﻿1
00:00:10,260 --> 00:00:12,012
‫آنچه در یلواستون گذشت...

2
00:00:16,266 --> 00:00:17,976
‫اون پسر یه زندگی عالی داشت، مونیکا.

3
00:00:18,018 --> 00:00:20,520
‫و تنها چیزی که می‌دونست
‫این بود که تو عاشقش بودی.

4
00:00:20,770 --> 00:00:23,857
‫جان، این‌جا جاش نیست،
‫اما ما باید حرف بزنیم.

5
00:00:23,940 --> 00:00:26,401
‫فکر می‌کنم تو باید توی اردوگاه
‫منو ملاقات کنی.

6
00:00:26,443 --> 00:00:28,445
‫به مردم نشون بدی اون‌قدری
‫برات اهمیت داشته که سر بزنی.

7
00:00:28,528 --> 00:00:30,488
‫می‌تونم این کارو بکنم.

8
00:00:30,572 --> 00:00:33,491
‫پارکبان‌ها اومدن، به
‫من در مورد گرگ‌هایی...

9
00:00:33,575 --> 00:00:34,993
‫که توی دامداری اومده بودن گفتن.

10
00:00:35,076 --> 00:00:37,287
‫سعی کردم گولشون بزنم.
‫انگار جواب نداده.

11
00:00:37,328 --> 00:00:38,830
‫الان گرگ‌ها کجان؟

12
00:00:38,913 --> 00:00:40,665
‫اونا جایی هستن که هیچ کسی
‫پیداشون نمیکنه.

13
00:00:40,749 --> 00:00:43,293
‫حس می‌کنم یکم سهل‌انگار شدم.

14
00:00:43,543 --> 00:00:45,628
‫اسم واقعیش نیست.

15
00:00:45,712 --> 00:00:49,007
‫- می‌بینم که زنده موندی.
‫- ممنون.

16
00:00:49,090 --> 00:00:52,761
‫فکر کن چه‌قدر زور زدم که
‫تو رو بندازم زندان.

17
00:00:52,802 --> 00:00:55,805
‫بابت هر چیزی قبل این متاسفم.

18
00:00:55,847 --> 00:00:56,973
‫من افتضاح بودم.

19
00:01:34,594 --> 00:01:37,263
‫ما به مونت چیزوم میریم،

20
00:01:37,347 --> 00:01:39,224
‫اون‌جا اردو میزنیم...

21
00:01:39,307 --> 00:01:41,935
‫و اونا رو به سمت لوئیس کریک می‌کشونیم.

22
00:01:42,268 --> 00:01:44,813
‫و اونا رو توی دشت نگه می‌داریم و...

23
00:01:44,854 --> 00:01:46,648
‫بعد می‌ریزیمشون توی رود.

24
00:01:54,948 --> 00:01:56,366
‫ببین کی اومده به بدرقه‌ام.

25
00:01:58,201 --> 00:02:00,161
‫ما یه هفته‌ی دیگه برمیگردیم.

26
00:02:00,245 --> 00:02:01,746
‫خوب شد فهمیدم.

27
00:02:05,542 --> 00:02:07,001
‫یه بغل خداحافظی میدی؟

28
00:02:08,545 --> 00:02:10,421
‫این‌قدر احمقی که جلوی بابام
‫اینو ازم می‌خوای؟

29
00:02:11,589 --> 00:02:13,591
‫خب، تو ارزش ریسک رو داری.

30
00:02:26,479 --> 00:02:27,856
‫مراقب باش.

31
00:02:29,649 --> 00:02:32,026
‫مراقب بودن خیلی توی
‫این کار تاثیری نداره.

32
00:02:32,068 --> 00:02:33,736
‫با این حال مراقب باش.

33
00:02:41,369 --> 00:02:42,871
‫وقتی برگشتی می‌بینمت.

34
00:02:43,913 --> 00:02:44,873
‫بیاین بریم.

35
00:02:44,956 --> 00:02:46,666
‫منو راحت می‌تونی پیدا کنی.

36
00:02:46,749 --> 00:02:48,126
‫البته همه‌ی ما گاوچرونا رو
‫راحت می‌تونی پیدا کنی.

37
00:03:30,960 --> 00:03:33,254
‫می‌خواستم بی سر و صدا باشم.
‫ببخشید.

38
00:03:33,338 --> 00:03:36,257
‫تو منو بیدار نکردی. خاطرات بیدارم کردن.

39
00:03:38,635 --> 00:03:40,637
‫خب، امیدوارم خاطرات خوبی بوده باشن.

40
00:03:40,720 --> 00:03:41,930
‫خاطرات خوب آدما رو بیدار نمی‌کنن.

41
00:03:42,013 --> 00:03:43,306
‫اونا کارشون برعکس اینه.

42
00:03:49,437 --> 00:03:50,980
‫تا حالا شده به ما فکر کنی؟

43
00:03:55,985 --> 00:03:57,654
‫خب...

44
00:03:57,737 --> 00:03:58,988
‫فقط به خودمون فکر می‌کنم.

45
00:04:00,490 --> 00:04:01,908
‫وقتی بچه بودیم.

46
00:04:04,285 --> 00:04:05,620
‫تا حالا شده به این فکر کنی.

47
00:04:07,914 --> 00:04:09,958
‫من در مورد الان فکر می‌کنم.

48
00:04:09,999 --> 00:04:11,834
‫من در مورد فردا فکر می‌کنم.

49
00:04:13,336 --> 00:04:15,296
‫اما خیلی در مورد دیروز فکر نمی‌کنم.

50
00:04:16,839 --> 00:04:18,967
‫دیروز چیزیه که منو میخوره.

51
00:04:20,802 --> 00:04:23,972
‫عزیزم، دیروز همه رو میخوره.

52
00:04:24,055 --> 00:04:25,598
‫برای همینه که بهش فکر نمی‌کنم.

53
00:04:31,396 --> 00:04:32,981
‫صبح بخیر.

54
00:04:37,360 --> 00:04:38,861
‫صبح بخیر.

55
00:05:06,389 --> 00:05:08,599
‫وای پسر.

56
00:05:08,641 --> 00:05:10,601
‫برای آتیش‌سوزی خیلی زوده.

57
00:05:10,643 --> 00:05:12,395
‫قراره سال خشکی رو داشته باشیم،‌ قربان.

58
00:05:13,479 --> 00:05:15,565
‫تا الانشم سال خشکی بوده.

59
00:05:17,567 --> 00:05:19,569
‫گوساله‌هامون اون‌قدر بزرگ شدن
‫که بهشون داغ بزنیم؟

60
00:05:19,652 --> 00:05:21,946
‫دوست دارم یکم بزرگتر بشن،

61
00:05:22,030 --> 00:05:25,867
‫اما انگار کل منطقه نیرو کم دارن.

62
00:05:25,908 --> 00:05:29,120
‫تازگی به میچل‌ها کمک کردیم و
‫هر روز باهامون تماس گرفته میشه.

63
00:05:29,203 --> 00:05:32,790
‫ما باید قبل این‌که بتونیم به کسی
‫کمک کنیم گاوهای خودمون رو داغ بزنیم.

64
00:05:32,874 --> 00:05:35,209
‫وقتی که الان فرماندار شدی نه گفتن سخت شده.

65
00:05:35,251 --> 00:05:37,462
‫این که من فرماندار شدم تقریبا...

66
00:05:37,503 --> 00:05:39,297
‫توی هر چیز ممکنی مشکل به وجود آورده.

67
00:05:39,380 --> 00:05:40,965
‫خب، اگه بتونیم زمین
‫اون فرودگاه رو پس بگیریم...

68
00:05:41,049 --> 00:05:43,301
‫برای کل ایالت داغ میزنم، قربان.

69
00:05:43,384 --> 00:05:44,677
‫این ارزشش رو داره.

70
00:05:44,761 --> 00:05:45,803
‫آره، داره.

71
00:05:46,804 --> 00:05:48,056
‫برنامه‌ام اینه.

72
00:05:48,139 --> 00:05:49,557
‫می‌برمشون به زمین پشتی،

73
00:05:49,599 --> 00:05:51,142
‫از دره ردشون می‌کنم...

74
00:05:51,184 --> 00:05:53,478
‫و بعد ما این‌جا داغ زدن رو انجام میدیم
‫و من ۲ تا گروه رو اداره می‌کنم.

75
00:05:53,561 --> 00:05:55,563
‫یکیشون داغ میزنه و اون یکی...

76
00:05:55,646 --> 00:05:57,065
‫اونا رو به سمت زمین‌های فرودگاه می‌بره.

77
00:05:57,148 --> 00:05:58,149
‫اون‌جا گرگی نیست.

78
00:05:59,692 --> 00:06:02,028
‫فکر می‌کنی چند تا کارگر روزانه نیاز داریم؟

79
00:06:02,070 --> 00:06:03,529
‫شاید ۱۵ نفر.

80
00:06:03,613 --> 00:06:06,199
‫من بچه‌های خودمون رو تقسیم می‌کنم
‫و اونا رو با کارگرای روزانه قاطی می‌کنم.

81
00:06:06,240 --> 00:06:07,492
‫کجا می‌خوای بهشون جا بدی؟

82
00:06:07,575 --> 00:06:10,203
‫خب، به نظرم اتاق زیر شیروونی خوب باشه.

83
00:06:10,244 --> 00:06:13,790
‫نه. من نمی‌خوام یه مشت
‫کارگر روزانه‌ی احمق...

84
00:06:13,873 --> 00:06:17,585
‫از پله‌ها بیفتن پایین و ازم شکایت کنن.

85
00:06:17,668 --> 00:06:18,753
‫چادرها رو بیار بیرون.

86
00:06:20,129 --> 00:06:22,006
‫همه بیرون می‌خوابن. منظورم همه هست.

87
00:06:22,090 --> 00:06:23,925
‫اینم نمی‌خوام که اون خوابگاه...

88
00:06:23,966 --> 00:06:25,426
‫به یه بار تبدیل بشه.

89
00:06:27,095 --> 00:06:29,263
‫دیگه هیچ کسی نمیدونه ما چه کار می‌کنیم.

90
00:06:31,766 --> 00:06:33,768
‫و وقتشه که بهشون یادآوری کنیم.

91
00:06:33,851 --> 00:06:35,603
‫به گیتور بگو گاری رو بیاره بیرون.

92
00:06:37,980 --> 00:06:40,858
‫من کل منطقه رو دعوت می‌کنم.

93
00:06:40,942 --> 00:06:43,778
‫کلی طناب‌دار این‌جا جمع میشه.

94
00:06:47,073 --> 00:06:48,199
‫فقط گاچرونا می‌تونن کمند بندازن.

95
00:06:49,617 --> 00:06:51,911
‫قربان؟ شما میای؟

96
00:06:51,994 --> 00:06:54,872
‫معلومه که من میام.

97
00:08:06,819 --> 00:08:08,404
‫می‌تونم یه صحبتی بکنم؟

98
00:08:08,488 --> 00:08:11,032
‫یه دقیقه صبر کن.

99
00:08:11,115 --> 00:08:12,200
‫خیلی کوتاهه.

100
00:08:14,702 --> 00:08:16,621
‫در مورد سامره؟

101
00:08:16,704 --> 00:08:18,748
‫وقتی میگی سامر، منظورت فصل تابستونه،

102
00:08:18,831 --> 00:08:21,959
‫یا اون هیپی پشمالو که داره
‫مبلمون رو با سفلیس آلوده می‌کنه؟

103
00:08:22,001 --> 00:08:23,669
‫یه دقیقه بهم وقت بده.

104
00:08:38,684 --> 00:08:41,062
‫ما چند روز از این‌جا کار می‌کنیم.

105
00:08:41,103 --> 00:08:43,022
‫برنامه‌ی شما کاملا پره، قربان.

106
00:08:43,064 --> 00:08:45,483
‫کلارا، این...

107
00:08:45,566 --> 00:08:48,027
‫این یه سوال نبود.

108
00:08:48,069 --> 00:08:49,403
‫چند روز از دامداری کار می‌کنیم.

109
00:08:49,445 --> 00:08:50,780
‫فهمیدم.

110
00:08:50,821 --> 00:08:53,241
‫مشکلی ندارین که چند تا از جلسات رو
‫به این‌جا منتقل کنیم؟

111
00:08:53,324 --> 00:08:54,992
‫چرا.

112
00:08:56,410 --> 00:08:59,956
‫- پس داری میگی که...
‫- دیگه از جلسه خبری نیست.

113
00:09:00,039 --> 00:09:01,541
‫منظورت این که کلا جلسه بی جلسه.

114
00:09:03,501 --> 00:09:04,752
‫منظورم واضح بود.

115
00:09:04,835 --> 00:09:08,548
‫منظورم اینه که جلساتی که برنامه‌ریزی
‫شده رو لغو کن...

116
00:09:08,589 --> 00:09:10,675
‫و جلسات بیشتری رو ترتیب نده.

117
00:09:10,716 --> 00:09:11,968
‫برنامه‌ی خوبیه؟

118
00:09:12,051 --> 00:09:14,178
‫این دقیقا برعکس برنامه‌ریزیه...

119
00:09:14,262 --> 00:09:16,097
‫اما شما فرماندار هستین و
‫این کاریه که ما می‌کنیم.

120
00:09:20,059 --> 00:09:22,520
‫می‌خوام یه مهمونی بزرگ راه بندازم.

121
00:09:22,603 --> 00:09:25,898
‫یه گروه رسانه‌ای رو
‫به دامداری دعوت کن.

122
00:09:25,982 --> 00:09:29,569
‫به دنیا نشون میدیم که کی هستیم
‫و کارمون چیه.

123
00:09:30,653 --> 00:09:32,488
‫ما به اینا میگیم مِپ.

124
00:09:32,572 --> 00:09:34,031
‫مپ؟

125
00:09:34,115 --> 00:09:37,285
‫رویدادهای ساخته شده برای
‫اهداف سیاسی.

126
00:09:39,495 --> 00:09:41,581
‫می‌تونم یه لیست مدعوین درست کنم؟

127
00:09:42,623 --> 00:09:44,166
‫می‌تونی به انداز‌ه‌ی ۲ هفته جلسه رو...

128
00:09:44,208 --> 00:09:45,918
‫توی یه عصر تموم کنی.

129
00:09:52,592 --> 00:09:53,551
‫دعوتشون کن.

130
00:10:03,644 --> 00:10:05,313
‫نوبت توئه. بگو ببینم.

131
00:10:05,396 --> 00:10:06,772
‫دارم بهش فکر می‌کنم.

132
00:10:09,025 --> 00:10:11,444
‫برای چنین چیزی نوشیدنی لازمم.

133
00:10:17,575 --> 00:10:19,577
‫من می‌خوام..

134
00:10:19,660 --> 00:10:21,662
‫مطمئن شم که وضعیت رو...

135
00:10:21,746 --> 00:10:23,748
‫درست فهمیدم، خب؟

136
00:10:25,374 --> 00:10:28,961
‫تو دوستت رو بخشیدی؟

137
00:10:29,003 --> 00:10:32,214
‫اون دوست‌ من نیست...

138
00:10:32,298 --> 00:10:34,508
‫و من اونو نبخشیدم.

139
00:10:34,592 --> 00:10:36,302
‫من توی مجازاتش تخفیف دادم.

140
00:10:36,344 --> 00:10:38,888
‫اون تحت بازداشت خانگی
‫حبسش رو تموم می‌کنه.

141
00:10:38,929 --> 00:10:42,600
‫توی خونه‌ی تو.

142
00:10:42,683 --> 00:10:45,645
‫خب، اون توی مونتانا خونه‌ای نداره.

143
00:10:45,686 --> 00:10:47,146
‫و من بهش نیاز دارم.

144
00:10:47,229 --> 00:10:48,522
‫اون هیپی حتما می‌تونه...

145
00:10:48,606 --> 00:10:50,483
با یه نی نوشابه تیله قورت بده.

146
00:10:50,566 --> 00:10:53,152
‫این ایالت کوفتی شدیدا
‫درگیر شکایاتی در مورد...

147
00:10:53,235 --> 00:10:56,864
‫شکار گرگ و خروج گاومیش‌ها از پارک...

148
00:10:56,947 --> 00:10:58,866
‫و سیاه‌خروس‌های دم‌سیخیه که نمی‌تونن

149
00:10:58,949 --> 00:10:59,992
‫از جاده رد بشن.

150
00:11:00,076 --> 00:11:01,410
‫من هیچی در مورد اینا نمیدونم.

151
00:11:01,452 --> 00:11:03,788
‫من منطق پشت اینا رو نمیفهمم.

152
00:11:03,871 --> 00:11:07,416
‫اما سامر می‌فهمه، چون اون...

153
00:11:07,500 --> 00:11:10,252
‫اون شبیه مردمی که این گروه‌ها
‫رو اداره می‌کنن فکر می‌کنه.

154
00:11:10,336 --> 00:11:14,590
‫چون اون از همین آدماییه که
‫این گروه‌ها رو اداره می‌کنن.

155
00:11:14,674 --> 00:11:16,342
‫اون بهت کمک نمی‌کنه بابا.

156
00:11:20,137 --> 00:11:23,557
‫تو بدترین دشمنت رو دعوت کردی
‫که روی تختت بخوابه،

157
00:11:23,641 --> 00:11:26,394
‫و اگه فکر کردی دیشب رو مخت رفته

158
00:11:26,477 --> 00:11:29,438
‫بهش سه ماه وقت بده...
‫ببین چطوری این کارو میکنه.

159
00:11:32,233 --> 00:11:35,945
‫بهت میگم منطقش چیه.
‫منطقش خودتی.

160
00:11:36,028 --> 00:11:38,447
‫گرگ سلاح اوناست.

161
00:11:38,531 --> 00:11:40,324
‫همین‌طور گاومیش.

162
00:11:40,408 --> 00:11:43,285
‫همین‌طور هر چیزی که به دام تو...

163
00:11:43,369 --> 00:11:45,329
‫توی جنگل ملی...

164
00:11:45,371 --> 00:11:49,166
‫و زمین بی‌ال‌ام و در نهایت زمین خودت
‫آسیب بزنه.

165
00:11:49,250 --> 00:11:52,002
‫این فرقی نداره با دن جنکینز...

166
00:11:52,086 --> 00:11:53,546
‫که یه کلاب خصوصی می‌خواد یا...

167
00:11:53,587 --> 00:11:56,340
‫مارک اکوئیتیز که فرودگاه کوفتیشون
‫رو میخوان.

168
00:12:00,678 --> 00:12:01,929
‫اونا زمین رو می‌خوان، بابا.

169
00:12:05,307 --> 00:12:06,851
‫فقط کافیه همین رو بفهمی.

170
00:12:56,859 --> 00:12:58,652
‫می‌تونم کمکت کنم؟

171
00:12:58,736 --> 00:13:00,905
‫فقط داشتم زندان جدیدم رو
‫بررسی می‌کردم.

172
00:13:00,988 --> 00:13:02,198
‫چی داره می‌سوزه؟

173
00:13:03,657 --> 00:13:05,034
‫جنگل.

174
00:13:06,035 --> 00:13:07,244
‫هر سال اتفاق میفته.

175
00:13:07,328 --> 00:13:09,371
‫بعضی سال‌ها از سال‌های دیگه بدتره.

176
00:13:09,413 --> 00:13:10,623
‫چطور شروع میشن؟

177
00:13:12,666 --> 00:13:13,709
‫رعد و برق.

178
00:13:16,170 --> 00:13:18,672
‫کسی می‌خواد خاموشش کنه؟

179
00:13:18,756 --> 00:13:21,050
‫اونا سعی‌شون رو می‌کنن.

180
00:13:21,133 --> 00:13:22,426
‫تنها کسی که می‌تونه خاموشش کنه خداست.

181
00:13:24,929 --> 00:13:27,139
‫خدا آتیش رو خاموش می‌کنه؟

182
00:13:27,223 --> 00:13:30,434
‫خدا بارون رو میاره.
‫بارون آتیش رو خاموش می‌کنه.

183
00:13:31,560 --> 00:13:35,397
‫طبیعت آتیش رو خاموش می‌کنه، بچه.

184
00:13:35,439 --> 00:13:36,440
‫منم همینو گفتم.

185
00:13:39,235 --> 00:13:41,237
‫ما اونا رو جمع می‌کنیم
‫و توی دره نگه میداریم،

186
00:13:41,278 --> 00:13:42,613
‫و صبح به سمت این‌جا می‌کشونیمشون.

187
00:13:42,655 --> 00:13:44,114
‫می‌خوای گاری بره اون‌جا؟

188
00:13:44,198 --> 00:13:45,533
‫نه، از گاری و کیسه خواب خبری نیست.

189
00:13:45,616 --> 00:13:48,869
‫ما شبو روی زمین می‌خوابیم.

190
00:13:48,953 --> 00:13:51,413
‫ایول. کارای گاوچرونی.

191
00:13:51,497 --> 00:13:54,375
‫آره! کارتر، اسب‌های بارکش رو بیار...

192
00:13:54,458 --> 00:13:57,962
‫و به گیتور خبر بده که
‫برای ۲ شب اردوی میخی میزنیم.

193
00:13:58,045 --> 00:13:59,755
‫چشم، قربان.

194
00:13:59,839 --> 00:14:01,507
‫اردوی میخی چیه؟

195
00:14:01,549 --> 00:14:03,467
‫نمیدونم

196
00:14:05,678 --> 00:14:07,763
‫خانم.

197
00:15:00,524 --> 00:15:02,818
‫اصلا نپرسیدم که تو چه حسی داری.

198
00:15:04,028 --> 00:15:05,571
‫الان میدونم.

199
00:15:09,241 --> 00:15:11,076
‫من نگرانم.

200
00:15:12,119 --> 00:15:13,329
‫در مورد چی؟

201
00:15:15,706 --> 00:15:18,792
‫در مورد تو.

202
00:15:18,876 --> 00:15:21,128
‫در مورد زندگی و جایگاه من توی اون.

203
00:15:25,257 --> 00:15:27,927
‫من اصلا نمی‌دونم باید چه کار کنم.

204
00:15:31,639 --> 00:15:32,973
‫ما ادامه میدیم.

205
00:15:34,516 --> 00:15:35,851
‫این تنها کاریه که ازمون بر میاد.

206
00:15:37,561 --> 00:15:39,605
آره.

207
00:15:41,231 --> 00:15:42,358
‫از کارت استعفا نده.

208
00:15:44,401 --> 00:15:45,945
‫اون به‌خاطر کار تو نمرد.

209
00:15:47,613 --> 00:15:49,406
‫به‌خاطر یه گاومیش نمرد.

210
00:15:51,617 --> 00:15:53,410
‫اون مرد چون خدا بهش نیاز داشت.

211
00:15:54,453 --> 00:15:56,038
‫چرا بهش نیاز داشت؟

212
00:15:56,121 --> 00:15:57,957
‫وقتی ببینمش این اولین سوالیه
‫که ازش می‌پرسم.

213
00:16:01,460 --> 00:16:03,587
‫صحبت شغل شد، چرا تو کارتو انجام نمیدی؟

214
00:16:06,757 --> 00:16:08,217
‫من...

215
00:16:08,300 --> 00:16:09,969
‫نمی‌خوام این بین ما قرار بگیره.

216
00:16:11,762 --> 00:16:13,472
‫من نمی‌خوام چیزی بین ما قرار بگیره.

217
00:16:16,392 --> 00:16:19,353
‫هیچ چیزی بین ما قرار نمی‌گیره، عزیزم.

218
00:16:19,436 --> 00:16:21,063
‫هیچ چیزی نمی‌تونه بینمون
‫قرار بگیره.

219
00:16:25,234 --> 00:16:26,694
‫پدرت تماس گرفت.

220
00:16:28,445 --> 00:16:29,697
‫بعدا بهش زنگ میزنم.

221
00:16:30,739 --> 00:16:32,199
‫اون به داغ‌زنی دعوتمون کرد.

222
00:16:35,202 --> 00:16:37,830
‫من نمی‌خوام شماها رو یه هفته تنها بذارم.

223
00:16:37,913 --> 00:16:40,499
‫خب، اون همه‌مون رو دعوت کرد.

224
00:16:40,582 --> 00:16:42,084
‫حال اسب‌سواری رو داری؟

225
00:16:42,167 --> 00:16:43,961
‫عمرا.

226
00:16:44,044 --> 00:16:45,629
‫میذارم تو سواری بکنی.

227
00:16:48,048 --> 00:16:50,926
‫اما ما به یه استراحت نیاز داریم.

228
00:16:50,968 --> 00:16:52,344
‫همین‌طور پسرمون.

229
00:16:53,971 --> 00:16:55,431
‫کی شروع می‌کنن؟

230
00:16:55,472 --> 00:16:56,598
‫فردا.

231
00:16:58,392 --> 00:17:00,686
‫پس چند تا اسب جمع می‌کنم.

232
00:17:00,769 --> 00:17:02,021
‫ما باید امشب بریم.

233
00:17:03,772 --> 00:17:05,065
‫عاشقتم.

234
00:17:06,900 --> 00:17:08,485
‫به اندازه‌ی کافی اینو بهت نمیگم.

235
00:17:09,820 --> 00:17:11,238
‫هیچ وقت بهش شک ندارم.

236
00:17:59,787 --> 00:18:01,330
‫ما باید صبح جمع شیم.

237
00:18:01,413 --> 00:18:04,166
‫دو روزی نیستیم.

238
00:18:04,249 --> 00:18:06,335
‫بابام میره؟

239
00:18:06,376 --> 00:18:07,920
‫این اجتماع بهاریه، عزیزم.

240
00:18:07,961 --> 00:18:08,545
‫همه میرن.

241
00:18:08,629 --> 00:18:10,839
‫خب، میشه یه دونه هم برای من پیدا کنی؟

242
00:18:10,923 --> 00:18:13,133
‫چی؟

243
00:18:13,217 --> 00:18:14,384
‫خب...

244
00:18:14,468 --> 00:18:16,762
‫من تنهایی توی اون سیاهچاله نمیمونم.

245
00:18:17,137 --> 00:18:19,223
‫عزیزم، ما دو روز روی اسبیم.

246
00:18:19,306 --> 00:18:21,225
‫چادر و کیسه خوابی نیست.

247
00:18:21,266 --> 00:18:22,351
‫دستشویی و چیز دیگه‌ای نیست.

248
00:18:23,727 --> 00:18:25,729
‫نمیخوای من برم؟

249
00:18:25,813 --> 00:18:28,649
‫آره، غافلگیر شدم که میخوای بری.

250
00:18:28,690 --> 00:18:30,275
‫باشه

251
00:18:32,611 --> 00:18:34,571
‫بث، اگه می‌خوای بری،
‫فقط بگو میخوام برم.

252
00:18:34,655 --> 00:18:38,075
‫فکر می‌کنم گفتم. اما انگار تو چنین
‫چیزی رو غیر ممکن میدونی.

253
00:18:38,158 --> 00:18:40,786
‫بث... بیا دیوونه‌بازی رو بذار کنار.

254
00:18:40,828 --> 00:18:43,622
‫فردا می‌خوای با من به اجتماع بیای؟

255
00:18:45,666 --> 00:18:49,086
‫بث، عشق زندگیم،

256
00:18:49,169 --> 00:18:53,048
‫من فکر نمی‌کنم بتونم ۲ روز
‫رو تنها دووم بیارم.

257
00:18:53,132 --> 00:18:55,175
‫و خدا میدونه که تو از اسب‌ها و دام‌ها...

258
00:18:55,259 --> 00:18:56,927
‫و کثیفی و سرما...

259
00:18:57,010 --> 00:19:00,055
‫و مخصوصا این‌که بهت
‫بگن چه کار کنی بدت میاد،

260
00:19:00,097 --> 00:19:02,808
‫همه‌ی اینا فردا اتفاق میفته،

261
00:19:02,891 --> 00:19:06,103
‫اما میشه اینو در نظر بگیری که...

262
00:19:06,186 --> 00:19:07,771
‫بیای و باعث شی...

263
00:19:10,440 --> 00:19:13,068
‫درد بدون تو بودن رو تحمل نکنم؟

264
00:19:15,654 --> 00:19:17,322
‫خب، نمی‌خوام درد بکشی.

265
00:19:24,204 --> 00:19:26,081
‫می‌خوای فردا بیای؟

266
00:19:26,165 --> 00:19:28,834
‫می‌خوام بیام روی حیوونی
‫که برده‌اش کردی بشینم،

267
00:19:28,876 --> 00:19:31,962
‫تا حیوونایی رو جمع کنم که
‫می‌خوای اذیت و زندانی کنی...

268
00:19:32,004 --> 00:19:34,173
‫قبل از این‌که بدنشون رو ناقص کنی؟

269
00:19:34,256 --> 00:19:35,799
‫نه، فکر کنم همین‌جا بمونم.

270
00:19:37,801 --> 00:19:41,555
‫سامر، خیلی چرت و پرت میگی.

271
00:19:41,597 --> 00:19:43,140
‫میدونی وقتی به دنیا میای...

272
00:19:43,223 --> 00:19:44,933
‫اولین اتفاقی که برات میفته چیه؟

273
00:19:44,975 --> 00:19:48,729
‫یه غریبه قیچی ور میداره...

274
00:19:48,770 --> 00:19:50,314
‫و اون قسمتی از بدنت رو میبره...

275
00:19:50,397 --> 00:19:52,232
‫که ۹ ماه بهت غذا میداده.

276
00:19:52,316 --> 00:19:55,569
‫بعد اون غریبه تو رو به
‫یه غریبه‌ی دیگه میده...

277
00:19:55,652 --> 00:19:59,448
‫که تو رو برعکس نگه میداره میزنه به پشتت...

278
00:19:59,531 --> 00:20:01,283
‫تا جیغ بزنی...

279
00:20:01,366 --> 00:20:04,870
‫و بعد تو رو روی یه ترازوی فولادی میذارن،

280
00:20:04,953 --> 00:20:06,788
‫و بعد با یه ملافه می‌بندنت...

281
00:20:06,830 --> 00:20:08,957
‫قبل این‌که تو رو به مادرت بدن.

282
00:20:09,041 --> 00:20:12,419
‫و اگه پسر باشی، تو همون روز...

283
00:20:12,502 --> 00:20:16,423
‫یه غریبه‌ی دیگه میاد تو رو میبره...

284
00:20:16,506 --> 00:20:17,841
‫کلی آزمایش روت انجام میده...

285
00:20:17,925 --> 00:20:20,385
‫قبل این‌که پوست تنت رو بکنه.

286
00:20:20,427 --> 00:20:22,638
‫و همه‌ی این کارهایی که انجام میشه...

287
00:20:22,721 --> 00:20:26,225
‫برای نجات دادنت و بهتر کردن
‫زندگیت انجام میشه.

288
00:20:26,308 --> 00:20:27,726
‫منظورم رو گرفتی؟

289
00:20:29,269 --> 00:20:30,437
‫نه راستش.

290
00:20:31,146 --> 00:20:33,232
‫نه راستش؟

291
00:20:33,315 --> 00:20:36,276
‫فکر کنم برای همینه که من فرماندارم...

292
00:20:36,318 --> 00:20:38,153
‫و تو تحت بازداشت خونگی هستی.

293
00:20:39,529 --> 00:20:41,073
‫این‌جا گوشی آنتن میده؟

294
00:20:43,075 --> 00:20:44,910
‫امیدوارم نده.

295
00:20:44,993 --> 00:20:47,120
‫بهتره یه گوشی ماهواره‌ای بگیری.

296
00:20:50,290 --> 00:20:51,250
‫می‌تونی...

297
00:20:53,460 --> 00:20:54,586
‫می‌تونی اسب سوار شی؟

298
00:20:54,628 --> 00:20:56,296
‫من می‌تونم اسب سوار شم.

299
00:20:56,380 --> 00:20:58,173
‫تو گوشی ماهواره‌ای رو حمل کن.

300
00:21:05,138 --> 00:21:06,890
‫این منو خوشحال می‌کنه.

301
00:21:08,392 --> 00:21:10,560
‫آماده‌ای که بریم، گاوچرون؟

302
00:21:10,644 --> 00:21:12,521
‫میشه یکم ماهیگیری کنیم؟

303
00:21:12,604 --> 00:21:14,356
‫توی این سفر نمیشه، نوه جان.

304
00:21:14,439 --> 00:21:17,192
‫به اسب‌هات برس و برای شام
‫بیا تو خونه پیش ما.

305
00:21:42,134 --> 00:21:43,844
‫قرار ساعت شیشت این‌جاست.

306
00:21:43,927 --> 00:21:45,637
‫من قرار ساعت شیش ندارم.

307
00:21:46,138 --> 00:21:48,265
‫تو قرار ساعت ۶ داری.

308
00:21:51,018 --> 00:21:52,352
‫باهات تماس گرفتم.

309
00:21:53,353 --> 00:21:54,771
‫میدونم.

310
00:21:55,564 --> 00:21:57,816
‫ببین...

311
00:21:57,899 --> 00:21:59,693
‫اون شب...

312
00:21:59,776 --> 00:22:02,529
‫چی؟

313
00:22:02,571 --> 00:22:05,282
‫غیرحرفه‌ای بود و...

314
00:22:05,365 --> 00:22:08,243
‫تو خوشت نیومد؟

315
00:22:08,327 --> 00:22:10,537
‫نه، حرفم این نیست.

316
00:22:10,579 --> 00:22:12,080
‫ما دو تا آدم عاقل و بالغیم.

317
00:22:12,122 --> 00:22:13,373
‫هر کاری بخوایم می‌تونیم بکنیم،

318
00:22:13,457 --> 00:22:15,250
‫اما متوجه منظورت هستم، جیمی.

319
00:22:15,334 --> 00:22:17,961
‫اما داری میگی که رابطه با من باعث
‫سلب صلاحیتت میشه...

320
00:22:18,045 --> 00:22:20,297
‫از نمایندگی ایالت در دعوی قضایی...

321
00:22:20,380 --> 00:22:25,510
‫در برابر مارکت اکوئیتیز یا شرکاش.

322
00:22:25,594 --> 00:22:27,179
‫از تو هم سلب صلاحیت میشه.

323
00:22:27,262 --> 00:22:29,473
‫شاکی من نیستم.

324
00:22:32,017 --> 00:22:33,518
‫برای همین چنین کاری کردی؟

325
00:22:38,815 --> 00:22:39,858
‫محض اطلاعت...

326
00:22:41,860 --> 00:22:44,988
‫ایالت برای دعوی قضایی
‫از مشاور خارجی استفاده می‌کنه.

327
00:22:45,072 --> 00:22:47,366
‫تو منو از هیچ چیزی سلب صلاحیت نکردی.

328
00:22:49,201 --> 00:22:54,498
‫پس اگه برای چنین چیزی این کارو کردی،
‫کارت بیهوده بوده.

329
00:23:10,347 --> 00:23:11,556
‫من واقعا می‌تونم به اجتماع بیام؟

330
00:23:11,640 --> 00:23:12,599
‫آره.

331
00:23:17,813 --> 00:23:19,481
‫- ایستگاهم که نکردی؟
‫- نه.

332
00:23:19,564 --> 00:23:20,690
‫هی، سر میز حرف زشت نزن.

333
00:23:22,275 --> 00:23:23,568
‫پس می‌تونم برم؟

334
00:23:23,652 --> 00:23:27,447
‫می‌تونی خبر مرگت بیای.
‫اما دیگه ازم نپرس، باشه؟

335
00:23:27,489 --> 00:23:29,282
‫- عزیزم؟
‫- بله؟

336
00:23:29,366 --> 00:23:30,867
‫می‌خوام بهش یکم ادب یاد بدم.

337
00:23:45,715 --> 00:23:47,843
‫می‌خوای اون بیرون بهشون غذا بدم؟

338
00:23:50,554 --> 00:23:53,140
‫عقل سلیم اینو میگه.

339
00:23:56,017 --> 00:23:58,645
‫اما برای یه بارم که شده این خانواده قراره
‫با هم غذا بخوره.

340
00:24:04,985 --> 00:24:06,862
‫برات صندلی میذاشتم،

341
00:24:06,945 --> 00:24:09,448
‫اما فکر کردم بتونیم توی علفزار
‫حواسمون به زندانیت باشه،

342
00:24:09,531 --> 00:24:11,199
‫ ببینیم که عاشق خوردن علفه.

343
00:24:14,202 --> 00:24:16,037
‫کیسی با خانواده‌اش این‌جا هستن.

344
00:24:16,121 --> 00:24:18,415
‫ما توی اتاق غذاخوری غذا می‌خوریم.

345
00:24:18,498 --> 00:24:20,417
‫و تو خوب رفتار می‌کنی.

346
00:24:20,500 --> 00:24:22,544
‫اما اگه نمی‌تونی چیز خوبی بگی،

347
00:24:22,627 --> 00:24:24,045
‫اصلا چیزی نمیگی.

348
00:24:25,839 --> 00:24:27,466
‫واضحه؟

349
00:24:27,507 --> 00:24:29,009
‫کاملا واضحه، بابا.

350
00:24:38,435 --> 00:24:40,020
‫قبلش یه نوشیدنی میخورم.

351
00:24:50,572 --> 00:24:51,573
‫آماده‌ام.

352
00:24:56,077 --> 00:24:57,787
‫بدجوری از این پشیمون میشم.

353
00:25:00,165 --> 00:25:01,791
‫بیاید قال این قضیه رو بکنیم.

354
00:25:11,426 --> 00:25:12,928
‫یه خانواده‌ی بزرگ خوشحال.

355
00:25:14,221 --> 00:25:15,555
‫و یه دستیار.

356
00:25:17,974 --> 00:25:19,309
‫و یه عوضی.

357
00:25:21,394 --> 00:25:23,939
‫فکر نکنم بهتر از این بشه.

358
00:25:36,701 --> 00:25:39,579
‫خب، گیتور برای این شام
‫چیو کشتی؟

359
00:25:39,621 --> 00:25:42,165
‫شرمنده، نمی‌دونستم به ما ملحق میشی.

360
00:25:42,207 --> 00:25:46,086
‫وگرنه یه چیز دیگه‌ای انتخاب می‌کردم.

361
00:25:46,169 --> 00:25:48,171
‫اون تا ۶ ماه آینده‌ این‌جاست.

362
00:25:48,255 --> 00:25:49,589
‫پس یه گزینه‌ی گیاهخواری توی هر وعده...

363
00:25:49,673 --> 00:25:52,217
‫گیاهخواری مطلق. یه گزینه‌ی
‫گیاهخواری مطلق، لطفا.

364
00:25:52,300 --> 00:25:54,970
‫گیتور، چیزی که به اسب‌ها میدیم
‫رو بهش بده بخوره.

365
00:25:55,053 --> 00:25:58,306
‫خب، بگذریم، امشب شما...

366
00:25:58,390 --> 00:26:00,475
‫یه غذای ترکیبی میل می‌کنید،

367
00:26:00,517 --> 00:26:02,519
‫سمت چپ گوشت گوزن هست.

368
00:26:02,602 --> 00:26:04,771
‫یعنی به یه گوزن شلیک کردی.

369
00:26:06,106 --> 00:26:07,274
‫بله، درسته.

370
00:26:07,315 --> 00:26:08,316
‫در حالی که اون داشت
‫کار خودشو می‌کرد...

371
00:26:08,400 --> 00:26:09,943
‫و دنبال روزی بود.

372
00:26:10,026 --> 00:26:14,364
‫آره. به علاوه ما اردک کبابی رو داریم.

373
00:26:14,447 --> 00:26:16,408
‫می‌دونستی اردک‌ها تا آخر عمر
‫با جفتشون می‌مونن؟

374
00:26:16,449 --> 00:26:18,952
‫حداقل یه چیزی سر این میز
‫این کارو می‌کنه.

375
00:26:19,035 --> 00:26:22,414
‫خب، من اونو با جفتش کشتم، اگه...

376
00:26:22,497 --> 00:26:24,874
‫بهترش می‌کنه؟ نه، دوبرابر بدترش می‌کنه.

377
00:26:24,958 --> 00:26:26,167
‫اوه.

378
00:26:26,209 --> 00:26:27,669
‫و این موجود کوچیک...

379
00:26:27,752 --> 00:26:29,963
‫که حتی یه نفر رو سیر نمی‌کنه چیه؟

380
00:26:30,046 --> 00:26:32,549
‫راستش من برای هر نفر ۴ تا
‫از اینا رو سرو می‌کنم.

381
00:26:32,591 --> 00:26:34,759
‫پس چهارتاشون رو کشتی.

382
00:26:34,801 --> 00:26:36,720
‫آره.

383
00:26:38,346 --> 00:26:39,973
‫این گوشت مرموز چیه؟

384
00:26:40,056 --> 00:26:41,224
‫اون یه کبوتره.

385
00:26:42,934 --> 00:26:45,312
‫کبوتر. پرنده‌ی صلح.

386
00:26:45,395 --> 00:26:48,023
‫اینا هر سال از مکزیک
‫به این‌جا مهاجرت می‌کنن.

387
00:26:48,106 --> 00:26:52,402
‫تو داری برای شام پرنده‌ی صلح رو می‌خوری.

388
00:26:52,485 --> 00:26:56,197
‫کبوترا خیلی خوشمزه‌ان.

389
00:26:56,239 --> 00:26:57,907
‫ببخشید. ببخشید.

390
00:26:59,326 --> 00:27:01,620
‫خیلی وضعیت معذب‌کننده‌ایه.

391
00:27:01,661 --> 00:27:03,413
‫میشه غذا بخوریم؟

392
00:27:03,413 --> 00:27:04,372
‫سامر...

393
00:27:04,873 --> 00:27:06,291
‫بیا ما دو نفری یه قدمی بزنیم،

394
00:27:06,374 --> 00:27:08,793
‫باشه؟ شاید این‌جوری بتونم
‫بهت آموزش بدم...

395
00:27:08,877 --> 00:27:10,795
‫در مورد سبک زندگی متفاوتمون.

396
00:27:10,879 --> 00:27:13,882
‫فرهنگ‌های متفاوتمون،
‫سیستم‌های ارزشی متفاوتمون.

397
00:27:13,965 --> 00:27:15,425
‫- تو برای چیزی ارزش قائلی؟
‫- بیا قدم بزنیم.

398
00:27:15,508 --> 00:27:17,719
‫- دخترا...
‫- دخترا؟

399
00:27:17,761 --> 00:27:19,888
‫تو توی این‌جا دختری می‌بینی، بابا؟

400
00:27:19,929 --> 00:27:22,140
‫- بفرما.
‫- عمرا من اول برم.

401
00:27:29,481 --> 00:27:32,359
‫قربان، می‌خوای برم دنبالشون؟

402
00:27:33,735 --> 00:27:35,820
‫فکر می‌کنم این ایده‌ی خیلی بدیه، ریپ.

403
00:27:39,658 --> 00:27:43,745
‫گیتور، بذار تا وقتی
‫که می‌تونیم غذا بخوریم.

404
00:27:49,084 --> 00:27:50,085
‫چهار تا از اونا می‌خوام.

405
00:27:52,253 --> 00:27:53,713
‫نمیشه کاریش کرد.

406
00:27:53,755 --> 00:27:56,633
‫قربان، من یکم نگران اونام.

407
00:27:56,716 --> 00:27:58,718
‫احتمالا بایدم باشی.

408
00:28:01,429 --> 00:28:03,431
‫فکر می‌کردم قدم زدن یه استعاره‌ست.

409
00:28:03,515 --> 00:28:05,183
‫واقعا جدی گفتی.

410
00:28:05,266 --> 00:28:06,643
‫- نه.
‫- اوه!

411
00:28:06,726 --> 00:28:08,311
‫این یه استعاره بود.

412
00:28:11,189 --> 00:28:13,024
‫یادته این موقعیتو؟

413
00:28:13,066 --> 00:28:18,738
‫ای بچه‌ی ۴۰ ساله‌ی لوس و از خودراضی.

414
00:28:18,822 --> 00:28:21,449
‫کل مشکل این‌جا توی تو جمع شده.

415
00:28:21,491 --> 00:28:23,243
‫تنها مشکل این‌جا اینه که تو داخلشی.

416
00:28:25,620 --> 00:28:28,957
‫زنیکه!

417
00:28:29,040 --> 00:28:31,292
‫نه سال جوجیتسو کار کردم، عوضی.

418
00:28:38,550 --> 00:28:40,468
‫میدونین که چی میشه، مگه نه قربان؟

419
00:28:40,510 --> 00:28:43,054
‫فکر کنم همین حالا در حال رخ دادنه، ریپ.

420
00:28:43,096 --> 00:28:44,848
‫من از گوش کردن به این خسته شدم.

421
00:28:44,889 --> 00:28:47,267
‫بذار خودشونو خالی کنن.

422
00:28:47,350 --> 00:28:50,979
‫دخترتون هیچ وقت خالی نمیشه، قربان.

423
00:28:51,020 --> 00:28:52,021
‫ببخشید.

424
00:28:56,985 --> 00:28:58,653
‫مسخره شدین.

425
00:28:58,737 --> 00:29:02,365
‫بلند شو!

426
00:29:03,241 --> 00:29:05,285
‫فکر می‌کنین با زدن همدیگه
‫می‌تونین کاری کنین...

427
00:29:05,326 --> 00:29:06,703
‫که طرف مقابل به نظرتون احترام بذاره؟

428
00:29:12,333 --> 00:29:15,170
‫می‌خوای این‌جوری به اون پسر ادب یاد بدی؟

429
00:29:16,129 --> 00:29:17,589
‫ من تو رو نمیشناسم.

430
00:29:17,672 --> 00:29:19,758
‫اما اینو می‌دونم، تو هیچ وقت نمی‌تونی
‫یه نفر رو راضی کنی...

431
00:29:19,841 --> 00:29:21,092
‫که مثل تو فکر کنه...

432
00:29:21,134 --> 00:29:23,553
‫وقتی توی خونه‌اش بهش توهین می‌کنی.

433
00:29:23,636 --> 00:29:28,183
‫اگه از غذا خوشت نمیاد نخور.

434
00:29:28,266 --> 00:29:30,393
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه بهت بگم
‫امشب چند نفر...

435
00:29:30,477 --> 00:29:32,687
‫توی کره‌ی زمین دارن از گرسنگی می‌میرن.

436
00:29:35,190 --> 00:29:38,067
‫پس شاید بهتره خفه بشی
‫و تشکر کنی.

437
00:29:40,028 --> 00:29:41,696
‫یا از این‌جا بری...

438
00:29:41,780 --> 00:29:44,365
‫اینم یه گزینه‌ایه که
‫هیچ کسی بهش فکر نکرده.

439
00:29:44,407 --> 00:29:46,618
‫من نمی‌تونم برم.

440
00:29:46,659 --> 00:29:48,912
‫خب، اگه نمی‌خوای هر شب
‫همین آش و همین کاسه باشه،

441
00:29:48,995 --> 00:29:51,372
‫برای باقی زمان موندنت توی این‌جا...

442
00:29:51,414 --> 00:29:53,333
‫پیشنهاد می‌کنم یه راهی
‫برای وفق دادن خودت پیدا کنی.

443
00:30:04,427 --> 00:30:07,388
‫صبر کن.

444
00:30:07,472 --> 00:30:08,473
‫شاید توش کره باشه.

445
00:30:09,641 --> 00:30:11,851
به جهنم

446
00:30:24,280 --> 00:30:27,700
‫پس تا حالا تو عمرت گوشت نخوردی؟

447
00:30:27,784 --> 00:30:29,661
‫هیچ وقت.

448
00:30:29,702 --> 00:30:32,247
‫والدینم گیاهخوار بودن.

449
00:30:32,288 --> 00:30:33,540
‫واقعا؟

450
00:30:36,042 --> 00:30:39,170
‫میدونی، بدن ما جوری طراحی نشده...

451
00:30:39,254 --> 00:30:42,841
‫که علف و کاهو و این چیزا بخوریم، درسته؟

452
00:30:42,924 --> 00:30:45,635
‫برای اینه که باید اول
‫اونو به آرد تبدیل کنیم.

453
00:30:45,677 --> 00:30:47,011
‫نه، ما طراحی نشدیم که اینو بخوریم.

454
00:30:47,053 --> 00:30:50,890
‫دقیقا جوری طراحی شدیم که اینو بخوریم.

455
00:30:50,974 --> 00:30:54,894
‫هر چیزی که علف می‌خوره
‫شکم چهار دهلیزی داره.

456
00:30:57,438 --> 00:30:58,481
‫این چرته.

457
00:30:58,565 --> 00:31:00,692
‫از اون بپرس.

458
00:31:11,119 --> 00:31:12,662
‫من میرم جعبه‌ی کمک‌های اولیه رو بیارم.

459
00:31:15,206 --> 00:31:17,125
‫اون‌قدری که به نظر میاد
‫بد نیست.

460
00:31:17,208 --> 00:31:19,544
‫خیالم راحت شد.

461
00:31:19,627 --> 00:31:20,837
‫چون اگه اون‌قدری که به نظر میومد بد بود،

462
00:31:20,920 --> 00:31:22,922
‫با هلیکوپتر به بیمارستان منتقل میشدی.

463
00:31:34,809 --> 00:31:35,977
‫همه‌تون مرخصید.

464
00:32:02,503 --> 00:32:05,298
‫اگه مشکلی نداشته باشین،
‫به خودم اجازه دادم این کارو بکنم.

465
00:32:06,299 --> 00:32:07,550
‫بهش نیاز داشتم.

466
00:32:07,634 --> 00:32:09,385
‫تو داری کاریو می‌کنی
‫که من اومدم این‌جا بکنم.

467
00:32:12,639 --> 00:32:13,806
‫یکی برام بریز، باشه؟

468
00:32:24,817 --> 00:32:26,069
‫دخترم...

469
00:32:30,365 --> 00:32:32,659
‫من تحسینت می‌کنم، ریپ.

470
00:32:32,742 --> 00:32:36,037
‫شجاعت زیادی می‌خواد که
‫کنار اون زن بخوابی.

471
00:32:36,120 --> 00:32:39,207
‫اون ضرب المثل قدیمی رو میدونی که میگه
‫"عصبانی نرو بخواب"؟

472
00:32:40,416 --> 00:32:44,087
‫تو ازدواجم هیچ چیزی اندازه‌ی این
‫درست نبوده.

473
00:32:44,128 --> 00:32:45,296
‫فکر کنم همین‌طوره.

474
00:32:48,299 --> 00:32:50,677
‫اولین داتون‌هایی که توی این دره
‫ساکن شدن...

475
00:32:50,718 --> 00:32:53,346
‫تنها چیزی که بلد بودن جنگیدن بود.

476
00:32:53,429 --> 00:32:54,681
‫این‌جوری به این‌جا رسیدن...

477
00:32:54,764 --> 00:32:56,349
‫و این‌جوری زمین رو نگه داشتن.

478
00:32:57,725 --> 00:32:59,268
‫اما امروز...

479
00:33:01,980 --> 00:33:04,232
‫امروز به نظر میومد که چنین کاری
‫مایه‌ی دردسره.

480
00:33:07,610 --> 00:33:10,279
‫این روزا بزدل‌ها به دنیا
‫حکومت می‌کنن، ریپ.

481
00:33:12,240 --> 00:33:15,368
‫با قوانین بزدلانه و رسوم بزدلانه.

482
00:33:15,410 --> 00:33:17,453
‫برای این‌که توی این روزا موفق بشی،
‫فقط باید بدونی که...

483
00:33:17,537 --> 00:33:20,790
‫چطور بقیه رو سرزنش کنی
‫و چطور غر بزنی.

484
00:33:23,918 --> 00:33:25,336
‫واقعا فکر می‌کنم این روزها...

485
00:33:25,420 --> 00:33:27,255
‫قانون بقای نالایق‌ترین حاکمه.

486
00:33:31,175 --> 00:33:32,510
‫من همیشه فکر می‌کردم وقتی بث...

487
00:33:32,552 --> 00:33:33,803
‫سنش بره بالا آروم‌تر میشه.

488
00:33:36,431 --> 00:33:38,474
‫اما انگار هر سال داره وحشی‌تر میشه.

489
00:33:38,516 --> 00:33:41,436
‫من تا حالا چنین چیزی ندیدم.

490
00:33:45,565 --> 00:33:48,317
‫چه حسی داره که این‌قدر آزاد باشی.

491
00:33:52,613 --> 00:33:56,909
‫من یه بچه دارم که دلم براش تنگ میشه،

492
00:33:56,993 --> 00:34:00,455
‫یه بچه دارم که دلم براش میسوزه،
‫یه بچه دارم که از داشتنش پشیمونم...

493
00:34:03,374 --> 00:34:04,625
‫اما اون دختر...

494
00:34:07,336 --> 00:34:09,047
‫بچه‌ایه که بهش حسودیم میشه.

495
00:34:23,686 --> 00:34:25,730
‫ساعت چهار توی آشپزخونه می‌بینمت.

496
00:34:25,813 --> 00:34:27,065
‫چشم، قربان.

497
00:34:28,357 --> 00:34:29,609
‫شب بخیر.

498
00:34:51,923 --> 00:34:53,883
‫تا چند روز از چنین چیزی خبری نیست.

499
00:34:53,925 --> 00:34:55,802
‫آره.

500
00:36:58,758 --> 00:37:00,468
‫- رایان. خیلی وقته ندیدمت.
‫- خوبی؟

501
00:37:00,551 --> 00:37:01,677
‫خوب به نظر می‌رسی.

502
00:37:01,719 --> 00:37:03,721
‫سلام، جوون، چطوری؟

503
00:37:03,804 --> 00:37:05,723
‫خوبم. بگو ببینم چی داری.

504
00:37:05,806 --> 00:37:07,808
‫ما چند تا تجهیزات جدید و قوی داریم.

505
00:37:26,953 --> 00:37:28,996
‫شماها چطورین؟ خوبین؟

506
00:37:29,080 --> 00:37:30,373
‫خوبه. از دیدنت خوشحالم.

507
00:37:36,879 --> 00:37:39,715
‫شما پسرا مشکلی ندارین؟ چیزی نمی‌خواین؟
‫ممنون.

508
00:37:39,799 --> 00:37:42,468
‫اینو ببین. چه خوشگله.

509
00:37:45,513 --> 00:37:48,641
‫- اولین بارت نیست.
‫- آره، از پسش بر میای.

510
00:38:06,534 --> 00:38:07,994
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

511
00:38:17,378 --> 00:38:19,922
‫دیگه چیزی نمیخوای، پسر.

512
00:38:20,965 --> 00:38:21,882
‫خیلی خب.

513
00:38:25,845 --> 00:38:27,221
‫خوبی، رفیق؟

514
00:38:27,263 --> 00:38:29,056
‫آره، خوبم.

515
00:38:47,533 --> 00:38:48,909
‫خوبی؟

516
00:38:50,202 --> 00:38:52,580
‫تو لایق همه‌ی اینا هستی، عزیزم.

517
00:38:52,663 --> 00:38:54,540
‫منظورت اینه که لیاقتش
‫رو بدست آوردم.

518
00:38:54,623 --> 00:38:56,959
‫آره، عزیزم. منظورم همینه.

519
00:39:08,262 --> 00:39:10,056
‫فکر کنم قبلا این کارو کردی.

520
00:39:10,139 --> 00:39:12,183
‫من اهل مایلز سیتی هستم.

521
00:39:20,524 --> 00:39:22,276
‫تا کی نیستین؟

522
00:39:22,360 --> 00:39:23,652
‫چند روز.

523
00:39:23,736 --> 00:39:25,780
‫حالت چطوره؟

524
00:39:25,863 --> 00:39:27,448
‫انگار کامیون بهم زده.

525
00:39:27,531 --> 00:39:29,867
‫تو چی؟

526
00:39:29,950 --> 00:39:31,577
‫انگار یه پریوس بهم زده.
‫[خودروی دوگانه‌ی برقی تویوتا]

527
00:39:34,580 --> 00:39:36,749
‫نمیدونم وقتی نیست باید چه کار کنم.

528
00:39:36,832 --> 00:39:39,502
‫وقتی این‌جاست هم نمیدونم باید چه کار کنم.

529
00:39:39,585 --> 00:39:43,756
‫خب، فکر کنم برای این قسمتش
‫یه کاری می‌تونی بکنی.

530
00:39:43,839 --> 00:39:47,760
‫چطوره این‌جا رو بگردی؟

531
00:39:47,843 --> 00:39:49,762
‫تو ما رو بهتر می‌فهمی.

532
00:39:50,888 --> 00:39:53,349
‫به من بگو جنگلی توی آمریکا هست...

533
00:39:53,432 --> 00:39:56,477
‫که وضع بهتری از این داشته باشه
‫یا بیشتر از این دوستش داشته باشن.

534
00:39:56,560 --> 00:39:58,896
‫بعدش بگو که ما دشمنتیم.

535
00:40:27,049 --> 00:40:30,469
‫- عاشقتم.
‫- عاشقتم.

536
00:40:32,263 --> 00:40:34,807
‫مراقب پسرمون باش.

537
00:40:34,849 --> 00:40:36,267
‫اون تنها پسریه که داریم.

538
00:40:37,810 --> 00:40:39,103
‫آره، باید بهش رسیدگی کنیم.

539
00:41:00,749 --> 00:41:03,169
‫مطمئنی می‌تونی سواری کنی؟

540
00:41:03,252 --> 00:41:06,172
‫من تا بالا باهات مسابقه میدم، فرماندار.

541
00:41:09,633 --> 00:41:11,051
‫ممنون که اومدی.

542
00:41:11,093 --> 00:41:13,095
‫جای دیگه‌ای نبود که ترجیح بدم باشم.

543
00:41:39,747 --> 00:41:42,124
‫ما در امتداد مونت چیزوم حرکت می‌کنیم.

544
00:41:42,208 --> 00:41:43,959
‫اونا رو به سمت لوئیس کریک میکشونیم.

545
00:41:44,043 --> 00:41:47,713
‫شب اونا رو تو علفزار نگه میداریم.

546
00:41:47,796 --> 00:41:51,467
‫اگه شانس بیاریم، توی یه حرکت
‫همه‌شون رو جمع می‌کنیم.

547
00:41:51,550 --> 00:41:55,221
‫نمیشه اون بالا اردو زد، پس...

548
00:41:55,262 --> 00:41:59,016
‫برای دو روز شکمتون خالیه
‫و روی زمین سرد باید بخوابین.

549
00:42:26,418 --> 00:42:30,214
‫اگه تماشای رفتن خانواده‌ات
‫باعث نشه گریه کنی،

550
00:42:30,297 --> 00:42:32,550
‫احتمالا نباید خانواده‌ای داشته باشی.
