
‫خانم برور.

213
00:13:04,408 --> 00:13:06,327
‫فهمیدم که شما دوست دارین
‫شکایت کنین.

214
00:13:06,368 --> 00:13:07,787
‫خیلی زیاد.

215
00:13:12,416 --> 00:13:15,419
‫من باید به این اشاره کنم
‫که با چنین کاری...

216
00:13:15,419 --> 00:13:18,047
‫شما خودتون رو در معرض تعقیب قانونی
‫قرار میدین.

217
00:13:18,047 --> 00:13:21,008
‫چطور این کارو میکنم؟

218
00:13:21,050 --> 00:13:23,803
‫توی یه دعوای داخل بار
‫نمیشه ادعای دفاع از خود کرد.

219
00:13:23,844 --> 00:13:26,305
‫فکر میکنم نوشیدنی نوشیده بودین،
‫و این‌طور که من فهمیدم...

220
00:13:26,347 --> 00:13:29,558
‫شما به خانم داتون نزدیک شدین
‫و باعث رخ دادن اون حادثه شدین.

221
00:13:29,558 --> 00:13:32,853
‫من باعث هیچ چیزی نشدم.

222
00:13:32,895 --> 00:13:34,355
‫اوه...

223
00:13:36,065 --> 00:13:37,733
‫بذار ببینم.

224
00:13:37,733 --> 00:13:40,402
‫بله، شما به خانم داتون نزدیک شدین
‫و اظهار داشتین...

225
00:13:40,402 --> 00:13:43,322
‫"من شوهرت رو می‌برم خونه.

226
00:13:43,364 --> 00:13:44,782
‫تو میتونی با ما بیای ..

227
00:13:44,824 --> 00:13:47,785
‫یا اون میتونه فردا در موردش بهت بگه."

228
00:13:47,785 --> 00:13:50,204
‫اینا کلمات شما نبودن؟

229
00:13:51,497 --> 00:13:52,540
‫خب...

230
00:13:52,581 --> 00:13:54,375
‫من شوخی میکردم.

231
00:13:56,544 --> 00:13:58,379
‫برای اون شوخی بامزه‌ای نبوده.

232
00:13:59,463 --> 00:14:00,464
‫نه بابا.

233
00:14:03,092 --> 00:14:06,470
‫کلمات یا اقداماتی که
‫تهدیدی برای کس دیگه باشن،

234
00:14:06,512 --> 00:14:10,808
‫یا باعث بشن طرف فکر کنه
‫در معرض حمله قرار داره.

235
00:14:10,850 --> 00:14:12,560
‫لازم نیست کسی رو بزنین
‫که مرتکب حمله بشین،

236
00:14:12,601 --> 00:14:14,353
‫فقط باید به عنوان یه تهدید ظاهر بشین.

237
00:14:14,395 --> 00:14:16,897
‫تو به عنوان یه تهدید ظاهر شدی.

238
00:14:16,939 --> 00:14:18,983
‫پس اگه تو شکایت کنی،

239
00:14:19,024 --> 00:14:20,734
‫ایالت باید علیه شما شکایت کنه.

240
00:14:20,776 --> 00:14:22,695
‫و چون شما ساکن مونتانا نیستین،

241
00:14:22,736 --> 00:14:26,490
‫ممکنه پرواز ممنوع بشین
‫و وثیقه‌تون برنمی‌گرده.

242
00:14:26,532 --> 00:14:28,826
‫متوجه‌این که معنای این چیه؟

243
00:14:28,868 --> 00:14:31,662
‫پس اون...

244
00:14:31,704 --> 00:14:33,080
‫اون از زیر این قسر در میره؟

245
00:14:33,122 --> 00:14:34,665
‫اون از زیر هیچ چیزی
‫قسر در نمیره.

246
00:14:34,665 --> 00:14:36,000
‫اون شب رو توی زندان گذرونده
‫و قراره...

247
00:14:36,041 --> 00:14:39,587
‫به اتهام برهم زدن نظم عمومی متهم بشه.

248
00:14:39,628 --> 00:14:41,630
‫انتخاب با خودته.

249
00:14:43,507 --> 00:14:45,593
‫فقط میخوام هر جوری شده
‫از این ایالت کوفتی برم بیرون.

250
00:14:45,634 --> 00:14:48,053
‫از شر این دهاتی‌های لعنتی راحت شم.

251
00:14:48,095 --> 00:14:49,763
‫خب، ما هم دوست داریم
‫از دست شما خلاص شیم.

252
00:14:49,805 --> 00:14:51,640
‫میشه برم؟

253
00:14:51,640 --> 00:14:53,183
‫بفرمایید.

254
00:14:59,148 --> 00:15:00,774
‫دیگه لازم نیست کلی کاغذبازی
‫انجام بدم.

255
00:15:01,901 --> 00:15:02,902
‫ممنون.

256
00:15:05,321 --> 00:15:06,822
‫خوشحال شدم که تونستم کمک کنم.

257
00:16:26,026 --> 00:16:27,277
‫اونا چه کار میکنن؟

258
00:16:27,319 --> 00:16:29,363
‫فکر کنم برای پسر کیسیه.

259
00:16:55,764 --> 00:16:57,224
‫اونا به ما گفتن این‌جا دفنش کنیم.

260
00:16:57,266 --> 00:16:59,518
‫اگه میدونستم، اون چاله رو براتون می‌کندم.

261
00:16:59,560 --> 00:17:02,438
‫ما مشکلی نداریم.
‫این بخشی از مراسمه.

262
00:17:02,563 --> 00:17:03,981
‫اون‌جا یه اسب مرده هست.

263
00:17:03,981 --> 00:17:05,149
‫اون کی مرد؟

264
00:17:05,190 --> 00:17:06,650
‫اون دوشنبه مرد.

265
00:17:06,650 --> 00:17:08,652
‫فردا یه بیل مکانیکی میارم
‫که اونو خاکش کنیم.

266
00:17:08,652 --> 00:17:09,945
‫ما الان دفنش میکنیم.

267
00:17:09,945 --> 00:17:11,905
‫ما اونو کنار پسره خاک میکنیم.

268
00:17:13,949 --> 00:17:14,950
‫میشه بپرسم چرا؟

269
00:17:17,036 --> 00:17:19,830
‫می‌تونی بپرسی، اما من جواب نمیدم.

270
00:17:19,872 --> 00:17:21,832
‫پس کیسی با این مشکلی نداره؟

271
00:17:21,832 --> 00:17:23,292
‫اون میدونه.

272
00:17:24,585 --> 00:17:26,336
‫خب، به چاله‌ی بزرگی نیاز داری.

273
00:17:26,336 --> 00:17:28,672
‫جیک، ایتن، برگردین به کاه انبار...

274
00:17:28,714 --> 00:17:31,008
‫و برامون چند تا بیل بیارین.

275
00:17:31,008 --> 00:17:32,926
‫من کمکت می‌کنم، مو.

276
00:18:02,039 --> 00:18:03,332
‫ممنون.

277
00:18:14,510 --> 00:18:16,178
‫آرزوی چیزی که نمیخوایش رو نکن.

278
00:18:18,138 --> 00:18:20,015
‫تو دیگه گیر افتادی، جان.
‫بهتره قبولش کنی.

279
00:18:21,308 --> 00:18:22,601
‫خیلی خب.

280
00:18:22,643 --> 00:18:28,107
‫این شغل رو برام توضیح بده،
‫چون با عقل جور در نمیاد.

281
00:18:28,148 --> 00:18:31,902
‫من فقط میرم به مدارس راهنمایی
‫و روبان میبرم.

282
00:18:31,902 --> 00:18:33,654
‫وقتی مجلس جلسه برگزار کنه...

283
00:18:33,695 --> 00:18:36,657
‫دلت برای روبان بریدن تنگ میشه.

284
00:18:36,698 --> 00:18:39,743
‫در نهایت میشه گفت مونتانا یه کسب و کاره،

285
00:18:39,785 --> 00:18:43,288
‫که ۱۲ هزار نفر کارمند و ۶۰۰ هزار نفر
‫مشتری داره،

286
00:18:43,330 --> 00:18:45,916
‫و تو مدیرعاملشی،‌ و کلش همینه.

287
00:18:45,958 --> 00:18:47,376
‫و باید دیدت رو...

288
00:18:47,376 --> 00:18:49,419
‫در مورد این سر زدن به مدارس هم عوض کنی.

289
00:18:49,461 --> 00:18:51,630
‫این بچه‌ها قراره تا آخر عمر
‫یادشون بمونه...

290
00:18:51,672 --> 00:18:53,257
‫که با فرماندار دیدار داشتن.

291
00:18:53,257 --> 00:18:54,675
‫و کسی چه میدونه، شاید الهام بخش
‫یکیشون شدی...

292
00:18:54,716 --> 00:18:56,343
‫تا یه روزی فرماندار بشه.

293
00:18:56,385 --> 00:18:57,803
‫من این‌جوری انگیزه گرفتم.

294
00:18:57,845 --> 00:19:00,180
‫خیلی خب، منظورت رو فهمیدم.

295
00:19:00,222 --> 00:19:02,641
‫ظاهرا روی چند تا مین رفتم.

296
00:19:02,683 --> 00:19:04,226
‫به همین زودی؟

297
00:19:04,226 --> 00:19:06,103
‫بقیه جای من رفتن روشون.

298
00:19:06,145 --> 00:19:11,108
‫به نظر میاد دخترم درگیر
‫یه دعوای توی بار شده...

299
00:19:11,150 --> 00:19:13,735
‫و دستگیر شده.

300
00:19:13,735 --> 00:19:16,655
‫ببخشید. این خنده‌دار نیست.

301
00:19:16,697 --> 00:19:19,449
‫درک میکنم که چرا این برای هر کسی
‫جز من خنده‌داره.

302
00:19:19,449 --> 00:19:22,452
‫خیلی خب، اگه حل نشد بهش بی‌اعتنایی کن.

303
00:19:22,494 --> 00:19:24,663
‫در مورد خانواده‌ی شخصیت اظهار نظر نکن.

304
00:19:24,705 --> 00:19:27,249
‫تو عاشق دخترتی و امیدواری که
‫از اشتباهاتش درس بگیره.

305
00:19:27,249 --> 00:19:29,793
‫اگه اون محکوم بشه...

306
00:19:29,793 --> 00:19:31,170
‫گزینه‌های من چیه؟

307
00:19:31,211 --> 00:19:33,380
‫تو گزینه‌ای نداری.

308
00:19:33,422 --> 00:19:35,966
‫خب، حرفم رو پس میگیرم،
‫میتونی اونو عفو کنی،

309
00:19:36,008 --> 00:19:40,137
‫اما این کار رسما عمر سیاسیت رو
‫به پایان می‌رسونه، پس...

310
00:19:40,179 --> 00:19:42,973
‫لازم نیست تا آخر دوره‌ام صبر کنم...

311
00:19:42,973 --> 00:19:44,308
‫تا یه نفر رو عفو کنم؟

312
00:19:44,349 --> 00:19:45,976
‫شدیدا توصیه میکنم تا اون موقع صبر کنی،

313
00:19:46,018 --> 00:19:48,729
‫اما نه، تو قدرت اینو داری
‫هر وقت که بخوای...

314
00:19:48,770 --> 00:19:50,939
‫عفو کنی، حکم رو تبدیل کنی...

315
00:19:50,939 --> 00:19:52,357
‫تا کلا طرف رو ببخشی.

316
00:19:52,399 --> 00:19:54,026
‫اما وقتی این جعبه‌ی پاندورا رو
‫باز کردی،

317
00:19:54,067 --> 00:19:56,820
‫دیگه بسته نمیشه، پس...

318
00:19:56,862 --> 00:19:58,113
‫مین بعدی؟

319
00:20:00,115 --> 00:20:03,202
‫گروه‌های محیط زیستی مرتبط با...

320
00:20:03,243 --> 00:20:04,328
‫گرگ‌ها.

321
00:20:04,328 --> 00:20:08,248
‫- هر جوری شده ازشون اجتناب کن.
‫- آره.

322
00:20:08,290 --> 00:20:10,209
‫بوفالوها و گرگ‌ها توی هر دو دوره‌ام
‫بلای جونم بودن.

323
00:20:10,250 --> 00:20:11,501
‫اونا کریپتونایت هستن.

324
00:20:11,543 --> 00:20:14,129
‫باید ازشون دور بمونی
‫و سخت تلاش کنی...

325
00:20:14,129 --> 00:20:15,714
‫که موضعی نگیری.

326
00:20:15,756 --> 00:20:19,009
‫و باید یه مشاور زیست محیطی بگیری.

327
00:20:19,009 --> 00:20:22,095
‫نه یکی از رفقای دامدارت،
‫یه طرفدار محیط زیست.

328
00:20:22,137 --> 00:20:25,015
‫یه نفر که طرز تفکر اونا رو درک کنه...

329
00:20:25,015 --> 00:20:29,478
‫تا بتونه برات توضیح بده طرز تفکر اونا چیه.

330
00:20:29,478 --> 00:20:31,480
‫این بهترین توصیه‌ی من در مورد این کاره.

331
00:20:31,480 --> 00:20:33,857
‫فرمانداران خوب، عمل میکنن،

332
00:20:33,899 --> 00:20:38,487
‫و فرمانداران بد کل وقتشون رو
‫صرف عکس‌العمل نشون دادن میکنن.

333
00:20:38,487 --> 00:20:41,490
‫خیلی چیزای دیگه غیر از یه فرودگاه هست
‫که نیازه درست بشه.

334
00:20:46,787 --> 00:20:49,164
‫تو تنها مردی هستی که می‌شناسم...

335
00:20:49,164 --> 00:20:52,084
‫که به‌خاطر پیروزی توی انتخابات
‫لب و لوچه‌اش آویزون میشه.

336
00:20:52,125 --> 00:20:53,502
‫من لب و لوچه‌ام آویزون نشده.

337
00:20:55,254 --> 00:21:00,550
‫شاید از زیر کار در برم،
‫اما لب و لوچه‌ام آویزون نیست.

338
00:21:00,592 --> 00:21:05,430
‫میدونی، اینم مثل دامداری
‫میراث تو حساب میشه.

339
00:21:08,183 --> 00:21:09,768
‫تو زن باهوشی هستی، لینل.

340
00:21:09,810 --> 00:21:12,688
‫اوه، تازه فهمیدی؟

341
00:21:12,813 --> 00:21:15,524
‫از ناهارت لذت ببر، جان.
‫مهمون منی.

342
00:21:23,824 --> 00:21:24,992
‫قابلتو نداشت.

343
00:21:25,033 --> 00:21:27,286
‫حالا باید توی تمام وقت آزادم...

344
00:21:27,327 --> 00:21:28,787
‫آشغالای توی بزرگراه رو جمع کنم.

345
00:21:31,665 --> 00:21:33,709
‫خب چه‌جوری میخوای من برم خونه، جیمی؟

346
00:21:33,750 --> 00:21:37,504
‫ها؟ میخوای کنار جاده دستم رو بدم بالا؟

347
00:21:38,922 --> 00:21:40,132
‫شک دارم دفعه‌ی اولت بوده باشه.

348
00:21:59,526 --> 00:22:00,902
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

349
00:22:00,944 --> 00:22:02,195
‫چیو میگی؟

350
00:22:02,195 --> 00:22:04,197
‫صندلی بچه.
‫اون برای چیه؟

351
00:22:04,197 --> 00:22:05,282
‫تو بچه داری؟

352
00:22:11,288 --> 00:22:12,664
‫تو یه بچه داری، جیمی؟

353
00:22:16,168 --> 00:22:17,377
‫یه پسر.

354
00:22:27,846 --> 00:22:29,348
‫خدا بهت یه پسر داده؟

355
00:22:33,560 --> 00:22:36,229
‫تو یه کاری کردی قسمتی  از بدنم جدا بشه...

356
00:22:37,981 --> 00:22:40,025
‫و خدا بهت یه پسر داده؟

357
00:22:51,495 --> 00:22:52,537
‫بث؟

358
00:22:54,122 --> 00:22:59,211
‫بردن تو به اون کلینیک
‫بزرگترین پشیمونی زندگیم بود.

359
00:22:59,252 --> 00:23:01,755
‫بین همه‌ی کارای افتضاحی...

360
00:23:01,755 --> 00:23:03,965
‫که توی ۴۵ سال عمرت کردی،

361
00:23:03,965 --> 00:23:06,885
‫جیمی، این واقعا دیگه نوبرشه.

362
00:23:06,927 --> 00:23:08,095
‫چی...

363
00:23:09,346 --> 00:23:11,098
‫اسمش رو چی گذاشتی؟

364
00:23:13,183 --> 00:23:14,142
‫اون اسم من رو داره.

365
00:23:15,894 --> 00:23:17,396
‫بابا در مورد این نمیدونه.
‫هیچ کسی در مورد این نمیدونه.

366
00:23:17,396 --> 00:23:19,314
‫نگران این نباش که بهش بگم.

367
00:23:23,652 --> 00:23:25,612
‫من اونو ازت می‌گیرم.

368
00:23:25,654 --> 00:23:30,033
‫من پدرت رو ازت میگیرم.

369
00:23:30,033 --> 00:23:32,077
‫تو لیاقتش رو نداری.

370
00:23:32,119 --> 00:23:33,703
‫و لیاقت اون بیشتر از توئه.

371
00:23:35,414 --> 00:23:37,249
‫دفعه‌ی بعدی که بابا رو دیدی،
‫میتونی برای همیشه ازش خداحافظی کنی،

372
00:23:37,290 --> 00:23:40,836
‫چون دیگه برات تموم شده.

373
00:25:05,545 --> 00:25:06,463
‫ماشین می‌خوای؟

374
00:25:06,463 --> 00:25:07,839
‫
‫- سوار ماشین شم؟

375
00:25:09,132 --> 00:25:10,550
‫معلومه که میخوام.

376
00:25:17,599 --> 00:25:19,601
‫احتمالش هست یه سیگار داشته باشی؟

377
00:25:20,310 --> 00:25:21,645
‫نه زیاد.

378
00:25:25,106 --> 00:25:27,192
‫چه دختر نازی؟

379
00:25:27,234 --> 00:25:29,903
‫مامان تو رو میکشه، بابا.

380
00:25:29,945 --> 00:25:31,863
‫مامان از اون حسوداست؟

381
00:25:31,863 --> 00:25:34,074
‫مامان شلوار می‌پوشه،
‫میدونی که چی میگم.

382
00:25:36,076 --> 00:25:40,789
‫خواهر، دقیقا میدونم منظورت چیه.

383
00:26:03,853 --> 00:26:05,397
‫ماشین رو نگه دار.

384
00:27:04,539 --> 00:27:06,291
‫اون به هیچ کس نگفت.

385
00:27:07,417 --> 00:27:09,878
‫وقتی ماشین‌ها رو دیدم فهمیدم.

386
00:27:13,214 --> 00:27:15,467
‫فکر میکنم می‌خوان
‫در همین فاصله باشیم، بابا.

387
00:27:26,936 --> 00:27:28,438
‫زنیکه‌ی بیشعور.

388
00:27:28,438 --> 00:27:29,939
‫بعدا با هم یه صحبت مفصلی می‌کنیم.

389
00:27:29,939 --> 00:27:31,524
‫خب، من بعدا می‌خوام بخوابم.

390
00:27:31,566 --> 00:27:32,942
‫پس الان یه صحبت کوتاهی می‌کنیم.

391
00:27:34,653 --> 00:27:36,237
‫کنترل احساسات.

392
00:27:37,739 --> 00:27:38,740
‫به این برس.

393
00:27:57,801 --> 00:27:59,302
‫فکر نکنم بخوان این‌جا باشیم.

394
00:28:00,762 --> 00:28:03,723
‫حتی اگه نخوان این‌جا باشیم،

395
00:28:03,765 --> 00:28:05,642
‫باید بدونن ما اون‌قدری
‫اهمیت میدیم که بمونیم.

396
00:28:09,604 --> 00:28:11,231
‫به من یه قولی بده.

397
00:28:11,272 --> 00:28:13,942
‫هیچ وقت نذار اونا با من
‫چنین کاری بکنن.

398
00:29:15,587 --> 00:29:16,755
‫جان.

399
00:29:18,006 --> 00:29:19,591
‫من در مورد رسوم مطمئن نبودم.

400
00:29:19,716 --> 00:29:22,302
‫الان دیگه رسمی نیست.

401
00:29:22,302 --> 00:29:23,720
‫مراسم تموم شده.

402
00:29:25,388 --> 00:29:26,973
‫کاش می‌دونستم.

403
00:29:28,391 --> 00:29:30,310
‫سوگواری نباید با بقیه
‫به اشتراک گذاشته بشه.

404
00:29:32,145 --> 00:29:34,856
‫اما تسلی دادن چرا.

405
00:29:34,898 --> 00:29:36,024
‫الان به تسلی نیاز دارن.

406
00:29:43,782 --> 00:29:45,200
‫جان...

407
00:29:46,785 --> 00:29:50,413
‫الان جاش نیست، اما ما باید حرف بزنیم.

408
00:29:51,456 --> 00:29:52,999
‫در مورد چی؟

409
00:29:52,999 --> 00:29:55,210
‫در مورد ۳۰۰ شغلی که نابود کردی...

410
00:29:55,251 --> 00:29:59,005
‫وقتی پروژه‌ی فرودگاه رو لغو کردی.

411
00:29:59,047 --> 00:30:01,883
‫توی اردوگاه کلی آدم ناراضی هست.

412
00:30:01,925 --> 00:30:05,845
‫میشه فردا توی فرمانداری منو ملاقات کنی؟

413
00:30:05,845 --> 00:30:08,640
‫فکر کنم تو باید توی
‫اردوگاه منو ملاقات کنی.

414
00:30:08,765 --> 00:30:10,975
‫به مردم نشون بدی اون‌قدر اهمیت میدی
‫که سر بزنی.

415
00:30:14,479 --> 00:30:15,480
‫من می‌تونم این کارو بکنم.

416
00:30:38,294 --> 00:30:39,587
‫میدونم چه حسی داری.

417
00:30:41,673 --> 00:30:45,176
‫کاش نمی‌دونستم، اما میدونم.

418
00:30:47,679 --> 00:30:51,349
‫من اون‌جا یه پسر دفن کردم.

419
00:30:52,725 --> 00:30:54,018
‫یادمه.

420
00:30:57,647 --> 00:30:59,399
‫خودتو سرزنش می‌کنی، مگه نه؟

421
00:31:00,859 --> 00:31:03,862
‫آره، منم این کارو کردم.

422
00:31:05,029 --> 00:31:06,823
‫هنوز بعضی روزا این کارو می‌کنم.

423
00:31:09,784 --> 00:31:13,746
‫من بهت یه چیزی رو میگم
‫که هیچ وقت به هیچ کسی نگفتم.

424
00:31:13,788 --> 00:31:15,915
‫من ۱۸ ساعت یه برادر داشتم.

425
00:31:15,957 --> 00:31:18,209
‫اسمش پیتر بود.

426
00:31:18,251 --> 00:31:20,753
‫اون زودتر به دنیا اومد،

427
00:31:20,795 --> 00:31:24,340
‫و قلب کوچیکش به اندازه‌ی کافی
‫قوی نبود.

428
00:31:24,340 --> 00:31:26,384
‫اون روزا کاری نمیشد براش بکنن.

429
00:31:26,426 --> 00:31:29,470
‫الانم کار زیادی نمی‌تونن بکنن.

430
00:31:30,805 --> 00:31:33,975
‫اونا به مادرم پسش دادن.

431
00:31:34,017 --> 00:31:36,853
‫دکترا امیدوار بودن و ما دعا کردیم و...

432
00:31:36,853 --> 00:31:38,187
‫هیچ کدوم جواب نداد.

433
00:31:39,355 --> 00:31:41,357
‫و این مادرم رو تغییر داد.
‫اونو سرسختش کرد.

434
00:31:41,357 --> 00:31:45,486
‫اون دیگه سعی نکرد بچه‌دار بشه.

435
00:31:46,821 --> 00:31:50,617
‫سال‌ها بعد، من بزرگ شده بودم
‫و لی تازه به دنیا اومده بود.

436
00:31:50,658 --> 00:31:54,787
‫پدر و مادرم بهش نگاه می‌کردن،
‫نوبتی نگه‌اش میداشتن.

437
00:31:54,829 --> 00:31:57,582
‫و پدرم قیافش مثل گچ سفید شد،

438
00:31:57,624 --> 00:32:00,793
‫و به مادرم نگاه کرد و گفت...

439
00:32:00,835 --> 00:32:02,503
‫"پیتر زندگی بی‌نقصی داشت.

440
00:32:03,880 --> 00:32:06,257
‫تنها چیزی که اون از این سیاره
‫دید تو بودی...

441
00:32:06,257 --> 00:32:09,010
‫و تنها چیزی که می‌دونست این بود
‫که تو عاشقش بودی."

442
00:32:12,722 --> 00:32:14,515
‫اون پسر زندگی بی‌نقصی داشت، مونیکا.

443
00:32:14,557 --> 00:32:16,601
‫فقط ما میدونیم که زندگیش کوتاه بوده.

444
00:32:17,852 --> 00:32:20,980
‫تنها چیزی که اون می‌دونست
‫این بود که تو عاشقش بودی.

445
00:32:31,741 --> 00:32:33,242
‫ممنون.

446
00:33:07,485 --> 00:33:08,736
‫اسم من رو گذاشتی روش.

447
00:33:11,155 --> 00:33:12,407
‫آره.

448
00:33:13,950 --> 00:33:15,952
‫برام بیشتر از چیزی که
‫بدونی ارزش داره،‌ پسر.

449
00:33:18,579 --> 00:33:19,622
‫میدونم معناش چیه.

450
00:33:24,377 --> 00:33:25,420
‫آره.

451
00:33:27,505 --> 00:33:29,674
‫اینو نگه دار.

452
00:33:29,674 --> 00:33:31,092
‫حتی اگه ازش استفاده نکنی،

453
00:33:31,134 --> 00:33:36,597
‫حالا وقتش نیست که
‫حقوق نگیری.

454
00:33:38,725 --> 00:33:41,060
‫من یه نفر رو پیدا می‌کنم
‫که جاتو بگیره،

455
00:33:41,060 --> 00:33:42,603
‫اگه این چیزیه که میخوای.

456
00:33:45,231 --> 00:33:46,691
‫این چیزیه که میخوام.

457
00:34:13,634 --> 00:34:15,678
‫انگار از رو اسب افتادی.

458
00:34:16,137 --> 00:34:18,973
‫داشتم قبر می‌کندم.

459
00:34:19,140 --> 00:34:22,018
‫اسبا رو توی زمین خاک می‌کنیم،
‫اینو میدونی.

460
00:34:22,769 --> 00:34:25,229
‫آره، اما اونا می‌خواستن کنار پسره خاک شه.

461
00:34:25,855 --> 00:34:27,106
‫فکر نمی‌کردم مخالف باشی.

462
00:34:28,107 --> 00:34:29,358
‫دلیلش رو گفتن؟

463
00:34:31,778 --> 00:34:35,364
‫حدسم اینه که اون پسر باید
‫سوارش شه بره بهشت.

464
00:34:37,617 --> 00:34:39,410
‫از شرکت پویزن کریک تماس گرفتن،

465
00:34:39,410 --> 00:34:40,995
‫اونا برای داغ زدن نیرو کم دارن.

466
00:34:41,037 --> 00:34:44,332
‫کمک ما رو می‌خواستن،
‫اگه با این مشکلی نداری...

467
00:34:44,332 --> 00:34:45,333
‫فردا میریم اون‌جا.

468
00:34:45,333 --> 00:34:47,668
‫ما کی شروع می‌کنیم؟

469
00:34:47,710 --> 00:34:49,212
‫خب، هفته‌ی بعد.

470
00:34:49,253 --> 00:34:50,671
‫تو برنامه‌ات اینه که این‌جا باشی،
‫مگه نه؟

471
00:34:50,713 --> 00:34:52,673
‫من در جایگاهی نیستم که...

472
00:34:52,715 --> 00:34:55,593
‫- من این‌جام.
‫- خیلی خب.

473
00:34:59,472 --> 00:35:02,058
‫پارکبان‌ها اومدن و ازم...

474
00:35:02,100 --> 00:35:05,061
‫در مورد گرگ‌هایی که این‌جان
‫سوال پرسیدن.

475
00:35:05,103 --> 00:35:08,106
‫چیزی در این مورد میدونی؟

476
00:35:08,106 --> 00:35:11,734
‫اونا یه گاو رو کشتن،

477
00:35:11,776 --> 00:35:14,403
‫و من از رایان خواستم بره
‫و بهشون شلیک کنه.

478
00:35:14,445 --> 00:35:17,490
‫اون به گرگ‌هایی شلیک کرد
‫که روشون قلاده بود.

479
00:35:17,490 --> 00:35:21,160
‫من نگران بودم که برات مشکل
‫ایجاد کنه...

480
00:35:21,160 --> 00:35:24,497
‫برای همین سعی کردم گولشون بزنم
‫و فکر کنم نتونستم.

481
00:35:24,539 --> 00:35:26,833
‫برای همین متاسفم، قربان.

482
00:35:26,833 --> 00:35:28,835
‫الان گرگا کجان؟

483
00:35:28,835 --> 00:35:31,087
‫جایی که کسی پیداشون نمیکنه.

484
00:35:41,472 --> 00:35:44,142
‫اسب‌ها توی بهشت.

485
00:35:45,309 --> 00:35:47,436
‫بهترین فکری بود
‫که به ذهنم رسید.

486
00:35:51,065 --> 00:35:52,150
‫جالب نمیشه؟

487
00:38:57,835 --> 00:38:59,003
‫کارت خوب بود، ریس.

488
00:39:49,887 --> 00:39:53,224
‫امسال چند تا دارین؟

489
00:39:53,349 --> 00:39:55,226
‫تقریبا همون قدری که پارسال داشتیم.

490
00:39:55,351 --> 00:39:58,354
‫اما ما امسال کره‌ی جدیدی اضافه نمی‌کنیم.

491
00:39:58,396 --> 00:40:01,315
‫با این قیمت گازوئیل و ذرت نمیشه.

492
00:40:01,357 --> 00:40:03,859
‫- نه.
‫- لعنتی.

493
00:40:03,901 --> 00:40:06,237
‫وقتی این بالاخره به قصابی برسه،

494
00:40:06,362 --> 00:40:07,655
‫صداش در میاد.

495
00:40:10,574 --> 00:40:12,243
‫خوبه که می‌بینم پسرت برگشته.

496
00:40:14,036 --> 00:40:16,122
‫فقط برای تابستون برگشته.

497
00:40:16,163 --> 00:40:20,709
‫اون فارغ‌التحصیل شده،
‫توی بویزی یه کار پیدا کرده.

498
00:40:20,751 --> 00:40:23,337
‫اما دخترم میخواد بمونه.

499
00:40:23,379 --> 00:40:25,131
‫ببینم می‌تونم از شوهر شل‌مغزش...

500
00:40:25,172 --> 00:40:28,175
‫یه گاوچرون بسازم یا نه.

501
00:40:28,217 --> 00:40:30,511
‫انگار تنها چیزی که دوست داره
‫بچه آوردنه.

502
00:40:30,553 --> 00:40:31,971
‫که این‌طور.

503
00:40:33,264 --> 00:40:37,601
‫دنیا جایی که شما هستین
‫داره کوچیک‌تر میشه.

504
00:40:37,601 --> 00:40:40,146
‫خوبه که در فرودگاه تخته شد.

505
00:40:40,146 --> 00:40:42,731
‫این چیزی رو تغییر نمیده، دلبرت.

506
00:40:42,773 --> 00:40:46,360
‫شاید یکمی روندش رو کند کنه.

507
00:40:46,402 --> 00:40:49,280
‫حداقل دنیا هنوز این‌جا رو پیدا نکرده.

508
00:40:51,407 --> 00:40:54,201
‫فکر به این‌که توی چه دنیایی
‫اونا رو ترک می‌کنیم دلم رو میشکونه.

509
00:40:55,953 --> 00:40:57,121
‫دل منم میشکونه.

510
00:40:58,956 --> 00:41:00,624
‫با این‌که اصلا بچه ندارم.

511
00:41:26,692 --> 00:41:28,319
‫هیگنز.

512
00:42:14,698 --> 00:42:16,867
‫چرا این‌قدر دیر اومدی؟

513
00:42:17,952 --> 00:42:19,662
‫من فقط یه هفته‌ست
‫که فرماندار شدم.

514
00:42:21,830 --> 00:42:23,332
‫میبینم که زنده موندی.

515
00:42:24,500 --> 00:42:27,211
‫- ممنون.
‫- خب،‌ یه بهایی داره.

516
00:42:27,211 --> 00:42:28,963
‫بها؟

517
00:42:29,004 --> 00:42:30,923
‫آره، این یه آزادی با نظارت شش ماهه هست.

518
00:42:30,965 --> 00:42:33,050
‫نظارت توسط کی؟

519
00:42:34,176 --> 00:42:35,177
‫داری بهش نگاه میکنی.

520
00:42:36,679 --> 00:42:39,932
‫پس از زندان آزادم کردی
‫که بدزدیم؟

521
00:42:39,932 --> 00:42:43,310
‫کم و بیش. به کمکت نیاز دارم.

522
00:42:43,352 --> 00:42:45,145
‫در چه موردی؟

523
00:42:45,187 --> 00:42:46,981
‫کمکم کن درکت کنم.

524
00:42:47,022 --> 00:42:50,067
‫کمکم کن طرز فکرت رو درک کنم.

525
00:42:50,067 --> 00:42:52,111
‫در عوضش چی گیرم میاد؟

526
00:42:52,111 --> 00:42:54,697
‫همین الان آزاد شدی.
‫سوار شو.

527
00:42:54,738 --> 00:42:57,157
‫- کجا میمونم؟
‫- پیش من.

528
00:42:58,325 --> 00:42:59,952
‫من از سیاست چیزی سرم نمیشه،

529
00:42:59,952 --> 00:43:02,288
‫اما بخشش زنی که باهاش توی...

530
00:43:02,329 --> 00:43:05,040
‫عمارت فرمانداری بریزی رو هم
‫برات تبعات منفی داره.

531
00:43:05,082 --> 00:43:06,500
‫توی دامداری.

532
00:43:06,542 --> 00:43:09,503
‫عالی شد. با دختر دوقطبی و جامعه‌ستیزت؟

533
00:43:09,545 --> 00:43:11,130
‫اون به ندرت اون‌جاست.

534
00:43:16,176 --> 00:43:19,263
‫محض اطلاعت میگم،
‫من یه سال رو بدون عصبانیت سر کردم...

535
00:43:19,263 --> 00:43:21,849
‫که از اولین باری که تجربه‌اش کردم
‫چنین چیزی سابقه نداشته،

536
00:43:21,890 --> 00:43:24,143
‫اما با این حال باهات حال نمیکنم.

537
00:43:24,184 --> 00:43:27,271
‫وای خدا.

538
00:43:27,271 --> 00:43:29,857
‫رابطه‌ی ما کاملا حرفه‌ایه.

539
00:43:35,696 --> 00:43:37,197
‫بذار سوار شه.

540
00:43:56,967 --> 00:43:58,344
‫خانم اتوود.

541
00:43:58,385 --> 00:44:01,221
‫بیخیال. سارا صدام کن.
‫بشین.

542
00:44:01,263 --> 00:44:03,724
‫من به خودم اجازه دادم نوشیدنی  سفارش بدم.

543
00:44:03,766 --> 00:44:06,727
‫امیدوارم مشکلی نداشته باشی.

544
00:44:06,727 --> 00:44:09,563
‫خب، تا حالا نخوردم اینو.

545
00:44:09,605 --> 00:44:12,316
‫فرانسوی‌ها...

546
00:44:12,316 --> 00:44:14,860
‫توی تابستون مثل آب می‌نوشنش.

547
00:44:19,448 --> 00:44:20,783
‫امتحانش کن.

548
00:44:28,624 --> 00:44:29,917
‫جیگر آدم حال میاد.

549
00:44:34,088 --> 00:44:35,506
‫خوبه.

550
00:44:39,843 --> 00:44:41,512
‫چیه؟

551
00:44:41,637 --> 00:44:45,766
‫من دارم سعی میکنم تصمیم بگیرم...

552
00:44:45,808 --> 00:44:48,102
‫بهترین مسیر چیه.

553
00:44:48,143 --> 00:44:50,229
‫چطور می‌تونیم از پس این بر بیایم؟

554
00:44:50,270 --> 00:44:53,023
‫چطور ما به عنوان یه شرکت
‫خودمون رو بازیابی کنیم؟

555
00:44:53,023 --> 00:44:55,067
‫چطور ظاهرمون رو حفظ کنیم؟

556
00:44:55,109 --> 00:44:57,444
‫اما مهم‌تر اینه که چطور
‫تصمیمش رو برگردونیم.

557
00:44:57,486 --> 00:45:00,239
‫یا تصمیمش رو برگردونیم
‫یا پولمون رو پس بگیریم.

558
00:45:00,280 --> 00:45:02,408
‫از ایالت یه شکایت چند میلیارد دلاری شده...

559
00:45:02,449 --> 00:45:03,951
‫و خودتم اینو میدونی.

560
00:45:03,951 --> 00:45:05,786
‫شما برنده نمیشین.

561
00:45:05,828 --> 00:45:07,788
‫در حالی که چند تا از
‫عناصر حیاتی توسعه‌تون...

562
00:45:07,788 --> 00:45:10,290
‫تحت حفاظت محیط زیسته،

563
00:45:10,332 --> 00:45:11,875
‫این دعوی فاقد ارزش حقوقیه.

564
00:45:14,128 --> 00:45:15,879
‫ما لازم نیست برنده بشیم.

565
00:45:17,381 --> 00:45:20,634
‫فقط لازمه اونو به اندازه‌ای
‫توی اخبار نگه داریم...

566
00:45:20,676 --> 00:45:22,970
‫که آبروی پدرت رو نابود کنه...

567
00:45:23,011 --> 00:45:26,390
‫و یه سیاستمدار رو به عنوان
‫فرماندار بعدی انتخاب کنه.

568
00:45:31,103 --> 00:45:33,605
‫دارم زیاده‌روی می‌کنم.

569
00:45:35,816 --> 00:45:39,611
‫هدف این شام کم کردن خسارت بود.

570
00:45:39,653 --> 00:45:41,780
‫نه تهدید جایگاه‌ها.

571
00:45:44,575 --> 00:45:47,453
‫بیا ببینیم اصلا می‌تونیم
‫با هم کنار بیایم یا نه.

572
00:45:50,622 --> 00:45:52,583
‫گرسنه‌ای؟

573
00:45:54,293 --> 00:45:55,878
‫نه زیاد.

574
00:45:55,919 --> 00:45:57,463
‫منم همین‌طور.

575
00:45:57,504 --> 00:45:59,923
‫به اندازه‌ی کافی این
‫آشغال میوه‌ای رو خوردم.

576
00:46:03,343 --> 00:46:06,013
‫میخوای به بار بریم؟

577
00:46:09,767 --> 00:46:10,976
‫البته.

578
00:46:10,976 --> 00:46:12,686
‫این خنده‌دار نبود.

579
00:46:12,728 --> 00:46:16,648
‫پس چرا داری میخندی؟

580
00:46:16,648 --> 00:46:19,026
‫چون معذبم دارم میخندم.

581
00:46:19,067 --> 00:46:21,445
‫تو معذبی چون این برات خنده‌داره.

582
00:46:26,450 --> 00:46:28,827
‫از جدل با تو توی دادگاه می‌ترسم.

583
00:46:28,827 --> 00:46:31,038
‫بایدم بترسی.

584
00:46:31,079 --> 00:46:32,748
‫واقعا؟

585
00:46:35,626 --> 00:46:37,836
‫چطور تو هنوز مجردی؟

586
00:46:41,924 --> 00:46:45,427
‫خب...

587
00:46:45,469 --> 00:46:49,765
‫وقتی توی یه دامداری زندگی می‌کنی
‫که یه ساعت با شهر فاصله داره...

588
00:46:49,807 --> 00:46:53,143
‫از هر چیزی یه ساعت فاصله داره...

589
00:46:53,143 --> 00:46:55,562
‫تو دیگه توی یه دامداری زندگی نمی‌کنی.

590
00:46:57,940 --> 00:47:01,985
‫نه، نمیکنم.

591
00:47:04,571 --> 00:47:09,076
‫یکم احساس سهل‌انگاری دارم.

592
00:47:15,833 --> 00:47:19,211
‫منم کم کم همین حس داره بهم دست میده.

593
00:47:19,253 --> 00:47:20,921
‫اوه.

594
00:47:20,963 --> 00:47:23,006
‫منو ببر یه جا و اینو ثابت کن.

595
00:47:30,013 --> 00:47:31,640
‫بیا دنبالم.

596
00:48:01,003 --> 00:48:03,463
‫آره، اسم واقعیش نیست.

597
00:48:03,463 --> 00:48:04,548
‫تابلو بود.

598
00:48:33,535 --> 00:48:37,664
‫سیستم قضایی ما داره دچار
‫فروپاشی میشه، مگه نه؟

599
00:48:37,664 --> 00:48:41,668
‫فکر کن چه‌قدر زور زدم که
‫تو رو بندازم زندان.

600
00:48:41,710 --> 00:48:46,214
‫و فکر کن چه‌قدر زور زدم
‫که زندان نرم.

601
00:48:46,256 --> 00:48:47,966
‫و خیلی هم سخت بود.

602
00:48:47,966 --> 00:48:51,303
‫وقتی رفتم شهر برات داکسی‌سایکلین میگیرم.

603
00:48:51,303 --> 00:48:54,014
‫هر عفونت و کثافتی که اون‌جات
‫توی زندان گرفته رو پاک میکنه.

604
00:48:54,056 --> 00:48:57,851
‫ممنون. میشه یه مسواک هم برام بگیری؟

605
00:48:57,893 --> 00:48:59,603
‫دوست ندارم همه‌اش از مسواک تو استفاده کنم.

606
00:48:59,937 --> 00:49:01,563
‫من این روز رو بدون نوشیدنی شروع نمیکنم.

607
00:49:32,469 --> 00:49:34,388
‫آنچه خواهید دید...

608
00:49:35,555 --> 00:49:37,516
‫اولین داتون‌هایی که توی
‫این دره سکونت کردن...

609
00:49:37,557 --> 00:49:38,809
‫فقط جنگیدن رو بلد بودن.

610
00:49:38,850 --> 00:49:40,811
‫اون بهت کمک نمیکنه، بابا.

611
00:49:40,852 --> 00:49:44,314
‫تو بدترین دشمنت رو دعوت کردی
‫که بیاد توی خونت بخوابه.

612
00:49:44,356 --> 00:49:46,441
‫مارکت اکوئیتیز یا شرکاش.

613
00:49:46,441 --> 00:49:48,610
‫ما می‌تونیم هر کاری که می‌خوایم بکنیم.

614
00:49:48,610 --> 00:49:49,861
‫اونا زمین رو می‌خوان، بابا.

615
00:49:49,903 --> 00:49:52,030
‫فقط همینو لازمه بدونی.

616
00:49:52,072 --> 00:49:54,241
‫این روزا بزدلا به دنیا حکومت می‌کنن، ریپ.

617
00:49:54,241 --> 00:49:56,201
‫فکر کنم وقتش رسیده نشونشون بدیم
‫چه کار می‌کنیم و چطور انجامش میدیم.
